شناور سوی ساحل های نا پیدا
دو موج رهگذر بودیم دو موج همسفر بودیم
گریز ما نیاز ما ، نشیب ما فراز ما
شتاب شاد ما با هم
تلاش پاک ما توام
چه جنبش ها که ما را بود
روی پرده دریا
شبی در گردابی تند
روی قله خیزآب
رها شد او از آغوشم
جدا ماندم ز دامانش
گسست و ریخت مروارید بی پیوندمان بر آب
از آن پس در پی همزاد نا پیدا ،
بر این دریای بی خورشید
که روزی شب چراغش بود و می تابید
به هر ره می روم نالان
به هر سو می دوم تنها
گریز ما ، نیاز ما
نشیب ما ، فراز ما
شبی در گردبادی تند
روی قله خیزآب
رها شد او از آغوشم ، جدا ماندم ز دامانش
به هر ره می روم نالان
به هر سو می روم تنها
دو موج رهگذر بودیم دو موج همسفر بودیم
گریز ما نیاز ما ، نشیب ما فراز ما
شتاب شاد ما با هم
تلاش پاک ما توام
چه جنبش ها که ما را بود
روی پرده دریا
شبی در گردابی تند
روی قله خیزآب
رها شد او از آغوشم
جدا ماندم ز دامانش
گسست و ریخت مروارید بی پیوندمان بر آب
از آن پس در پی همزاد نا پیدا ،
بر این دریای بی خورشید
که روزی شب چراغش بود و می تابید
به هر ره می روم نالان
به هر سو می دوم تنها
گریز ما ، نیاز ما
نشیب ما ، فراز ما
شبی در گردبادی تند
روی قله خیزآب
رها شد او از آغوشم ، جدا ماندم ز دامانش
به هر ره می روم نالان
به هر سو می روم تنها
Gabbro
شناور سوی ساحل های نا پیدا دو موج رهگذر بودیم دو موج همسفر بودیم گریز ما نیاز ما ، نشیب ما فراز ما شتاب شاد ما با هم تلاش پاک ما توام چه جنبش ها که ما را بود روی پرده دریا شبی در گردابی تند روی قله خیزآب رها شد او از آغوشم جدا ماندم ز دامانش گسست و ریخت مروارید…
از برای موسیقی متن این لحظه ☁️
I sweat it out , I'm not ok ,I'm shaking on the floor
I lay awake and I count the days and I wait besides the door
I lay awake and I count the days and I wait besides the door
به خودم احترام میذارم و خورده میشم از درون ,خب این چه احترامیه؟!
باید هوای خودمو داشته باشم، خب وقتی هر دو حالتش حالش بده چیکار کنم با این خود عزیز؟!
خودم جان را سفت میبغلم و می ذارم باد توی اتاقم جریان پیدا کنه بعد یه چیزی بره تو چشمش بعد گریه کنه ,تا آروم شه!
ولی باد نمی آد ، پنجره هم بسته اس,
خودم جان هم گریه پیشه نمی کنه !
کلافی از فکر های پیچیده درست میکنه و تا فکر کم می آره ،اون کلاف رو باز می کنه...
خودم جان سرسختم سر بذار رو شونه هام، کلافتو می بافم، می کنیمش تن یکی ،مثلن آدم برفیه امسال...⛄️
کاش برف بی آد!
#غم_پراکنی
باید هوای خودمو داشته باشم، خب وقتی هر دو حالتش حالش بده چیکار کنم با این خود عزیز؟!
خودم جان را سفت میبغلم و می ذارم باد توی اتاقم جریان پیدا کنه بعد یه چیزی بره تو چشمش بعد گریه کنه ,تا آروم شه!
ولی باد نمی آد ، پنجره هم بسته اس,
خودم جان هم گریه پیشه نمی کنه !
کلافی از فکر های پیچیده درست میکنه و تا فکر کم می آره ،اون کلاف رو باز می کنه...
خودم جان سرسختم سر بذار رو شونه هام، کلافتو می بافم، می کنیمش تن یکی ،مثلن آدم برفیه امسال...⛄️
کاش برف بی آد!
#غم_پراکنی
باز نشستم به تفتیش خاطرات ،
باز زیرو روشون کردم مثه کسایی که هنوز دنبال یه سرنخ از جنایتن،
من دنبال یه سرنخ از زنده بودنش بودم :,
باز زیرو روشون کردم مثه کسایی که هنوز دنبال یه سرنخ از جنایتن،
من دنبال یه سرنخ از زنده بودنش بودم :,
عشق توی ادبیاته که قشنگ و جذابه. اون عشقی که شمارو از زندگی بندازه و به پوچی برسونه اسمش ضعفه. اون عشقی که بیشتر از یک ماه قدرتِ جولانِ غم داشته باشه، شکسته. عشق اونه که بهت قدرت، آرامش، و امنیت بده.
کسی که روحشو سرکوب کنه، یعنی حتی خودشم به خودش لیاقت مورد عشق قرار گرفتنو نمیده، چه برسه به طرف مقابل.
-نازنین هاتفی-
کسی که روحشو سرکوب کنه، یعنی حتی خودشم به خودش لیاقت مورد عشق قرار گرفتنو نمیده، چه برسه به طرف مقابل.
-نازنین هاتفی-