در توصیف آدمیان پیرامون من همین بس که «اوباش آفرینش و حشو طبیعتند» ، «الا شناعتی و دریده دهن نیند».
آدرینای سال ها بعد من،
برای اشک هایی که ريختم، برای روزی که با غم تمومش کردم، برای بيهوده هایی که بهشون بها دادم، برای خراب کردن روزت ازت معذرت میخوام.
[مذبوحانه امید دارم که زنده میمونه]
برای اشک هایی که ريختم، برای روزی که با غم تمومش کردم، برای بيهوده هایی که بهشون بها دادم، برای خراب کردن روزت ازت معذرت میخوام.
[مذبوحانه امید دارم که زنده میمونه]
در همین راستا
Smoky girl, smoky girl
Why are you so crazy?
It's dormitory here!
میدونید که حکمش اخراجه. :)
Smoky girl, smoky girl
Why are you so crazy?
It's dormitory here!
میدونید که حکمش اخراجه. :)
به عنوان اولين نمره این ترم در کمال تعجب، 10 از 9 گرفتم و اینکه امروز واسه خودم کتاب و پیکسل خریدم.
[بارقه های نور در تاریکی مطلق]
[بارقه های نور در تاریکی مطلق]
احساس امنیت، با خودش آرامش فکری داره و این میشه که خونه برای من نقطه امنه، جایی که قضاوت نمیشم، جایی که آزادي بیان و رفتار دارم نه به طور مطلق ولی خب اونقدری هست که بتونم نفس بکشم، برعکس جامعه ی اطرافم.
از گفتن فکت های دوروبرم به چی میرسم؟ هیچی! شاید اندکی شناخت که اونم نه اونقدر کافی هست که راهی نشونم بده و نه اونقدر جامع که به درد کسی بخوره. باید راهکار ارائه بدم برای جنگ روانیی که این جامعه من رو درگیرش کرده، من اون سربازیم که به زور آوردنش جنگ و حالا واسه نفس کشیدنش هم باید عذاب بکشه و هم اجازه بگیره.
اگر مواجهه با عامل آسیب رسان مداوم یا بیش از حد باشد، سلول آسيب دیده از «نقطه بدون بازگشت» عبور میکند و دچار مرگ سلولی ميشود.
[منم اون سلولی که از نقطه ی بدون بازگشت عبور کرده و به مرگ دچاره.]
[منم اون سلولی که از نقطه ی بدون بازگشت عبور کرده و به مرگ دچاره.]
خودکشی تمیز سلولی زمانی رخ میدهد که سلول از پیام های حیاتی لازم محروم شده است.
[شما هنوز پیام حیاتی لازمتون رو دریافت میکنید؟]
[شما هنوز پیام حیاتی لازمتون رو دریافت میکنید؟]