هرچقدر هم که بدوم از حاشیه ها دور شم، با سر ميخورم تو دیوار، آخه فرارکردنی نیستن حاشیه ها، یه دیوارن باید صخره نوردی بلد باشی برای فرار.
آخر شب که شد به خودم برگشتم و اون قسمت کوچیک احساسی مغزم خاموش شد، مکانیسمش ساده بود ولی سخت بهش رسیدم، کافی بود به خودم بفهمونم تو در هر زمان بهترین تصمیم اون زمان رو گرفتی، تو لازم نيست ری اکشن آدم هارو پیش بینی کنی، هرکاری که دوست داری رو انجام بده بدون نگرانی بعدش، حتی اگه قراره بعدش بد پیش بره بذار الانت خوب باشه.
+ چرا شما انقدر ناامید هستید؟
- نمیشه بهش بگم آخه امیدواری بدترین شکل ناامیدیه، نمیشه بهش بگم امید هست ولی نه برای ما، نمیشه بهش بگم چون منم، نمیشه بگم از ملال زندگی، نمیشه بگم که از امید فقط املاشو میدونم، راستی راستی چرا من انقدر ناامیدم؟!
- نمیشه بهش بگم آخه امیدواری بدترین شکل ناامیدیه، نمیشه بهش بگم امید هست ولی نه برای ما، نمیشه بهش بگم چون منم، نمیشه بگم از ملال زندگی، نمیشه بگم که از امید فقط املاشو میدونم، راستی راستی چرا من انقدر ناامیدم؟!
امید:
آرزو، انتظار، رجا، توقع، چشمداشت، اشتیاق یا تمایل به روی دادن یا انجام امری همراه با آرزوی تحقق آن، تکیه گاه، محل پناه
آرزو، انتظار، رجا، توقع، چشمداشت، اشتیاق یا تمایل به روی دادن یا انجام امری همراه با آرزوی تحقق آن، تکیه گاه، محل پناه
Gabbro
امید: آرزو، انتظار، رجا، توقع، چشمداشت، اشتیاق یا تمایل به روی دادن یا انجام امری همراه با آرزوی تحقق آن، تکیه گاه، محل پناه
کسی که امید نداره اشتیاق و تمایل هم نداره، آرزو و چشمداشتی هم نداره، این محشر نیست؟! نه نيست.
وقتی آتیش خشمم گریبان تنها بازمانده هامم گرفت،اولش غمگین شدم، ولی بعدش خشمگین تر شدم، آخه من همینم، این که نشد جواب؟ من دلیلی برای تغییر ندارم، من لازم دارم خشمگین بمونم تا باور نکنم خوبی رو، تا دل نبندم، تا توقع نداشته باشم، چرا؟ چون این فاکینگ زندگیه، روی خوش نداره، همش توهمه.
حسم مثل بی حسی بعد از مدت ها تو سرما موندنه، چیزی رو حس نميكنم. آره، این کاریه که خشم مزمن باهات میکنه. از چی و کی خشمگینم؟ همه چیز و همه کس، حتی شما دوست عزیز.
Forwarded from Brighter Side of The Shell
تو نازکی، طاقت کلمات بسیار ما نداری. تو می رنجی، ضعیف می شوی. مرا اگر هزار برنجانند هیچ جز قوی تر نشوم و جز عظیم تر نشوم. من در دوزخ رَوَم، و در بهشت روم، و در بازار... و تو نازکی... نتوانی رفتن.
+مقالات شمس تبریزی
#شمس
#ناخوانده
#bookquotes
+مقالات شمس تبریزی
#شمس
#ناخوانده
#bookquotes
Brighter Side of The Shell
تو نازکی، طاقت کلمات بسیار ما نداری. تو می رنجی، ضعیف می شوی. مرا اگر هزار برنجانند هیچ جز قوی تر نشوم و جز عظیم تر نشوم. من در دوزخ رَوَم، و در بهشت روم، و در بازار... و تو نازکی... نتوانی رفتن. +مقالات شمس تبریزی #شمس #ناخوانده #bookquotes
من نمیخوام نازک و ضعيف باشم، نميخوام برنجم...