GUIDING PRINCIPLES
263 subscribers
636 photos
1 video
43 files
35 links
Guiding Principles : The Spirit of Our Tradition | مبانیِ رهنمونی : جان سنت های ما

کانال تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتاب
Download Telegram
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_پانزدهم

زمانى كه ديگران به اين سنت تعهدى ندارند، من چگونه آن را به كار مى گيرم؟

اولین چیزی که در اصولِ NA یاد گرفته ام این است که در هیچکدام از آنها کلمه ی " دیگران " به کار نرفته است. پس در اجرای اصول و مخصوصا این سنت با دیگران کار ندارم که اجرا میکنند ی نمیکنند. همین مقدمه کمک میکند که خودم به بهترین شکل هم متوجه باشم و هم اجرا کنم.

من نیروی برترِ قدمِ دو را در گروه سنتِ دوم میدانم. با این ترتیب که گروه بخشِ دیگری از نیروی برترِ من در مسیرِ باز گشت به سلامتِ عقلِ من است. گروه کمک میکند که دیدگاه های شخصیِ من نتواند زدگیِ خودم را خراب کند.

تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_هفدهم

براى من تا چه حد مهم است كه ديگران مرا دوست داشته باشند؟ آيا بر سر آن چيزى كه باور دارم واقعيت است، به خاطر تاييد ديگران مصالحه مى كنم؟

بیشتر از قدمِ هشتم و نهم نقشی ندارم. ممکن است کسی دوست نداشته باشد که از من خوشش بیاید. من برنامه ی انجمن را برای خودم اجرا میکنم و نیازی ندارم کاری کنم که کسی از من خوشش بیاید. از آن مهم تر اگر هم از من خوششان بیاید دلیل نمیشود که من در مسیری صحیح باشم. ممکن است فریب خورده باشند یا دلایلِ دیگری داشته باشند. من درباره ی آنچه برنامه ی انجمن واقعیت میداند - نه خودم - با هیچ کس مصالحه نمیکنم چه از من خوششان بیاید یا نیاید.

توجه میکنم واقیت را حتما با راهنما و اصولِ انجمن بشناسم و تحتِ تاثیرِ دیگران قرار نگیرم.

تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_هجدهم

آيا من ارزش اعتماد ديگران را دارم؟ امروز چگونه مى توانم قابل اعتماد بودن را تمرين كنم؟

تعیینِ این ارزش با دیگران است. اگر اعتماد میکنند پس ارزش دارم و اگر اعتماد نکنند معلوم است که محلِ خدمتِ من جای دیگری در انجمن است نه جایی که خودم دیده ام.

نیازی نیست جز تسلیم به برنامه کاری بکنم. انجمن محلِ رقابت نیست که تمرین کنم دیگران به من اعتماد کنند و من برنده باشم.

تمرین کردنِ قابلِ اعتماد بودن درست همان نقاب زدن است چون ناچار میشوم نگذارم دیگران ناراضی شوند و به دنبالِ آن ممکن است حیله گری را پیام دادن خیال کنم. اعتمادِ دیگران برای خدمتِ من لازم است.

اگر میدانند که من مهارتِ خدمت دارم اعتماد میکنند و اگر اعتماد نکنند متوجه میشوم که برای خدمت کردن در آن موقعیت آمادگی ندارم چون فقط مهارت مهم نیست و اعتمادِ دیگران جاذبه ی مرا نشان میدهد.

تمرینِ من فقط توجه به رهنمودِ راهنما است.

تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_نوزدهم

چگونه مى توانم فروتن و روشن بين باشم، حتى زمانى كه مى دانم حق با من است؟

فروتنی این است که بدانم هم اکنون به همان میزان که خداوند صلاح میداند کامل هستم و به جز حضور در انجمن و انجام تکالیف و هوشیاری نسبت به تجربه ی راهنما کارِ دیگری ندارم. روشن بینیِ من همیشه آماده بودن و پذیرفتنِ هر نگرش و تجربه ی تازه و صحبت درباره ی آنها با راهنمای خودم است. آن وقت که بدانم حق با من است انحرافِ فکری دارم.

قدمِ دوم روشن کرده که من فقط با نیروی برتر سلامتِ عقل دارم و سنتِ دوم سلامتِ عقل را گروه میداند.
در NA حق وجود ندارد که به دنبالش باشم چه رسد به اینکه خیال کنم حق با من است...

تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
1
#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_بیستم

وقتى كه تصميمى بر وفق مراد من نيست، چگونه مى توانم باور داشته باشم كه همه چيز خوب خواهد بود؟ رفتار من چگونه نشان دهنده پذيرش من است؟

هر تصمیمی که بر وفقِ مرادِ من نیست حتما به نفعِ من است. چون آدمی که معتاد است و زورِ بیماری اش از خودش بیشتر است و سلامتِ عقل هم ندارد بهتر است که هر چه بر وفقِ مرادش نیست انجام دهد. همانطور که بهبودی برای معتاد امری غیرِ عادی است بهتر است یادش نرود که مرادِ معتاد همیشه مصرفِ موادِ مخدر است چه آگاه باشد و چه نباشد.

رفتارِ من نمونه های رفتاریِ شکل گرفته بر اثرِ تمرینِ اصولِ انجمن است. هر وقت اینگونه باشد هر احساسی داشته باشم اسمش پذیرش است. من پذیرشِ هیچکدام از اصولِ انجمن را طوری که به خودم خوش بگذرد ندارم چون بر وفقِ مرادِ خودم نیستند.

من بر خلافِ میلِ خودم اینجا هستم. میلِ من همیشه جاهای دیگر است پس دقت میکنم که نخواهم انجمن را اصلاح کنم یا خیال کنم چیزی میدانم که به نفعِ NA است...

تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_بیست‌و‌یکم

در چه زمينه هاى ديگر زندگى اين سنت ممكن است مفيد واقع شود؟ چه فرصت هاى ديگرى براى من وجود دارد تا خواهان شكل گيرى وجدان گروه باشم؟

سنت ها در زندگیِ انسان ها جاری هستند و معتاد از آنها بی خبر است که مواد مصرف میکند. پس از قطعِ مصرف متوجه میشویم که جامعه روش هایی برای زندگی جمعی دارد که ناچاریم بپذیریم.
پس سنت ها بخشِ مهمی از زندگی نیز هستند و تمرینِ آنها مرا بیشتر با زندگیِ معمولی آشنا میکنند.

وجدانِ گروه یا بصیرتِ جمعی بطورِ کامل وجود دارد. مهم این است که من آنرا ببینم و همانرا نیروی برتر بدانم.

انجمن بدونِ من باقی میماند اما من بدونِ NA میمیرم. من اگر خواهانِ به وجود آوردنِ چیزی باشم که قبل از خواستنِ من وجود داشته است، در حالِ فریب دادنِ خودم هستم...

تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
سوالات ترازنامه گروهی

سوالات زیر راهی جهت شروع یا ادامه ترازنامه نویسی گروهی یا بحث متمرکز بر این سنت هستند.

@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_یکم

هدف گروه ما چيست؟ چگونه تصميمات ما به پيشبرد هدف مان كمک مى كنند؟

هدفِ گروه ما اجرای دسته جمعیِ قدمِ دوازدهم است. هر کدام از ما تجربه ی یک بیداریِ روحانی هستیم که باید مراقب باشیم با تجربه ی دیگری با آن مخلوط نشود. به همین دلیل باهمدیگر متحد هستیم که از هم مراقبت کنیم تا جلوه ی مخدوشی از انجمن ارائه نکنیم.

تصمیماتِ ما وقتی به دنبالِ اجرای اصولِ انجمن باشند به هدفِ گروه کمک میکنند ولی وقتی فقط برای خودمان یا گروه
تصمیم بگیریم از هدفِ گروه منحرف شده ایم. چون برنامه ی NA با افکار و تصمیماتِ ما فرق دارد.

ما اینجا هستیم که انجمن را برای معتادانی که هنوز به دنیا نیامده اند آماده نگاه داریم...

❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما

@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_دوم

ما چگونه از يک نيروى برتر مهربان دعوت مى كنيم تا در فرآيند تصميم گيرى هاى ما حضور داشته باشد؟

چنین بدعتی در سنتِ دوم نداریم. نیروی برتر از قدمِ دوم در زندگی ما حضور دارد و ما مراقبت میکنیم که از آن غافل نشویم. به این ترتیب که میدانیم سنتِ دوم اجرای چهارده اصلِ انجمن با همدیگر است.

وقی این اصول در حالِ اجرا باشند نیروی برتر خود به خود دارد ما را به سلامتِ عقل باز میگرداند.

این دعوت البته در وجدانِ گروهی هست که انجمنِ ما با مفهومِ ششم به آن میپردازد و سنتِ دوم دعوتی در خود ندارد.

❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما

@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_سوم

درک مشترک ما از وجدان گروه چيست؟ آيا وجدان گروه با اكثريت آرا يا اجماع مشابه است يا متفاوت؟ گروه ما چگونه يک وجدان گروه را بوجود مى آورد؟

وجدانِ گروه همانطور که در کتابِ چگونگیِ عملکرد در سنت دوم مشروحا نوشته ایم اجرای دسته جمعیِ اصولِ انجمن و تسلیمِ جمعی به آن اصول است.

خیر... وجدانِ گروه اکثریت یا اجماع نیست بلکه واقعیتی موجود است که ما به همدیگر کمک میکنیم که از آن با خبر شویم.

گروهی که وجدانِ گروهی به وجود آورد گروهی است که اعضای آن متوجه نیستند رای گیری و نتیجه گیری از اکثریت ابدا خواستِ خداوند نیست.

بصیرتِ جمعی یا وجدانِ گروه موضوعی است که نیاز به رای گیری ندارد و آنقدر روشن است که هیچ نیازی به بحث و مناظره درباره ی آن نیست.

ما در انجمن باور داریم که نیازی به انجامِ هیچ کاری در گروه نیست چون گروه همین که هست کامل است...

❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما

@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_چهارم

رابطه بين گمنامى و وجدان گروه چيست؟ چرا مهم است كه صداى همه شنيده شود؟ چگونه از همه دعوت مى كنيم تا حضور كامل داشته باشند؟ تازه واردان به چه نحوى به تشكيل وجدان گروه كمک مى كنند؟

گمنامی یا فرانامی یعنی برابر بودن و هم تراز بودن و چون همه ی اعضا هم سان هستند همه میتوانند تجربه ی خودشان را بگویند . وقتی همه برابر هستند همه به یک اندازه در بصیرتِ جمعیِ گروه نقش دارند.

- اهمیتِ آن در نیازِ گروه به پیام است. هر عضو پیامی دارد که گروه به آن نیاز دارد.

- خیلی ساده همه اختیار دارند نظر داشته باشند و گروه همه را ترغیب میکند که آن نظر را در گروه اظهاردارند.

- تازه واردان چون مهم ترین اعضای هر گروه و انجمن هستند بهتر از همه ی ما میدانند که معتاد امروز چطور میبیند.

من پر شده ام از اطلاعاتِ خدماتی و خاطراتِ بهبودی و خدمت و این اطلاعات همراه با جاذبه ای که در انجمن دارم مانندِ موادِ مخدر مرا از برنامه ی انجمن منحرف میکنند.

تازه وارد مرا آدم حساب نمیکند و همین کارِ او مرا باز هم بیدار نگاه میدارد که یک روزِ دیگر پاکی ام را حفظ کنم...

❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما

@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_پنجم

وجدان گروه ما چگونه تاثير شخصيت هاى قدرتمند يا افرادى را كه به نظر صاحب اختيار مى آيند را تعديل و كم مى كند؟ آيا اطمينان حاصل مى كنيم كه همه نكته نظرات قبل از تصميم گيرى شنيده شوند؟ چگونه بين رهبرى و حكومت كردن فرق قائل مى شويم؟


گروه باشخصیت ها جنگ ندارد که از وجدانِ گروه بر علیهِ آنها استفاده کند. اما وقتی بصیرتِ گروهی بدونِ تاثیر گرفتن از اراده ی شخصیِ افرادِ معروف در گروه شکل میگیرد نه تنها برای گروه مفید است بلکه برای همه پیام دارد. هدفِ ما تعدیل کردنِ نظراتِ دیگران نیست بلکه ما هدفِ گروه را دنبال میکنیم.

- بله به همه اجازه میدهیم که صرف نظر از تفاوت های سلیقه ایِ خودشان نظرشان را بگویند. ما در جستجوی تجربه های همدیگر هستیم.

- پیشگام بودن در خدمات نیازی به حکم کردن ندارد. وقتی خدماتِ ما موثر بوده باشند جاذبه ای را در ما شکل داده اند که دیگران با دیدنِ آن به خودمان اعتماد میکنند . نیازی نداریم حکم صادر کنیم یا حاکم باشیم چون حکمیت زمینه ای است که آنرا روحانی نمیدانیم.

در انجمنی که همه ی اعضای آن نه کمتر و نه بیشتر از همدیگر هستند هیچ نوع حکمرانی کاری از پیش نمیبرد.

❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما

@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_ششم

چگونه بين وجدان فردى و جامع تعادل برقرار مى كنيم؟ چگونه تشخيص مى دهيم كه به وجدان گروهى دست يافته ايم؟

بصیرتِ فردی همان بیداریِ روحانی حاصله از کارکردِ قدم ها است . وجدان جامع یا بصیرتِ جمعی اجرای دسته جمعیِ اصولِ انجمن و تسلیم به آنها در زمانِ تصمیم گیری است .

تعادل بینِ این دو را تسلیم برقرار میکند و تسلیم یعنی غفلت نکردن از اتحادِ سنت اول و دوازده قدمِ بهبودی .

هر وقت هیچ عقیده ای نداریم وجدانِ گروهی کامل است .
عقیده نوعی انکار است .

من وجدانِ گروهی را آنجا احساس میکنم که همه ی اعضا در گروه نیازی نمیبینند با همدیگر گفتگو کنند چون تکلیف را میدانند و به آن عمل میکنند .

❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما

@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_هفتم

چه وقت و چگونه ممكن است تصميمات قبلى خود را دوباره بررسى و درباره آنها دوباره فكر كنيم؟

ترازنامه ی ماهیانه ی گروه همه چیز را نشان میدهد.
مهمترین تجربه ی ما این است که سابقه نداشته تصمیمی را بر اساسِ اصول و تجربه های موفقِ انجمن گرفته باشیم و اشتباه باشد. چون تجربه های ما تحصیل و آموزش نیستند بلکه اتفاق افتاده اند و موفق بوده اند و حالا به کار میروند.

وقتی اجازه نمیدهیم که سلیقه های شخصیِ اعضا به تصمیم ها جهت ندهند هدفِ گروه منحرف نمیشود.

حال اگر در ترازنامه ی گروهی متوجه شویم که گروه در اثرِ یک تصمیمِ قبلیِ خودش دچار صدمه شده است وقتِ تجدیدِ نظر فرا میرسد و ما اشتباهِ خود را اصلاح میکنیم.

❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما

@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_هشتم

گروه ما چگونه اطمينان حاصل مى كند كه تمركز بر روحانيت و پرورش نيت خير در حين شكل گيرى وجدان گروه را حفظ مى كند؟

منظور از تمرکز بر روحانیت این است که مراقبت میکنیم خود محوری نداشته باشیم. توجه داریم که گروه محوری نیز خود محوری است. یعنی گروه هر چه بخواهد با تصمیمِ جمعی به اجرا بگذارد و منحرف شود. تمرکزِ ما بر اجرای بیداریِ روحانی است نه توافقِ جمعی در باره ی آنچه گروه میخواهد.

نیت نوعی انحراف از اصولِ انجمن است حتی وقتی خیر است. کدام عضو در انجمنی که همه باهمدیگر برابرهستند میتواند نیتِ خود را شر بداند؟ نیت ، پنداری در اثرِ اراده ی شخصی است که در اصولِ روحانیِ ما جا ندارد.

فقط اصولِ تجربه شده ی انجمن یعنی قدم ها را نیتِ خیر میدانیم و با اجرای صمیمانه ی آنها نیتِ خیر را پرورش میدهیم.

در وجدانِ گروه هر دلیلی غیر از تسلیم به برنامه ی انجمن دست آویزی برای استفاده از اراده ی شخصی و نواقص است و ما از اینکار دوری میکنیم.

❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما

@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_نهم

اصول روحانى چه نقشى در فرآيند تصميم گيرى گروه ما بازى مى كنند؟ اگر مشكلى پيش آيد ما چگونه راه حل آن را پيدا مى كنيم؟ گروه ما چگونه از خود سوالات سخت و مشكل را مى پرسد يا به موارد حل نشده رسيدگى مى كند؟ در حين تصميم گيرى چگونه تشخيص مى دهيم كه داريم تند مى رويم يا بر عكس خيلى آهسته پيش مى رويم؟

اصولِ روحانی نقشی که دارند همان روشن کردنِ تکالیفِ بهبودیِ ما هستند. در جلسه ی اداری یا خدماتی ما جمع شده ایم اصولِ روحانی را باهمدیگر اجرا کنیم نه آنکه تعیین کنیم گروه چه بکند یا نکند. هر چه گروه برای بهتر اجرا کردنِ برنامه ی انجمن نیاز دارد موضوعِ جلسه است نه نیازِ خودِ گروه.

روشِ ما در قدمِ یازدهم تعیین شده است :
وقتی مشکل پیدا کنیم آنرا مانع نمیبینیم. مشکل را موضوع میبینیم.بعد با اجرای اصولِ روحانی متوجه میشویم برای موضوع یا مسئله میتوانیم راهِ حل پیدا کنیم. پس از آن اگر راهِ حلی پیدا نکردیم متوجه هستیم که وقتِ آن رسیده تا آن مشکل را به عنوانِ بخشی از خودمان بپذیریم.

سخت نمیگیریم که سوالاتِ سخت طرح کنیم چون ما پاسخِ بسیاری از سوالات را نمیدانیم. چون خواسته ای نداریم و فقط هدفِ گروه را دنبال میکنیم است چنانچه کار پیش نرود متوجه میشویم که نیازی نداریم اصرار داشته باشیم که مشکل رفع شود.

توجه به اینکه تند یا آهسته میرویم انحرافاتِ فکری هستند. ما زمان نداریم که برنامه ی زمان بندی شده داشته باشیم. هر تصمیمی که بگیریم و اجرا کنیم و نتیجه ی آن ماندگار باشد حتما روحانی است و البته هر چه که عملی نباشد روحانی هم نیست.

❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما

@GUIDING_PRINCIPLES