#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_دوم
ما چگونه از يک نيروى برتر مهربان دعوت مى كنيم تا در فرآيند تصميم گيرى هاى ما حضور داشته باشد؟
چنین بدعتی در سنتِ دوم نداریم. نیروی برتر از قدمِ دوم در زندگی ما حضور دارد و ما مراقبت میکنیم که از آن غافل نشویم. به این ترتیب که میدانیم سنتِ دوم اجرای چهارده اصلِ انجمن با همدیگر است.
وقی این اصول در حالِ اجرا باشند نیروی برتر خود به خود دارد ما را به سلامتِ عقل باز میگرداند.
این دعوت البته در وجدانِ گروهی هست که انجمنِ ما با مفهومِ ششم به آن میپردازد و سنتِ دوم دعوتی در خود ندارد.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_دوم
ما چگونه از يک نيروى برتر مهربان دعوت مى كنيم تا در فرآيند تصميم گيرى هاى ما حضور داشته باشد؟
چنین بدعتی در سنتِ دوم نداریم. نیروی برتر از قدمِ دوم در زندگی ما حضور دارد و ما مراقبت میکنیم که از آن غافل نشویم. به این ترتیب که میدانیم سنتِ دوم اجرای چهارده اصلِ انجمن با همدیگر است.
وقی این اصول در حالِ اجرا باشند نیروی برتر خود به خود دارد ما را به سلامتِ عقل باز میگرداند.
این دعوت البته در وجدانِ گروهی هست که انجمنِ ما با مفهومِ ششم به آن میپردازد و سنتِ دوم دعوتی در خود ندارد.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_سوم
درک مشترک ما از وجدان گروه چيست؟ آيا وجدان گروه با اكثريت آرا يا اجماع مشابه است يا متفاوت؟ گروه ما چگونه يک وجدان گروه را بوجود مى آورد؟
وجدانِ گروه همانطور که در کتابِ چگونگیِ عملکرد در سنت دوم مشروحا نوشته ایم اجرای دسته جمعیِ اصولِ انجمن و تسلیمِ جمعی به آن اصول است.
خیر... وجدانِ گروه اکثریت یا اجماع نیست بلکه واقعیتی موجود است که ما به همدیگر کمک میکنیم که از آن با خبر شویم.
گروهی که وجدانِ گروهی به وجود آورد گروهی است که اعضای آن متوجه نیستند رای گیری و نتیجه گیری از اکثریت ابدا خواستِ خداوند نیست.
بصیرتِ جمعی یا وجدانِ گروه موضوعی است که نیاز به رای گیری ندارد و آنقدر روشن است که هیچ نیازی به بحث و مناظره درباره ی آن نیست.
ما در انجمن باور داریم که نیازی به انجامِ هیچ کاری در گروه نیست چون گروه همین که هست کامل است...
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_سوم
درک مشترک ما از وجدان گروه چيست؟ آيا وجدان گروه با اكثريت آرا يا اجماع مشابه است يا متفاوت؟ گروه ما چگونه يک وجدان گروه را بوجود مى آورد؟
وجدانِ گروه همانطور که در کتابِ چگونگیِ عملکرد در سنت دوم مشروحا نوشته ایم اجرای دسته جمعیِ اصولِ انجمن و تسلیمِ جمعی به آن اصول است.
خیر... وجدانِ گروه اکثریت یا اجماع نیست بلکه واقعیتی موجود است که ما به همدیگر کمک میکنیم که از آن با خبر شویم.
گروهی که وجدانِ گروهی به وجود آورد گروهی است که اعضای آن متوجه نیستند رای گیری و نتیجه گیری از اکثریت ابدا خواستِ خداوند نیست.
بصیرتِ جمعی یا وجدانِ گروه موضوعی است که نیاز به رای گیری ندارد و آنقدر روشن است که هیچ نیازی به بحث و مناظره درباره ی آن نیست.
ما در انجمن باور داریم که نیازی به انجامِ هیچ کاری در گروه نیست چون گروه همین که هست کامل است...
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_چهارم
رابطه بين گمنامى و وجدان گروه چيست؟ چرا مهم است كه صداى همه شنيده شود؟ چگونه از همه دعوت مى كنيم تا حضور كامل داشته باشند؟ تازه واردان به چه نحوى به تشكيل وجدان گروه كمک مى كنند؟
گمنامی یا فرانامی یعنی برابر بودن و هم تراز بودن و چون همه ی اعضا هم سان هستند همه میتوانند تجربه ی خودشان را بگویند . وقتی همه برابر هستند همه به یک اندازه در بصیرتِ جمعیِ گروه نقش دارند.
- اهمیتِ آن در نیازِ گروه به پیام است. هر عضو پیامی دارد که گروه به آن نیاز دارد.
- خیلی ساده همه اختیار دارند نظر داشته باشند و گروه همه را ترغیب میکند که آن نظر را در گروه اظهاردارند.
- تازه واردان چون مهم ترین اعضای هر گروه و انجمن هستند بهتر از همه ی ما میدانند که معتاد امروز چطور میبیند.
من پر شده ام از اطلاعاتِ خدماتی و خاطراتِ بهبودی و خدمت و این اطلاعات همراه با جاذبه ای که در انجمن دارم مانندِ موادِ مخدر مرا از برنامه ی انجمن منحرف میکنند.
تازه وارد مرا آدم حساب نمیکند و همین کارِ او مرا باز هم بیدار نگاه میدارد که یک روزِ دیگر پاکی ام را حفظ کنم...
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_چهارم
رابطه بين گمنامى و وجدان گروه چيست؟ چرا مهم است كه صداى همه شنيده شود؟ چگونه از همه دعوت مى كنيم تا حضور كامل داشته باشند؟ تازه واردان به چه نحوى به تشكيل وجدان گروه كمک مى كنند؟
گمنامی یا فرانامی یعنی برابر بودن و هم تراز بودن و چون همه ی اعضا هم سان هستند همه میتوانند تجربه ی خودشان را بگویند . وقتی همه برابر هستند همه به یک اندازه در بصیرتِ جمعیِ گروه نقش دارند.
- اهمیتِ آن در نیازِ گروه به پیام است. هر عضو پیامی دارد که گروه به آن نیاز دارد.
- خیلی ساده همه اختیار دارند نظر داشته باشند و گروه همه را ترغیب میکند که آن نظر را در گروه اظهاردارند.
- تازه واردان چون مهم ترین اعضای هر گروه و انجمن هستند بهتر از همه ی ما میدانند که معتاد امروز چطور میبیند.
من پر شده ام از اطلاعاتِ خدماتی و خاطراتِ بهبودی و خدمت و این اطلاعات همراه با جاذبه ای که در انجمن دارم مانندِ موادِ مخدر مرا از برنامه ی انجمن منحرف میکنند.
تازه وارد مرا آدم حساب نمیکند و همین کارِ او مرا باز هم بیدار نگاه میدارد که یک روزِ دیگر پاکی ام را حفظ کنم...
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_پنجم
وجدان گروه ما چگونه تاثير شخصيت هاى قدرتمند يا افرادى را كه به نظر صاحب اختيار مى آيند را تعديل و كم مى كند؟ آيا اطمينان حاصل مى كنيم كه همه نكته نظرات قبل از تصميم گيرى شنيده شوند؟ چگونه بين رهبرى و حكومت كردن فرق قائل مى شويم؟
گروه باشخصیت ها جنگ ندارد که از وجدانِ گروه بر علیهِ آنها استفاده کند. اما وقتی بصیرتِ گروهی بدونِ تاثیر گرفتن از اراده ی شخصیِ افرادِ معروف در گروه شکل میگیرد نه تنها برای گروه مفید است بلکه برای همه پیام دارد. هدفِ ما تعدیل کردنِ نظراتِ دیگران نیست بلکه ما هدفِ گروه را دنبال میکنیم.
- بله به همه اجازه میدهیم که صرف نظر از تفاوت های سلیقه ایِ خودشان نظرشان را بگویند. ما در جستجوی تجربه های همدیگر هستیم.
- پیشگام بودن در خدمات نیازی به حکم کردن ندارد. وقتی خدماتِ ما موثر بوده باشند جاذبه ای را در ما شکل داده اند که دیگران با دیدنِ آن به خودمان اعتماد میکنند . نیازی نداریم حکم صادر کنیم یا حاکم باشیم چون حکمیت زمینه ای است که آنرا روحانی نمیدانیم.
در انجمنی که همه ی اعضای آن نه کمتر و نه بیشتر از همدیگر هستند هیچ نوع حکمرانی کاری از پیش نمیبرد.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_پنجم
وجدان گروه ما چگونه تاثير شخصيت هاى قدرتمند يا افرادى را كه به نظر صاحب اختيار مى آيند را تعديل و كم مى كند؟ آيا اطمينان حاصل مى كنيم كه همه نكته نظرات قبل از تصميم گيرى شنيده شوند؟ چگونه بين رهبرى و حكومت كردن فرق قائل مى شويم؟
گروه باشخصیت ها جنگ ندارد که از وجدانِ گروه بر علیهِ آنها استفاده کند. اما وقتی بصیرتِ گروهی بدونِ تاثیر گرفتن از اراده ی شخصیِ افرادِ معروف در گروه شکل میگیرد نه تنها برای گروه مفید است بلکه برای همه پیام دارد. هدفِ ما تعدیل کردنِ نظراتِ دیگران نیست بلکه ما هدفِ گروه را دنبال میکنیم.
- بله به همه اجازه میدهیم که صرف نظر از تفاوت های سلیقه ایِ خودشان نظرشان را بگویند. ما در جستجوی تجربه های همدیگر هستیم.
- پیشگام بودن در خدمات نیازی به حکم کردن ندارد. وقتی خدماتِ ما موثر بوده باشند جاذبه ای را در ما شکل داده اند که دیگران با دیدنِ آن به خودمان اعتماد میکنند . نیازی نداریم حکم صادر کنیم یا حاکم باشیم چون حکمیت زمینه ای است که آنرا روحانی نمیدانیم.
در انجمنی که همه ی اعضای آن نه کمتر و نه بیشتر از همدیگر هستند هیچ نوع حکمرانی کاری از پیش نمیبرد.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_ششم
چگونه بين وجدان فردى و جامع تعادل برقرار مى كنيم؟ چگونه تشخيص مى دهيم كه به وجدان گروهى دست يافته ايم؟
بصیرتِ فردی همان بیداریِ روحانی حاصله از کارکردِ قدم ها است . وجدان جامع یا بصیرتِ جمعی اجرای دسته جمعیِ اصولِ انجمن و تسلیم به آنها در زمانِ تصمیم گیری است .
تعادل بینِ این دو را تسلیم برقرار میکند و تسلیم یعنی غفلت نکردن از اتحادِ سنت اول و دوازده قدمِ بهبودی .
هر وقت هیچ عقیده ای نداریم وجدانِ گروهی کامل است .
عقیده نوعی انکار است .
من وجدانِ گروهی را آنجا احساس میکنم که همه ی اعضا در گروه نیازی نمیبینند با همدیگر گفتگو کنند چون تکلیف را میدانند و به آن عمل میکنند .
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_ششم
چگونه بين وجدان فردى و جامع تعادل برقرار مى كنيم؟ چگونه تشخيص مى دهيم كه به وجدان گروهى دست يافته ايم؟
بصیرتِ فردی همان بیداریِ روحانی حاصله از کارکردِ قدم ها است . وجدان جامع یا بصیرتِ جمعی اجرای دسته جمعیِ اصولِ انجمن و تسلیم به آنها در زمانِ تصمیم گیری است .
تعادل بینِ این دو را تسلیم برقرار میکند و تسلیم یعنی غفلت نکردن از اتحادِ سنت اول و دوازده قدمِ بهبودی .
هر وقت هیچ عقیده ای نداریم وجدانِ گروهی کامل است .
عقیده نوعی انکار است .
من وجدانِ گروهی را آنجا احساس میکنم که همه ی اعضا در گروه نیازی نمیبینند با همدیگر گفتگو کنند چون تکلیف را میدانند و به آن عمل میکنند .
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_هفتم
چه وقت و چگونه ممكن است تصميمات قبلى خود را دوباره بررسى و درباره آنها دوباره فكر كنيم؟
ترازنامه ی ماهیانه ی گروه همه چیز را نشان میدهد.
مهمترین تجربه ی ما این است که سابقه نداشته تصمیمی را بر اساسِ اصول و تجربه های موفقِ انجمن گرفته باشیم و اشتباه باشد. چون تجربه های ما تحصیل و آموزش نیستند بلکه اتفاق افتاده اند و موفق بوده اند و حالا به کار میروند.
وقتی اجازه نمیدهیم که سلیقه های شخصیِ اعضا به تصمیم ها جهت ندهند هدفِ گروه منحرف نمیشود.
حال اگر در ترازنامه ی گروهی متوجه شویم که گروه در اثرِ یک تصمیمِ قبلیِ خودش دچار صدمه شده است وقتِ تجدیدِ نظر فرا میرسد و ما اشتباهِ خود را اصلاح میکنیم.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_هفتم
چه وقت و چگونه ممكن است تصميمات قبلى خود را دوباره بررسى و درباره آنها دوباره فكر كنيم؟
ترازنامه ی ماهیانه ی گروه همه چیز را نشان میدهد.
مهمترین تجربه ی ما این است که سابقه نداشته تصمیمی را بر اساسِ اصول و تجربه های موفقِ انجمن گرفته باشیم و اشتباه باشد. چون تجربه های ما تحصیل و آموزش نیستند بلکه اتفاق افتاده اند و موفق بوده اند و حالا به کار میروند.
وقتی اجازه نمیدهیم که سلیقه های شخصیِ اعضا به تصمیم ها جهت ندهند هدفِ گروه منحرف نمیشود.
حال اگر در ترازنامه ی گروهی متوجه شویم که گروه در اثرِ یک تصمیمِ قبلیِ خودش دچار صدمه شده است وقتِ تجدیدِ نظر فرا میرسد و ما اشتباهِ خود را اصلاح میکنیم.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_هشتم
گروه ما چگونه اطمينان حاصل مى كند كه تمركز بر روحانيت و پرورش نيت خير در حين شكل گيرى وجدان گروه را حفظ مى كند؟
منظور از تمرکز بر روحانیت این است که مراقبت میکنیم خود محوری نداشته باشیم. توجه داریم که گروه محوری نیز خود محوری است. یعنی گروه هر چه بخواهد با تصمیمِ جمعی به اجرا بگذارد و منحرف شود. تمرکزِ ما بر اجرای بیداریِ روحانی است نه توافقِ جمعی در باره ی آنچه گروه میخواهد.
نیت نوعی انحراف از اصولِ انجمن است حتی وقتی خیر است. کدام عضو در انجمنی که همه باهمدیگر برابرهستند میتواند نیتِ خود را شر بداند؟ نیت ، پنداری در اثرِ اراده ی شخصی است که در اصولِ روحانیِ ما جا ندارد.
فقط اصولِ تجربه شده ی انجمن یعنی قدم ها را نیتِ خیر میدانیم و با اجرای صمیمانه ی آنها نیتِ خیر را پرورش میدهیم.
در وجدانِ گروه هر دلیلی غیر از تسلیم به برنامه ی انجمن دست آویزی برای استفاده از اراده ی شخصی و نواقص است و ما از اینکار دوری میکنیم.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_هشتم
گروه ما چگونه اطمينان حاصل مى كند كه تمركز بر روحانيت و پرورش نيت خير در حين شكل گيرى وجدان گروه را حفظ مى كند؟
منظور از تمرکز بر روحانیت این است که مراقبت میکنیم خود محوری نداشته باشیم. توجه داریم که گروه محوری نیز خود محوری است. یعنی گروه هر چه بخواهد با تصمیمِ جمعی به اجرا بگذارد و منحرف شود. تمرکزِ ما بر اجرای بیداریِ روحانی است نه توافقِ جمعی در باره ی آنچه گروه میخواهد.
نیت نوعی انحراف از اصولِ انجمن است حتی وقتی خیر است. کدام عضو در انجمنی که همه باهمدیگر برابرهستند میتواند نیتِ خود را شر بداند؟ نیت ، پنداری در اثرِ اراده ی شخصی است که در اصولِ روحانیِ ما جا ندارد.
فقط اصولِ تجربه شده ی انجمن یعنی قدم ها را نیتِ خیر میدانیم و با اجرای صمیمانه ی آنها نیتِ خیر را پرورش میدهیم.
در وجدانِ گروه هر دلیلی غیر از تسلیم به برنامه ی انجمن دست آویزی برای استفاده از اراده ی شخصی و نواقص است و ما از اینکار دوری میکنیم.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_نهم
اصول روحانى چه نقشى در فرآيند تصميم گيرى گروه ما بازى مى كنند؟ اگر مشكلى پيش آيد ما چگونه راه حل آن را پيدا مى كنيم؟ گروه ما چگونه از خود سوالات سخت و مشكل را مى پرسد يا به موارد حل نشده رسيدگى مى كند؟ در حين تصميم گيرى چگونه تشخيص مى دهيم كه داريم تند مى رويم يا بر عكس خيلى آهسته پيش مى رويم؟
اصولِ روحانی نقشی که دارند همان روشن کردنِ تکالیفِ بهبودیِ ما هستند. در جلسه ی اداری یا خدماتی ما جمع شده ایم اصولِ روحانی را باهمدیگر اجرا کنیم نه آنکه تعیین کنیم گروه چه بکند یا نکند. هر چه گروه برای بهتر اجرا کردنِ برنامه ی انجمن نیاز دارد موضوعِ جلسه است نه نیازِ خودِ گروه.
روشِ ما در قدمِ یازدهم تعیین شده است :
وقتی مشکل پیدا کنیم آنرا مانع نمیبینیم. مشکل را موضوع میبینیم.بعد با اجرای اصولِ روحانی متوجه میشویم برای موضوع یا مسئله میتوانیم راهِ حل پیدا کنیم. پس از آن اگر راهِ حلی پیدا نکردیم متوجه هستیم که وقتِ آن رسیده تا آن مشکل را به عنوانِ بخشی از خودمان بپذیریم.
سخت نمیگیریم که سوالاتِ سخت طرح کنیم چون ما پاسخِ بسیاری از سوالات را نمیدانیم. چون خواسته ای نداریم و فقط هدفِ گروه را دنبال میکنیم است چنانچه کار پیش نرود متوجه میشویم که نیازی نداریم اصرار داشته باشیم که مشکل رفع شود.
توجه به اینکه تند یا آهسته میرویم انحرافاتِ فکری هستند. ما زمان نداریم که برنامه ی زمان بندی شده داشته باشیم. هر تصمیمی که بگیریم و اجرا کنیم و نتیجه ی آن ماندگار باشد حتما روحانی است و البته هر چه که عملی نباشد روحانی هم نیست.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_نهم
اصول روحانى چه نقشى در فرآيند تصميم گيرى گروه ما بازى مى كنند؟ اگر مشكلى پيش آيد ما چگونه راه حل آن را پيدا مى كنيم؟ گروه ما چگونه از خود سوالات سخت و مشكل را مى پرسد يا به موارد حل نشده رسيدگى مى كند؟ در حين تصميم گيرى چگونه تشخيص مى دهيم كه داريم تند مى رويم يا بر عكس خيلى آهسته پيش مى رويم؟
اصولِ روحانی نقشی که دارند همان روشن کردنِ تکالیفِ بهبودیِ ما هستند. در جلسه ی اداری یا خدماتی ما جمع شده ایم اصولِ روحانی را باهمدیگر اجرا کنیم نه آنکه تعیین کنیم گروه چه بکند یا نکند. هر چه گروه برای بهتر اجرا کردنِ برنامه ی انجمن نیاز دارد موضوعِ جلسه است نه نیازِ خودِ گروه.
روشِ ما در قدمِ یازدهم تعیین شده است :
وقتی مشکل پیدا کنیم آنرا مانع نمیبینیم. مشکل را موضوع میبینیم.بعد با اجرای اصولِ روحانی متوجه میشویم برای موضوع یا مسئله میتوانیم راهِ حل پیدا کنیم. پس از آن اگر راهِ حلی پیدا نکردیم متوجه هستیم که وقتِ آن رسیده تا آن مشکل را به عنوانِ بخشی از خودمان بپذیریم.
سخت نمیگیریم که سوالاتِ سخت طرح کنیم چون ما پاسخِ بسیاری از سوالات را نمیدانیم. چون خواسته ای نداریم و فقط هدفِ گروه را دنبال میکنیم است چنانچه کار پیش نرود متوجه میشویم که نیازی نداریم اصرار داشته باشیم که مشکل رفع شود.
توجه به اینکه تند یا آهسته میرویم انحرافاتِ فکری هستند. ما زمان نداریم که برنامه ی زمان بندی شده داشته باشیم. هر تصمیمی که بگیریم و اجرا کنیم و نتیجه ی آن ماندگار باشد حتما روحانی است و البته هر چه که عملی نباشد روحانی هم نیست.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_دهم
از خدمتگزاران مورد اعتماد گروه خود انتظار داريم داراى چه كيفيت هاى رهبرى باشند؟ اين كيفيت ها نشانگر چه اصول روحانى اى هستند؟ اين كيفيت ها را چگونه در وجود يكديگر پرورش مى دهيم؟
انتظار داشتن همان دعوت کردن از رنجش است. خدمتگزاری که تمایل دارد خدمت کند از دیدگاهِ خودش همه ی شرایطِ لازم را دارد. من با شرایطِ او کاری ندارم و از او بازجویی نمیکنم اما اگر به او اعتماد نداشته باشم به او رای نمیدهم. پیشگامی برای خدمت نوعی رشدِ روحانی است که حداقلِ آن خدمتگزار را دارای جاذبه ای میکند که بتوان به او اعتماد کرد. پس از اعتماد دیگر شرایط هر چه باشند فرعی هستند. مهم ترین صلاحیتِ خدمتگزار پاکی و تحتِ تاثیرِ دارو نبودن است. بقیه ی کیفیت ها جاذبه ی او هستند.
کیفیت های خدمتگزار در جاذبه ی او نشاندهنده ی تسلیمِ او به اصول روحانی هستند. هر چه بیشتر تسلیمِ برنامه باشد جاذبه ی بیشتری برای اعتماد کردن دارد. ما فقط وقتی قادریم به همدیگر کمک کنیم که تمایل و اشتیاق در خودمان جاری باشد. این تمایل را نمیشود اندازه گرفت تا متناسب با آن برنامه ی پرورشی تنظیم کرد. ما هر کدام به تنهایی و فقط خودمان میتوانیم از تمایلِ خودمان برای رشدِ بیشتر استفاده کنیم.
البته هر کس مایل باشد بیشتر رشد کند نمونه های موفقِ اجرای اصولِ انجمن را همیشه در اختیار دارد...
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_دهم
از خدمتگزاران مورد اعتماد گروه خود انتظار داريم داراى چه كيفيت هاى رهبرى باشند؟ اين كيفيت ها نشانگر چه اصول روحانى اى هستند؟ اين كيفيت ها را چگونه در وجود يكديگر پرورش مى دهيم؟
انتظار داشتن همان دعوت کردن از رنجش است. خدمتگزاری که تمایل دارد خدمت کند از دیدگاهِ خودش همه ی شرایطِ لازم را دارد. من با شرایطِ او کاری ندارم و از او بازجویی نمیکنم اما اگر به او اعتماد نداشته باشم به او رای نمیدهم. پیشگامی برای خدمت نوعی رشدِ روحانی است که حداقلِ آن خدمتگزار را دارای جاذبه ای میکند که بتوان به او اعتماد کرد. پس از اعتماد دیگر شرایط هر چه باشند فرعی هستند. مهم ترین صلاحیتِ خدمتگزار پاکی و تحتِ تاثیرِ دارو نبودن است. بقیه ی کیفیت ها جاذبه ی او هستند.
کیفیت های خدمتگزار در جاذبه ی او نشاندهنده ی تسلیمِ او به اصول روحانی هستند. هر چه بیشتر تسلیمِ برنامه باشد جاذبه ی بیشتری برای اعتماد کردن دارد. ما فقط وقتی قادریم به همدیگر کمک کنیم که تمایل و اشتیاق در خودمان جاری باشد. این تمایل را نمیشود اندازه گرفت تا متناسب با آن برنامه ی پرورشی تنظیم کرد. ما هر کدام به تنهایی و فقط خودمان میتوانیم از تمایلِ خودمان برای رشدِ بیشتر استفاده کنیم.
البته هر کس مایل باشد بیشتر رشد کند نمونه های موفقِ اجرای اصولِ انجمن را همیشه در اختیار دارد...
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_یازدهم
چگونه مى توانيم بين اصل چرخش و استمرار تعادل برقرار كنيم؟ اعضا يک گروه چگونه مى توانند حتى بدون داشتن پست خدماتى، گروه خود را رهبرى كنند؟
اصلِ چرخش و استمرار در انجمنِ ما تا کنون از سنت نهم آغاز میشد اما حالا در سنتِ دوم هم پیدا میشود. البته سنت ها در هم تنیده شده اند و با همدیگر مغایرتی ندارند. ما تکلیف داریم همانگونه که خدمت میکنیم پیامِ رشد در خدمت را با آماده کردنِ موقعیتِ خدمت برای دیگران به همه برسانیم. به این ترتیب که پس از یک دوره خدمت کنار میرویم تا در خدمتِ خدمتگزاری دیگر قرار بگیریم که او نیز خدمت کردن را فرا گیرد.
استمرار برای من کنار رفتن از پستِ خدماتی ام و حضور در عرصه ی خدمت به نحوی است که در خدمتِ همه ی خدمتگزارانِ کمیته ی خدماتیِ خودم باشم.
اینگونه تعادل و تناسب و جنبه که سه ویژگیِ سلامتِ عقل هستند در سنت دوم جاری میگردند.
پیشگامیِ یک عضو فقط در پستِ خدماتی نیست. جاذبه ی او حتی وقتی پستِ خدماتی ندارد پیامِ خودش را به سایرِ خدمتگزاران میرساند.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_یازدهم
چگونه مى توانيم بين اصل چرخش و استمرار تعادل برقرار كنيم؟ اعضا يک گروه چگونه مى توانند حتى بدون داشتن پست خدماتى، گروه خود را رهبرى كنند؟
اصلِ چرخش و استمرار در انجمنِ ما تا کنون از سنت نهم آغاز میشد اما حالا در سنتِ دوم هم پیدا میشود. البته سنت ها در هم تنیده شده اند و با همدیگر مغایرتی ندارند. ما تکلیف داریم همانگونه که خدمت میکنیم پیامِ رشد در خدمت را با آماده کردنِ موقعیتِ خدمت برای دیگران به همه برسانیم. به این ترتیب که پس از یک دوره خدمت کنار میرویم تا در خدمتِ خدمتگزاری دیگر قرار بگیریم که او نیز خدمت کردن را فرا گیرد.
استمرار برای من کنار رفتن از پستِ خدماتی ام و حضور در عرصه ی خدمت به نحوی است که در خدمتِ همه ی خدمتگزارانِ کمیته ی خدماتیِ خودم باشم.
اینگونه تعادل و تناسب و جنبه که سه ویژگیِ سلامتِ عقل هستند در سنت دوم جاری میگردند.
پیشگامیِ یک عضو فقط در پستِ خدماتی نیست. جاذبه ی او حتی وقتی پستِ خدماتی ندارد پیامِ خودش را به سایرِ خدمتگزاران میرساند.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_دوازدهم
مسئوليت ما در برابر خدمتگزاران مورد اعتماد چيست؟ گروه چگونه مى تواند از خدمتگزاران مورد اعتمادى كه احساس انزوا سراسيمگى يا آمادگى نداشتن مى كنند، حمايت كند؟ در گروه ما تعادل مناسب بين اعتماد و پاسخگويى چيست؟
مسئولیتِ ما اخلال نکردن در کارِ آنها و کمک و همکاری به خدمتگزار است چون دیگر با اعتمادِ ما انتخاب شده است. حتی اگر خدمتگزار کسی است که من به او رای نداده ام و کسِ دیگری در نظرم بوده باشد. خدمتگزار پس از آغازِ خدمتش فقط باید حمایت شود.
حمایت از خدمتگزارانی که احساسِ انزوا یا شتاب زدگی یا عدمِ آمادگی دارند با توقع نداشتن از آنها امکان پذیر است. نمیخواهیم به ما خدمت کنند بلکه نیاز داریم آنها به گروه خدمت کنند. انتقاد کردن انحرافِ فکری است. خدمتگزار اشتیاقِ خود را نشان داده و دارد خدمت میکند. یا کمک میکنیم و یا آزارش نمیدهیم.
اعتمادی که میکنیم خدمتگزار را ملزم به مسئولیت پذیری میکند. من خدمت نمیگیرم که پستِ خدماتی را اشغال کنم. دارم وظیفه ای را به گردن میگیرم که گروه با اعتماد به من واگذار کرده است. تعهدِ من به بهبودیِ خودم انجامِ صمیمانه و مشتاقانه ی خدمتی است که به من محول میشود. روشن است که اگر شود نین نکنم اعتمادِ گروه را از دست میدهم.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_دوازدهم
مسئوليت ما در برابر خدمتگزاران مورد اعتماد چيست؟ گروه چگونه مى تواند از خدمتگزاران مورد اعتمادى كه احساس انزوا سراسيمگى يا آمادگى نداشتن مى كنند، حمايت كند؟ در گروه ما تعادل مناسب بين اعتماد و پاسخگويى چيست؟
مسئولیتِ ما اخلال نکردن در کارِ آنها و کمک و همکاری به خدمتگزار است چون دیگر با اعتمادِ ما انتخاب شده است. حتی اگر خدمتگزار کسی است که من به او رای نداده ام و کسِ دیگری در نظرم بوده باشد. خدمتگزار پس از آغازِ خدمتش فقط باید حمایت شود.
حمایت از خدمتگزارانی که احساسِ انزوا یا شتاب زدگی یا عدمِ آمادگی دارند با توقع نداشتن از آنها امکان پذیر است. نمیخواهیم به ما خدمت کنند بلکه نیاز داریم آنها به گروه خدمت کنند. انتقاد کردن انحرافِ فکری است. خدمتگزار اشتیاقِ خود را نشان داده و دارد خدمت میکند. یا کمک میکنیم و یا آزارش نمیدهیم.
اعتمادی که میکنیم خدمتگزار را ملزم به مسئولیت پذیری میکند. من خدمت نمیگیرم که پستِ خدماتی را اشغال کنم. دارم وظیفه ای را به گردن میگیرم که گروه با اعتماد به من واگذار کرده است. تعهدِ من به بهبودیِ خودم انجامِ صمیمانه و مشتاقانه ی خدمتی است که به من محول میشود. روشن است که اگر شود نین نکنم اعتمادِ گروه را از دست میدهم.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_سیزدهم
اين سنت چگونه به ما كمک مى كند تا گمنامى را درک كنيم؟ گمنامى چگونه به ما كمک مى كند تا اين سنت را درک كنيم؟ چگونه گمنامى را در چهار چوب اين سنت تمرين مى كنيم؟
گمنامی که همان برابر بودنِ خودمان با همدیگر است آنجا کاملا روشن میشود که در سنتِ دوم متوجه هستیم هیچ کدام از ما مرجعِ هدایتِ تصمیم گیری نبوده و هیچکس در گروه مرجعِ نهایی نیست. این است که هیچ یک از ما نمیتواند نماینده ی نیروی برتر در گروه باشد و همین ساز و کار ، گمنامیِ ما را نشان میدهد.
درکِ این سنت مانندِ همه ی سنت های ما فقط در عمل کردن به آن اتفاق می افتد. وقتی من خودم را آگاه تر از بقیه ندانم و در مراقبه باشم که گروه را به دنبالِ خودم نکشانم گمنامی را درک کرده ام.
تمرینِ گمنامی حضورِ بدونِ قصد و نیت و هدف در جلسه ی اداری یا خدماتی است. من با برنامه ی از پیش تعیین شده در جلسه حاضر نمیشوم که دیگران را متقاعد کنم مانندِ من ببینند بلکه با آمادگی برای دیدن و پذیرفتنِ روش های تازه ای به جلسه می آیم که بیاموزم چطور میتوانم از عقیده ی خودم که آنرا بیماریِ اعتیاد برایم ساخته است دست بردارم.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_سیزدهم
اين سنت چگونه به ما كمک مى كند تا گمنامى را درک كنيم؟ گمنامى چگونه به ما كمک مى كند تا اين سنت را درک كنيم؟ چگونه گمنامى را در چهار چوب اين سنت تمرين مى كنيم؟
گمنامی که همان برابر بودنِ خودمان با همدیگر است آنجا کاملا روشن میشود که در سنتِ دوم متوجه هستیم هیچ کدام از ما مرجعِ هدایتِ تصمیم گیری نبوده و هیچکس در گروه مرجعِ نهایی نیست. این است که هیچ یک از ما نمیتواند نماینده ی نیروی برتر در گروه باشد و همین ساز و کار ، گمنامیِ ما را نشان میدهد.
درکِ این سنت مانندِ همه ی سنت های ما فقط در عمل کردن به آن اتفاق می افتد. وقتی من خودم را آگاه تر از بقیه ندانم و در مراقبه باشم که گروه را به دنبالِ خودم نکشانم گمنامی را درک کرده ام.
تمرینِ گمنامی حضورِ بدونِ قصد و نیت و هدف در جلسه ی اداری یا خدماتی است. من با برنامه ی از پیش تعیین شده در جلسه حاضر نمیشوم که دیگران را متقاعد کنم مانندِ من ببینند بلکه با آمادگی برای دیدن و پذیرفتنِ روش های تازه ای به جلسه می آیم که بیاموزم چطور میتوانم از عقیده ی خودم که آنرا بیماریِ اعتیاد برایم ساخته است دست بردارم.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_چهاردهم
درباره پل ارتباطى بين اين سنت با سنت هاى ديگر گفتگو كنيد. اين پلهاى ارتباطى چه چيزى درباره گروه مان به ما مى آموزند؟
منظور از پلِ ارتباطی میتواند به هم پیوستنِ سنت ها به همدیگر و تلفیق و ترکیبِ آنها با هم باشد . سنت ها به گروه میگویند که سنت های ما یکدیگر را نقض نمیکنند و هر کدام به استحکام و شکوفاییِ دیگری کمک میرساند .
سنت دو با سنت اول
جایی مربوط است که اتحادِ اعضا را در مرجع نبودنِ اعضای گروه میداند .
سنت دوم با سنت سوم
آنجا رابطه دارد که هیچ عضوی را بهتر یا بد تر و یا آگاه یا نا آگاه نداند . عضو یعنی عضو و قدیمی و تازه یا با تجربه و بی تجربه در هنگامِ تصمیم گیری نداریم .
سنت دو با سنت چهار
تناسبِ آزادیِ گروه با مسئولیت پذیری اش وقتی قوی تر است که همه ی اعضایش با کنار گذاشتنِ اراده های شخصیِ خودشان تسلیم نیروی برترِ گروه یعنی مرجعی نهایی شده باشند .
سنت دو با سنت پنج
هدفِ گروه که در سنتِ دو به دنبالِ اجرایش هستیم در سنتِ پنج تعریف میشود .
سنت دوبا سنت شش
نیروی برترِ گروه را به حفظِ هویتِ انجمن پیوند میزنیم و با تصمیم گیری برای خودمان اجازه نمیدهیم کسی برای ما تصمیم بگیرد .
سنت دو با سنت هفتم
وقتی تصمیم گرفتنِ ما فقط اجرا کردنِ اصولِ روحانی است برای انجامِ امورِ خودمان از هیچ کس و هیچ نهاد و سازمانی هیچ نوع کمکی را نمیپذیریم چون هدفِ خودمان در سنتِ پنجم از خالص بودن دور میشود . هر کس کمکی بکند توقعی هم خواهد داشت . ر سنت دوم هیچ توقعی از خودمان نداریم و در سنت هفتم از دیگران نیز توقع نداریم .
سنت دو با سنت هشتم
تصمیم گیری های روحانیِ ما علم و دانش و تجربه های عمومی نیستند که تبدیل به تخصص شده باشند پس از آنها طوری استفاده نمیکنیم که شغل و کارِ ما شوند. با سنتِ هشتم مراقبت میکنیم که مرجعِ نهاییِ خودمان را اسبابِ بازار یابی یا درمان نسازیم .
سنت دو با سنت نهم
نیروی برتر اعضا که تسلیم به اصولِ روحانی در سنتِ دوم است همان نیروی برترِ خدمتگزاران در خدمت میشود . با این ترتیب که خدمتگزاران دیگر گروه را نیروی برترِ خود می انگارند تا به گروه خدمت کنند تا پیام رسانی را گروه انجام دهد نه خودِ خدمتگزارانی که فقط باید به گروه ها خدمت کنند .
سنت دو با سنت دهم
تصمیمی را که با سنتِ دوم گرفته ایم مراقبت میکنیم که به طرفِ مسائلی که ربطی به تجربیاتِ روحانیِ خودمان در انجمن ندارند ، مخلوط نشده و به انحراف نروند . ما در باره ی هیچ موضوعی هیچ عقیده ای نداریم چون اصلا نمیتوانیم عقیده شویم .
سنت دو با سنت یازده
رابطه ای که با همدیگر در سنتِ دو برقرار کرده ایم با سنتِ یازدهم به جامعه گسترش داده و با غیرِ معتادان نیز رابطه برقرار میکنیم. ترتیبِ این کار در سیاستی تبیین شده است که فقط جاذبه ی ما را به کار میگیرد. جاذبه ی ما همان تسلیمِ ما به نیروی برترِ خودمان است که نیازی به تبلیغ ندارد .
سنت دو با دوازده
پیشگامیِ انجمنِ ما فقط با کسانی است که به آنها اعتماد داریم و این اعتماد به اصولِ انجمن است نه اعضای آن . اگر چه شخصیت هایی که اصول را صمیمانه تر اجرا میکنند نمونه های اجرای اصولِ ما هستند ولی هر گز فراموش نمیکنیم که هیچ عضوی انجمن نمیشود . اینجا فرانامی چنان جاری است که دیگر اثری از خیالاتِ عضو از خودش در خودش نمیماند و خودش بدونِ آنکه خودش باشد اصولِ انجمن است...
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_چهاردهم
درباره پل ارتباطى بين اين سنت با سنت هاى ديگر گفتگو كنيد. اين پلهاى ارتباطى چه چيزى درباره گروه مان به ما مى آموزند؟
منظور از پلِ ارتباطی میتواند به هم پیوستنِ سنت ها به همدیگر و تلفیق و ترکیبِ آنها با هم باشد . سنت ها به گروه میگویند که سنت های ما یکدیگر را نقض نمیکنند و هر کدام به استحکام و شکوفاییِ دیگری کمک میرساند .
سنت دو با سنت اول
جایی مربوط است که اتحادِ اعضا را در مرجع نبودنِ اعضای گروه میداند .
سنت دوم با سنت سوم
آنجا رابطه دارد که هیچ عضوی را بهتر یا بد تر و یا آگاه یا نا آگاه نداند . عضو یعنی عضو و قدیمی و تازه یا با تجربه و بی تجربه در هنگامِ تصمیم گیری نداریم .
سنت دو با سنت چهار
تناسبِ آزادیِ گروه با مسئولیت پذیری اش وقتی قوی تر است که همه ی اعضایش با کنار گذاشتنِ اراده های شخصیِ خودشان تسلیم نیروی برترِ گروه یعنی مرجعی نهایی شده باشند .
سنت دو با سنت پنج
هدفِ گروه که در سنتِ دو به دنبالِ اجرایش هستیم در سنتِ پنج تعریف میشود .
سنت دوبا سنت شش
نیروی برترِ گروه را به حفظِ هویتِ انجمن پیوند میزنیم و با تصمیم گیری برای خودمان اجازه نمیدهیم کسی برای ما تصمیم بگیرد .
سنت دو با سنت هفتم
وقتی تصمیم گرفتنِ ما فقط اجرا کردنِ اصولِ روحانی است برای انجامِ امورِ خودمان از هیچ کس و هیچ نهاد و سازمانی هیچ نوع کمکی را نمیپذیریم چون هدفِ خودمان در سنتِ پنجم از خالص بودن دور میشود . هر کس کمکی بکند توقعی هم خواهد داشت . ر سنت دوم هیچ توقعی از خودمان نداریم و در سنت هفتم از دیگران نیز توقع نداریم .
سنت دو با سنت هشتم
تصمیم گیری های روحانیِ ما علم و دانش و تجربه های عمومی نیستند که تبدیل به تخصص شده باشند پس از آنها طوری استفاده نمیکنیم که شغل و کارِ ما شوند. با سنتِ هشتم مراقبت میکنیم که مرجعِ نهاییِ خودمان را اسبابِ بازار یابی یا درمان نسازیم .
سنت دو با سنت نهم
نیروی برتر اعضا که تسلیم به اصولِ روحانی در سنتِ دوم است همان نیروی برترِ خدمتگزاران در خدمت میشود . با این ترتیب که خدمتگزاران دیگر گروه را نیروی برترِ خود می انگارند تا به گروه خدمت کنند تا پیام رسانی را گروه انجام دهد نه خودِ خدمتگزارانی که فقط باید به گروه ها خدمت کنند .
سنت دو با سنت دهم
تصمیمی را که با سنتِ دوم گرفته ایم مراقبت میکنیم که به طرفِ مسائلی که ربطی به تجربیاتِ روحانیِ خودمان در انجمن ندارند ، مخلوط نشده و به انحراف نروند . ما در باره ی هیچ موضوعی هیچ عقیده ای نداریم چون اصلا نمیتوانیم عقیده شویم .
سنت دو با سنت یازده
رابطه ای که با همدیگر در سنتِ دو برقرار کرده ایم با سنتِ یازدهم به جامعه گسترش داده و با غیرِ معتادان نیز رابطه برقرار میکنیم. ترتیبِ این کار در سیاستی تبیین شده است که فقط جاذبه ی ما را به کار میگیرد. جاذبه ی ما همان تسلیمِ ما به نیروی برترِ خودمان است که نیازی به تبلیغ ندارد .
سنت دو با دوازده
پیشگامیِ انجمنِ ما فقط با کسانی است که به آنها اعتماد داریم و این اعتماد به اصولِ انجمن است نه اعضای آن . اگر چه شخصیت هایی که اصول را صمیمانه تر اجرا میکنند نمونه های اجرای اصولِ ما هستند ولی هر گز فراموش نمیکنیم که هیچ عضوی انجمن نمیشود . اینجا فرانامی چنان جاری است که دیگر اثری از خیالاتِ عضو از خودش در خودش نمیماند و خودش بدونِ آنکه خودش باشد اصولِ انجمن است...
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_پانزدهم
چه كارهايى مى توانیم انجام دهيم تا اصول سنت را در فعاليت هاى گروه خود دخيل سازيم؟ انجام چه كارهايى به گونه اى متفاوت كمک مى كند تا هدف اصلى مان را بهتر به پيش ببريم؟
کارهایی که لازم است انجام شود گروه خودش تعیین میکند. بهترین اجرای سنت دوم جلو تر نرفتن از خدمتی است که گروه میخواهد انجام شود. ما پیشگام میشویم که به گروه خدمت کنیم نه آنکه گروه را به دنبالِ خود بکشیم.
گونه های متفاوت این طور هستند که از تجربه ی اعضای قدیمی تر هم در گروه و هم در گروه های دیگر استفاده کنیم. مسلم است که دیدگاه هاو تجربه های دیگری نیز در انجمن وجود دارند و میتوانیم آنها را موردِ توجه قرار دهیم.
ما هدفِ اصلیِ خودمان را به پیش نمیبریم چون باور داریم کامل است و هر کس اشتیاق داشته باشد میتواند آنرا در انجمن ببیند. خیالاتِ پیش بردن همان تبلیغ میشوند و ما نیازی به این کار نداریم.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_پانزدهم
چه كارهايى مى توانیم انجام دهيم تا اصول سنت را در فعاليت هاى گروه خود دخيل سازيم؟ انجام چه كارهايى به گونه اى متفاوت كمک مى كند تا هدف اصلى مان را بهتر به پيش ببريم؟
کارهایی که لازم است انجام شود گروه خودش تعیین میکند. بهترین اجرای سنت دوم جلو تر نرفتن از خدمتی است که گروه میخواهد انجام شود. ما پیشگام میشویم که به گروه خدمت کنیم نه آنکه گروه را به دنبالِ خود بکشیم.
گونه های متفاوت این طور هستند که از تجربه ی اعضای قدیمی تر هم در گروه و هم در گروه های دیگر استفاده کنیم. مسلم است که دیدگاه هاو تجربه های دیگری نیز در انجمن وجود دارند و میتوانیم آنها را موردِ توجه قرار دهیم.
ما هدفِ اصلیِ خودمان را به پیش نمیبریم چون باور داریم کامل است و هر کس اشتیاق داشته باشد میتواند آنرا در انجمن ببیند. خیالاتِ پیش بردن همان تبلیغ میشوند و ما نیازی به این کار نداریم.
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
وقتی اتفاقِ آراء در داخلِ یک شورای خدماتی با نظراتِ همه ی اعضای دیگر در خارج از کمیته ی خدماتی همخوانی نداشته باشد نتیجه ی آن متحد نبودن است . اغلبِ اوقات ممکن است این موارد به بحران های آشکار تبدیل نشده و صرفا بصورتِ انواعی از بی حوصلگی های معمولی بروز نماید . اگر خدمت جذابیت نداشته و همه را در بر نگیرد تلاش های ما مدتِ کوتاهی ادامه یافته و سپس ناکام باقی میمانند . آنگاه که شور و حال و همتِ ما درست دیده نشوند میتوانیم بیشتر به سنتِ دوم بپردازیم تا علت ها را پیدا کنیم .
سنت دوم در کتاب مبانیِ رهنمونی - جانِ سنت های ما
When consensus inside a committee doesn't match consensus outside that committee, disunity can result. Often the result is not open conflict but a simple fading of energy. If service is not attractive or inclusive, our efforts tend to last a while and then fizzle out. When energy and enthusiasm are fading, we can often look to the Second Tradition to understand why.
Guiding Principles-Spirit Of Our Traditions
Tradition Two
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
https://t.me/joinchat/AAAAAEiS0My6b3qpnPQ_cg
سنت دوم در کتاب مبانیِ رهنمونی - جانِ سنت های ما
When consensus inside a committee doesn't match consensus outside that committee, disunity can result. Often the result is not open conflict but a simple fading of energy. If service is not attractive or inclusive, our efforts tend to last a while and then fizzle out. When energy and enthusiasm are fading, we can often look to the Second Tradition to understand why.
Guiding Principles-Spirit Of Our Traditions
Tradition Two
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
https://t.me/joinchat/AAAAAEiS0My6b3qpnPQ_cg
سئوالات کارگاهی
سئوالات زیر کمک می کنند تا یک گفتگوی خدماتی یا کارگاهی متمرکز بر این سنت را شروع کنیم یا ادامه دهیم.
@GUIDING_PRINCIPLES
سئوالات زیر کمک می کنند تا یک گفتگوی خدماتی یا کارگاهی متمرکز بر این سنت را شروع کنیم یا ادامه دهیم.
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_کارگاهی
#سوال_یکم
آیا امکان ایجاد وجدان گروه در یک بدنه خدماتی وجود دارد؟ ما چگونه ایجاد وجدان گروهی را در خدمت تمرین می کنیم؟ چگونه از یک نیروی برتر مهربان در تصمیم گیری هایمان دعوت می کنیم؟
وجدان گروه در بدنه خدماتی وجود دارد به شرطی که خدمتگزار دخالتی در آن نکرده و اراده ی شخصی خود را به کار نگیرد چون خدمت در NA جاری شدنِ دوازده قدم در خدمت به گروه است. بصیرتِ عمومی و جمعی در گروه بیداری روحانیِ خدمتگزاران است.
تمرین کردنِ وجدان گروهی ترکیبی است از آموختنِ تجربیاتِ خدماتی از یکطرف و بکار بردنِ آنها بدون استفاده از عقاید شخصی و تسلیم به اصولِ روحانیِ انجمن در همه ی عرصه های خدماتی است. اگر چه بهبودی و بیداری روحانی نیازی به سازمان دهی و اصول و ترتیبِ طبقه بندی ندارند اما خدمت کردن بدونِ نظم و ترتیب و ساختار و سازمان، تلف کردنِ وقت و نیرویِ خدکتگزاران است. وجدان گروهی در کمیته ی خدماتی توافق های عقیدتی نیست بلکه اجرای بی چون و چرا و بی قید و شرطِ تجربیات خدماتی و آموزش های تخصصیِ خدماتی در جلسه ی تصمیم گیری است.
دعوت یعنی کنار گذاشتنِ اراده ی شخصی به این ترتیب که فراموش نکنیم قدمِ سوم و یازدهم بخشی جدا نشدنی از زندگیِ خدماتی ما هستند. باور دارم به همان دلیلی که پاک شده ام به همان دلیل نیز نیرویی برتر از خودم همه جا در حالِ مراقبت از اراده و زندگی من است چون خودم دارم اراده و زندگی ام را به او واگذار می کنم. دعوتِ ما صمیمیت و مهربانی با همدیگر در تصمیم گیری های خدماتی است.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_کارگاهی
#سوال_یکم
آیا امکان ایجاد وجدان گروه در یک بدنه خدماتی وجود دارد؟ ما چگونه ایجاد وجدان گروهی را در خدمت تمرین می کنیم؟ چگونه از یک نیروی برتر مهربان در تصمیم گیری هایمان دعوت می کنیم؟
وجدان گروه در بدنه خدماتی وجود دارد به شرطی که خدمتگزار دخالتی در آن نکرده و اراده ی شخصی خود را به کار نگیرد چون خدمت در NA جاری شدنِ دوازده قدم در خدمت به گروه است. بصیرتِ عمومی و جمعی در گروه بیداری روحانیِ خدمتگزاران است.
تمرین کردنِ وجدان گروهی ترکیبی است از آموختنِ تجربیاتِ خدماتی از یکطرف و بکار بردنِ آنها بدون استفاده از عقاید شخصی و تسلیم به اصولِ روحانیِ انجمن در همه ی عرصه های خدماتی است. اگر چه بهبودی و بیداری روحانی نیازی به سازمان دهی و اصول و ترتیبِ طبقه بندی ندارند اما خدمت کردن بدونِ نظم و ترتیب و ساختار و سازمان، تلف کردنِ وقت و نیرویِ خدکتگزاران است. وجدان گروهی در کمیته ی خدماتی توافق های عقیدتی نیست بلکه اجرای بی چون و چرا و بی قید و شرطِ تجربیات خدماتی و آموزش های تخصصیِ خدماتی در جلسه ی تصمیم گیری است.
دعوت یعنی کنار گذاشتنِ اراده ی شخصی به این ترتیب که فراموش نکنیم قدمِ سوم و یازدهم بخشی جدا نشدنی از زندگیِ خدماتی ما هستند. باور دارم به همان دلیلی که پاک شده ام به همان دلیل نیز نیرویی برتر از خودم همه جا در حالِ مراقبت از اراده و زندگی من است چون خودم دارم اراده و زندگی ام را به او واگذار می کنم. دعوتِ ما صمیمیت و مهربانی با همدیگر در تصمیم گیری های خدماتی است.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES