فحش جدید یاد گرفتم "کصدغدغه"
به افرادی گفته میشه که
دغدغه های بسیار پایین و عجیبی دارند 😂😂
به افرادی گفته میشه که
دغدغه های بسیار پایین و عجیبی دارند 😂😂
🤣98👍11👎1
'
چجوری تو تاریکی سکس میکنید؟
من یه بار لامپ خاموش بود
شارژرو اشتباهی کردم تو ک ون داداشم 😂
چجوری تو تاریکی سکس میکنید؟
من یه بار لامپ خاموش بود
شارژرو اشتباهی کردم تو ک ون داداشم 😂
🤣116🌚6👎3👍1
.
نمیدونم شما دخترا چجوری لخت میخوابید
من دیشب برای اولین بار لخت خوابیدم
هی احساس میکردم الان یکی کونم میذاره
ساعت ۴ بلند شدم لباسمو پوشیدم
نمیدونم شما دخترا چجوری لخت میخوابید
من دیشب برای اولین بار لخت خوابیدم
هی احساس میکردم الان یکی کونم میذاره
ساعت ۴ بلند شدم لباسمو پوشیدم
🤣129👍6
جنگ نرم یعنی :
با جاهای نرم بدنش ،
جای نرم بدنت را سفت کند !
تا اطلاعاتی دیگر بدرود
با جاهای نرم بدنش ،
جای نرم بدنت را سفت کند !
تا اطلاعاتی دیگر بدرود
🤣81👍6
نقل است دختری شاکی نزد قاضی رفت !
معترض از تجاوز دوست پسرش به او بود !
به دستور قاضی نخ و سوزنی را آوردند ...
نخ در دست قاضی و سوزن در دست دختر بود .
قاضی به راحتی نخ را در داخل سوزن کرد .
سپس نخ را به دختر داد و سوزن در دست خودش .
دختر هر وقت میخواست نخ را داخل سوزن کند قاضی آن را تکان میداد و مانع میشد !
قاضی به دخترک کص کیری گفت : چرا نخ را به داخل سوزن نمیکنی جقی؟
دختر گفت : خب تو نمیزاری
سپس قاضی کصخندی زد و گفت :
خب توام نمیزاشتی جنده خانوم...!
معترض از تجاوز دوست پسرش به او بود !
به دستور قاضی نخ و سوزنی را آوردند ...
نخ در دست قاضی و سوزن در دست دختر بود .
قاضی به راحتی نخ را در داخل سوزن کرد .
سپس نخ را به دختر داد و سوزن در دست خودش .
دختر هر وقت میخواست نخ را داخل سوزن کند قاضی آن را تکان میداد و مانع میشد !
قاضی به دخترک کص کیری گفت : چرا نخ را به داخل سوزن نمیکنی جقی؟
دختر گفت : خب تو نمیزاری
سپس قاضی کصخندی زد و گفت :
خب توام نمیزاشتی جنده خانوم...!
🤣81👎31👍5🌚3
با یه دختره رفته بودم دیت ازش پرسیدم تفریح مورد علاقت چیه؟ گفت من عاشق اینم برم کمپ. گفتم منم کمپو دوس دارم یه هفته اول بدن دردشو تحمل کنی بقیش خوش میگذره
🤣106👍2
ﺍﺳﻢ ﺧﺎﻧﻤﺎ ﺩﺭ ﺩﻫﻪ 50
ﺍﻗﺪﺱ ... ﺍﮐﺮﻡ ... ﻣﻠﻮﮎ ... ﺑﺘﻮﻝ ... ﮐﻮﮐﺐ ... ﺳﮑﯿﻨﻪ ... ﻓﻮﺯﯾﻪ ... ﺧﺪﻳﺠﻪ ...ﻋﺼﻤﺖ ... ﺭﺑﺎﺏ !!!....
ﺩﺭ ﺩﻫﻪ 60
ﺯﻫﺮﺍ ... ﻓﺎﻃﻤﻪ ... ﺯﻳﻨﺐ ... ﺣﺪﯾﺚ ... ﺳﻬﻴﻼ ... ﻟﯿﻼ ... ﺳﻤﯿﻪ ... ﻣﺤﺒﻮﺑﻪ ...ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ !!!..
ﺩﺭ ﺩﻫﻪ 70
ﻫﺎﻧﯿﻪ ... ﻣﻴﻨﺎ ... ﺁﺭﺯﻭ ... ﻣﺮﯾﻢ ... ﺳﺎﺭﺍ ... ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ ... ﮐﯿﻤﯿﺎ ... ﺁﺗﻨﺎ !!!...نازیلا!!!
ﺩﺭ ﺩﻫﻪ 80
ﮊﺍﺑﻴﺰ ... ﺁﯾﺴﻮﺩﺍ ... ﮊﯾﻨﻮﺱ ... ﺳﯿﻨﻮﺱ ... ﭘﺎﻧﯽ ... ﺷﺎﺩﻧﻮﺵ ...
ﭘﺎﺭﺳﯽ ﮐﻮﻻ ... ﺯﻣﺰﻡ ... ﺩﻟﺴﺘﺮ ... ﺁﭘﺎﺩﻳﭙﺎ !!!....
ﺩﻫﻪ 90
سیسو . گوجو ، توتو ، جیتی ، پالبی ، ریتیتا ، ژیلونا و هیهوطنا
خدا به دهه های بعدی رحم کنه
ﺍﻗﺪﺱ ... ﺍﮐﺮﻡ ... ﻣﻠﻮﮎ ... ﺑﺘﻮﻝ ... ﮐﻮﮐﺐ ... ﺳﮑﯿﻨﻪ ... ﻓﻮﺯﯾﻪ ... ﺧﺪﻳﺠﻪ ...ﻋﺼﻤﺖ ... ﺭﺑﺎﺏ !!!....
ﺩﺭ ﺩﻫﻪ 60
ﺯﻫﺮﺍ ... ﻓﺎﻃﻤﻪ ... ﺯﻳﻨﺐ ... ﺣﺪﯾﺚ ... ﺳﻬﻴﻼ ... ﻟﯿﻼ ... ﺳﻤﯿﻪ ... ﻣﺤﺒﻮﺑﻪ ...ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ !!!..
ﺩﺭ ﺩﻫﻪ 70
ﻫﺎﻧﯿﻪ ... ﻣﻴﻨﺎ ... ﺁﺭﺯﻭ ... ﻣﺮﯾﻢ ... ﺳﺎﺭﺍ ... ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ ... ﮐﯿﻤﯿﺎ ... ﺁﺗﻨﺎ !!!...نازیلا!!!
ﺩﺭ ﺩﻫﻪ 80
ﮊﺍﺑﻴﺰ ... ﺁﯾﺴﻮﺩﺍ ... ﮊﯾﻨﻮﺱ ... ﺳﯿﻨﻮﺱ ... ﭘﺎﻧﯽ ... ﺷﺎﺩﻧﻮﺵ ...
ﭘﺎﺭﺳﯽ ﮐﻮﻻ ... ﺯﻣﺰﻡ ... ﺩﻟﺴﺘﺮ ... ﺁﭘﺎﺩﻳﭙﺎ !!!....
ﺩﻫﻪ 90
سیسو . گوجو ، توتو ، جیتی ، پالبی ، ریتیتا ، ژیلونا و هیهوطنا
خدا به دهه های بعدی رحم کنه
🤣95👍10❤5👎4
تعدادی استاد دانشگاه رو دعوت کردن به
فرودگاه و اونا رو توی یک هواپیما نشوندن
و وقتی درهای هواپیما رو بستن از بلندگو
بهشون اعلام کردن که این هواپیما ساخت
دانشجوهای عزیز شماست !
وقتی اساتید این خبرو شنیدن
همه از دم اقدام به فرار کردن !
همه رفتن به سمت در خروجی جز یه
استاد که خیلی ریلکس نشسته بود !
پرسیدن : چرا نشستی؟ نگو که نمیترسی !
استاد با خونسردی گفت :
اگه این هواپیما ساخت دانشجوهای
من باشه عمرا اگه روشن بشه
فرودگاه و اونا رو توی یک هواپیما نشوندن
و وقتی درهای هواپیما رو بستن از بلندگو
بهشون اعلام کردن که این هواپیما ساخت
دانشجوهای عزیز شماست !
وقتی اساتید این خبرو شنیدن
همه از دم اقدام به فرار کردن !
همه رفتن به سمت در خروجی جز یه
استاد که خیلی ریلکس نشسته بود !
پرسیدن : چرا نشستی؟ نگو که نمیترسی !
استاد با خونسردی گفت :
اگه این هواپیما ساخت دانشجوهای
من باشه عمرا اگه روشن بشه
🤣198👍10❤1👎1
الت ﺳﻪ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻃﺒﻖ ﺷﻐﻠﺸﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻦ ﻗﻄﻊ ﮐﻨﻦ
ﺍﻭﻟﯽ ﻗﺼﺎﺏ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺳﺎﻃﻮﺭ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩﻧﺪ
ﺩﻭﻣﯽ ﻧﺠﺎﺭ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺍﺭﻩ
ﺳﻮﻣﯽ میخنده
ﮔﻔﺘﻨﺪ: لاشی ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺨﻨﺪﯼ؟
ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺁﺑﻨﺒﺎﺕ ﻓﺮﻭﺷﻢ
ﺑﺎﯾﺪ اﻧﻘﺪﺭ ﺑﺨﻮﺭین ﺗﺎ ﺗﻤﻮﻡ ﺑﺸﻪ
ﺍﻭﻟﯽ ﻗﺼﺎﺏ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺳﺎﻃﻮﺭ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩﻧﺪ
ﺩﻭﻣﯽ ﻧﺠﺎﺭ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺍﺭﻩ
ﺳﻮﻣﯽ میخنده
ﮔﻔﺘﻨﺪ: لاشی ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺨﻨﺪﯼ؟
ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺁﺑﻨﺒﺎﺕ ﻓﺮﻭﺷﻢ
ﺑﺎﯾﺪ اﻧﻘﺪﺭ ﺑﺨﻮﺭین ﺗﺎ ﺗﻤﻮﻡ ﺑﺸﻪ
🤣152👍6👎4❤3