#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_یازدهم
چگونه مى توانيم بين اصل چرخش و استمرار تعادل برقرار كنيم؟ اعضا يک گروه چگونه مى توانند حتى بدون داشتن پست خدماتى، گروه خود را رهبرى كنند؟
اصلِ چرخش و استمرار در انجمنِ ما تا کنون از سنت نهم آغاز میشد اما حالا در سنتِ دوم هم پیدا میشود. البته سنت ها در هم تنیده شده اند و با همدیگر مغایرتی ندارند. ما تکلیف داریم همانگونه که خدمت میکنیم پیامِ رشد در خدمت را با آماده کردنِ موقعیتِ خدمت برای دیگران به همه برسانیم. به این ترتیب که پس از یک دوره خدمت کنار میرویم تا در خدمتِ خدمتگزاری دیگر قرار بگیریم که او نیز خدمت کردن را فرا گیرد.
استمرار برای من کنار رفتن از پستِ خدماتی ام و حضور در عرصه ی خدمت به نحوی است که در خدمتِ همه ی خدمتگزارانِ کمیته ی خدماتیِ خودم باشم.
اینگونه تعادل و تناسب و جنبه که سه ویژگیِ سلامتِ عقل هستند در سنت دوم جاری میگردند.
پیشگامیِ یک عضو فقط در پستِ خدماتی نیست. جاذبه ی او حتی وقتی پستِ خدماتی ندارد پیامِ خودش را به سایرِ خدمتگزاران میرساند.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_یازدهم
چگونه مى توانيم بين اصل چرخش و استمرار تعادل برقرار كنيم؟ اعضا يک گروه چگونه مى توانند حتى بدون داشتن پست خدماتى، گروه خود را رهبرى كنند؟
اصلِ چرخش و استمرار در انجمنِ ما تا کنون از سنت نهم آغاز میشد اما حالا در سنتِ دوم هم پیدا میشود. البته سنت ها در هم تنیده شده اند و با همدیگر مغایرتی ندارند. ما تکلیف داریم همانگونه که خدمت میکنیم پیامِ رشد در خدمت را با آماده کردنِ موقعیتِ خدمت برای دیگران به همه برسانیم. به این ترتیب که پس از یک دوره خدمت کنار میرویم تا در خدمتِ خدمتگزاری دیگر قرار بگیریم که او نیز خدمت کردن را فرا گیرد.
استمرار برای من کنار رفتن از پستِ خدماتی ام و حضور در عرصه ی خدمت به نحوی است که در خدمتِ همه ی خدمتگزارانِ کمیته ی خدماتیِ خودم باشم.
اینگونه تعادل و تناسب و جنبه که سه ویژگیِ سلامتِ عقل هستند در سنت دوم جاری میگردند.
پیشگامیِ یک عضو فقط در پستِ خدماتی نیست. جاذبه ی او حتی وقتی پستِ خدماتی ندارد پیامِ خودش را به سایرِ خدمتگزاران میرساند.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_دوازدهم
مسئوليت ما در برابر خدمتگزاران مورد اعتماد چيست؟ گروه چگونه مى تواند از خدمتگزاران مورد اعتمادى كه احساس انزوا سراسيمگى يا آمادگى نداشتن مى كنند، حمايت كند؟ در گروه ما تعادل مناسب بين اعتماد و پاسخگويى چيست؟
مسئولیتِ ما اخلال نکردن در کارِ آنها و کمک و همکاری به خدمتگزار است چون دیگر با اعتمادِ ما انتخاب شده است. حتی اگر خدمتگزار کسی است که من به او رای نداده ام و کسِ دیگری در نظرم بوده باشد. خدمتگزار پس از آغازِ خدمتش فقط باید حمایت شود.
حمایت از خدمتگزارانی که احساسِ انزوا یا شتاب زدگی یا عدمِ آمادگی دارند با توقع نداشتن از آنها امکان پذیر است. نمیخواهیم به ما خدمت کنند بلکه نیاز داریم آنها به گروه خدمت کنند. انتقاد کردن انحرافِ فکری است. خدمتگزار اشتیاقِ خود را نشان داده و دارد خدمت میکند. یا کمک میکنیم و یا آزارش نمیدهیم.
اعتمادی که میکنیم خدمتگزار را ملزم به مسئولیت پذیری میکند. من خدمت نمیگیرم که پستِ خدماتی را اشغال کنم. دارم وظیفه ای را به گردن میگیرم که گروه با اعتماد به من واگذار کرده است. تعهدِ من به بهبودیِ خودم انجامِ صمیمانه و مشتاقانه ی خدمتی است که به من محول میشود. روشن است که اگر شود نین نکنم اعتمادِ گروه را از دست میدهم.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_دوازدهم
مسئوليت ما در برابر خدمتگزاران مورد اعتماد چيست؟ گروه چگونه مى تواند از خدمتگزاران مورد اعتمادى كه احساس انزوا سراسيمگى يا آمادگى نداشتن مى كنند، حمايت كند؟ در گروه ما تعادل مناسب بين اعتماد و پاسخگويى چيست؟
مسئولیتِ ما اخلال نکردن در کارِ آنها و کمک و همکاری به خدمتگزار است چون دیگر با اعتمادِ ما انتخاب شده است. حتی اگر خدمتگزار کسی است که من به او رای نداده ام و کسِ دیگری در نظرم بوده باشد. خدمتگزار پس از آغازِ خدمتش فقط باید حمایت شود.
حمایت از خدمتگزارانی که احساسِ انزوا یا شتاب زدگی یا عدمِ آمادگی دارند با توقع نداشتن از آنها امکان پذیر است. نمیخواهیم به ما خدمت کنند بلکه نیاز داریم آنها به گروه خدمت کنند. انتقاد کردن انحرافِ فکری است. خدمتگزار اشتیاقِ خود را نشان داده و دارد خدمت میکند. یا کمک میکنیم و یا آزارش نمیدهیم.
اعتمادی که میکنیم خدمتگزار را ملزم به مسئولیت پذیری میکند. من خدمت نمیگیرم که پستِ خدماتی را اشغال کنم. دارم وظیفه ای را به گردن میگیرم که گروه با اعتماد به من واگذار کرده است. تعهدِ من به بهبودیِ خودم انجامِ صمیمانه و مشتاقانه ی خدمتی است که به من محول میشود. روشن است که اگر شود نین نکنم اعتمادِ گروه را از دست میدهم.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_سیزدهم
اين سنت چگونه به ما كمک مى كند تا گمنامى را درک كنيم؟ گمنامى چگونه به ما كمک مى كند تا اين سنت را درک كنيم؟ چگونه گمنامى را در چهار چوب اين سنت تمرين مى كنيم؟
گمنامی که همان برابر بودنِ خودمان با همدیگر است آنجا کاملا روشن میشود که در سنتِ دوم متوجه هستیم هیچ کدام از ما مرجعِ هدایتِ تصمیم گیری نبوده و هیچکس در گروه مرجعِ نهایی نیست. این است که هیچ یک از ما نمیتواند نماینده ی نیروی برتر در گروه باشد و همین ساز و کار ، گمنامیِ ما را نشان میدهد.
درکِ این سنت مانندِ همه ی سنت های ما فقط در عمل کردن به آن اتفاق می افتد. وقتی من خودم را آگاه تر از بقیه ندانم و در مراقبه باشم که گروه را به دنبالِ خودم نکشانم گمنامی را درک کرده ام.
تمرینِ گمنامی حضورِ بدونِ قصد و نیت و هدف در جلسه ی اداری یا خدماتی است. من با برنامه ی از پیش تعیین شده در جلسه حاضر نمیشوم که دیگران را متقاعد کنم مانندِ من ببینند بلکه با آمادگی برای دیدن و پذیرفتنِ روش های تازه ای به جلسه می آیم که بیاموزم چطور میتوانم از عقیده ی خودم که آنرا بیماریِ اعتیاد برایم ساخته است دست بردارم.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_سیزدهم
اين سنت چگونه به ما كمک مى كند تا گمنامى را درک كنيم؟ گمنامى چگونه به ما كمک مى كند تا اين سنت را درک كنيم؟ چگونه گمنامى را در چهار چوب اين سنت تمرين مى كنيم؟
گمنامی که همان برابر بودنِ خودمان با همدیگر است آنجا کاملا روشن میشود که در سنتِ دوم متوجه هستیم هیچ کدام از ما مرجعِ هدایتِ تصمیم گیری نبوده و هیچکس در گروه مرجعِ نهایی نیست. این است که هیچ یک از ما نمیتواند نماینده ی نیروی برتر در گروه باشد و همین ساز و کار ، گمنامیِ ما را نشان میدهد.
درکِ این سنت مانندِ همه ی سنت های ما فقط در عمل کردن به آن اتفاق می افتد. وقتی من خودم را آگاه تر از بقیه ندانم و در مراقبه باشم که گروه را به دنبالِ خودم نکشانم گمنامی را درک کرده ام.
تمرینِ گمنامی حضورِ بدونِ قصد و نیت و هدف در جلسه ی اداری یا خدماتی است. من با برنامه ی از پیش تعیین شده در جلسه حاضر نمیشوم که دیگران را متقاعد کنم مانندِ من ببینند بلکه با آمادگی برای دیدن و پذیرفتنِ روش های تازه ای به جلسه می آیم که بیاموزم چطور میتوانم از عقیده ی خودم که آنرا بیماریِ اعتیاد برایم ساخته است دست بردارم.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_چهاردهم
درباره پل ارتباطى بين اين سنت با سنت هاى ديگر گفتگو كنيد. اين پلهاى ارتباطى چه چيزى درباره گروه مان به ما مى آموزند؟
منظور از پلِ ارتباطی میتواند به هم پیوستنِ سنت ها به همدیگر و تلفیق و ترکیبِ آنها با هم باشد . سنت ها به گروه میگویند که سنت های ما یکدیگر را نقض نمیکنند و هر کدام به استحکام و شکوفاییِ دیگری کمک میرساند .
سنت دو با سنت اول
جایی مربوط است که اتحادِ اعضا را در مرجع نبودنِ اعضای گروه میداند .
سنت دوم با سنت سوم
آنجا رابطه دارد که هیچ عضوی را بهتر یا بد تر و یا آگاه یا نا آگاه نداند . عضو یعنی عضو و قدیمی و تازه یا با تجربه و بی تجربه در هنگامِ تصمیم گیری نداریم .
سنت دو با سنت چهار
تناسبِ آزادیِ گروه با مسئولیت پذیری اش وقتی قوی تر است که همه ی اعضایش با کنار گذاشتنِ اراده های شخصیِ خودشان تسلیم نیروی برترِ گروه یعنی مرجعی نهایی شده باشند .
سنت دو با سنت پنج
هدفِ گروه که در سنتِ دو به دنبالِ اجرایش هستیم در سنتِ پنج تعریف میشود .
سنت دوبا سنت شش
نیروی برترِ گروه را به حفظِ هویتِ انجمن پیوند میزنیم و با تصمیم گیری برای خودمان اجازه نمیدهیم کسی برای ما تصمیم بگیرد .
سنت دو با سنت هفتم
وقتی تصمیم گرفتنِ ما فقط اجرا کردنِ اصولِ روحانی است برای انجامِ امورِ خودمان از هیچ کس و هیچ نهاد و سازمانی هیچ نوع کمکی را نمیپذیریم چون هدفِ خودمان در سنتِ پنجم از خالص بودن دور میشود . هر کس کمکی بکند توقعی هم خواهد داشت . ر سنت دوم هیچ توقعی از خودمان نداریم و در سنت هفتم از دیگران نیز توقع نداریم .
سنت دو با سنت هشتم
تصمیم گیری های روحانیِ ما علم و دانش و تجربه های عمومی نیستند که تبدیل به تخصص شده باشند پس از آنها طوری استفاده نمیکنیم که شغل و کارِ ما شوند. با سنتِ هشتم مراقبت میکنیم که مرجعِ نهاییِ خودمان را اسبابِ بازار یابی یا درمان نسازیم .
سنت دو با سنت نهم
نیروی برتر اعضا که تسلیم به اصولِ روحانی در سنتِ دوم است همان نیروی برترِ خدمتگزاران در خدمت میشود . با این ترتیب که خدمتگزاران دیگر گروه را نیروی برترِ خود می انگارند تا به گروه خدمت کنند تا پیام رسانی را گروه انجام دهد نه خودِ خدمتگزارانی که فقط باید به گروه ها خدمت کنند .
سنت دو با سنت دهم
تصمیمی را که با سنتِ دوم گرفته ایم مراقبت میکنیم که به طرفِ مسائلی که ربطی به تجربیاتِ روحانیِ خودمان در انجمن ندارند ، مخلوط نشده و به انحراف نروند . ما در باره ی هیچ موضوعی هیچ عقیده ای نداریم چون اصلا نمیتوانیم عقیده شویم .
سنت دو با سنت یازده
رابطه ای که با همدیگر در سنتِ دو برقرار کرده ایم با سنتِ یازدهم به جامعه گسترش داده و با غیرِ معتادان نیز رابطه برقرار میکنیم. ترتیبِ این کار در سیاستی تبیین شده است که فقط جاذبه ی ما را به کار میگیرد. جاذبه ی ما همان تسلیمِ ما به نیروی برترِ خودمان است که نیازی به تبلیغ ندارد .
سنت دو با دوازده
پیشگامیِ انجمنِ ما فقط با کسانی است که به آنها اعتماد داریم و این اعتماد به اصولِ انجمن است نه اعضای آن . اگر چه شخصیت هایی که اصول را صمیمانه تر اجرا میکنند نمونه های اجرای اصولِ ما هستند ولی هر گز فراموش نمیکنیم که هیچ عضوی انجمن نمیشود . اینجا فرانامی چنان جاری است که دیگر اثری از خیالاتِ عضو از خودش در خودش نمیماند و خودش بدونِ آنکه خودش باشد اصولِ انجمن است...
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_چهاردهم
درباره پل ارتباطى بين اين سنت با سنت هاى ديگر گفتگو كنيد. اين پلهاى ارتباطى چه چيزى درباره گروه مان به ما مى آموزند؟
منظور از پلِ ارتباطی میتواند به هم پیوستنِ سنت ها به همدیگر و تلفیق و ترکیبِ آنها با هم باشد . سنت ها به گروه میگویند که سنت های ما یکدیگر را نقض نمیکنند و هر کدام به استحکام و شکوفاییِ دیگری کمک میرساند .
سنت دو با سنت اول
جایی مربوط است که اتحادِ اعضا را در مرجع نبودنِ اعضای گروه میداند .
سنت دوم با سنت سوم
آنجا رابطه دارد که هیچ عضوی را بهتر یا بد تر و یا آگاه یا نا آگاه نداند . عضو یعنی عضو و قدیمی و تازه یا با تجربه و بی تجربه در هنگامِ تصمیم گیری نداریم .
سنت دو با سنت چهار
تناسبِ آزادیِ گروه با مسئولیت پذیری اش وقتی قوی تر است که همه ی اعضایش با کنار گذاشتنِ اراده های شخصیِ خودشان تسلیم نیروی برترِ گروه یعنی مرجعی نهایی شده باشند .
سنت دو با سنت پنج
هدفِ گروه که در سنتِ دو به دنبالِ اجرایش هستیم در سنتِ پنج تعریف میشود .
سنت دوبا سنت شش
نیروی برترِ گروه را به حفظِ هویتِ انجمن پیوند میزنیم و با تصمیم گیری برای خودمان اجازه نمیدهیم کسی برای ما تصمیم بگیرد .
سنت دو با سنت هفتم
وقتی تصمیم گرفتنِ ما فقط اجرا کردنِ اصولِ روحانی است برای انجامِ امورِ خودمان از هیچ کس و هیچ نهاد و سازمانی هیچ نوع کمکی را نمیپذیریم چون هدفِ خودمان در سنتِ پنجم از خالص بودن دور میشود . هر کس کمکی بکند توقعی هم خواهد داشت . ر سنت دوم هیچ توقعی از خودمان نداریم و در سنت هفتم از دیگران نیز توقع نداریم .
سنت دو با سنت هشتم
تصمیم گیری های روحانیِ ما علم و دانش و تجربه های عمومی نیستند که تبدیل به تخصص شده باشند پس از آنها طوری استفاده نمیکنیم که شغل و کارِ ما شوند. با سنتِ هشتم مراقبت میکنیم که مرجعِ نهاییِ خودمان را اسبابِ بازار یابی یا درمان نسازیم .
سنت دو با سنت نهم
نیروی برتر اعضا که تسلیم به اصولِ روحانی در سنتِ دوم است همان نیروی برترِ خدمتگزاران در خدمت میشود . با این ترتیب که خدمتگزاران دیگر گروه را نیروی برترِ خود می انگارند تا به گروه خدمت کنند تا پیام رسانی را گروه انجام دهد نه خودِ خدمتگزارانی که فقط باید به گروه ها خدمت کنند .
سنت دو با سنت دهم
تصمیمی را که با سنتِ دوم گرفته ایم مراقبت میکنیم که به طرفِ مسائلی که ربطی به تجربیاتِ روحانیِ خودمان در انجمن ندارند ، مخلوط نشده و به انحراف نروند . ما در باره ی هیچ موضوعی هیچ عقیده ای نداریم چون اصلا نمیتوانیم عقیده شویم .
سنت دو با سنت یازده
رابطه ای که با همدیگر در سنتِ دو برقرار کرده ایم با سنتِ یازدهم به جامعه گسترش داده و با غیرِ معتادان نیز رابطه برقرار میکنیم. ترتیبِ این کار در سیاستی تبیین شده است که فقط جاذبه ی ما را به کار میگیرد. جاذبه ی ما همان تسلیمِ ما به نیروی برترِ خودمان است که نیازی به تبلیغ ندارد .
سنت دو با دوازده
پیشگامیِ انجمنِ ما فقط با کسانی است که به آنها اعتماد داریم و این اعتماد به اصولِ انجمن است نه اعضای آن . اگر چه شخصیت هایی که اصول را صمیمانه تر اجرا میکنند نمونه های اجرای اصولِ ما هستند ولی هر گز فراموش نمیکنیم که هیچ عضوی انجمن نمیشود . اینجا فرانامی چنان جاری است که دیگر اثری از خیالاتِ عضو از خودش در خودش نمیماند و خودش بدونِ آنکه خودش باشد اصولِ انجمن است...
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_پانزدهم
چه كارهايى مى توانیم انجام دهيم تا اصول سنت را در فعاليت هاى گروه خود دخيل سازيم؟ انجام چه كارهايى به گونه اى متفاوت كمک مى كند تا هدف اصلى مان را بهتر به پيش ببريم؟
کارهایی که لازم است انجام شود گروه خودش تعیین میکند. بهترین اجرای سنت دوم جلو تر نرفتن از خدمتی است که گروه میخواهد انجام شود. ما پیشگام میشویم که به گروه خدمت کنیم نه آنکه گروه را به دنبالِ خود بکشیم.
گونه های متفاوت این طور هستند که از تجربه ی اعضای قدیمی تر هم در گروه و هم در گروه های دیگر استفاده کنیم. مسلم است که دیدگاه هاو تجربه های دیگری نیز در انجمن وجود دارند و میتوانیم آنها را موردِ توجه قرار دهیم.
ما هدفِ اصلیِ خودمان را به پیش نمیبریم چون باور داریم کامل است و هر کس اشتیاق داشته باشد میتواند آنرا در انجمن ببیند. خیالاتِ پیش بردن همان تبلیغ میشوند و ما نیازی به این کار نداریم.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_پانزدهم
چه كارهايى مى توانیم انجام دهيم تا اصول سنت را در فعاليت هاى گروه خود دخيل سازيم؟ انجام چه كارهايى به گونه اى متفاوت كمک مى كند تا هدف اصلى مان را بهتر به پيش ببريم؟
کارهایی که لازم است انجام شود گروه خودش تعیین میکند. بهترین اجرای سنت دوم جلو تر نرفتن از خدمتی است که گروه میخواهد انجام شود. ما پیشگام میشویم که به گروه خدمت کنیم نه آنکه گروه را به دنبالِ خود بکشیم.
گونه های متفاوت این طور هستند که از تجربه ی اعضای قدیمی تر هم در گروه و هم در گروه های دیگر استفاده کنیم. مسلم است که دیدگاه هاو تجربه های دیگری نیز در انجمن وجود دارند و میتوانیم آنها را موردِ توجه قرار دهیم.
ما هدفِ اصلیِ خودمان را به پیش نمیبریم چون باور داریم کامل است و هر کس اشتیاق داشته باشد میتواند آنرا در انجمن ببیند. خیالاتِ پیش بردن همان تبلیغ میشوند و ما نیازی به این کار نداریم.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
وقتی اتفاقِ آراء در داخلِ یک شورای خدماتی با نظراتِ همه ی اعضای دیگر در خارج از کمیته ی خدماتی همخوانی نداشته باشد نتیجه ی آن متحد نبودن است . اغلبِ اوقات ممکن است این موارد به بحران های آشکار تبدیل نشده و صرفا بصورتِ انواعی از بی حوصلگی های معمولی بروز نماید . اگر خدمت جذابیت نداشته و همه را در بر نگیرد تلاش های ما مدتِ کوتاهی ادامه یافته و سپس ناکام باقی میمانند . آنگاه که شور و حال و همتِ ما درست دیده نشوند میتوانیم بیشتر به سنتِ دوم بپردازیم تا علت ها را پیدا کنیم .
سنت دوم در کتاب مبانیِ رهنمونی - جانِ سنت های ما
When consensus inside a committee doesn't match consensus outside that committee, disunity can result. Often the result is not open conflict but a simple fading of energy. If service is not attractive or inclusive, our efforts tend to last a while and then fizzle out. When energy and enthusiasm are fading, we can often look to the Second Tradition to understand why.
Guiding Principles-Spirit Of Our Traditions
Tradition Two
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
https://t.me/joinchat/AAAAAEiS0My6b3qpnPQ_cg
سنت دوم در کتاب مبانیِ رهنمونی - جانِ سنت های ما
When consensus inside a committee doesn't match consensus outside that committee, disunity can result. Often the result is not open conflict but a simple fading of energy. If service is not attractive or inclusive, our efforts tend to last a while and then fizzle out. When energy and enthusiasm are fading, we can often look to the Second Tradition to understand why.
Guiding Principles-Spirit Of Our Traditions
Tradition Two
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
https://t.me/joinchat/AAAAAEiS0My6b3qpnPQ_cg
سئوالات کارگاهی
سئوالات زیر کمک می کنند تا یک گفتگوی خدماتی یا کارگاهی متمرکز بر این سنت را شروع کنیم یا ادامه دهیم.
@GUIDING_PRINCIPLES
سئوالات زیر کمک می کنند تا یک گفتگوی خدماتی یا کارگاهی متمرکز بر این سنت را شروع کنیم یا ادامه دهیم.
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_کارگاهی
#سوال_یکم
آیا امکان ایجاد وجدان گروه در یک بدنه خدماتی وجود دارد؟ ما چگونه ایجاد وجدان گروهی را در خدمت تمرین می کنیم؟ چگونه از یک نیروی برتر مهربان در تصمیم گیری هایمان دعوت می کنیم؟
وجدان گروه در بدنه خدماتی وجود دارد به شرطی که خدمتگزار دخالتی در آن نکرده و اراده ی شخصی خود را به کار نگیرد چون خدمت در NA جاری شدنِ دوازده قدم در خدمت به گروه است. بصیرتِ عمومی و جمعی در گروه بیداری روحانیِ خدمتگزاران است.
تمرین کردنِ وجدان گروهی ترکیبی است از آموختنِ تجربیاتِ خدماتی از یکطرف و بکار بردنِ آنها بدون استفاده از عقاید شخصی و تسلیم به اصولِ روحانیِ انجمن در همه ی عرصه های خدماتی است. اگر چه بهبودی و بیداری روحانی نیازی به سازمان دهی و اصول و ترتیبِ طبقه بندی ندارند اما خدمت کردن بدونِ نظم و ترتیب و ساختار و سازمان، تلف کردنِ وقت و نیرویِ خدکتگزاران است. وجدان گروهی در کمیته ی خدماتی توافق های عقیدتی نیست بلکه اجرای بی چون و چرا و بی قید و شرطِ تجربیات خدماتی و آموزش های تخصصیِ خدماتی در جلسه ی تصمیم گیری است.
دعوت یعنی کنار گذاشتنِ اراده ی شخصی به این ترتیب که فراموش نکنیم قدمِ سوم و یازدهم بخشی جدا نشدنی از زندگیِ خدماتی ما هستند. باور دارم به همان دلیلی که پاک شده ام به همان دلیل نیز نیرویی برتر از خودم همه جا در حالِ مراقبت از اراده و زندگی من است چون خودم دارم اراده و زندگی ام را به او واگذار می کنم. دعوتِ ما صمیمیت و مهربانی با همدیگر در تصمیم گیری های خدماتی است.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_کارگاهی
#سوال_یکم
آیا امکان ایجاد وجدان گروه در یک بدنه خدماتی وجود دارد؟ ما چگونه ایجاد وجدان گروهی را در خدمت تمرین می کنیم؟ چگونه از یک نیروی برتر مهربان در تصمیم گیری هایمان دعوت می کنیم؟
وجدان گروه در بدنه خدماتی وجود دارد به شرطی که خدمتگزار دخالتی در آن نکرده و اراده ی شخصی خود را به کار نگیرد چون خدمت در NA جاری شدنِ دوازده قدم در خدمت به گروه است. بصیرتِ عمومی و جمعی در گروه بیداری روحانیِ خدمتگزاران است.
تمرین کردنِ وجدان گروهی ترکیبی است از آموختنِ تجربیاتِ خدماتی از یکطرف و بکار بردنِ آنها بدون استفاده از عقاید شخصی و تسلیم به اصولِ روحانیِ انجمن در همه ی عرصه های خدماتی است. اگر چه بهبودی و بیداری روحانی نیازی به سازمان دهی و اصول و ترتیبِ طبقه بندی ندارند اما خدمت کردن بدونِ نظم و ترتیب و ساختار و سازمان، تلف کردنِ وقت و نیرویِ خدکتگزاران است. وجدان گروهی در کمیته ی خدماتی توافق های عقیدتی نیست بلکه اجرای بی چون و چرا و بی قید و شرطِ تجربیات خدماتی و آموزش های تخصصیِ خدماتی در جلسه ی تصمیم گیری است.
دعوت یعنی کنار گذاشتنِ اراده ی شخصی به این ترتیب که فراموش نکنیم قدمِ سوم و یازدهم بخشی جدا نشدنی از زندگیِ خدماتی ما هستند. باور دارم به همان دلیلی که پاک شده ام به همان دلیل نیز نیرویی برتر از خودم همه جا در حالِ مراقبت از اراده و زندگی من است چون خودم دارم اراده و زندگی ام را به او واگذار می کنم. دعوتِ ما صمیمیت و مهربانی با همدیگر در تصمیم گیری های خدماتی است.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_کارگاهی
#سوال_دوم
فرآیند ایجاد وجدان گروه به چه شکل است؟ چه چیز در تصمیم گیری یک بدنه خدماتی ممکن است مورد توجه یک نظاره گر قرار گیرد؟
فرآیندِ ایجادِ وجدان گروه هر چه باشد نمی تواند خارج از افقی باشد که در کتاب چگونگی عملکرد فصل سنت دوم تشریح کرده ایم : اجرای دسته جمعیِ اصولِ روحانی و تسلیم جمعی به آنها در خدمت. چنانچه وجدان گروهی را توافق برای نزدیک ساختنِ عقایدِ خودمان به همدیگر خیال کنیم دچار انحراف شده ایم. عقیده های ما هر چه باشد پندارهایی هستند که بیماریِ اعتیاد برایمان ساخته اند. پس آنجا که عقایدِ ما اجرای اصول روحانی هستند وجدان گروه شکل گرفته است.
نظاره گر چنانچه معتادی در عذاب باشد جاذبه ی اجرایِ دسته جمعیِ بیداری روحانیِ حاصل از اجرای دوازده قدم را مشاهده می کند. پیامی که می گیرد این است که عده ای معتاد با حفظ پاکی خودشان دارند تصمیم گیری می کنند. می تواند در آرامش و تسلیم پیامِ بهبودی NA را بگیرد و می تواند ببیند که این آرامش و تسلیم نسبی و به مرور است. هر یک از اعضای ما نیاز دارد خود را در نظاره بداند و بهبودی و رشد خود را به سایر اعضا تقدیم نماید.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_کارگاهی
#سوال_دوم
فرآیند ایجاد وجدان گروه به چه شکل است؟ چه چیز در تصمیم گیری یک بدنه خدماتی ممکن است مورد توجه یک نظاره گر قرار گیرد؟
فرآیندِ ایجادِ وجدان گروه هر چه باشد نمی تواند خارج از افقی باشد که در کتاب چگونگی عملکرد فصل سنت دوم تشریح کرده ایم : اجرای دسته جمعیِ اصولِ روحانی و تسلیم جمعی به آنها در خدمت. چنانچه وجدان گروهی را توافق برای نزدیک ساختنِ عقایدِ خودمان به همدیگر خیال کنیم دچار انحراف شده ایم. عقیده های ما هر چه باشد پندارهایی هستند که بیماریِ اعتیاد برایمان ساخته اند. پس آنجا که عقایدِ ما اجرای اصول روحانی هستند وجدان گروه شکل گرفته است.
نظاره گر چنانچه معتادی در عذاب باشد جاذبه ی اجرایِ دسته جمعیِ بیداری روحانیِ حاصل از اجرای دوازده قدم را مشاهده می کند. پیامی که می گیرد این است که عده ای معتاد با حفظ پاکی خودشان دارند تصمیم گیری می کنند. می تواند در آرامش و تسلیم پیامِ بهبودی NA را بگیرد و می تواند ببیند که این آرامش و تسلیم نسبی و به مرور است. هر یک از اعضای ما نیاز دارد خود را در نظاره بداند و بهبودی و رشد خود را به سایر اعضا تقدیم نماید.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_کارگاهی
#سوال_سوم
چگونه به بهترین شکل گروه ها را در فرآیند کارهای خود قرار می دهیم؟ کار ما چگونه بر بدنه های خدماتی دیگر تاثیر می گذارد؟ رابطه بین ارتباطات و سنت دوم چیست؟
چون موضوعِ خدمت برای خدمتگزار فقط می تواند گروه باشد آن چگونگی در هشیار ماندن نسبت به این زمینه است که موقعیتِ خدمت را گروه فراهم کرده است تا کارهایی که خدمتگزاران انجام می دهند نتواند موضوعیتِ NA را آلوده کند. NA پیامی است که ابدا نباید سازماندهی شود و یا دچارِ طبقه بندی های افراد گردد. وقتی خدمت را گروه ها تعیین می کنند فرآیندِ کارهای خدمتگزاران در گروه جلوه پیدا می کند چون گروه آگاه است که چه چیزی را از خدمتگزارِ خود خواسته و برای چه منظوری هیئت یا شورای خدماتی درست کرده است. اشرافِ ما به این امور خود به خود گروه را در فرآیندِ کارهای ما قرار می دهد.
شیوه ی خدمت کردنِ ما در نحوه ی نیروی برتر قرار دادنِ گروه در پیشگامی های خدماتیِ خودمان جاذبه ی کمیته ی خدماتی برای بدنه های خدماتیِ دیگر است. تاثیرِ ما جاذبه ی خودمان است.
صمیمیت و مهربانی تنها زمینه تقویتِ ارتباطاتِ ما برای پیشگام شدن در خدمت است. ارتباط فقط گزارش تقدیم کردن نیست. معتاد نیاز دارد ترازنامه تهیه کند تا روز به روز بهتر قادر شود خودش را رُشد بدهد، پس از خدمتگزار خودش ترازنامه ی خدماتی می خواهد نه گزارش و آمارهای مفصل و طبقه بندی شده که هیچکدام لحظه ی اکنون را ثبت نکرده اند.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_کارگاهی
#سوال_سوم
چگونه به بهترین شکل گروه ها را در فرآیند کارهای خود قرار می دهیم؟ کار ما چگونه بر بدنه های خدماتی دیگر تاثیر می گذارد؟ رابطه بین ارتباطات و سنت دوم چیست؟
چون موضوعِ خدمت برای خدمتگزار فقط می تواند گروه باشد آن چگونگی در هشیار ماندن نسبت به این زمینه است که موقعیتِ خدمت را گروه فراهم کرده است تا کارهایی که خدمتگزاران انجام می دهند نتواند موضوعیتِ NA را آلوده کند. NA پیامی است که ابدا نباید سازماندهی شود و یا دچارِ طبقه بندی های افراد گردد. وقتی خدمت را گروه ها تعیین می کنند فرآیندِ کارهای خدمتگزاران در گروه جلوه پیدا می کند چون گروه آگاه است که چه چیزی را از خدمتگزارِ خود خواسته و برای چه منظوری هیئت یا شورای خدماتی درست کرده است. اشرافِ ما به این امور خود به خود گروه را در فرآیندِ کارهای ما قرار می دهد.
شیوه ی خدمت کردنِ ما در نحوه ی نیروی برتر قرار دادنِ گروه در پیشگامی های خدماتیِ خودمان جاذبه ی کمیته ی خدماتی برای بدنه های خدماتیِ دیگر است. تاثیرِ ما جاذبه ی خودمان است.
صمیمیت و مهربانی تنها زمینه تقویتِ ارتباطاتِ ما برای پیشگام شدن در خدمت است. ارتباط فقط گزارش تقدیم کردن نیست. معتاد نیاز دارد ترازنامه تهیه کند تا روز به روز بهتر قادر شود خودش را رُشد بدهد، پس از خدمتگزار خودش ترازنامه ی خدماتی می خواهد نه گزارش و آمارهای مفصل و طبقه بندی شده که هیچکدام لحظه ی اکنون را ثبت نکرده اند.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_کارگاهی
#سوال_چهارم
بدنه خدماتی ما چگونه در کارها و جلسات خود اصول روحانی را تمرین می کند؟ چگونه اجازه می دهیم تا یک نیروی برتر و مهربان فرآیند کارها و تلاش های خدماتی ما را راهنمایی کند؟
تمرین کردن در هر حال همان خدمت کردن است. درست همانطور که می گوئیم کسانی که بطورِ مرتب در جلسات شرکت می کنند پاک باقی می مانند به همان ترتیب اعضایی که دارند خدمت می کنند در حال تمرین کردن اصول روحانی هستند. هر بدنه خدماتی شامل چند خدمتگزار است و این خدمتگزاران دارند تمرین می کنند که با اجرای اصولِ روحانی خدمت کنند. روشن است که اصول روحانی در خدمت علاوه بر دوازده قدم تجربه های خدماتیِ تدوین شده و تبین شده در کتابچه های راهنمایی هستند که در هر کمیته ی فرعی آموزش داده می شوند. این کتاب های راهنما مجموعه ی تجربه های سال ها خدمت در انجمن را جمع آوری کرده اند. تمرین اصول روحانی در بدنه ی خدماتی یعنی اجرایِ دقیقِ آموزش های تخصصیِ خدماتی به نحوی که هیچ گونه سلیقه و عقیده ی شخصی را برای تعدیلِ آنها بکار نبریم. تجربه های خدماتی ما اصولِ روحانیِ خدمات ما هستند.
نیروی برتر و مهربان وقتی به کار می پردازد که من با اجرای تجربه های خدماتی نیازی به نتیجه گیری از خدمتی که انجام می دهم نداشته باشم. خدمت من تکلیفی است که دارم برای رشد بیشتر در بهبودی انجام می دهم پس فقط با رعایت تجربه های تدوین شده ی خدمتگزارانِ دیگر به خدمت می پردازم و هر نوع دیدگاه و سلیقه ی خود و دیگران را در خدمت نادیده می گیرم. نیروی برتر من در خدمت رهنمودهای راهنما و نشریاتِ تخصصیِ انجمن هستند و من بدونِ تاویلْ و تفسیرِ آنها عیناً به اجرای آنها می پردازم.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_کارگاهی
#سوال_چهارم
بدنه خدماتی ما چگونه در کارها و جلسات خود اصول روحانی را تمرین می کند؟ چگونه اجازه می دهیم تا یک نیروی برتر و مهربان فرآیند کارها و تلاش های خدماتی ما را راهنمایی کند؟
تمرین کردن در هر حال همان خدمت کردن است. درست همانطور که می گوئیم کسانی که بطورِ مرتب در جلسات شرکت می کنند پاک باقی می مانند به همان ترتیب اعضایی که دارند خدمت می کنند در حال تمرین کردن اصول روحانی هستند. هر بدنه خدماتی شامل چند خدمتگزار است و این خدمتگزاران دارند تمرین می کنند که با اجرای اصولِ روحانی خدمت کنند. روشن است که اصول روحانی در خدمت علاوه بر دوازده قدم تجربه های خدماتیِ تدوین شده و تبین شده در کتابچه های راهنمایی هستند که در هر کمیته ی فرعی آموزش داده می شوند. این کتاب های راهنما مجموعه ی تجربه های سال ها خدمت در انجمن را جمع آوری کرده اند. تمرین اصول روحانی در بدنه ی خدماتی یعنی اجرایِ دقیقِ آموزش های تخصصیِ خدماتی به نحوی که هیچ گونه سلیقه و عقیده ی شخصی را برای تعدیلِ آنها بکار نبریم. تجربه های خدماتی ما اصولِ روحانیِ خدمات ما هستند.
نیروی برتر و مهربان وقتی به کار می پردازد که من با اجرای تجربه های خدماتی نیازی به نتیجه گیری از خدمتی که انجام می دهم نداشته باشم. خدمت من تکلیفی است که دارم برای رشد بیشتر در بهبودی انجام می دهم پس فقط با رعایت تجربه های تدوین شده ی خدمتگزارانِ دیگر به خدمت می پردازم و هر نوع دیدگاه و سلیقه ی خود و دیگران را در خدمت نادیده می گیرم. نیروی برتر من در خدمت رهنمودهای راهنما و نشریاتِ تخصصیِ انجمن هستند و من بدونِ تاویلْ و تفسیرِ آنها عیناً به اجرای آنها می پردازم.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
فروتنی ما را آماده می سازد تا آرزوهای شخصیِ خود را کنار بگذاریم تا بتوانیم خدمات موثری به انجمن داشته باشیم . در مرحله ی اول به فروتنی این گونه می نگریم که یادآوری کند ما شخصا صلاحیت نداریم برنامه ریزی برای امور انجمن را بر عهده بگیریم .
چگونگی عملکرد سنت دوم
Humility prepares us to set aside our personal wishes so that we can effectively serve our fellowship . We look to humility, first, to remind us that we aren't personally capable of guiding the affairs of Narcotics Anonymous .
It Works How And Why, Page 141
@GUIDING_PRINCIPLES
چگونگی عملکرد سنت دوم
Humility prepares us to set aside our personal wishes so that we can effectively serve our fellowship . We look to humility, first, to remind us that we aren't personally capable of guiding the affairs of Narcotics Anonymous .
It Works How And Why, Page 141
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_کارگاهی
#سوال_پنجم
خطرات هم شکلی در فرآیند تصمیم گیری های ما چیست؟ چگونه نظرات مختلف هنگام تصمیم گیری در نظر می گیریم؟ آیا اطمینان حاصل می کنیم تا به صدای اقلیت نیز احترام گذاشته شود؟ آیا نظرات کسانی که نمی توانند برای خود صحبت کنند را در نظر می گیریم؟
اتحاد ما هم شکل شدن نیست و ما اعضای انجمن جلوه ی وحدتِ انواع انسانی هستیم. قادر نیستیم همدیگر را به تقلید از یکدیگر وادار نمائیم که مانند همدیگر شوند چون اعضای ما از همه گونه افراد هستند. پس می دانیم که تصمیم های ما در هر بخشِ خدماتی با بدنه ی خدماتی دیگر تفاوت دارند چون در محلی دیگر و جایی دیگر اتخاذ می گردند که معتادانی دیگر دارند. اگر همه جا یک شکل تصمیم گیری شود چنین تصمیماتی هیچ اثری بر گروها نداشته و ماهیتِ خدمات را مخدوش می کنند.
تصمیمات هر شورای خدماتی طوری گرفته می شود که ویژگی های محلی و منطقه ای در نظر گرفته شوند پس دیدگاه های متنوعِ هر ناحیه در تصمیم گیری های خودش نقش دارد. در یک بخش خدماتی هر خدمتگزار تجربه ای دارد که بخش خدماتی آنرا پیام می داند.
اطمینان حاصل کردن ما اُسلوب و روال دارد : اکثریت را کامل نمی دانیم و به اقلیت اهمیت می دهیم. اهمیت دادن به اقلیت به این ترتیب است که مواردِ موردِ نظر آنها را مورد توجه قرار می دهیم و از تغییر دادن تصمیمِ اکثریت ولو پس از رای گیری ابدا نمی ترسیم. چنانچه پس از بررسی کامل باز هم تصمیمِ قبلی را بهتر بدانیم پیام اقلیت را یادداشت و ثبت می کنیم و در مراحلِ بعدی و در جلساتِ ترازنامه ی خدماتی مورد توجه و بررسیِ بیشتر قرار می دهیم. اکثریت در اغلبِ موارد دچار توقف نیز می شوند و نیاز داریم اقلیتی فعال داشته باشیم که اکثریت را هوشیار نگاه دارد. نیاز داریم توجه داشته باشیم که هر نوع یکنواختی در کمیته ی خدماتی پیامی برای تهیه ی ترازنامه ی خدماتی است.
بله در نظر می گیریم چون بسیاری از خدمتگزاران وجودِ خود را در بیانِ خود آشکار نمی کنند و لازم است به آنها رُجوع کنیم چون وقتی بخواهیم به ما می گویند. هر قدر هم که عقاید شخصی را کنار بگذاریم در هر حال بیداریِ روحانی کاملاً شخصی است و همین بیداری روحانی در خدمت نیز ویژگی خودش را دارد که کمیته ی خدماتی نیاز دارد از آنها مطلع باشد.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_کارگاهی
#سوال_پنجم
خطرات هم شکلی در فرآیند تصمیم گیری های ما چیست؟ چگونه نظرات مختلف هنگام تصمیم گیری در نظر می گیریم؟ آیا اطمینان حاصل می کنیم تا به صدای اقلیت نیز احترام گذاشته شود؟ آیا نظرات کسانی که نمی توانند برای خود صحبت کنند را در نظر می گیریم؟
اتحاد ما هم شکل شدن نیست و ما اعضای انجمن جلوه ی وحدتِ انواع انسانی هستیم. قادر نیستیم همدیگر را به تقلید از یکدیگر وادار نمائیم که مانند همدیگر شوند چون اعضای ما از همه گونه افراد هستند. پس می دانیم که تصمیم های ما در هر بخشِ خدماتی با بدنه ی خدماتی دیگر تفاوت دارند چون در محلی دیگر و جایی دیگر اتخاذ می گردند که معتادانی دیگر دارند. اگر همه جا یک شکل تصمیم گیری شود چنین تصمیماتی هیچ اثری بر گروها نداشته و ماهیتِ خدمات را مخدوش می کنند.
تصمیمات هر شورای خدماتی طوری گرفته می شود که ویژگی های محلی و منطقه ای در نظر گرفته شوند پس دیدگاه های متنوعِ هر ناحیه در تصمیم گیری های خودش نقش دارد. در یک بخش خدماتی هر خدمتگزار تجربه ای دارد که بخش خدماتی آنرا پیام می داند.
اطمینان حاصل کردن ما اُسلوب و روال دارد : اکثریت را کامل نمی دانیم و به اقلیت اهمیت می دهیم. اهمیت دادن به اقلیت به این ترتیب است که مواردِ موردِ نظر آنها را مورد توجه قرار می دهیم و از تغییر دادن تصمیمِ اکثریت ولو پس از رای گیری ابدا نمی ترسیم. چنانچه پس از بررسی کامل باز هم تصمیمِ قبلی را بهتر بدانیم پیام اقلیت را یادداشت و ثبت می کنیم و در مراحلِ بعدی و در جلساتِ ترازنامه ی خدماتی مورد توجه و بررسیِ بیشتر قرار می دهیم. اکثریت در اغلبِ موارد دچار توقف نیز می شوند و نیاز داریم اقلیتی فعال داشته باشیم که اکثریت را هوشیار نگاه دارد. نیاز داریم توجه داشته باشیم که هر نوع یکنواختی در کمیته ی خدماتی پیامی برای تهیه ی ترازنامه ی خدماتی است.
بله در نظر می گیریم چون بسیاری از خدمتگزاران وجودِ خود را در بیانِ خود آشکار نمی کنند و لازم است به آنها رُجوع کنیم چون وقتی بخواهیم به ما می گویند. هر قدر هم که عقاید شخصی را کنار بگذاریم در هر حال بیداریِ روحانی کاملاً شخصی است و همین بیداری روحانی در خدمت نیز ویژگی خودش را دارد که کمیته ی خدماتی نیاز دارد از آنها مطلع باشد.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES