میگه بارها تو اخبار شنیدیم یه جايي بر اثر زلزله (یا اتفاقاتی که از حیطه اختیار ما خارجه)تعداد زیادی آدم مرده؛ غایی ترین اتفاق واسه انسان مرگه، وقتی غمگین میشیم یاد خدا میفتیم. پس خدا مرگ رو دوست داره، خدا غم رو دوست داره پس چرا ما غم و مرگ رو دوست نداشته باشيم.
حال که کلیت ما نیست نمیشود، ميخواهم قدم در جاودانگی گذارم و چیزی به یادگار بگذارم که نمود من در دنیای پس از من باشد تا از پوچی حضورم بکاهم.
چی رویا و آرزوهام رو دزدیده که از دیدنشون ناتوان شدم و هرچی توی ذهنم میگردم جای خالی میبینم؟
منم مثل شما از آدم های پر انگیزه و شاد خوشم میاد و نه از آدم های گرفته و عبوس ،اما از آدم های متظاهر متنفرم پس نمیخوام تبدیل بشم به چیزی که ازش متنفرم. به همین فکرهای هدفمند در حین ناامیدی دلخوشم.
عمق وجودم همونجایی که بغض و اشک میسازه فهمیده قرار نیست چیزی عوض بشه، پشت کرده بهم داره کار خودشو میکنه.