من عاشق اینم که ببینم آدمای بیخود همو پیدا کردن؛ با هم کار میکنن، با هم تو رابطهن، با هم سفر میرن. فقط همینکه دست از سر کچل ما برداشتن ممنونم.
شما با آدم بالغ که معاشرت کنی میفهمی اصن چیزی به اسم روابط پیچیده انسانی وجود نداره.
هر وقت خودم رو سرزنش میکنم که چقدر بیزندگی هستم یاد این پرچمیای دور میدون میفتم و امیدوار میشم.
وقتی بهت میگم نمیتونم بیام، بهم راهکار نده؛ من کلی فکر کردم تا اون بهونه رو جور کنم.
همش از ادمای بد استاک خوشم میاد. یعنی طرف انقدر هیچ جای فضای مجازی نیست که برای شناختنش حتما باید دفتر خاطراتشو بخونم.