زنه پریود میشه به بچهش میگه زنگ بزن به بابات بگو کوه ریزش کرده تونل بسته شده نمیتونیم بریم شمال.. بچه زنگ میرنه به باباش میگه: بابا مامان پریود شده داره یه مشت کسشر تحویل من میده، امشب نمیتونی بُکنیش ولی باهاش صحبت میکنم یه ساک مجلسی برات بزنه.
🤣173👎33🌚6👍4❤1
جعفر برای استخدام میره
اولین سوال کتبی اینه که
آیا از دولت راضی هستی ؟
مینویسه بله خودم کاملا راضیم
ولی دوست دخترم میترسه
میگه دولت چقدر بزرگه😂😂😂
اولین سوال کتبی اینه که
آیا از دولت راضی هستی ؟
مینویسه بله خودم کاملا راضیم
ولی دوست دخترم میترسه
میگه دولت چقدر بزرگه😂😂😂
🤣133👍5👎1💔1
معما معما
خروسی داشت مرغی را دنبال میکرد
با خودش گفت
_اگه بگیرمش میکنمش
_اگه نگیرمش هم ورزش کردم
مرغ هم با خودش گفت
_اگه وایسم میگه دلش ک*ر میخواس
_اگه برم ک*رو از دست میدم
تو جای مرغ بودی چکار میکردی ...؟
نخند جواب بده ! 😊😊😊
خروسی داشت مرغی را دنبال میکرد
با خودش گفت
_اگه بگیرمش میکنمش
_اگه نگیرمش هم ورزش کردم
مرغ هم با خودش گفت
_اگه وایسم میگه دلش ک*ر میخواس
_اگه برم ک*رو از دست میدم
تو جای مرغ بودی چکار میکردی ...؟
نخند جواب بده ! 😊😊😊
🤣102👍9❤2
یه شرت گرفتم 950 تومن !!!
اگه یه نفرو دیدین مث سوپرومن
شورتش رو روی شلوار پوشیده
و تو خیابون میچرخه منم 😂😂😂
اگه یه نفرو دیدین مث سوپرومن
شورتش رو روی شلوار پوشیده
و تو خیابون میچرخه منم 😂😂😂
🤣114👍4💔1
مردی کصمغز وارد مسافرخانه شد تا کمی استراحت کند. کفشاشو گذاشت زیر سرش و خوابید !
طولی نکشید که دو نفر کیر کلفت وارد آنجا شدند.
یکی از اون دو نفر گفت: طلاها رو بزاریم پشت اون جعبه... اون یکی گفت: نه اون مرد کصمغز بیداره وقتی ما بریم طلاها رو بر میداره! گفتند : امتحانش کنیم کفشاشو از زیر سرش برمیداریم و کیرمان را داخل کونش فرو میکنیم اگه بیدار باشه معلوم میشه! مرد که حرفای اونا رو شنیده بود، خودشو به خواب زد...
اونها کفشاشو برداشتن و مرد را آنچنان کردند که که مرد از شدت درد گریست و هیچ واکنشی نشون نداد. گفتند : پس خوابه ! طلاها رو بزاریم زیر جعبه...
بعد از رفتن آن دو، مرد بلند شد و رفت که جعبه طلای اون دو نفر رو برداره اما اثری از طلا نبود و متوجه شد کیر خورده و همه این حرفا برای این بوده که در عین بیداری او را بگایند و کفشهاش رو بدزدند !!
نتیجه داستان : یادمان باشد در زندگی هیچ وقت خودمان را به خواب نزنیم تا در خواب ما را نگایند.
#حکایت
.
طولی نکشید که دو نفر کیر کلفت وارد آنجا شدند.
یکی از اون دو نفر گفت: طلاها رو بزاریم پشت اون جعبه... اون یکی گفت: نه اون مرد کصمغز بیداره وقتی ما بریم طلاها رو بر میداره! گفتند : امتحانش کنیم کفشاشو از زیر سرش برمیداریم و کیرمان را داخل کونش فرو میکنیم اگه بیدار باشه معلوم میشه! مرد که حرفای اونا رو شنیده بود، خودشو به خواب زد...
اونها کفشاشو برداشتن و مرد را آنچنان کردند که که مرد از شدت درد گریست و هیچ واکنشی نشون نداد. گفتند : پس خوابه ! طلاها رو بزاریم زیر جعبه...
بعد از رفتن آن دو، مرد بلند شد و رفت که جعبه طلای اون دو نفر رو برداره اما اثری از طلا نبود و متوجه شد کیر خورده و همه این حرفا برای این بوده که در عین بیداری او را بگایند و کفشهاش رو بدزدند !!
نتیجه داستان : یادمان باشد در زندگی هیچ وقت خودمان را به خواب نزنیم تا در خواب ما را نگایند.
#حکایت
.
🤣138👍26❤1
طرف زنش مريض ميشه ميبردش دكتر
دكتره ميگه تخمدانش مشكل داره . . .
طرف به زنش ميگه
پدرسوخته تو تخمدونم داشتی
من هر شب تخمام بيرون ميموندن 😂😂😂
دكتره ميگه تخمدانش مشكل داره . . .
طرف به زنش ميگه
پدرسوخته تو تخمدونم داشتی
من هر شب تخمام بيرون ميموندن 😂😂😂
🤣147👍3❤1😢1