سعدیمون
همه دانند که سودازدهی دلشده را چاره صبر است، ولیکن چه کند؟ قادر نیست.
همه دانند که سودازده ی دل شده را چاره نیست :')
کاری می کنم که غرق در غمیم کنه که ازش راه فراري نیست ،لعنتی تو دوست منی یا دشمنم؟😑
Gabbro
Being worry about someone who is completely unrelated to you 🙃
مرسی که نگرانی
ولی بهش فکر نکن
ولی بهش فکر نکن
شناور سوی ساحل های نا پیدا
دو موج رهگذر بودیم دو موج همسفر بودیم
گریز ما نیاز ما ، نشیب ما فراز ما
شتاب شاد ما با هم
تلاش پاک ما توام
چه جنبش ها که ما را بود
روی پرده دریا
شبی در گردابی تند
روی قله خیزآب
رها شد او از آغوشم
جدا ماندم ز دامانش
گسست و ریخت مروارید بی پیوندمان بر آب
از آن پس در پی همزاد نا پیدا ،
بر این دریای بی خورشید
که روزی شب چراغش بود و می تابید
به هر ره می روم نالان
به هر سو می دوم تنها
گریز ما ، نیاز ما
نشیب ما ، فراز ما
شبی در گردبادی تند
روی قله خیزآب
رها شد او از آغوشم ، جدا ماندم ز دامانش
به هر ره می روم نالان
به هر سو می روم تنها
دو موج رهگذر بودیم دو موج همسفر بودیم
گریز ما نیاز ما ، نشیب ما فراز ما
شتاب شاد ما با هم
تلاش پاک ما توام
چه جنبش ها که ما را بود
روی پرده دریا
شبی در گردابی تند
روی قله خیزآب
رها شد او از آغوشم
جدا ماندم ز دامانش
گسست و ریخت مروارید بی پیوندمان بر آب
از آن پس در پی همزاد نا پیدا ،
بر این دریای بی خورشید
که روزی شب چراغش بود و می تابید
به هر ره می روم نالان
به هر سو می دوم تنها
گریز ما ، نیاز ما
نشیب ما ، فراز ما
شبی در گردبادی تند
روی قله خیزآب
رها شد او از آغوشم ، جدا ماندم ز دامانش
به هر ره می روم نالان
به هر سو می روم تنها
Gabbro
شناور سوی ساحل های نا پیدا دو موج رهگذر بودیم دو موج همسفر بودیم گریز ما نیاز ما ، نشیب ما فراز ما شتاب شاد ما با هم تلاش پاک ما توام چه جنبش ها که ما را بود روی پرده دریا شبی در گردابی تند روی قله خیزآب رها شد او از آغوشم جدا ماندم ز دامانش گسست و ریخت مروارید…
از برای موسیقی متن این لحظه ☁️
I sweat it out , I'm not ok ,I'm shaking on the floor
I lay awake and I count the days and I wait besides the door
I lay awake and I count the days and I wait besides the door