Gabbro
5.69K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بچسبید به دوست داشتنی هاتون که تنها راه نجاتن.
طرف پیام داده که به سختی منو پیدا کرده و تو دانشکده ازم خوشش اومده، در صورتی که اصلا تو شهرمونم نیست چه برسه به دانشکده مون، یکم هوشمندانه تر اقدام کنید دلبندانم. روحم شاد شد. :))
Forwarded from For Now I'm Winter
بعضی تیکه‌هات رو دلت میخواد بچسبونی سر جاش ولی نمیشه. یا جا نمیفته یا دو روز بعد میبینی باز شل شد افتاد. ولی آخه حیفه هیچ کاری نکنی. درسته تَرَک خورده، خراب شده، جا نمیشه، ولی حیفه جاش خالی بمونه. نهایتا که قبول میکنی کاریش نمیشه کرد، اما امیدوارم درک کنی این لزوما چیز بدی نیست. و یه روزی در آینده، وقتی به خودت و جای خالیشون نگاه میکنی، امیدوارم بتونی بگی "That's how the light got in".
وقتی حالم خوبه میام بنویسم، میشه اورتینکینگ راجب حالم و پیرامونش و خب میبینم وات د فاک اینم خوشحالی داره و تمام بدبختی ها رخ مینمایند که یه وقت خدایی نکرده یادم نره وجود دارن و خب کل قضيه نوشتن منتفی میشه.
راه رسیدنم تموم شد یعنی رسیدم ولی به بن بست حالا باید همه ی راهو برگردم بعد باز بیاید بگید امید داشته باش.
بسه بسه، کجای کاری تو؟
دلم دیگه بهونه اتو نمیگیره، دلم ناراحته، رفته یه گوشه نشسته و بق کرده.
عکسش رو بدید بکشن، کنارش یه چیزی که هنر خودتون باشه بذارید مثلا یه قطعه موسیقی بزنید، از این ماشین فلزی های کوچولو یا اتوبوس های قرمز دوطبقه براش بخرید.
[همینارو گفتید فعلا]
من دنبال یه کار متفاوتم، ساز زدن، نقاشی کشیدن، کارهایی بوده که انجام شده قبلا، یه چیز تازه تر میخوام.
زیبایی درون.
مثلا واسش پلی لیست درست کنی اینجوری.
Forwarded from ردپای آبی
As much as I am glad that you are finding great new people, I can't help feeling sad... I'll end up being forgotten, and I can't seem to forget so.
Maybe, I am at fault. I can't find anyone worth knowing anymore.
جالب ترین جوابتون :)

کادو؟
بچسبونش به دیوار؛ محکم ببوسش!
پررنگ ترین چیز دنیای من ذهنمه و من باهات تو ذهنم زندگی ها کردم.
Forwarded from Dark Side of the Moon
باید درس بخونم، باید ساعت استفاده از مجازی رو کاهش بدم، باید فرسایشی درس بخونم جوری که بعدش از خستگی مغزی خوابم ببره نه اینکه بشینم به هزار و یک روش سامورایی اعصاب خودمو با فکرام بدرم.
[ای غم از همنفسی تو ملالم بگرفت
هیچت افتد که خدا را ز سرم برخیزی]
Being the light when there is no sun.
Forwarded from دال
رومن رولان یه‌جا می‌گه "هیچ چیز به اندازه عشقی که منظور معینی نداشته باشد فرساینده نیست. نیروی شخص را می‌خورد و از میان می‌برد. سودای شناخته شده روح آدمی را سخت به خود مشغول می دارد؛ شخص از آن به ستوه می‌آید؛ ولی دست کم می‌داند به خاطر چه! هرچیز تحمل پذیر است مگر احساس خلا." اگر واقعا این‌طور باشه حداقل می‌تونم مطمئن باشم كه یه آدم حساس یا بدبین نیستم، که دلایلم کافی بودن و رفتن‌هام لازم.
تا وقتی فکر نکنم مشکلی پیش نمیاد.
[مدام با خودش تکرار میکرد]
[بازگشتن هم نشاید تا قدم داری بپوی]