Gabbro
5.68K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
من با تو بد نیستم، من کلا بدم.
Forwarded from نامحلول
خيلي ساده ناگهان حس كردم به چيز غير ممكني احتياج دارم...
من احتياج به ماه دارم، يا به خوشبختي، يا به ابديّت، شايد به يك چيز كه جنون باشه
كه در هر حال متعلق به اين دنيا نباشه.


كامو
Forwarded from وهمِ سبز
You didn't deserve to know me like that.
Forwarded from رقص درناها
دارند اهمیت رنج‌های شخصی را از بین می‌برند، با یک سری جمله‌ی قصار. چه می‌دانم مثلا با رسم شکل نشان می‌دهند کره‌ی زمین توی کهکشان راه شیری چقدر ناچیز است: پس ببین بدبخت بیچاره! تو و رنج‌هایت مطلقا هیچ‌چیز نیستید. یا مثلا وقتی زباله‌های نفتی دریاها را دارند به لجن می‌کشند هیچ اهمیتی ندارد تو برای چه کسی دلت تنگ شده.
من می‌دانم که خیلی خیلی کوچک و ناچیزم؛ جنازه‌ی ماهی‌ها را هم که روی آب می‌بینم قلبم مچاله می‌شود. اما لطفا بگذارید با علم به سوءتغذیه‌ی آفریقایی‌ها و اینکه آمریکا سالیانه چند هزار تن گندم می‌ریزد دور، توی همین دنیایی که جنگل‌هایش دارند آتش می‌گیرند و پدرها و مادرها جنازه‌ی خونی بچه‌هایشان را بغل کرده‌اند و دارند از تانک‌ها فرار می‌کنند، هر روز خدا یاد انگشت‌های دیوانه‌کننده‌ات بیفتم و فلج شوم و بنشینم گریه کنم. اجازه می‌دهید؟ این کار و زندگی من است.
#روزنوشت
#متین_مولوی
@matinmowlavi
کم کم داشتم یاد میگرفتم که زندگیت داستانی در مورد توئه، نه داستانی که خودت تعریف کنی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چون که تو پاییز و بارون فقط رستاک میچسبه.
Forwarded from که به رؤیا دیدم
من از شناختن آدمهای جدید میترسم..نه،اینجوری بگم بهتره،من از اینکه آدمهای جدید من واقعی رو بشناسن میترسم.
سخته واسم راحت بودن کنارشون،سخته واسم خودم بودن کنارشون،ميدونين از چه جنس نگرانی ای حرف ميزنم؟!
من آدم آسونی نیستم،نمیتونم راحت ارتباط برقرار کنم با آدما،میدونم باید راحتتر بگیرم به خودم ولی نمیشه.
همش میترسم.
انقدر صدای ذهنم بلند و درهم شده که انگار یه آهنگ متال رو با آخرين ولوم پلی کنی و همزمان بخوای درس بخونی.
وقتی به ذهنم اجازه میدم هرکاری دوست داره بکنه دیگه تحت کنترل گرفتنش سخت میشه، میشه اون بچه تخسی که بعد از شهربازی با جیغ و فریاد راضي نميشه برگرده خونه و آبروتو جلو همه میبره. عاصیم کرده.
عاصی: سرکش، طاغی، عصیانگر، گردنکش، متجاسر، متمرد، ناجم، نافرمان، یاغی، بدرفتار، گناهکار، گنهکار، معصیت کار، به ستوه آمده
دلم یه ذهن پاک میخواد، تخته سیاه ذهنم انقدر خط خطی شده که گنجایش هیچی نداره دیگه.
Forwarded from فاوانیا
مغزم برای پرکردن خلا چیزی که بهش عادت کرده بود، دست به کارهای عجیبی می‌زنه.
[من از دست غمت،
من از دست غمت،
من از دست غمت عزیزم
چه مشکل ببرم جان،
چه مشکل ببرم جان.]
بیاید تمرکز کنیم روی جمله ی پین شده ی کانال، بیاید سعی کنیم توی ذهنمون زندگی کنیم، در این صورت ذهن شما هم نیاز به گردگیری و شست وشو داره؟ بیاید برام بگید چیکار میکنید برای زندگی در ذهنتون.
Forwarded from فاوانیا
من نمی‌خواستم «به دیوار خوردم بهم در بده» باشم برات. من می‌دونستم آسون نیست آدم دیوارهای زندگی یکی رو در کنه براش که بتونه رد شه ازش. تو خودت بین کلی دیوار گیر افتاده بودی. مگه زورت چقدر بیشتر از من بود جلوی دیوارایی که زندگی می‌ساخت برامون؟ به‌جاش «تو دیوارو مثل یه آغوش کن» می‌خواستم. می‌دونستم می‌تونی با دیوارا سه‌کنج درست کنی و بغل بگیری منو. می‌دونستم بلدی یه کار کنی دیوارا تنگم نیان. لهم نکنن. تو زور برداشتن دیوارا رو نداشتی ولی بغلت همه‌ی خستگی‌های دیوار کندن‌مو می‌گرفت ازم.
هرچقدر هم که بدوم از حاشیه ها دور شم، با سر ميخورم تو دیوار، آخه فرارکردنی نیستن حاشیه ها، یه دیوارن باید صخره نوردی بلد باشی برای فرار.
Don't come into my world, can't you see I'm running away?
A girl to be.
آخر شب که شد به خودم برگشتم و اون قسمت کوچیک احساسی مغزم خاموش شد، مکانیسمش ساده بود ولی سخت بهش رسیدم، کافی بود به خودم بفهمونم تو در هر زمان بهترین تصمیم اون زمان رو گرفتی، تو لازم نيست ری اکشن آدم هارو پیش بینی کنی، هرکاری که دوست داری رو انجام بده بدون نگرانی بعدش، حتی اگه قراره بعدش بد پیش بره بذار الانت خوب باشه.
- ناامن -