از محاسن سفر های هر هفته، جا دادن بیشترین وسایل در کمترین فضا و موفق به نشکستن کتف و شانه در اثر حمل کوله ای با محتوای یک چمدان میتوان اشاره کرد.
با خودم پوچی حمل میکنم، که هیچ احساسی باقی نذارم، که نه دلسرد بشم و نه ذوق زده، باید خو بگیرم به این حالت.
برای خودم نوشتم، "احساس محق بودن،هوش عملی، امتیازهای نابرابر، جاه طلبی، بودن در زمان و مکان درست، ارزش گذاری" تا بهشون فکر کنم.
من زمان های زیادی راجب خودکشی فکر کردم و حرف زدم ولی الان عمیق تر و مصمم تر دارم راجبش فکر میکنم ،کم کم 13 دلیل خودم رو میتونم بنویسم و مثل همیشه فقط یک دلیل نامطمئن برای انجام ندادنش دارم.
Forwarded from پرنده یِ کوچکی که منم (Arina🍃)
برای طولانی مدت منتظر نوری بودم که تاریکی ها رو برام روشن کنه، تلاش مداوم من برای روشن کردن چیزی که جلوم بود دستاورد بزرگی برام نداشت جز اینکه دائم اطرافیان بهم گفتن باهاش کنار بیا چرا فکر کردی زندگی تو یه چیزی ماورایی و بزرگه؟ زندگی همینه و تلاشت احمقانه است. حقیقت دیگه فکر کنم وقتشه که انتظار هام رو از چیزی که جلومه بیارم پایین. شاید واقعا تاریکی سهم منه.
خوابگاه اونجاییه که باید از بالکن اتاق بغلی بری تو بالکن اتاقتون تازه بازم به در بسته بخوری، بعدشم منت این و آن بکشی، حرف هم بخوری، تو عرق ریزون اینجا خودت از دانشگاه به خوابگاه و از خوابگاه به دانشگاه بدوی، تا تاسیسات رو ببری خوابگاه، تازه بعدشم نتونن یه قفل بشکنن! یه دزد یا فردی ماهر در باز کردن قفل نداریم اینجا؟ :))
پ.ن. یک ساعت و نیم بعد در گشوده شد، یه نکته هم بگم قفل چینی نخرید، بعضي از کلیدهاش به قفل نمیخوره. :)
پ.ن. یک ساعت و نیم بعد در گشوده شد، یه نکته هم بگم قفل چینی نخرید، بعضي از کلیدهاش به قفل نمیخوره. :)
در انتخاب دانشگاه توجه داشته باشيد که خوابگاه به اندازه دانشگاه اهميت داره، چون یک خوابگاه بد جوری اعصابتون رو به فنا میده که نمیتونید درس بخونید و وقتی نتونید درس بخونید اهميتی نداره دانشگاهتون چجوری باشه.
یه بار گفتم مثلا اینجا خوابگاه پزشکیه گفتید مگه پزشکیا دل ندارن، الانم باز میخواستم بگم، گفتم میاید همینو میگید، شاید واستون جالب باشه که چرا واسه چهار ساعت کلاس در اتاق رو قفل میکنیم، چون که دزدی های زیادی به تازگی اتفاق افتاده، انقدر امنیت نداریم که باید کفشامون رو هم بیاریم تو اتاق، خلاصه که اینجا خوابگاه پزشکیه ولی این اتفاقا رایج شده، مواظب دارایی هاتون باشين. :))
Fuck Feelings
Olivia O'Brien
Fuck feelings, swear that shit ruined my life
All they ever do is waste my time
Fuck feelings, swear that shit ruined my life
All they ever do is waste my time
Fuck feelings, swear that shit ruined my life
وسط درس خوندن، هر خطی که پیش میرم با خودم میگم چرا به جاش خودتو نمیکشی؟ آهنگ هامو پلی میکنم بلکه ذهنم خاموش شه ولی آهنگ ها هم بعد از یک دقیقه تبدیل به پس زمینه فکرام ميشن و بازم میرسم به این سوال که چرا خودتو نمیکشی؟
«باید تموماش کنم. هیچ امیدی برام نمونده. هیچکی مسئول مرگ من نیست. همهش تصمیم خودمه.»
[فردی پراینز - کمدین]
#یادداشتهای_خودکشی
[فردی پراینز - کمدین]
#یادداشتهای_خودکشی
«دنیای عزیز! دارم ترکات میکنم. چون حوصلهم سر رفته. فکر میکنم به قدر کافی زندگی کردهم. میخوام تو رو با همهی نگرانیهات توی این چاه مستراح خوشگل، ترک کنم. موفق باشی!»
[جورج ساندرز - هنر پیشه]
#یادداشتهای_خودکشی
[جورج ساندرز - هنر پیشه]
#یادداشتهای_خودکشی