کم حرفیم ناشی از اینه که هیچ چیزی معنی نداره واسم، راجب چیزی فکر نمیکنم، لحظه هارو رد میکنم فقط، قدم میزنم که رفته باشم، نفس میکشم که زنده باشم، خلاصه هستم که بوده باشم.
آخر این دوره از زندگیم ممکنه به خودم بیام و بگم چرا اینکارارو کردم و جوابش این باشه که چون فکر نمیکردی. ولی راضيم از خودم آخه میدونی بدون فکر کردن آسوده ترم.
Forwarded from جادوگر عوضی پاییزه (Rozhan)
-با ما به از این باش که با خلق جهانی...
-متمایز از خلق جهان باش تا باهات به از این باشم.
-متمایز از خلق جهان باش تا باهات به از این باشم.
گوشیم هم حکومت خودمختار شده و هروقت دلش بخواد خودشو خاموش میکنه، بگذریم که به این ویژگیش حسودیم میشه، با غم انگیز ترین حالت گوشیم چه کنم. :((
اگه تو گروه های رسمی پیام دو کلمه ایت رو به صورت طومار ننويسي امتیاز اون مرحله رو از دست دادی؟!
«اتفاقات بد خودشون اتفاق می افتن،
اما هیچ اتفاق خوبی انقدر باشعور نیست که خودش بیفته.»
اما هیچ اتفاق خوبی انقدر باشعور نیست که خودش بیفته.»
فقط وقتی کاری داری پیدات میشه، دوست داشتنمم باعث نمیشه دلم بخواد واست انجامش بدم، ببخشيد. :)
دوست داشتنی که باعث میشه دلم بخواد احمق باشم و بیخیال منفعت طلبیت بشم، دوست داشتن نیست حماقته، خریته.
ولی به کی بگم که دلم برای سیگنال های از سمت تو تنگ شده بود، دلم برای پيام دادنت تنگ شده بود...
ازم کاری رو میخوای که باعث میشه کمتر ببینمت، که باعث میشه محو شی از جلوی چشمام و همین نگاه های دل خوش کن رو هم ديگه نداشته باشیم، از طرفی دلم نمیاد وقتی از بین این همه آدم از من خواستی برات انجام ندم، من چیکار کنم که بعدش پشیمون نشم...