GUIDING PRINCIPLES
Photo
#سنت_سوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_نهم
آیا گروه می تواند صلاحیت بیشتری را برای عضویت برقرار نماید؟
ما فقط یک شرط برای عضویت داریم و آن هم اشتیاق برای قطعِ مصرف مواد مخدر است. هیچ جا و به هیچ وجهی به خودمان حق نمی دهیم که این اشتیاق را تعبیر یا تفسیر یا تأویل نمائیم چون هر یک از این کارها انکار مسلمِ همه ی آموخته های خودمان در قدم های دوازده گانه است. برای اینکه خیالمان کاملا راحت باشد باور داریم هر کس که به NA قدم می گذارد به نحوی اشتیاق به قطع مصرف دارد و ما تعیین کننده ی نحوه ی اشتیاقِ دیگران نیستیم. با این ترتیب است که تازه وارد بدون هیچ قید و شرطی آزاد است که وارد NA شود و با همان ترتیب اختیار دارد برای اینکه تصمیم بگیرد آیا NA به درد او می خورد یا فایده ای ندارد، تا هر زمان که خودش صلاح می داند به جلسات بیاید. چنانچه عضوی پس از مدتی حضور در جلسات ما دیگر به جلسه نیاید اطمینان داریم که همیشه ما را به یاد خواهد داشت و در وقتی که برای او مقدر شده باشد دوباره باز خواهد گشت. عضو NA می تواند حتی کسی باشد که دارد مصرف می کند و به جلسات می آید. من در کار او دخالت نمی کنم که قطع مصرف کند یا آنکه چگونه قطع مصرف کند. همه ی اختیار من در اشتیاق او قرار دارد که اگر سوالی بپرسد پاسخ بدهم. چون اشتیاق درونی و ذاتی است در افرادِ مختلف متنوع است و به یک شکل بروز نمی کند و از آن مهمتر در NA پاسبان یا نگهبان نَگُماشته ایم که از ما مراقبت کنند و برای اعضا شرط و شروط تعیین کنند. هیچ عضوی صلاحیت ندارد درباره ی صلاحیت عضو دیگری در NA نظر بدهد. ما این را در عضویت، در بهبودی و در خدمت رعایت می کنیم که اشتیاق به قطع مصرف مواد مخدر قادر باشد اشتیاق به قطع مصرفِ هرچیزی را که مانع انسانیت ما شده باشد را نیز فروزان تر نماید...
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_نهم
آیا گروه می تواند صلاحیت بیشتری را برای عضویت برقرار نماید؟
ما فقط یک شرط برای عضویت داریم و آن هم اشتیاق برای قطعِ مصرف مواد مخدر است. هیچ جا و به هیچ وجهی به خودمان حق نمی دهیم که این اشتیاق را تعبیر یا تفسیر یا تأویل نمائیم چون هر یک از این کارها انکار مسلمِ همه ی آموخته های خودمان در قدم های دوازده گانه است. برای اینکه خیالمان کاملا راحت باشد باور داریم هر کس که به NA قدم می گذارد به نحوی اشتیاق به قطع مصرف دارد و ما تعیین کننده ی نحوه ی اشتیاقِ دیگران نیستیم. با این ترتیب است که تازه وارد بدون هیچ قید و شرطی آزاد است که وارد NA شود و با همان ترتیب اختیار دارد برای اینکه تصمیم بگیرد آیا NA به درد او می خورد یا فایده ای ندارد، تا هر زمان که خودش صلاح می داند به جلسات بیاید. چنانچه عضوی پس از مدتی حضور در جلسات ما دیگر به جلسه نیاید اطمینان داریم که همیشه ما را به یاد خواهد داشت و در وقتی که برای او مقدر شده باشد دوباره باز خواهد گشت. عضو NA می تواند حتی کسی باشد که دارد مصرف می کند و به جلسات می آید. من در کار او دخالت نمی کنم که قطع مصرف کند یا آنکه چگونه قطع مصرف کند. همه ی اختیار من در اشتیاق او قرار دارد که اگر سوالی بپرسد پاسخ بدهم. چون اشتیاق درونی و ذاتی است در افرادِ مختلف متنوع است و به یک شکل بروز نمی کند و از آن مهمتر در NA پاسبان یا نگهبان نَگُماشته ایم که از ما مراقبت کنند و برای اعضا شرط و شروط تعیین کنند. هیچ عضوی صلاحیت ندارد درباره ی صلاحیت عضو دیگری در NA نظر بدهد. ما این را در عضویت، در بهبودی و در خدمت رعایت می کنیم که اشتیاق به قطع مصرف مواد مخدر قادر باشد اشتیاق به قطع مصرفِ هرچیزی را که مانع انسانیت ما شده باشد را نیز فروزان تر نماید...
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
GUIDING PRINCIPLES
Photo
#سنت_سوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_سیزدهم
درباره ی ارتباطاتی که بین این سنت و سنت های دیگر وجود دارند گفتگو کنید. این رابطه ها درباره ی گروه خودمان به ما چه می آموزند؟
باور داریم که اصول روحانی به تکریم همدیگر می پردازند و یکدیگر را تقویت می کنند پس رابطه ی سنت ها با یکدیگر نیاز به روشن بودن دارند.
سنت سوم با سنت اول : مایه ی اتحاد ما با همدیگر را اشتیاقی شکل می دهد که برای قطع مصرف داشته و داریم.
سنت سوم با سنت دوم : چون هیچ فرقی با همدیگر نداریم پس هیچکدام از ما نمی تواند مرجعی نهایی باشد.
با سنت چهارم : اشتیاق در کشف کاربرد یگانه گی خودمان، استقلالِ گروه را برای خلاقیت های خود در کنار گروه های دیگر فراهم می سازد.
با سنت پنجم : در ورود به انجمن هدف نداشتیم. در گروه هم هدفی ندارم چون گروه هدف دارد.
باسنت ششم : هویت من در شور و شوق خودم جاری است. آنرا با هویت هیچکس و حتی هویت گروه مخلوط نمی کنم.
با سنت هفتم : مسئولیت پذیرفتن من با ایفای نقش موثر در گروه به جاری شدن اشتیاق ذاتی من برای خلاقیت میدان می دهد.
با سنت هشتم : اشتیاق برای اجرای هر چه مفید تر اصول به من می آموزد که نمونه ی فردی باشم نه متخصص بهبودی خودم یا دیگران.
با سنت نهم : اشتیاق برای قطع مصرف با اشتیاق برای خدمت همراه می شوند تا گروه از دست من در امان باشد.
با سنت دهم : تمایل به مصرف نکردن اوج می گیرد تا هیچ موضوعی به جز انجمن وجود مرا به خودش مشغول نکند.
با سنت یازدهم : شور و حال برای بهبودی و رشد مرا تبدیل به جاذبه می کند تا نیازی به استفاده از کلمات در پیام رسانی نداشته باشم.
با سنت دوازدهم : تمایل به قطع مصرف فردی حالا دیگر شور و شوق به قطع مصرف جمعی می شود. ما دیگر من ها نیستیم...
رابطه ی سنت اول با سوم به من می آموزد که هیچ معتادی نمی تواند با معتاد دیگر تفاوت داشته باشد و اینگونه با هم متحد هستیم.
دوم با سوم : وجدان گروه (بصیرت جمعی) عقیده ی دسته جمعی را برنمی تابد. تصمیم گرفتن کاری اضافه است.
سوم با چهارم : شور و اشتیاق برای قطع مصرف فردی است اما لازم است در گروهی مستقل و هماهنگ با گروه های دیگر جاری باشد.
سوم با پنجم : نیاز نداشتن برای شناختن همدیگر هدف اصلی گروه را شفاف تر جلوه می دهد.
سوم با ششم : هویت ما اشتیاق خودمان است. نمی توانیم آنرا با دیگران مخلوط کنیم.
سوم با هفتم : وقتی دارم سهم خودم در گروه را انجام می دهم قضاوت کردن دیگر میدان ندارد که بروز کند.
سوم با هشتم : در شور و حال هر چه باشد عمومی نیست بلکه فردی است. تجربه را تخصص نمی دانم.
سوم با نهم : فضولی نکردن در کار اعضای گروه را با فضولی نکردن در کار گروه ادامه می دهم.
سوم با دهم : موضوع خارجی همان توجه به اشتیاق دیگران است. با آن کاری ندارم.
سوم با یازدهم : مرا جاذبه ای به اینجا کشانیده است. همان را بر می دارم و دست کاری نمی کنم.
سوم با دوازدهم : اشتیاق جاذبه شده دیگر نام نمی خواهد... نام که نباشد تفاوت وجود ندارد.
فراموش نمی کنیم که همیشه مراقبت داشته باشند آنچه می گویم صرفا تجربه ی خودم از اجرای اصول انجمن است و سنت ها ما را از دست خودمان در امان نگاه می دارند. انجمن نیازی به تجربه ندارد...
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_سیزدهم
درباره ی ارتباطاتی که بین این سنت و سنت های دیگر وجود دارند گفتگو کنید. این رابطه ها درباره ی گروه خودمان به ما چه می آموزند؟
باور داریم که اصول روحانی به تکریم همدیگر می پردازند و یکدیگر را تقویت می کنند پس رابطه ی سنت ها با یکدیگر نیاز به روشن بودن دارند.
سنت سوم با سنت اول : مایه ی اتحاد ما با همدیگر را اشتیاقی شکل می دهد که برای قطع مصرف داشته و داریم.
سنت سوم با سنت دوم : چون هیچ فرقی با همدیگر نداریم پس هیچکدام از ما نمی تواند مرجعی نهایی باشد.
با سنت چهارم : اشتیاق در کشف کاربرد یگانه گی خودمان، استقلالِ گروه را برای خلاقیت های خود در کنار گروه های دیگر فراهم می سازد.
با سنت پنجم : در ورود به انجمن هدف نداشتیم. در گروه هم هدفی ندارم چون گروه هدف دارد.
باسنت ششم : هویت من در شور و شوق خودم جاری است. آنرا با هویت هیچکس و حتی هویت گروه مخلوط نمی کنم.
با سنت هفتم : مسئولیت پذیرفتن من با ایفای نقش موثر در گروه به جاری شدن اشتیاق ذاتی من برای خلاقیت میدان می دهد.
با سنت هشتم : اشتیاق برای اجرای هر چه مفید تر اصول به من می آموزد که نمونه ی فردی باشم نه متخصص بهبودی خودم یا دیگران.
با سنت نهم : اشتیاق برای قطع مصرف با اشتیاق برای خدمت همراه می شوند تا گروه از دست من در امان باشد.
با سنت دهم : تمایل به مصرف نکردن اوج می گیرد تا هیچ موضوعی به جز انجمن وجود مرا به خودش مشغول نکند.
با سنت یازدهم : شور و حال برای بهبودی و رشد مرا تبدیل به جاذبه می کند تا نیازی به استفاده از کلمات در پیام رسانی نداشته باشم.
با سنت دوازدهم : تمایل به قطع مصرف فردی حالا دیگر شور و شوق به قطع مصرف جمعی می شود. ما دیگر من ها نیستیم...
رابطه ی سنت اول با سوم به من می آموزد که هیچ معتادی نمی تواند با معتاد دیگر تفاوت داشته باشد و اینگونه با هم متحد هستیم.
دوم با سوم : وجدان گروه (بصیرت جمعی) عقیده ی دسته جمعی را برنمی تابد. تصمیم گرفتن کاری اضافه است.
سوم با چهارم : شور و اشتیاق برای قطع مصرف فردی است اما لازم است در گروهی مستقل و هماهنگ با گروه های دیگر جاری باشد.
سوم با پنجم : نیاز نداشتن برای شناختن همدیگر هدف اصلی گروه را شفاف تر جلوه می دهد.
سوم با ششم : هویت ما اشتیاق خودمان است. نمی توانیم آنرا با دیگران مخلوط کنیم.
سوم با هفتم : وقتی دارم سهم خودم در گروه را انجام می دهم قضاوت کردن دیگر میدان ندارد که بروز کند.
سوم با هشتم : در شور و حال هر چه باشد عمومی نیست بلکه فردی است. تجربه را تخصص نمی دانم.
سوم با نهم : فضولی نکردن در کار اعضای گروه را با فضولی نکردن در کار گروه ادامه می دهم.
سوم با دهم : موضوع خارجی همان توجه به اشتیاق دیگران است. با آن کاری ندارم.
سوم با یازدهم : مرا جاذبه ای به اینجا کشانیده است. همان را بر می دارم و دست کاری نمی کنم.
سوم با دوازدهم : اشتیاق جاذبه شده دیگر نام نمی خواهد... نام که نباشد تفاوت وجود ندارد.
فراموش نمی کنیم که همیشه مراقبت داشته باشند آنچه می گویم صرفا تجربه ی خودم از اجرای اصول انجمن است و سنت ها ما را از دست خودمان در امان نگاه می دارند. انجمن نیازی به تجربه ندارد...
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
GUIDING PRINCIPLES
Photo
#سنت_سوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_چهاردهم
برای تطبیق اصول این سنت با عملکرد گروه خودمان چه کارهای بیشتری می توانیم انجام دهیم؟ چه اقدامِ متفاوتی برای اجرای بهتر هدفِ اصلی خودمان می توانیم انجام بدهیم؟
اصول روحانی چشم اندازهای ما هستند و تبدیل آنچه می بینیم به آنچه داریم انجام می دهیم نه تنها مستلزم تلاش و پشتکار است بلکه مهم تر از آن نیاز داریم روشن بینی خود را نیز در رشد و پویایی نگاه داریم. با این ترتیب که فراموش نکنیم هر چه تا امروز برای ما مفید واقع شده کافی نمی باشد. نمی توانیم با آنچه می دانیم رشد کنیم بلکه باید کشف کنیم چه چیزهای بیشتری برای بیشتر رشد کردن در اختیار داریم. کارهای بیشتر یعنی هشیار شویم که اینهمه عضو قدیمی که آماده اند هر چه دارند را به ما بدهند بگردیم و پیدا کنیم و آنچه می دانند را بیاموزیم. اعضای قدیمی و خدمتگزاران واقعی ما معرکه گیران و خودشیفتگانی نیستند که بگذارند آنها را ببینیم. آنها آماده اند تا وقتی ما بخواهیم هر چه میدانند را به ما بیاموزند اما این ما هستیم که باید جستجو و پیدا کنیم. یکی از کارهای بیشتر این است که به دنبال خدمتگزارانِ بی ادعایی بگردیم که مایل نیستند شناخته شوند و بعد که آنها را یافتیم هر چه میدانند را بیاموزیم و به گروه بیاوریم تا ناچار نباشیم برای آنچه آنها بدست آورده اند بیهوده وقت تلف نکنیم. اینگونه آماده برقرار می مانیم که تازگی های انجمن را بپذیریم و اسیر اطلاعات و دانسته های خودمان نباشیم. من بسیاری از اعضا را می شناسم که از خودم بیشتر و بهتر می دانند و دائما در حال استفاده از آنها هستم. نمی گذارم بیکار بمانند چون کسی نیستم که فرصتِ انجمن را مفت ببازم.
اقدام متفاوت آن است که وقتی کسی را بهتر از خودم پیدا کردم تجربه های او را در گروه اجرا کنم. بخش مهم روشن بینی اقدامی است که پس از آموختن انجام میدهیم وگرنه اگر بیاموزیم و نکنیم انگار نمی دانیم. جلوه ی دیگری که اقدام متفاوت دارد این است که نه تنها تازه است بلکه هیچ یک از تجربه های قبلی را نقض نمی کند آنها را جلوتر و فراتر می برد و عمیق تر و کاربردی تر مورد استفاده قرار می دهد. ما انجمن الکلی های گمنام را که به ما کمک کرد و توانستیم انجمن را راه اندازی کنیم همیشه مورد تشکر و تقدیر قرار می دهیم اما ابدا روش های آنها را رد نکرده و کاری با آنهاا نداریم. اما انجمن آنها را وسعت داده و جلوتر می رود چون آنها را کافی نمی داند. فرزند نمی تواند با تجربه ی والدین زندگی کند اما هیچ نیازی ندارد تجربه های پدر و مادر خود را نادیده بگیرد. انجمن هر چه می گوید با اجرای بیشتر و کاربردی تر همان اصول کشف کرده و آنچه اقتباس کرده را وسیع تر کرده است. حالا آماده ایم که بیشتر رشد کنیم و بیشتر بدانیم و بیشتر اقدام نمائیم پس اقدامات ما نیز تفاوت پیدا می کنند. عضوی که برای برقراری جلسه انجمن در یک پارک از مردم سنگ خورده است هر چه می داند در اختیار نوجوانی می گذارد که در گوشی همراه خود عضو گروهی اینترنتی در NA شده است : تفاوت ها نشاط و طراوت ما هستند...
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_چهاردهم
برای تطبیق اصول این سنت با عملکرد گروه خودمان چه کارهای بیشتری می توانیم انجام دهیم؟ چه اقدامِ متفاوتی برای اجرای بهتر هدفِ اصلی خودمان می توانیم انجام بدهیم؟
اصول روحانی چشم اندازهای ما هستند و تبدیل آنچه می بینیم به آنچه داریم انجام می دهیم نه تنها مستلزم تلاش و پشتکار است بلکه مهم تر از آن نیاز داریم روشن بینی خود را نیز در رشد و پویایی نگاه داریم. با این ترتیب که فراموش نکنیم هر چه تا امروز برای ما مفید واقع شده کافی نمی باشد. نمی توانیم با آنچه می دانیم رشد کنیم بلکه باید کشف کنیم چه چیزهای بیشتری برای بیشتر رشد کردن در اختیار داریم. کارهای بیشتر یعنی هشیار شویم که اینهمه عضو قدیمی که آماده اند هر چه دارند را به ما بدهند بگردیم و پیدا کنیم و آنچه می دانند را بیاموزیم. اعضای قدیمی و خدمتگزاران واقعی ما معرکه گیران و خودشیفتگانی نیستند که بگذارند آنها را ببینیم. آنها آماده اند تا وقتی ما بخواهیم هر چه میدانند را به ما بیاموزند اما این ما هستیم که باید جستجو و پیدا کنیم. یکی از کارهای بیشتر این است که به دنبال خدمتگزارانِ بی ادعایی بگردیم که مایل نیستند شناخته شوند و بعد که آنها را یافتیم هر چه میدانند را بیاموزیم و به گروه بیاوریم تا ناچار نباشیم برای آنچه آنها بدست آورده اند بیهوده وقت تلف نکنیم. اینگونه آماده برقرار می مانیم که تازگی های انجمن را بپذیریم و اسیر اطلاعات و دانسته های خودمان نباشیم. من بسیاری از اعضا را می شناسم که از خودم بیشتر و بهتر می دانند و دائما در حال استفاده از آنها هستم. نمی گذارم بیکار بمانند چون کسی نیستم که فرصتِ انجمن را مفت ببازم.
اقدام متفاوت آن است که وقتی کسی را بهتر از خودم پیدا کردم تجربه های او را در گروه اجرا کنم. بخش مهم روشن بینی اقدامی است که پس از آموختن انجام میدهیم وگرنه اگر بیاموزیم و نکنیم انگار نمی دانیم. جلوه ی دیگری که اقدام متفاوت دارد این است که نه تنها تازه است بلکه هیچ یک از تجربه های قبلی را نقض نمی کند آنها را جلوتر و فراتر می برد و عمیق تر و کاربردی تر مورد استفاده قرار می دهد. ما انجمن الکلی های گمنام را که به ما کمک کرد و توانستیم انجمن را راه اندازی کنیم همیشه مورد تشکر و تقدیر قرار می دهیم اما ابدا روش های آنها را رد نکرده و کاری با آنهاا نداریم. اما انجمن آنها را وسعت داده و جلوتر می رود چون آنها را کافی نمی داند. فرزند نمی تواند با تجربه ی والدین زندگی کند اما هیچ نیازی ندارد تجربه های پدر و مادر خود را نادیده بگیرد. انجمن هر چه می گوید با اجرای بیشتر و کاربردی تر همان اصول کشف کرده و آنچه اقتباس کرده را وسیع تر کرده است. حالا آماده ایم که بیشتر رشد کنیم و بیشتر بدانیم و بیشتر اقدام نمائیم پس اقدامات ما نیز تفاوت پیدا می کنند. عضوی که برای برقراری جلسه انجمن در یک پارک از مردم سنگ خورده است هر چه می داند در اختیار نوجوانی می گذارد که در گوشی همراه خود عضو گروهی اینترنتی در NA شده است : تفاوت ها نشاط و طراوت ما هستند...
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
GUIDING PRINCIPLES
Photo
تواناییِ ادامه ی حضور در جلسات همیشه موضوع مرگ و زندگی است، و ما در موقعیتی قرار نداریم که اجازه دهیم تفاوت ها–یا حتی کار غلطی که اتفاق می افتد هیچ معتادی را از عضویت محروم گرداند. این موضوعی ساده نیست. سودمندی های آموختنِ برطرف سازیِ بحران با عمقِ محبت و اتحاد، در همه ی روابطِ ما مشاهده می شوند.
مبانی رهنمونی : جان سنت های ما #سنت_سوم بخش در خدمت صفحه ی ۵۶ متن انگلیسی
The ability to keep coming back is always a life-or-death issue, and it is not our place to a llow differences-or even wrongdoing-to rob any addict of membership. This is not easy. The benefits of learning to resolve conflict in a spirit of love and unity are apparent in all our relationships.
Guiding Principles
The Spirit of Our Traditions In service page 56
https://t.me/GUIDING_PRINCIPLES
مبانی رهنمونی : جان سنت های ما #سنت_سوم بخش در خدمت صفحه ی ۵۶ متن انگلیسی
The ability to keep coming back is always a life-or-death issue, and it is not our place to a llow differences-or even wrongdoing-to rob any addict of membership. This is not easy. The benefits of learning to resolve conflict in a spirit of love and unity are apparent in all our relationships.
Guiding Principles
The Spirit of Our Traditions In service page 56
https://t.me/GUIDING_PRINCIPLES