بعضیاتون باعث میشین آدم دلش بخواد خم شه تا عمق خاطرات و خداحافظیها و رفتارها و برخوردها و اتفاقات و تلخ و شیرینها رو بالا بیاره و دیگه هیچی ازش نمونه؛
نه از خودش نه از شما.
نه از خودش نه از شما.
اما اینها همه رویاهای من هستن، رویاهایی منسوخ شده در آب راکد؛ زندگیای که به مرگ تدریجی شبیه تره.
برای شناخت آدما فقط کافیه یه تلنگر به اعصابشون بزنید؛ چون تا زمانی که مطابق میلشون رفتار میکنی همه خودشونو رفیقت نشونت میدن.
یه شب بهم زنگ میزنی و ازم میخوای هنوزم دوستت داشته باشم ولی من شب قبل تورو با همه قشنگیات سوزوندم.
میدونی چرا اطرافیانم همش فک میکنن حق با اوناس؟ چون من واقعا حوصله توضیح دادن راجب کارایی ک میکنم رو ندارم.
اين كه يه نفر رو دوست نداشته باشی كاملا عاديه؛ اما اينكه يه نفر رو "ديگه" دوست نداشته باشى يه انقلاب درونيه.
من بهت وابسته نبودم، يه غريزه ی درونی بهم ميگفت كه دوست دارم. راستش هنوزم دارم، اما دور بمونی بهتره، بزار هميشه دوست داشته باشم.
تو وجود هر آدمی رگه هایی از سادیسم وجود داره. میدونی چه وقت این حس بیدار میشه؟ وقتی میفهمی یه نفر وابسته ات شده!
- Bitter Moon
- Bitter Moon