مامانش میگه من دخترم رو به هرکسی نمیدم٫ولی دخترش داره به همه میده
👍53🤣29🌚5💔1
ایرج میرزا
زنی عابد که خوب وبهترین بود
همیشه در جوارِ صالحین بود
تمام شب فقط غرق دعا بود
بجای پا، دو دستانش هوا بود
به چادر آنچنان پوشیده رویش
که هرگز کس ندیده تارِ مویش
بهچشم مردمان قدیس بودی
بشدت دشمنِ ابلیس بودی
ولی پیکِ اجل ناگه بیامد
بهارِ عمرِ او آخر سر آمد
شبی درخواب،دختر مادرش دید
سلامی کرد و احوالش بپرسید
بگفتا بعد یک عمری عبادت
تو حتما بردهای گویِ سعادت
بگفتا مادرش با حالتی زار :
که ای دختر شدم از خویش بیزار
بیابشنو تو اکنون سرنوشتم
چو من مُردم، بدیدم در بهشتم
بگفتا یک ملَک، تو اهل نوری
مبدّل می شوی اکنون به حوری
چومن حوری شدم، رفتم به داخل
بیامد یک بهشتی از مقابل
مرا بگرفت و پاهایم هوا کرد
نمیدانی که با من، او چِها کرد
چو آن مومن ز کارِ خود بپرداخت
یکی دیگر بیامد،کارِ من ساخت
و بعد از او صفی گردید تشکیل
یکایک آمدند و گشت تکمیل
خلاصه دخترم، فرصت نباشد
که این حوری رَود کُنجی بشاشد
چو پایم را زدند آن روز بالا
کماکان پای من بالاست حالا
اگر لطف خدا گردد فراهم
بگیرم غرفه ای اندر جهنم
فراری گردم ازاین باغِ جنت
رَوم دوزخ، برای استراحت
تو ای دختر، مبادا خام گردی
گرفتار و اسیرِ دام گردی
مبادا چشمِ عقلت، کور گردد
امید و آرزویت، حور گردد
اگر حوری شوی اینجا بیایی
تمام روز و شب،پا در هوایی 😂😂😂
زنی عابد که خوب وبهترین بود
همیشه در جوارِ صالحین بود
تمام شب فقط غرق دعا بود
بجای پا، دو دستانش هوا بود
به چادر آنچنان پوشیده رویش
که هرگز کس ندیده تارِ مویش
بهچشم مردمان قدیس بودی
بشدت دشمنِ ابلیس بودی
ولی پیکِ اجل ناگه بیامد
بهارِ عمرِ او آخر سر آمد
شبی درخواب،دختر مادرش دید
سلامی کرد و احوالش بپرسید
بگفتا بعد یک عمری عبادت
تو حتما بردهای گویِ سعادت
بگفتا مادرش با حالتی زار :
که ای دختر شدم از خویش بیزار
بیابشنو تو اکنون سرنوشتم
چو من مُردم، بدیدم در بهشتم
بگفتا یک ملَک، تو اهل نوری
مبدّل می شوی اکنون به حوری
چومن حوری شدم، رفتم به داخل
بیامد یک بهشتی از مقابل
مرا بگرفت و پاهایم هوا کرد
نمیدانی که با من، او چِها کرد
چو آن مومن ز کارِ خود بپرداخت
یکی دیگر بیامد،کارِ من ساخت
و بعد از او صفی گردید تشکیل
یکایک آمدند و گشت تکمیل
خلاصه دخترم، فرصت نباشد
که این حوری رَود کُنجی بشاشد
چو پایم را زدند آن روز بالا
کماکان پای من بالاست حالا
اگر لطف خدا گردد فراهم
بگیرم غرفه ای اندر جهنم
فراری گردم ازاین باغِ جنت
رَوم دوزخ، برای استراحت
تو ای دختر، مبادا خام گردی
گرفتار و اسیرِ دام گردی
مبادا چشمِ عقلت، کور گردد
امید و آرزویت، حور گردد
اگر حوری شوی اینجا بیایی
تمام روز و شب،پا در هوایی 😂😂😂
🤣110👍21❤2👎1
دختره نوشته :
درد داشت وقتی رفت . . . !
پسره کامنت گذاشته :
ای بابا مگه وازلین نزده بودی ؟
درد داشت وقتی رفت . . . !
پسره کامنت گذاشته :
ای بابا مگه وازلین نزده بودی ؟
🤣99👎5👍3
حرفهای پسرا معناهای پیچیده در خودش نهفته داره مثلا :
دوست دارم یعنی بده بکنیم
عاشقتم یعنی دلم میخواد بکنمت
ناراحتم کردی یعنی بده بکنیم از دلم دربیاد
خیلی خوشحالم یعنی فهمیدم که میخوای بهم بدی
اوکی بای یعنی فهمیدم دیگه بهم نمیدی رابطه رو نباید ادامه بدیم
ناهار چی خوردی یعنی بیا بخورش برام
اصن میگن سلام یعنی منتظرم بدی بکنیم
دیدید چقد فهمیدن ما پسرا راحته 😊😊😊
دوست دارم یعنی بده بکنیم
عاشقتم یعنی دلم میخواد بکنمت
ناراحتم کردی یعنی بده بکنیم از دلم دربیاد
خیلی خوشحالم یعنی فهمیدم که میخوای بهم بدی
اوکی بای یعنی فهمیدم دیگه بهم نمیدی رابطه رو نباید ادامه بدیم
ناهار چی خوردی یعنی بیا بخورش برام
اصن میگن سلام یعنی منتظرم بدی بکنیم
دیدید چقد فهمیدن ما پسرا راحته 😊😊😊
🤣95💔7👍6👎4
به دختران خود یاد بدهید قبل از
ازدواج به آرزوهای خود برسند . . .
مردان ایرانی جز یک وجب کیر
چیزی ندارند که به انها بدهند
ازدواج به آرزوهای خود برسند . . .
مردان ایرانی جز یک وجب کیر
چیزی ندارند که به انها بدهند
👍126🤣42👎8😢1
یبارم پیش دختره لخت شدم
سریع گفتم : برج پیزا هم کجه
ولی همه دوسش دارن !
گفت : آره راست میگی
ولی برج پیزا 6 سانت نیست
سریع گفتم : برج پیزا هم کجه
ولی همه دوسش دارن !
گفت : آره راست میگی
ولی برج پیزا 6 سانت نیست
🤣159👍5🌚3❤1👎1
Forwarded from خرید و فروش کانال تلگرام - خرید کانال - فروش کانال
VPN نامحدود
تانل شده
باز کردن تمامی سایت های ایرانی همراه بانک ها و خدمات ایرانی و خارجی با آیپی ثابت
قیمت : ۱۳۰
مناسب آیفون اندروید ویندوز
تعداد محدود ظرفیت امروز ۱۰۰ نفر
@Hami_Suppourt خرید
تانل شده
باز کردن تمامی سایت های ایرانی همراه بانک ها و خدمات ایرانی و خارجی با آیپی ثابت
قیمت : ۱۳۰
مناسب آیفون اندروید ویندوز
تعداد محدود ظرفیت امروز ۱۰۰ نفر
@Hami_Suppourt خرید
👍9
پیرزنی هر هفته مبلغ شش هزار دلار به حساب خودش واریز میکرد. بعد از گذشتن چند سال توی ذهن رئیس بانک سوال ایجاد شد که منبع درآمد این پیرزن از کجاست؟!
رئیس بانک تصمیم گرفت سوال خودش رو از پیرزن بپرسه. هفته بعد پیرزن وارد بانک شد، رئیس بانک فورا به سراغ پیرزن اومد و سوال کرد : ببخشید خانم میتونم بپرسم شغل شما چیه؟ پیرزن خندید و گفت: بیکارم. رئیس بانک که پشماش ریخته بود پرسید پس منبع درامد شما چیه؟ پیرزن گفت: من سر چیزهای غیر ممکن شرط بندی میکنم. رئیس گفت مثلا چی؟ پیرزن گفت مثلا من با شما سر هزار دلار شرط میبندم که فردا شرت قرمز میپوشید!
رئیس گفت قبول. فردا رئیس بانک وارد بانک شد و پیرزن رو دید و شلوارش رو آورد پایین گفت: ببین شرت من آبیه شرط رو باختی. پیرزن هزار دلار به رئیس داد و خندید و گفت: هزار دلار برای تو ولی من سر ده هزار دلار با شخصی شرط بندی کرده بودم که فردا شلوار رئیس بانک رو از کونش در میارم!
#داستان
رئیس بانک تصمیم گرفت سوال خودش رو از پیرزن بپرسه. هفته بعد پیرزن وارد بانک شد، رئیس بانک فورا به سراغ پیرزن اومد و سوال کرد : ببخشید خانم میتونم بپرسم شغل شما چیه؟ پیرزن خندید و گفت: بیکارم. رئیس بانک که پشماش ریخته بود پرسید پس منبع درامد شما چیه؟ پیرزن گفت: من سر چیزهای غیر ممکن شرط بندی میکنم. رئیس گفت مثلا چی؟ پیرزن گفت مثلا من با شما سر هزار دلار شرط میبندم که فردا شرت قرمز میپوشید!
رئیس گفت قبول. فردا رئیس بانک وارد بانک شد و پیرزن رو دید و شلوارش رو آورد پایین گفت: ببین شرت من آبیه شرط رو باختی. پیرزن هزار دلار به رئیس داد و خندید و گفت: هزار دلار برای تو ولی من سر ده هزار دلار با شخصی شرط بندی کرده بودم که فردا شلوار رئیس بانک رو از کونش در میارم!
#داستان
🤣223👍18👎1