منزجر میشم، ناراحت میشم، مضطرب میشم، نادیده اش میگیرم، معده درد میگیرم، از درد به خودم میپیچم، دست هامو مشت میکنم، نفس هاي عمیق نامرتب می کشم، کلافه میشم و دوست دارم از کالبدم رها شم.
حتی اگه تلافی کنم بازم بهم سخت میگذره، اینه که میگم من آدم دنیای شما نیستم، آدم دنیای پر از کینه، پر از حسادت، پر از تحقیر، پر از نفرت، پر از همه ی آنچه در من جا نمیشه.
من چطور میتونم یک پزشک با سلامت روان بشم وقتی اینجا روح و روانم تحت فشار و سایشه، فقط با بیمارهای بخش روان احساس همدردی میکنم.
Forwarded from که به رؤیا دیدم
"گاهی به ذهنش خطور میکرد که در وجود خود چیزی دارد که بخش تاریک وجود دیگران را هم می زند."
-شهر گربه ها-
-شهر گربه ها-
در توصیف آدمیان پیرامون من همین بس که «اوباش آفرینش و حشو طبیعتند» ، «الا شناعتی و دریده دهن نیند».
آدرینای سال ها بعد من،
برای اشک هایی که ريختم، برای روزی که با غم تمومش کردم، برای بيهوده هایی که بهشون بها دادم، برای خراب کردن روزت ازت معذرت میخوام.
[مذبوحانه امید دارم که زنده میمونه]
برای اشک هایی که ريختم، برای روزی که با غم تمومش کردم، برای بيهوده هایی که بهشون بها دادم، برای خراب کردن روزت ازت معذرت میخوام.
[مذبوحانه امید دارم که زنده میمونه]
در همین راستا
Smoky girl, smoky girl
Why are you so crazy?
It's dormitory here!
میدونید که حکمش اخراجه. :)
Smoky girl, smoky girl
Why are you so crazy?
It's dormitory here!
میدونید که حکمش اخراجه. :)
به عنوان اولين نمره این ترم در کمال تعجب، 10 از 9 گرفتم و اینکه امروز واسه خودم کتاب و پیکسل خریدم.
[بارقه های نور در تاریکی مطلق]
[بارقه های نور در تاریکی مطلق]