یه لیوان شکست تو دستم ،چند تا ترک عمیق برداشت و بلااستفاده شد ،
داشتم فکر می کردم قلبمم بلااستفاده شده ،دیگه صلاحیت استفاده نداره
تا یه سنگی یا شیشه نشکن جایگزینش نکردم لااقل 💔
داشتم فکر می کردم قلبمم بلااستفاده شده ،دیگه صلاحیت استفاده نداره
تا یه سنگی یا شیشه نشکن جایگزینش نکردم لااقل 💔
+زمان احساساتو از بین نمیبره!
-قبلا به کسی حس داشتی ولی زمان که گذشت، فراموش شد
+( از کجا میدونیییییییییی؟!)...
-قبلا به کسی حس داشتی ولی زمان که گذشت، فراموش شد
+( از کجا میدونیییییییییی؟!)...
میگم نوشته هات روشنمون میکنه :))
میگه عه؟ همه میگن منفی و اینا می نویسی که.
میگم کی گفته منفی یعنی تاریک؟! روشناییشون تو حقیقتشونه :))
میگه عه؟ همه میگن منفی و اینا می نویسی که.
میگم کی گفته منفی یعنی تاریک؟! روشناییشون تو حقیقتشونه :))
کلمانتین: برای خیلی از مردها، من قراره بهشون حس زندگی بدم. ولی من فقط یک دختر به هم ریخته داغون لعنتی ام که دنبال آرامش ذهنی می گردم!
منم فقط یه دختر به هم ریخته لعنتی ام که دنبال آرامش ذهنی می گردم!
منم فقط یه دختر به هم ریخته لعنتی ام که دنبال آرامش ذهنی می گردم!
ویکودین یک دارو بوده که حاوی ترکیبی از استامینوفن وهیدروکودن میباشد. این ماده عموماً به شکل کپسول دیده میشود و معمولاً برای بیمارانی که نمیتوانند دردهای مزمن و سخت را تحمل کنند تجویز میشود. این دارو معمولاً یک حس شادی قوی را در فرد به طور پیوسته برای مدت طولانی بوجود میآورد. همچنین ذهن و بدن متقابلاً آرامش میگیرند و بدین ترتیب به صورت خاصی تسکین مییابد.
دلم ویکودین خواست 🤤
دلم ویکودین خواست 🤤
میخوام بيشتر به جزییات دقت کنم ،جزییات محيط ،جزییات آدم ها، جزییات روابط، جزییات احساسات ،خلاصه هر چیزی که منو از کل دور کنه ،
یه جا خوندم این جزيياته که زندگی رو قشنگ میکنه.
یه جا خوندم این جزيياته که زندگی رو قشنگ میکنه.
وی با اولين قطار سریع السیر به مقصد خانه از دانشگاه میرفت،
تا لاک بزند، کتاب بخواند ،نقاشی بکشد ،عکس بگیرد ،غصه بخورد ،قهوه دم کند ،پاستا بپزد، آهنگ گوش دهد ،کانال های موردپسندش را بخواند ،در کانالش ناله کند ،هرکاری بجز درس خواندن بکند ولی حاضر نشود در کتابخانه دانشگاه بماند ،
وی عمیقا امیدوار بود آدم شود !
تا لاک بزند، کتاب بخواند ،نقاشی بکشد ،عکس بگیرد ،غصه بخورد ،قهوه دم کند ،پاستا بپزد، آهنگ گوش دهد ،کانال های موردپسندش را بخواند ،در کانالش ناله کند ،هرکاری بجز درس خواندن بکند ولی حاضر نشود در کتابخانه دانشگاه بماند ،
وی عمیقا امیدوار بود آدم شود !
😁4
ذهن آشفته ای دارم ،دو نفر دارن در مسیرهای مختلفی توش جولان میدن ،نه میشه رو اینا متمرکز شد و نه میشه واسه امتحان خوند ،تنها تجويز من واسه این مواقع خوابه تا ببره هرچی آشوبه :)
همش تو ذهنم بود حضورشو اینجا توصیف کنم :
وقتی از اون در سبز رنگ کلاس وارد میشه اولين اتفاقی که رخ میده اینه که چشام ستاره ای میشه ،اون زمان در درخشان ترین حالت خودش قرار می گیره، کم کم این برق راه خودشو به گونه هام باز می کنن و ماهیچه های بوسینتور کار خودشونو به نحو احسن انجام میدن و گوشه های لبمم بالا میره و اینجاست که باید کنترل کنم ذوق از لا به لای دندونام به بیرون راه پیدا نکنه بعد از همه اینا نوبت به قورت دادن ذوق با آب دهان و یه نفس عمیق میرسه 🤭
#جزییات_یک_احساس
وقتی از اون در سبز رنگ کلاس وارد میشه اولين اتفاقی که رخ میده اینه که چشام ستاره ای میشه ،اون زمان در درخشان ترین حالت خودش قرار می گیره، کم کم این برق راه خودشو به گونه هام باز می کنن و ماهیچه های بوسینتور کار خودشونو به نحو احسن انجام میدن و گوشه های لبمم بالا میره و اینجاست که باید کنترل کنم ذوق از لا به لای دندونام به بیرون راه پیدا نکنه بعد از همه اینا نوبت به قورت دادن ذوق با آب دهان و یه نفس عمیق میرسه 🤭
#جزییات_یک_احساس
من از احساس می ترسم
من از آغاز یک پرواز بی احساس
واسه تکرار انکار دل حساس می ترسم
من از آغاز یک پرواز بی احساس
واسه تکرار انکار دل حساس می ترسم
من از احساس می ترسم
من از تاختن برای باختن احساس
کنار سوختن و ساختن برای این دل حساس می ترسم
من از تاختن برای باختن احساس
کنار سوختن و ساختن برای این دل حساس می ترسم