Gabbro
5.68K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
وقتی تو نشستی پاتو از بر کنی و دوستت داره میره با"یه شاعر که آرامشش با تو بود نشسته جدایی رو از بر کنه"همخوانی کنه.😑
Looked me in the eyes and said, sometimes you can do everything right and things will still go wrong, the key is to never stop doing right.
#ممبررفته_ازدست
من نميخوام با دنیای پیرامونم و بدی هاش به صلح برسم، من فقط ميخوام به پذیرش خودم برسم، اون موقع دیگه مهم نيست که راه من وسط زباله دونی فضایی ها باشه من ادامه میدم.
Forwarded from That's all folks! (Nima)
Javoon Marg
Rastaak
مثه پس کوچه های پاییزم

@theGabbro
عاشق نیستم، فقط مغموم عشقم.
از اون شب هایی که دلیلی برای ناراحتی نداری ولی جا به جایی غم های ته نشين شده ات رو حس میکنی...
وقتی وسط عکس های کلاسی که همه زل زدن به دوربین داره تورو نگاه میکنه :/
Forwarded from Dark Side of the Moon
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ببینین کی با این نشسته داره گریه میکنه،
دارم کتاب
The subtle art of not giving a Fu*k
یا همون هنر ظريف رهایی از دغدغه رو میخونم و بعد از تک تک جملات دوست دارم سر تکون بدم و به روش مانیکایی بگم:
I know!
Ghost
Halsey
I'm searching for something that I can't reach

@theGabbro
Forwarded from That's all folks! (Nima)
من هیچ نمی‌فهمم دارم چه‌کار می‌کنم. از کارهای بقیه هم سردرنمی‌آورم. انگار همه داریم کارهایی می‌کنیم که کسی به‌مان گفته انجام بدهیم اما مطمئن نیستیم دقیقاً چی شنیده‌ایم و حالا نمی‌دانیم چه کارهایی را چه‌طور باید انجام بدهیم؟! برای همین گیج و ویج یک‌کارهایی می‌کنیم و نمی‌دانیم درست بود یا اشتباه بود، خوشحال باشیم که انجام‌شان داده‌ایم یا ناراحت باشیم؟ اگر هم کاری نکنیم، جوری نگرانیم که انگار باید به همانی که نمی‌دانیم چی به‌مان گفته، جواب پس بدهیم. این هم شد زندگی؟
Forwarded from که به رؤیا دیدم
به اون نگاه کردم. سیاهچاله بود. همه ی خشونتش رو به خودش بود. وقت آن شده بود که مقداری از آن را به مسیر دیگر براند.
°انسان ها°
#اينمنم
چرا محتاج شدیم به دوست داشته شدن؟!
کتابی که میخونم دوست دارم مثل نقشه راهم عمل کنه بهم بگه باید چیکار کنم بگه چی کم دارم نشونه هایی که دنبالشم رو واسم روشن تر کنه یا لااقل نویسنده تونسته باشه حرف های آشفته ی ذهن منو بنویسه، باشه وگرنه که میره تو لیست ناتموم ها.
[هیچ راه فراری وجود ندارد: اینطور به نظر میرسد که هرکاری که انسان برای گذران زندگی، زنده ماندن، یا لذت بردن از زندگی انجام میدهد، در نهایت غیرقانونی، غیراخلاقی، چاق کننده و از همه نگران کننده تر، احتمالا سرطانزا است.]
پاتولوژی رابینز
چه متریالی به جز خودتون و محیط اطراف خودتون برای فکر کردن دارید؟!
یه جاهایی جای من نیست حتی اگه دلم بخواد باشم.
وقتی زمانی که خودم میتونستم هدر بدم رو تلف میکنید، اژدهای خشمگین درونم جوری آتش پراکنی میکنه که بیا و ببین!