#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_NA
#سوال_هشتم
تفاوت بين حكومت كردن و رهبرى چيست؟ به عنوان خدمتگزار مورد اعتماد من چگونه مى توانم يک رهبر باشم؟ من رهبرى را در گروه خانگى خود چگونه تمرين مى كنم؟ چگونه مى توانم رهبرى را با حفظ روحيه گمنامى تمرين كنم؟ چه زمان هايى امكان دارد كه من بخواهم حكومت كنم؟
رهبر کارش حکومت است. ما در NA نه رهبر داریم نه حکم. برنامه ای که مایه ی آن شور و شوق و جاذبه است حکمرانی ندارد. کلمه ی رهبر نیز ترجمه ای غلط است که بسیاری از اعضای ما را دچارِ توهم کرده است.
خوب حالا ببینیم سوال در واقع چیست : تفاوت بینِ حکمرانی و پیشتازی یا پیشگامی چیست ؟
روشن است :
معتاد اصولی را کار کرده و تسلیمِ برنامه ی NA است و معتادانِ دیگر جاذبه ی او را میبینند و از او می آموزند و او نیز برای بیشتر رشد کردنِ خود پیشگام است که هم تجربه اش را در اختیارِ دیگران قرار دهد و هم بیشتر رشد کند و پیشتازانه عمل کند.
همین که به من اعتماد داشته باشند خود به خود مرا هدایت میکنند که پیشگام باشم.
پیشتازیِ من در گروهِ خانگی ام نمونه ی موفقِ اجرای اصولِ انجمن بودن است. وقتی ببینند من موفق هستم مرا پیشتازِ خود میبینند.
فرانامیِ من در پیشتازی اینگونه است که بیشتر و صمیمانه تر به تجربه های انجمن پایبند باشم و اگر کسی مثلِ من نباشد ربطی به من ندارد و من هیچ نوع برتری به اعضای دیگر ندارم. اشتیاق برای پیشگامی موهبتی است که به هر کس و در وقتِ خودش میرسد.
هر وقت نیروی برتر نداشته باشم بیماری مرا به حکم کردن وادار میکند پس توجه دارم که پیشگامی های من بوالهوسی های خدماتی نشوند و نمونه بودن را مشهور بودن خیال نکنم.
مشهور و معروف بودن در NA درست مثلِ این است که در کافه تریای تیمارستان میزِ مخصوصی برای من گذاشته باشند.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_برای_اعضا #در_NA
#سوال_هشتم
تفاوت بين حكومت كردن و رهبرى چيست؟ به عنوان خدمتگزار مورد اعتماد من چگونه مى توانم يک رهبر باشم؟ من رهبرى را در گروه خانگى خود چگونه تمرين مى كنم؟ چگونه مى توانم رهبرى را با حفظ روحيه گمنامى تمرين كنم؟ چه زمان هايى امكان دارد كه من بخواهم حكومت كنم؟
رهبر کارش حکومت است. ما در NA نه رهبر داریم نه حکم. برنامه ای که مایه ی آن شور و شوق و جاذبه است حکمرانی ندارد. کلمه ی رهبر نیز ترجمه ای غلط است که بسیاری از اعضای ما را دچارِ توهم کرده است.
خوب حالا ببینیم سوال در واقع چیست : تفاوت بینِ حکمرانی و پیشتازی یا پیشگامی چیست ؟
روشن است :
معتاد اصولی را کار کرده و تسلیمِ برنامه ی NA است و معتادانِ دیگر جاذبه ی او را میبینند و از او می آموزند و او نیز برای بیشتر رشد کردنِ خود پیشگام است که هم تجربه اش را در اختیارِ دیگران قرار دهد و هم بیشتر رشد کند و پیشتازانه عمل کند.
همین که به من اعتماد داشته باشند خود به خود مرا هدایت میکنند که پیشگام باشم.
پیشتازیِ من در گروهِ خانگی ام نمونه ی موفقِ اجرای اصولِ انجمن بودن است. وقتی ببینند من موفق هستم مرا پیشتازِ خود میبینند.
فرانامیِ من در پیشتازی اینگونه است که بیشتر و صمیمانه تر به تجربه های انجمن پایبند باشم و اگر کسی مثلِ من نباشد ربطی به من ندارد و من هیچ نوع برتری به اعضای دیگر ندارم. اشتیاق برای پیشگامی موهبتی است که به هر کس و در وقتِ خودش میرسد.
هر وقت نیروی برتر نداشته باشم بیماری مرا به حکم کردن وادار میکند پس توجه دارم که پیشگامی های من بوالهوسی های خدماتی نشوند و نمونه بودن را مشهور بودن خیال نکنم.
مشهور و معروف بودن در NA درست مثلِ این است که در کافه تریای تیمارستان میزِ مخصوصی برای من گذاشته باشند.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_NA
#سوال_نهم
سوال نهم اين سنت چگونه كمک مى كند تا گمنامى را بهتر درک كنم؟ چگونه گمنامى كمک مى كند تا اين سنت را بهتر درک كنم؟ چگونه گمنامى را در چهار چوب اين سنت به كار مى گيرم؟
ساده است. دیدگاهِ من هیچ برتری به هیچ عضوی ندارد و البته کمتر از کسی هم نیستم. فرانامی در این سنت همینجا تاکید میشود که نه تنها هیچ یک از ما مرجعِ نهایی نیست بلکه حتی مرجع نیز نیست. ما اطمینان داریم که حتی بصیرتِ جمعیِ ما یا همان غلطِ مصطلحِ وجدانِ گروه ابدا مرجعِ نهایی نیست چون در عنوانِ سنت میگوییم " ممکن است خود را " در وجدانِ گروه اظهار یا آشکار نماید.
به همین دلیل نیز روحانی ترین سطحِ سنتِ دوم تصمیم گیری نکردن است چه رسد به اینکه آنقدر انکارِ ما زیاد شود که بخواهیم تصمیم بگیریم و آنگاه که وفاقِ جمعی نداریم رای گیری هم بکنیم. نتیجه ی هیچ نوع رای گیری اراده ی خداوند نمیشود. این فضا به همه ی ما میگوید که دست از سرِ خودمان و گروه برداریم که بهترین گمنامی یا فرانامی را نشان دهیم.
گمنامی به من میگوید که اصلا نیاز ندارم چیزی را درک کنم یا نکنم چون فرقی نمیکند که درک کنم یا نکنم زیرا درکِ من چیزی نیست که با اراده ی خداوند یکی باشد.
خیلی ساده من سلیقه و تجربه ام را یک بار در جلسه میگویم چون هر نوع اصرار نوعی انکار است. تلاش نمیکنم عقیده ی من را بپذیرند چون فقط یک عقیده است. مطمئن نیستم چرا با من موافق هستند. آیا پیروی میکنند که وای بر من... و یا حوصله ندارند فکر کنند و تجربه کنند و بگویند که در این صورت خودشان میدانند و خداوند. من در لحظه ای که دارم نظر میدهم توجه دارم که فقط یک تجربه هستم و هیچ قصد و اراده و دیدگاهی را پیگیری نمیکنم.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_برای_اعضا #در_NA
#سوال_نهم
سوال نهم اين سنت چگونه كمک مى كند تا گمنامى را بهتر درک كنم؟ چگونه گمنامى كمک مى كند تا اين سنت را بهتر درک كنم؟ چگونه گمنامى را در چهار چوب اين سنت به كار مى گيرم؟
ساده است. دیدگاهِ من هیچ برتری به هیچ عضوی ندارد و البته کمتر از کسی هم نیستم. فرانامی در این سنت همینجا تاکید میشود که نه تنها هیچ یک از ما مرجعِ نهایی نیست بلکه حتی مرجع نیز نیست. ما اطمینان داریم که حتی بصیرتِ جمعیِ ما یا همان غلطِ مصطلحِ وجدانِ گروه ابدا مرجعِ نهایی نیست چون در عنوانِ سنت میگوییم " ممکن است خود را " در وجدانِ گروه اظهار یا آشکار نماید.
به همین دلیل نیز روحانی ترین سطحِ سنتِ دوم تصمیم گیری نکردن است چه رسد به اینکه آنقدر انکارِ ما زیاد شود که بخواهیم تصمیم بگیریم و آنگاه که وفاقِ جمعی نداریم رای گیری هم بکنیم. نتیجه ی هیچ نوع رای گیری اراده ی خداوند نمیشود. این فضا به همه ی ما میگوید که دست از سرِ خودمان و گروه برداریم که بهترین گمنامی یا فرانامی را نشان دهیم.
گمنامی به من میگوید که اصلا نیاز ندارم چیزی را درک کنم یا نکنم چون فرقی نمیکند که درک کنم یا نکنم زیرا درکِ من چیزی نیست که با اراده ی خداوند یکی باشد.
خیلی ساده من سلیقه و تجربه ام را یک بار در جلسه میگویم چون هر نوع اصرار نوعی انکار است. تلاش نمیکنم عقیده ی من را بپذیرند چون فقط یک عقیده است. مطمئن نیستم چرا با من موافق هستند. آیا پیروی میکنند که وای بر من... و یا حوصله ندارند فکر کنند و تجربه کنند و بگویند که در این صورت خودشان میدانند و خداوند. من در لحظه ای که دارم نظر میدهم توجه دارم که فقط یک تجربه هستم و هیچ قصد و اراده و دیدگاهی را پیگیری نمیکنم.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_NA
#سوال_دهم
پل ارتباطى بين اين سنت با يک يا چند عدد از قدم ها توصيف كنيد. اين پل هاى ارتباطى چه چيزى درباره بهبودى به من مى آموزند؟
این سنت مجموعه ی دوازده قدم و دو سنت است یعنی چهارده اصلِ انجمن که با همدیگر اجرا شوند سنتِ دوم جاری است.
مهمترین رابطه ی موجود در این چهارده اصل رابطه ی قدم دوم با سنتِ دوم است.
تسلیم به نیروی برتر با اجرایی وسیع تر تبدیل میشود به تسلیمِ همگانی به نیروی برتری در تصمیم گیریِ جمعی... اما همه ی قدم ها در درونِ سنتِ دوم فعال هستند :
1 - اذعان به عجز مرا هشیار میکند که هر چه میخواهم فرمانِ بیماری ام است.
2 - به باور رسیدن در قدمِ دو کمک میکند که باور کنم تصمیمِ جمعی نیرویی برتر است.
3 - تصمیمِ من دیگر تصمیمِ گروه است.
4 - آشنایی با وجودِ خودم مرا آگاه نگه داشته که معتاد وقتی چیزی بخواهد برایش فایده ندارد. پس هر چه گروه بخواهد برای من بهتر است.
5 - چگونگیِ دقیقِ خطای من خودسری در پیشگامی است که در سنتِ دوم میپذیرم که پیشتازی با گروه است نه با من.
6 - وجدانِ گروهی کمک میکند که نواقصِ من با هویتِ خودم کمتر مخلوط شوند و آماده باشم که نواقصم درتصمیم گیری های گروهی ابراز نشوند.
7 - تصمیم ِ گروه را اصلی روحانی میدانم که در مقابلِ نقصِ خودم که سلیقه ی شخصی ام است میپذیرم.
8 - جلسه ی اداری و خدماتی را بهترین فرصت برای بیشتر شناختنِ صدمه و خسارت میبینم چون در آن همه ی تجربه ی قدم ها موردِ امتحان قرار دارند.
9 - جبرانِ خسارتِ غیر مستقیم برای من اجرای تصمیمِ گروه بر خلافِ میلِ خودم است.
10 - حضور در فرآیندِ تصمیم گیریِ جمعی خودش نوعی تراز نامه تهیه کردن در زندگی است. همه ی قدم ها به کار گرفته میشوند که من تسلیمِ گروه باشم.
11 - دعا و مراقبه و تسلیم برای آگاهی از خواستِ خداوند و قدرت برای انجامِ اراده ی او نه اراده ی من رابطه ی این قدم با سنت دوم است.
12 - قدمِ دوازدهمِ من در سنتِ دوم نشان دادنِ همکاری و همدلی و مهربانی در فرآیندِ تصمیم گیری است. پیشگامی ام را با این قدم جلوه گر میکنم.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_برای_اعضا #در_NA
#سوال_دهم
پل ارتباطى بين اين سنت با يک يا چند عدد از قدم ها توصيف كنيد. اين پل هاى ارتباطى چه چيزى درباره بهبودى به من مى آموزند؟
این سنت مجموعه ی دوازده قدم و دو سنت است یعنی چهارده اصلِ انجمن که با همدیگر اجرا شوند سنتِ دوم جاری است.
مهمترین رابطه ی موجود در این چهارده اصل رابطه ی قدم دوم با سنتِ دوم است.
تسلیم به نیروی برتر با اجرایی وسیع تر تبدیل میشود به تسلیمِ همگانی به نیروی برتری در تصمیم گیریِ جمعی... اما همه ی قدم ها در درونِ سنتِ دوم فعال هستند :
1 - اذعان به عجز مرا هشیار میکند که هر چه میخواهم فرمانِ بیماری ام است.
2 - به باور رسیدن در قدمِ دو کمک میکند که باور کنم تصمیمِ جمعی نیرویی برتر است.
3 - تصمیمِ من دیگر تصمیمِ گروه است.
4 - آشنایی با وجودِ خودم مرا آگاه نگه داشته که معتاد وقتی چیزی بخواهد برایش فایده ندارد. پس هر چه گروه بخواهد برای من بهتر است.
5 - چگونگیِ دقیقِ خطای من خودسری در پیشگامی است که در سنتِ دوم میپذیرم که پیشتازی با گروه است نه با من.
6 - وجدانِ گروهی کمک میکند که نواقصِ من با هویتِ خودم کمتر مخلوط شوند و آماده باشم که نواقصم درتصمیم گیری های گروهی ابراز نشوند.
7 - تصمیم ِ گروه را اصلی روحانی میدانم که در مقابلِ نقصِ خودم که سلیقه ی شخصی ام است میپذیرم.
8 - جلسه ی اداری و خدماتی را بهترین فرصت برای بیشتر شناختنِ صدمه و خسارت میبینم چون در آن همه ی تجربه ی قدم ها موردِ امتحان قرار دارند.
9 - جبرانِ خسارتِ غیر مستقیم برای من اجرای تصمیمِ گروه بر خلافِ میلِ خودم است.
10 - حضور در فرآیندِ تصمیم گیریِ جمعی خودش نوعی تراز نامه تهیه کردن در زندگی است. همه ی قدم ها به کار گرفته میشوند که من تسلیمِ گروه باشم.
11 - دعا و مراقبه و تسلیم برای آگاهی از خواستِ خداوند و قدرت برای انجامِ اراده ی او نه اراده ی من رابطه ی این قدم با سنت دوم است.
12 - قدمِ دوازدهمِ من در سنتِ دوم نشان دادنِ همکاری و همدلی و مهربانی در فرآیندِ تصمیم گیری است. پیشگامی ام را با این قدم جلوه گر میکنم.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_NA
#سوال_یازدهم
چه كارهاى بيشترى مى توانيم انجام دهيم تا اصول اين سنت را بهتر به عمل در آوريم؟ چگونه به كارگيرى اين سنت باعث تغيير رفتار و اعمال من مى شود؟
میتوانیم از تجربه های اعضای قدیمی تر و سایر ناحیه ها بهره مند شویم که راحت تر و سریع تر برخی مقدمات را پشت سر بگذاریم. مثلا وقتی اساسنامه ی گروه را با درایت و دور اندیشی تنظیم کنیم همه ی اعضای گروه میدانند که گروه با چه روش هایی به امورِ خود میپردازد و همکاریِ بیشتری در جلساتِ تصمیم گیری نشان میدهند.
بصیرتِ جمعیِ گروه مجموعه ی تازگی ها را در گروه طبقه بندی میکند و همه ی اعضا را به افق های مفید ترِ بهبودی و خدمت رهنمون میشود. اجرای چنین تصمیم هایی همه ی اعضای گروه را به بیشتر رشد کردن تشویق میکند و همین رشد کردن، تغییر کردنِ روحانی است. تغییر کردن، عوض کردنِ یک روش یا روال با دیگری نیست بلکه جایگزین کردنِ روش های نوینِ کاربردی به جای عمکردهای بی نتیجه است.
اینگونه است که گروه و اعضای آن همیشه در رشد و تغییر قرار دارند.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_برای_اعضا #در_NA
#سوال_یازدهم
چه كارهاى بيشترى مى توانيم انجام دهيم تا اصول اين سنت را بهتر به عمل در آوريم؟ چگونه به كارگيرى اين سنت باعث تغيير رفتار و اعمال من مى شود؟
میتوانیم از تجربه های اعضای قدیمی تر و سایر ناحیه ها بهره مند شویم که راحت تر و سریع تر برخی مقدمات را پشت سر بگذاریم. مثلا وقتی اساسنامه ی گروه را با درایت و دور اندیشی تنظیم کنیم همه ی اعضای گروه میدانند که گروه با چه روش هایی به امورِ خود میپردازد و همکاریِ بیشتری در جلساتِ تصمیم گیری نشان میدهند.
بصیرتِ جمعیِ گروه مجموعه ی تازگی ها را در گروه طبقه بندی میکند و همه ی اعضا را به افق های مفید ترِ بهبودی و خدمت رهنمون میشود. اجرای چنین تصمیم هایی همه ی اعضای گروه را به بیشتر رشد کردن تشویق میکند و همین رشد کردن، تغییر کردنِ روحانی است. تغییر کردن، عوض کردنِ یک روش یا روال با دیگری نیست بلکه جایگزین کردنِ روش های نوینِ کاربردی به جای عمکردهای بی نتیجه است.
اینگونه است که گروه و اعضای آن همیشه در رشد و تغییر قرار دارند.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_دوازدهم
من اين سنت را چگونه در خارج از NA استفاده كرده ام؟ به چه نحوى اصول اين سنت مى تواند راهنماى افكار و اعمال من باشد؟
چون سنت ها اجرای قدم ها در جمع و اجرای دسته جمعیِ قدم ها با همدیگر هستند یکی از جلوه های جاذبه ی سنتِ دوم هنگامی ظاهر میشود که تجربه ام را در جامعه به کار میبرم :
الف - پیشنهاد نمیدهم.
ب - درباره ی عقیده ی کسی ابرازِ عقیده نمیکنم.
ج - داوری بینِ این و آن نمیکنم.
د - آماده ام از همه بیاموزم.
راهنماییِ اصولِ این سنت وقتی ممکن است که من حتما در اجتماعات حضور داشته باشم. سنت دوم برایم روشن کرده که من میتوانم در هر جمعی قرار بگیرم و صدمه نخورم و خسارت نزنم.
مهمترین چیزی که یاد گرفته ام این است که اگر در جمعی چیزی به دردِ من نخورد آن جمعیت اشکالی ندارند.
هر کس هر چه بگوید هر چه مفید بدانم برمیدارم و با بقیه ی حرفهایش کاری ندارم.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_دوازدهم
من اين سنت را چگونه در خارج از NA استفاده كرده ام؟ به چه نحوى اصول اين سنت مى تواند راهنماى افكار و اعمال من باشد؟
چون سنت ها اجرای قدم ها در جمع و اجرای دسته جمعیِ قدم ها با همدیگر هستند یکی از جلوه های جاذبه ی سنتِ دوم هنگامی ظاهر میشود که تجربه ام را در جامعه به کار میبرم :
الف - پیشنهاد نمیدهم.
ب - درباره ی عقیده ی کسی ابرازِ عقیده نمیکنم.
ج - داوری بینِ این و آن نمیکنم.
د - آماده ام از همه بیاموزم.
راهنماییِ اصولِ این سنت وقتی ممکن است که من حتما در اجتماعات حضور داشته باشم. سنت دوم برایم روشن کرده که من میتوانم در هر جمعی قرار بگیرم و صدمه نخورم و خسارت نزنم.
مهمترین چیزی که یاد گرفته ام این است که اگر در جمعی چیزی به دردِ من نخورد آن جمعیت اشکالی ندارند.
هر کس هر چه بگوید هر چه مفید بدانم برمیدارم و با بقیه ی حرفهایش کاری ندارم.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_سیزدهم
آيا جوانب ديگرى در زندگى من وجود دارد كه در آن ارزش وجدان براى من آشكار باشد يا من شاهد شكل گيرى وجدان گروه در آن باشم؟ چگونه به وجدان گروهى كه خارج از NA شكل مى گيرد گوش فرا مى دهم؟
جوانبِ دیگر به تعدادِ جوامع و اجتماعاتِ دیگر وجود دارند.. در هر جمعی نیروی برتر به شکلی متنوع تر جلوه میکند. مثلا محیطِ کار یا خانواده یا خیابان و اتوبوس و غیره با همدیگر فرق دارند و من همه جا با تمرینِ همین اصولی که در انجمن یاد میگیرم ارتباط برقرار میکنم و تجربه های ارتباطاتِ سایرِ اعضا را نیز موردِ توجه قرار میدهم و به کار میبرم. هر روز ناچارم چیزهای تازه تر یاد بگیرم چون زندگی هر روز ماجراهای تازه دارد.
وجدانِ گروهیِ خارج از NA در هر جا فرق میکند. مثلا در مترو همه هستند که بروند. سوار شدن و پیاده شدن و ایستادن و نشستن باید طوری باشد که همه بهره مند باشند.
من در هیچ اجتماعی هیچ روالی را به هم نمیزنم.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_سیزدهم
آيا جوانب ديگرى در زندگى من وجود دارد كه در آن ارزش وجدان براى من آشكار باشد يا من شاهد شكل گيرى وجدان گروه در آن باشم؟ چگونه به وجدان گروهى كه خارج از NA شكل مى گيرد گوش فرا مى دهم؟
جوانبِ دیگر به تعدادِ جوامع و اجتماعاتِ دیگر وجود دارند.. در هر جمعی نیروی برتر به شکلی متنوع تر جلوه میکند. مثلا محیطِ کار یا خانواده یا خیابان و اتوبوس و غیره با همدیگر فرق دارند و من همه جا با تمرینِ همین اصولی که در انجمن یاد میگیرم ارتباط برقرار میکنم و تجربه های ارتباطاتِ سایرِ اعضا را نیز موردِ توجه قرار میدهم و به کار میبرم. هر روز ناچارم چیزهای تازه تر یاد بگیرم چون زندگی هر روز ماجراهای تازه دارد.
وجدانِ گروهیِ خارج از NA در هر جا فرق میکند. مثلا در مترو همه هستند که بروند. سوار شدن و پیاده شدن و ایستادن و نشستن باید طوری باشد که همه بهره مند باشند.
من در هیچ اجتماعی هیچ روالی را به هم نمیزنم.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_چهاردهم
آيا تجربه گذشته من با صاحب اختيار و مسول بر امروز من تاثير مى گذارد؟ ايمان من به مرجع نهايى چگونه باعث تغيير ديدگاه من شده است؟
آیا تجربه ی من بر صاحب اختیار و مسئول بودنِ امروزِ من تاثیر میگذارد ؟
نه تنها ترجمه ی این کتاب پر از اشکالاتِ فاحش است بلکه حتی متنِ فارسی اش مشحون از مشکلاتِ ادبی و نحوی است. چاره ای نیست جز اینکه ادامه دهیم.
پاسخِ سوال این است که بله تاثیر میگذارند چون عجز های ما مهمترین اطلاعات و سرمایه های خودمان هستند.
ایمانِ من به مرجعِ نهایی این است که نه گروه و نه انجمن و نه وجدانِ گروه مرجعِ نهایی نیستند. ما فقط در جایی که ناچار شویم تصمیم بگیریم به کمکِ همدیگر از تجربه های اعضای قدیمی و اصولِ انجمن استفاده میکنیم که سلیقه های شخصیِ خودمان را کنار بگذاریم و در نهایت درایتی جمعی را شکل بدهیم و نامش را بصیرتِ جمعی یا وجدانِ گروهی بگذاریم.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_چهاردهم
آيا تجربه گذشته من با صاحب اختيار و مسول بر امروز من تاثير مى گذارد؟ ايمان من به مرجع نهايى چگونه باعث تغيير ديدگاه من شده است؟
آیا تجربه ی من بر صاحب اختیار و مسئول بودنِ امروزِ من تاثیر میگذارد ؟
نه تنها ترجمه ی این کتاب پر از اشکالاتِ فاحش است بلکه حتی متنِ فارسی اش مشحون از مشکلاتِ ادبی و نحوی است. چاره ای نیست جز اینکه ادامه دهیم.
پاسخِ سوال این است که بله تاثیر میگذارند چون عجز های ما مهمترین اطلاعات و سرمایه های خودمان هستند.
ایمانِ من به مرجعِ نهایی این است که نه گروه و نه انجمن و نه وجدانِ گروه مرجعِ نهایی نیستند. ما فقط در جایی که ناچار شویم تصمیم بگیریم به کمکِ همدیگر از تجربه های اعضای قدیمی و اصولِ انجمن استفاده میکنیم که سلیقه های شخصیِ خودمان را کنار بگذاریم و در نهایت درایتی جمعی را شکل بدهیم و نامش را بصیرتِ جمعی یا وجدانِ گروهی بگذاریم.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_پانزدهم
زمانى كه ديگران به اين سنت تعهدى ندارند، من چگونه آن را به كار مى گيرم؟
اولین چیزی که در اصولِ NA یاد گرفته ام این است که در هیچکدام از آنها کلمه ی " دیگران " به کار نرفته است. پس در اجرای اصول و مخصوصا این سنت با دیگران کار ندارم که اجرا میکنند ی نمیکنند. همین مقدمه کمک میکند که خودم به بهترین شکل هم متوجه باشم و هم اجرا کنم.
من نیروی برترِ قدمِ دو را در گروه سنتِ دوم میدانم. با این ترتیب که گروه بخشِ دیگری از نیروی برترِ من در مسیرِ باز گشت به سلامتِ عقلِ من است. گروه کمک میکند که دیدگاه های شخصیِ من نتواند زدگیِ خودم را خراب کند.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_پانزدهم
زمانى كه ديگران به اين سنت تعهدى ندارند، من چگونه آن را به كار مى گيرم؟
اولین چیزی که در اصولِ NA یاد گرفته ام این است که در هیچکدام از آنها کلمه ی " دیگران " به کار نرفته است. پس در اجرای اصول و مخصوصا این سنت با دیگران کار ندارم که اجرا میکنند ی نمیکنند. همین مقدمه کمک میکند که خودم به بهترین شکل هم متوجه باشم و هم اجرا کنم.
من نیروی برترِ قدمِ دو را در گروه سنتِ دوم میدانم. با این ترتیب که گروه بخشِ دیگری از نیروی برترِ من در مسیرِ باز گشت به سلامتِ عقلِ من است. گروه کمک میکند که دیدگاه های شخصیِ من نتواند زدگیِ خودم را خراب کند.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_هفدهم
براى من تا چه حد مهم است كه ديگران مرا دوست داشته باشند؟ آيا بر سر آن چيزى كه باور دارم واقعيت است، به خاطر تاييد ديگران مصالحه مى كنم؟
بیشتر از قدمِ هشتم و نهم نقشی ندارم. ممکن است کسی دوست نداشته باشد که از من خوشش بیاید. من برنامه ی انجمن را برای خودم اجرا میکنم و نیازی ندارم کاری کنم که کسی از من خوشش بیاید. از آن مهم تر اگر هم از من خوششان بیاید دلیل نمیشود که من در مسیری صحیح باشم. ممکن است فریب خورده باشند یا دلایلِ دیگری داشته باشند. من درباره ی آنچه برنامه ی انجمن واقعیت میداند - نه خودم - با هیچ کس مصالحه نمیکنم چه از من خوششان بیاید یا نیاید.
توجه میکنم واقیت را حتما با راهنما و اصولِ انجمن بشناسم و تحتِ تاثیرِ دیگران قرار نگیرم.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_هفدهم
براى من تا چه حد مهم است كه ديگران مرا دوست داشته باشند؟ آيا بر سر آن چيزى كه باور دارم واقعيت است، به خاطر تاييد ديگران مصالحه مى كنم؟
بیشتر از قدمِ هشتم و نهم نقشی ندارم. ممکن است کسی دوست نداشته باشد که از من خوشش بیاید. من برنامه ی انجمن را برای خودم اجرا میکنم و نیازی ندارم کاری کنم که کسی از من خوشش بیاید. از آن مهم تر اگر هم از من خوششان بیاید دلیل نمیشود که من در مسیری صحیح باشم. ممکن است فریب خورده باشند یا دلایلِ دیگری داشته باشند. من درباره ی آنچه برنامه ی انجمن واقعیت میداند - نه خودم - با هیچ کس مصالحه نمیکنم چه از من خوششان بیاید یا نیاید.
توجه میکنم واقیت را حتما با راهنما و اصولِ انجمن بشناسم و تحتِ تاثیرِ دیگران قرار نگیرم.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_هجدهم
آيا من ارزش اعتماد ديگران را دارم؟ امروز چگونه مى توانم قابل اعتماد بودن را تمرين كنم؟
تعیینِ این ارزش با دیگران است. اگر اعتماد میکنند پس ارزش دارم و اگر اعتماد نکنند معلوم است که محلِ خدمتِ من جای دیگری در انجمن است نه جایی که خودم دیده ام.
نیازی نیست جز تسلیم به برنامه کاری بکنم. انجمن محلِ رقابت نیست که تمرین کنم دیگران به من اعتماد کنند و من برنده باشم.
تمرین کردنِ قابلِ اعتماد بودن درست همان نقاب زدن است چون ناچار میشوم نگذارم دیگران ناراضی شوند و به دنبالِ آن ممکن است حیله گری را پیام دادن خیال کنم. اعتمادِ دیگران برای خدمتِ من لازم است.
اگر میدانند که من مهارتِ خدمت دارم اعتماد میکنند و اگر اعتماد نکنند متوجه میشوم که برای خدمت کردن در آن موقعیت آمادگی ندارم چون فقط مهارت مهم نیست و اعتمادِ دیگران جاذبه ی مرا نشان میدهد.
تمرینِ من فقط توجه به رهنمودِ راهنما است.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_هجدهم
آيا من ارزش اعتماد ديگران را دارم؟ امروز چگونه مى توانم قابل اعتماد بودن را تمرين كنم؟
تعیینِ این ارزش با دیگران است. اگر اعتماد میکنند پس ارزش دارم و اگر اعتماد نکنند معلوم است که محلِ خدمتِ من جای دیگری در انجمن است نه جایی که خودم دیده ام.
نیازی نیست جز تسلیم به برنامه کاری بکنم. انجمن محلِ رقابت نیست که تمرین کنم دیگران به من اعتماد کنند و من برنده باشم.
تمرین کردنِ قابلِ اعتماد بودن درست همان نقاب زدن است چون ناچار میشوم نگذارم دیگران ناراضی شوند و به دنبالِ آن ممکن است حیله گری را پیام دادن خیال کنم. اعتمادِ دیگران برای خدمتِ من لازم است.
اگر میدانند که من مهارتِ خدمت دارم اعتماد میکنند و اگر اعتماد نکنند متوجه میشوم که برای خدمت کردن در آن موقعیت آمادگی ندارم چون فقط مهارت مهم نیست و اعتمادِ دیگران جاذبه ی مرا نشان میدهد.
تمرینِ من فقط توجه به رهنمودِ راهنما است.
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_نوزدهم
چگونه مى توانم فروتن و روشن بين باشم، حتى زمانى كه مى دانم حق با من است؟
فروتنی این است که بدانم هم اکنون به همان میزان که خداوند صلاح میداند کامل هستم و به جز حضور در انجمن و انجام تکالیف و هوشیاری نسبت به تجربه ی راهنما کارِ دیگری ندارم. روشن بینیِ من همیشه آماده بودن و پذیرفتنِ هر نگرش و تجربه ی تازه و صحبت درباره ی آنها با راهنمای خودم است. آن وقت که بدانم حق با من است انحرافِ فکری دارم.
قدمِ دوم روشن کرده که من فقط با نیروی برتر سلامتِ عقل دارم و سنتِ دوم سلامتِ عقل را گروه میداند.
در NA حق وجود ندارد که به دنبالش باشم چه رسد به اینکه خیال کنم حق با من است...
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_نوزدهم
چگونه مى توانم فروتن و روشن بين باشم، حتى زمانى كه مى دانم حق با من است؟
فروتنی این است که بدانم هم اکنون به همان میزان که خداوند صلاح میداند کامل هستم و به جز حضور در انجمن و انجام تکالیف و هوشیاری نسبت به تجربه ی راهنما کارِ دیگری ندارم. روشن بینیِ من همیشه آماده بودن و پذیرفتنِ هر نگرش و تجربه ی تازه و صحبت درباره ی آنها با راهنمای خودم است. آن وقت که بدانم حق با من است انحرافِ فکری دارم.
قدمِ دوم روشن کرده که من فقط با نیروی برتر سلامتِ عقل دارم و سنتِ دوم سلامتِ عقل را گروه میداند.
در NA حق وجود ندارد که به دنبالش باشم چه رسد به اینکه خیال کنم حق با من است...
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
❤1
#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_بیستم
وقتى كه تصميمى بر وفق مراد من نيست، چگونه مى توانم باور داشته باشم كه همه چيز خوب خواهد بود؟ رفتار من چگونه نشان دهنده پذيرش من است؟
هر تصمیمی که بر وفقِ مرادِ من نیست حتما به نفعِ من است. چون آدمی که معتاد است و زورِ بیماری اش از خودش بیشتر است و سلامتِ عقل هم ندارد بهتر است که هر چه بر وفقِ مرادش نیست انجام دهد. همانطور که بهبودی برای معتاد امری غیرِ عادی است بهتر است یادش نرود که مرادِ معتاد همیشه مصرفِ موادِ مخدر است چه آگاه باشد و چه نباشد.
رفتارِ من نمونه های رفتاریِ شکل گرفته بر اثرِ تمرینِ اصولِ انجمن است. هر وقت اینگونه باشد هر احساسی داشته باشم اسمش پذیرش است. من پذیرشِ هیچکدام از اصولِ انجمن را طوری که به خودم خوش بگذرد ندارم چون بر وفقِ مرادِ خودم نیستند.
من بر خلافِ میلِ خودم اینجا هستم. میلِ من همیشه جاهای دیگر است پس دقت میکنم که نخواهم انجمن را اصلاح کنم یا خیال کنم چیزی میدانم که به نفعِ NA است...
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_بیستم
وقتى كه تصميمى بر وفق مراد من نيست، چگونه مى توانم باور داشته باشم كه همه چيز خوب خواهد بود؟ رفتار من چگونه نشان دهنده پذيرش من است؟
هر تصمیمی که بر وفقِ مرادِ من نیست حتما به نفعِ من است. چون آدمی که معتاد است و زورِ بیماری اش از خودش بیشتر است و سلامتِ عقل هم ندارد بهتر است که هر چه بر وفقِ مرادش نیست انجام دهد. همانطور که بهبودی برای معتاد امری غیرِ عادی است بهتر است یادش نرود که مرادِ معتاد همیشه مصرفِ موادِ مخدر است چه آگاه باشد و چه نباشد.
رفتارِ من نمونه های رفتاریِ شکل گرفته بر اثرِ تمرینِ اصولِ انجمن است. هر وقت اینگونه باشد هر احساسی داشته باشم اسمش پذیرش است. من پذیرشِ هیچکدام از اصولِ انجمن را طوری که به خودم خوش بگذرد ندارم چون بر وفقِ مرادِ خودم نیستند.
من بر خلافِ میلِ خودم اینجا هستم. میلِ من همیشه جاهای دیگر است پس دقت میکنم که نخواهم انجمن را اصلاح کنم یا خیال کنم چیزی میدانم که به نفعِ NA است...
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_بیستویکم
در چه زمينه هاى ديگر زندگى اين سنت ممكن است مفيد واقع شود؟ چه فرصت هاى ديگرى براى من وجود دارد تا خواهان شكل گيرى وجدان گروه باشم؟
سنت ها در زندگیِ انسان ها جاری هستند و معتاد از آنها بی خبر است که مواد مصرف میکند. پس از قطعِ مصرف متوجه میشویم که جامعه روش هایی برای زندگی جمعی دارد که ناچاریم بپذیریم.
پس سنت ها بخشِ مهمی از زندگی نیز هستند و تمرینِ آنها مرا بیشتر با زندگیِ معمولی آشنا میکنند.
وجدانِ گروه یا بصیرتِ جمعی بطورِ کامل وجود دارد. مهم این است که من آنرا ببینم و همانرا نیروی برتر بدانم.
انجمن بدونِ من باقی میماند اما من بدونِ NA میمیرم. من اگر خواهانِ به وجود آوردنِ چیزی باشم که قبل از خواستنِ من وجود داشته است، در حالِ فریب دادنِ خودم هستم...
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_برای_اعضا #در_تمام_امور
#سوال_بیستویکم
در چه زمينه هاى ديگر زندگى اين سنت ممكن است مفيد واقع شود؟ چه فرصت هاى ديگرى براى من وجود دارد تا خواهان شكل گيرى وجدان گروه باشم؟
سنت ها در زندگیِ انسان ها جاری هستند و معتاد از آنها بی خبر است که مواد مصرف میکند. پس از قطعِ مصرف متوجه میشویم که جامعه روش هایی برای زندگی جمعی دارد که ناچاریم بپذیریم.
پس سنت ها بخشِ مهمی از زندگی نیز هستند و تمرینِ آنها مرا بیشتر با زندگیِ معمولی آشنا میکنند.
وجدانِ گروه یا بصیرتِ جمعی بطورِ کامل وجود دارد. مهم این است که من آنرا ببینم و همانرا نیروی برتر بدانم.
انجمن بدونِ من باقی میماند اما من بدونِ NA میمیرم. من اگر خواهانِ به وجود آوردنِ چیزی باشم که قبل از خواستنِ من وجود داشته است، در حالِ فریب دادنِ خودم هستم...
تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
سوالات ترازنامه گروهی
سوالات زیر راهی جهت شروع یا ادامه ترازنامه نویسی گروهی یا بحث متمرکز بر این سنت هستند.
@GUIDING_PRINCIPLES
سوالات زیر راهی جهت شروع یا ادامه ترازنامه نویسی گروهی یا بحث متمرکز بر این سنت هستند.
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_یکم
هدف گروه ما چيست؟ چگونه تصميمات ما به پيشبرد هدف مان كمک مى كنند؟
هدفِ گروه ما اجرای دسته جمعیِ قدمِ دوازدهم است. هر کدام از ما تجربه ی یک بیداریِ روحانی هستیم که باید مراقب باشیم با تجربه ی دیگری با آن مخلوط نشود. به همین دلیل باهمدیگر متحد هستیم که از هم مراقبت کنیم تا جلوه ی مخدوشی از انجمن ارائه نکنیم.
تصمیماتِ ما وقتی به دنبالِ اجرای اصولِ انجمن باشند به هدفِ گروه کمک میکنند ولی وقتی فقط برای خودمان یا گروه
تصمیم بگیریم از هدفِ گروه منحرف شده ایم. چون برنامه ی NA با افکار و تصمیماتِ ما فرق دارد.
ما اینجا هستیم که انجمن را برای معتادانی که هنوز به دنیا نیامده اند آماده نگاه داریم...
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES
#سوالات_ترازنامه_گروهی
#سوال_یکم
هدف گروه ما چيست؟ چگونه تصميمات ما به پيشبرد هدف مان كمک مى كنند؟
هدفِ گروه ما اجرای دسته جمعیِ قدمِ دوازدهم است. هر کدام از ما تجربه ی یک بیداریِ روحانی هستیم که باید مراقب باشیم با تجربه ی دیگری با آن مخلوط نشود. به همین دلیل باهمدیگر متحد هستیم که از هم مراقبت کنیم تا جلوه ی مخدوشی از انجمن ارائه نکنیم.
تصمیماتِ ما وقتی به دنبالِ اجرای اصولِ انجمن باشند به هدفِ گروه کمک میکنند ولی وقتی فقط برای خودمان یا گروه
تصمیم بگیریم از هدفِ گروه منحرف شده ایم. چون برنامه ی NA با افکار و تصمیماتِ ما فرق دارد.
ما اینجا هستیم که انجمن را برای معتادانی که هنوز به دنیا نیامده اند آماده نگاه داریم...
❄️ تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما
@GUIDING_PRINCIPLES