Gabbro
5.69K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
Forwarded from فاوانیا
عزیز از دست رفته‌ی من! می‌خواهم بدانی بعد از رفتنت، انگار که تو یکی از نزدیک‌ترین الکترون‌های هسته‌م باشی، انگیخته شده‌م. حواسم بیشتر از قبل به بقیه‌ی الکترون‌هاست. بیشتر در آغوش می‌گیرم‌شان و بیشتر پای حرف‌هایشان می‌نشینم. حرف از رفتن که می‌زنند، انگار که دوباره تو را از جانم کنده باشند، پرخاش می‌کنم.

عزیز از دست رفته‌ی من! وقتی برایت می‌نویسم، انگار که برای بخشی از خودم می‌نویسم که در کنارم نیست و باید از اوضاع و احوال بقیه برایش بگویم. تو رفته‌ای و بحران نوشیدن چای و این داستان‌ها برقرار است. کمتر باهم چای می‌خوریم که کمتر یاد تو بیفتیم. اما وابستگی‌مان بیشتر شده‌ست. بعد از رفتنت مجبور شدیم وابستگی‌هایمان را به يکديگر معطوف کنیم.

عزیز از دست رفته‌ی من! رفتن تو مهلک‌ترین ضربه‌ای بود که می‌توانست قدر داشتن الکترون‌ها را به من بیاموزد. اما خب تو رفتی. گاهی مهلک‌ترین‌هاهم رخ می‌دهند.

عزیز از دست رفته‌ی من! امروز که این‌ها را می‌نویسم دلم برایت تنگ شده‌ست. در واقع دل‌تنگی شاید توصیف مناسبی برایش نباشد چون دل‌تنگی‌ات همیشه هست، گاهی که از تحمل‌مان خارج است، نامه می‌شود. در هر بار تجربه‌ی دل‌تنگی‌ات، فقدان قسمتی از جانم که با خود برده‌ای را احساس می‌کنم. "سبکی تحمل‌ناپذیر هستی" که کوندرا می‌گفت، همین جای‌خالی‌ای بود که برایم به یادگار گذاشته‌ای.
Forwarded from Vicodin
من خیلی خسته
خیلی تنها
و خیلی ناامیدم
ولی آزادم.
و پس خوشالم.
لعنتی منو نادیده نگیر :(
برای امشب هیچ آهنگى خوب نیست، نیاز دارم گوش هام از سکوت کرکننده ای پر بشه.
Shaer e Hamishe ba Colt
DoBaRe
که ما حالمون بده
حالمون بده
حالمون بده
احتمالا فکر کنی من چقدر ثبات ندارم ولی واقعا نمیدونم چیکار کنم و تو هم میدونی که نمیدونم باید چیکار کنم ولی در آخر همه ی اینا میدونم که نميتونم باهات باشم یا همچین چیزی. لااقل الان.
من روحِ سرکشِ درختانِ نارونم...
#ممبررفته_ازدست
دانشجوی پزشکی که باشی باید در جواب اینترن آینده ات به جای فحش گل بفرستی، خلاصه که زندگی سخته.
Forwarded from I sing myself
وقتی اینو میخونم دلم میخواد یکی بیاد اینو بهم بگه ها، ولی به محض واقعی شدنش نمیخوام.
میگم سواستفاده از موقعیت؟
میگه بله اینجا ایران هس. :/
دلم گل نرگس میخواد. همین.
قهوه که میخورم توقع دارم ردش توی چشمام رو بقیه هم ببینن، خودم که حس میکنم بعدش حتی چشمام هم قهوه ای ترن.
[تیز می روی جانا ترسمت فرومانی]
Forwarded from خط سوم
صبح به محض اینکه چشمهام رو باز کردم، به حالت فرود آمدنی، این فکر بر مغزم فرود اومد که «بهتره حرف زدن در موردش رو متوقف کنی».
حمايت کردن از هرچیزی دیگه ای جذاب تره.
یه روزی در مورد منشا اعتماد به نفس تحقیقات میدانی انجام میدم.
حسم به احساسم به تو همش ترسه.
کسی میتونه متقاعدم کنه که سیگار چیز بدی نيست؟! یا فایده اش بیشتر از ضررشه؟