Gabbro
5.68K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
فیلمی که دیدنش رو توصیه میکنم، به جز ۵ دقیقه ی آخرش که چیزی نبود که من بخوام باورش کنم، توی بقیه ی فیلم خود گم شده ام رو میدیدم، منی که فریاد میکشه که به تغییر نیاز داره.
#EatPrayLove
این منم،در هر سکون از زندگیم.
#EatPrayLove
شما هم از تغییر میترسید و ترجيح میدید توی بدبختی خودتون بمونید؟
#EatPrayLove
It's me.
#EatPrayLove
تجربه کنیم ،شیرینی هیچ کاری نکردن ،از هیچ کاری نکردن لذت ببریم.
#EatPrayLove
"تو دنبال چیزی می گردی، اما در عین حال از همه ی چیزهایی که برایت ارزش دارند می گریزی."
اگر هاروکی موراکامی مي خواست مرا توصیف کند.
Forwarded from وهمِ سبز
«و یأسم از صبوری روحم وسیع‌تر شده بود»

- فروغ فرخزاد-
با تصور کردن آينده ی نزدیک، ميتونم زمان باقی مونده رو هم مثل زمان پیش رو در خشم و نفرت و غم به سر ببرم.
میگم باید آماده شی که کم نیاری، آخه چجوری میتونم واسه حمله های غیر منتظره که هرلحظه و هرجا احتمال وقوع دارن آماده شم، دوره پیشگویی سراغ دارید؟
بگیرید زنجیرم ای دوستان
که پیلم کند یاد هندوستان
واقعیت چیزی نیست که بشه ازش فرار کرد، چون واقعیت دنبالت میکنه و هروقت ببینه بهش پشت کردی با یه پس گردنی تورو برمیگردونه سرجات، واقعیت ترسناکه و دردناک.
11.
شمارش معکوس برای ورود به جهنم زميني که باید یک من ترسوی فرارکننده رو مجبور کنم توش لبخند بزنه.
تلقین به بهشت بودن اونجا باعث نمیشه گرمای سوزنده ی جهنمیش رو حس نکنم و اگه حس میکنید اغراق میکنم باید بگم که جای من زندگی نکردید و اگه عنصر تلقین و مثبت اندیشی که باعث میشه وامیتینگ کنم رو حذف کنیم میمونه فاصله گرفتن همین الانشم کهکشان ها فاصله دارم و از این فاصله هم تاثير جاذبه ی جهنم رو روی خودم حس میکنم ،دیگه چیکار میشه کرد برای دوام آوردن؟!
Silent has always been my loudest scream.

-Amanda Lovelace
به یک نفر برای با هم پریدن در تمام چاله های پرآب اولین بارون تقریبا پاییزی نیازمندیم.🙇🏻‍♀
من از آغاز گریخته ام
لب تمام شدن نگهم دار
مرا ادامه بده
مدامم باش

[رسول ادهمی]
کاش یک پسر بیست ساله ی دانشجوي مهندسی برق تهران بودم.
امروز با غم عمیقی خونه رو ترک کردم، پیاده روی تند کردم و با صدای بلند اهنگ گوش دادم تا به فکرهام اجازه ی جولان ندم و میدونید تمام حسم تنهایی بود و تمام سعیم لذت بردن از این وضعيت، آخرش خودمو روی یک پل هوايي پیدا کردم که میتونستم هزاران هزار آدم رو ببینم که میرن و میان و هیچ کدوم توی زندگی من هیچ تاثیری ندارن میدونید آخرش آروم شده بودم ،ارتفاع ،هواي پس از بارون ،خالی شدن فکر و کلی چیز دیگه که من بهش میگم جادوی پل هوایی و خب یه جایی رو پیدا کردم که نوشیدنی به دست برم و بگم FML.
باید فرستاد برای همه آدمایی که یه روزی آزارمون دادن.
امشب وسط غم خوردنم، بهم چنتا غم دیگه هم تعارف کردن، آشنا بود ما هم برداشتیم، الان که فکر میکنم هضم غم خودمون سخت بود اینم شد دردی بر دل.