بلوط تازه
289 subscribers
772 photos
176 videos
83 files
245 links
‌ آرشیو کوچکی از حیات، زیست‌شناسی، مورچه‌ها، موسیقی، کتاب، یادداشت‌ها، ترجمه‌هایم و آنچه به من حس زنده بودن می‌دهد.
🍃

ارتباط با همراهان محترم کانال👇
@nasr_z

📨 ارسال پیام به طور ناشناس از طریق لینک زیر👇
https://bit.ly/2WS0e1b
Download Telegram
Audio
🎵 Habibi
🎤 Majda Roumi Feat. Lara Fabian -
🎼 #آهنگ_شب 🌙
🍃 @FreshQuercus
پنجشنبه هفته آینده یادداشت بلندی درباره #ریچارد_داوکینز نویسنده کتاب ژن خودخواه و دانشمند جنجالی در صفحه علم #روزنامه_شرق خواهم داشت.
مثل همیشه فایل pdf آن را با شما به اشتراک می‌گذارم. ⁦👩‍💻

#Richard_Dawkins

🍃 @FreshQuercus
#پیشنهاد_فیلم

📍یادم می‌آید در یکی از سخنرانی‌های هفتگی دانشکده روان‌شناسی شهید بهشتی بین دو استاد خوبمان که هر دو از روانکاوان باتجربه بودند* بحثی در باب «تراژدی» جریان داشت.
در انتها صحبت به وودی آلن رسید، یکی از آنها اعتقاد داشت وودی آلن #کمدی می‌سازد و استاد دیگر بر این باور بود که این کارگردان نامی #تراژدی می‌سازد.
فیلم Match point را تماشا کنید و ببینید نظر شما به کدام یک نزدیک‌تر است.

* متاسفانه طولی نکشید که دانشجویان ورودی بعد از ما از سواد و تجربه هر دو استاد به اجبار محروم شدند.
🍃 @FreshQuercus
وقتی بعد از چند ماه پیگیری و صبوری نسخه کاغذی گواهی دوره #تکامل‌ بالاخره به دستت می‌رسه، با ذوق و شوق در پاکت رو باز می‌کنی و می‌بینی اسمت رو اشتباه نوشتن 🤦🏻‍♀️
همه چیزمان به همه چیزمان می‌آید...
😐 #Zehi
#زهی_خیال_باطل

🍃 @FreshQuercus
BPlus Podcast Episode 41
Ali Bandari
41: The Gene
خلاصه کتاب "ژن: تاریخ خودمانی"
اپیزود ۴۱ پادکست بی‌پلاس
📍#نیکوتینبرگن، #لورنز و #کارل_فون_فریش در سال ۱۹۷۳ به طور اشتراکی جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی را از آن خود کردند.
جالب است بدانید رساله دکتری نیکلاس تینبرگن تنها ۳۲ صفحه بود، کوتاه‌ترین رساله دکتری در تاریخ دانشگاه آکسفورد. ۳۲ صفحه‌ای که به یکی از سوالات مهم درباره رقص افسانه‌ای زنبورها پاسخ می‌داد.

🍃 @FreshQuercus
Bayni w Baynak Ya Hal Layl - Original by Huda - May Nasr
May Nasr
🎵 بيني وبينك يا هالليل
🎤 مي نصر (خواننده لبنانی)
🎼 #آهنگ_شب 🌙
🍃 @FreshQuercus
Forwarded from Science & Society (H. Fattahi)
به احتمال خیلی زیاد این هفته کتاب #خاطرات_تهران_و_بیروت منتشر شود. ناشر کتاب «بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه» است. نویسنده کتاب پروفسور #جان_اسکیلز_ایوری است و من به همراه #ضحی_حسینی_نصر افتخار ترجمه این کتاب را داشتم. درباره اش بیشتر خواهم نوشت.
🕊 @science_and_society
“Happiness should not, must not and can never be a goal, but only an outcome”
🍃 @FreshQuercus
📍مطلبی را با عنوان «ریچارد داوکینز؛ دانشمندی جنجالی یا پیشتاز» نوشته‌‌ام.
این یادداشت فردا (پنجشنبه، ۲۶ تیر ۹۹) در صفحه علم #روزنامه_شرق منتشر می‌شود.

🌳 این عکس را به نیت همین یادداشت در جنگل‌ افسانه‌ای دارابکلای مازندران انداخته بودم که متاسفانه در قالب روتین روزنامه نمی‌گنجید و تصویر دیگری جایگزین آن شد.
مثل همیشه فایل pdf آن را با شما به اشتراک خواهم گذاشت. 😊
#ضحی_نصر

🍃 @FreshQuercus
ریچارد_داوکینز؛_دانشمندی_جنجالی_یا_99_4_26پیشتاز.pdf
334.3 KB
«ریچارد داوکینز؛ دانشمندی جنجالی یا پیشتاز»
مروری کوتاه بر کتاب میل به شگفتی
✍🏼 ضحی حسینی‌نصر

📍 «ریچارد داوکینز» (۱۹۴۱ م.) با نام کامل «کلینتون ریچارد داوکینز» -به گفته او «کلینتون» زائده ناخوشایندی است که اگر نبود خوشحال‌تر می‌شد- رفتارشناس و زیست‌شناس تکاملی اهل بریتانیا است. نوشتن از «داوکینز» کار چندان ساده‌ای نیست. دانشمندی جنجالی که مخالفان و طرفداران خود را دارد. عده‌ای او را به‌واسطه‌ باورهای ضددینی‌اش می‌شناسند و عده‌ای با کتاب‌های پر سروصدایش؛ برخی نیز شاید سر. کلاس‌های درسش شرکت کرده یا به سخنرانی‌هایش گوش داده‌اند. بخشی از مردم او را دانشمندی متکبر و ازخودراضی می‌دانند که از علم....

🗞 ادامه این مطلب و مطالب خوب دیگر دو صفحه علم روزنامه شرق امروز را می‌توانید در فایل pdf پیوست‌شده یا از اینجا بخوانید👇
https://bit.ly/2WqbMrx
#روزنامه_شرق
#ضحی_نصر
🍃 @FreshQuercus
Forwarded from دانش، آگاهی
مغز چگونه زیبایی را تشخیص می دهد؟

برای پاسخ به این موضوع و سایر مسائل مربوط به پردازش مغز، توجه به یک نکته بسیار کارگشاست:
مکانیک پردازش در مغز

در واقع مغز برای هر مفهوم انتزاعی یک سری الگوی پردازشی دارد که ترکیبی از معادلات پارامتریک هستند که داده های ورودی مقادیر وزن کلی این توابع را مشخص می‌کنند.

مغز به علت نوع فرگشت‌ش همیشه به دنبال الگوی بهینه از منظر مصرف انرژی هست، حال هر داده ای که در توابع وزن‌دهی باعث بشن که الگوی نهایی به سمت کمینه مصرف انرژی میل کنه اون داده‌ها غالب خواهند شد.

مثلا در مورد زیبایی تقارن یک پردازش کم مصرف است ولی خب عنکبوت هم متقارن و جذاب است ولی عنکبوت یک داده‌ی وزن‌دار تهدید و خطر است.
مثال دیگر داده های غالب محیطی است، مثلا در زمان قاجار به علت عدم وجود اطلاع از نوع اندامی زنهای غربی داده‌های غالب، همون زنهای جامعه بودن پس برای مغز استفاده از این داده‌ها مصرف انرژی کمتری داره یا مثلا شباهت به یک شخص نزدیک یا حتی اگر روزی فردی در جایی یک کار ارزشمند انجام داده باشه که مغز وزن زیادی به خروجی اون داده باشه، پارامترهای اون شخص تبدیل به اطلاعات بهینه خواهد شد.

در نتیجه ساده‌ترین داده ها که در نهایت در توابع پردازشی منجر به کمینه مصرف انرژی و در عین حال بهینه‌ترین پاسخ حل معادلات پارامتریک میشوند، منجر به انتخاب الگوی نهایی در پردازش یک مفهوم انتزاعی خواهند شد.

این موضوع در تمامی فرایند های روزمره در مغز قابل تعمیم است، در نوشته های بعدی برخی از آنها را بررسی خواهم کرد.

سروش سارابی

https://bit.ly/2BrVY05
@daneshagahi
Forwarded from کتابخوان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه به‌زودی منتشر می‌کند

🖋 خاطرات تهران و بیروت نوشته پروفسور جان اسکیلز آیوری، یکی از ماندگارترین خاطرات درباره خاورمیانه به‌ویژه ایران است. محمدحسین پاپلی یزدی، جغرافی‌دان

@ketabeparseh
این چه رفتار است کآرامیدن از من می‌بری
هوشم از دل می‌ربایی عقلم از تن می‌بری
دل به عیاری ببردی ناگهان از دست من
دزد شب گردد تو فارغ روز روشن می‌بری
سعدیا گفتار شیرین پیش آن کام و دهان
دُر به دریا می‌فرستی زَر به معدن می‌بری
#سعدی
#فارسی_شکر_است 🌱

🍃 @FreshQuercus
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 یکی از سکانس‌های خاطره‌انگیز فیلم «شب‌های روشن»

+ فکر نمی‌کنی همه این حرفا تو ادبیات قشنگه؟ زندگی با ادبیات فرق داره
- همه این حرفا واسه اینه که زندگی یه خُرده شبیه #ادبیات بشه!

#نوستالژی
🍃 @FreshQuercus
📍 قصدم از بازنشر این پست #محمدرضا_شعبانعلی پاشیدن بذر ناامیدی نیست، صرفاً قصد داشتم پیش از هر چیز یادآوری کنم کجا و در چه شرایطی زندگی می‌کنم تا #انتظارات_فضایی از خودم نداشته باشم.

🍃 @FreshQuercus
🗞 روزنامه اعتماد: یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹

آن زمان من هم جوان بودم...
✍🏼 فريدون مجلسی

چهل روز پيش در «اعتماد» از بيماري خسرو سينايي نوشتم، ناباورانه آرزو كردم كه راه نجاتي باشد كه نبود. آخرين باري كه با هم به جايي رفته بوديم و او را به خانه مي‌رساندم، گفت كمرش كه چند سال پيش عمل كرده بود، درد مي‌كند و گفته‌اند كه بايد مجراي عصبي تنگ شده ستون فقرات باز شود. ديگر او را نديدم. با عارضه‌اي مغزي به بيمارستان رفت و در همانجا عمل شد. ديگر سر حال و برپا نشد. به حالتي كه هرگز دوست نداشت، خميده و ناتوان به خانه بازگشت و به زودي آثار بيماري كرونا در او ظاهر شد و ديگر نفهميد چه شد و نفهميد گرفتار وضعي شده بود كه دوست نمي‌داشت.
چندين سال پيش يكي از فيلم‌هاي قديمي‌اش را با هم مي‌ديديم. فيلم شادي از جمع دوستان هنرمندشان در خانه هنرمند نامدار ژازه طباطبايي يا ژازه تباتبايي بود. خانه‌اي رويايي و سوررئاليستي چيزي ميان موزه و خانه ارواح. ژازه شيطنت مي‌كرد و استاد صادقي قيافه طنزآميز به خود مي‌گرفت و ديگران با شادماني آهنگ «آن زمان من هم جوان بودم» را مي‌خواندند و تكرار مي‌كردند و خسرو با آكاردئون معروفش مي‌نواخت و شور و حالي به دوستان مي‌بخشيد. بعد از دردي كه منجر به عمل ديسك كمر شد و دوران نقاهت به درازا كشيد و عصا به دست گرفت از هيچ چيز به آن اندازه ناراحت نبود كه ديگر نمي‌توانست آكاردئون بنوازد. در خانه‌اش دستگاه برقي خاصي با ابزار و درجاتي بود، يك روز از من پرسيد مي‌داني اين چيست؟ فكر كردم نوعي ضبط صوت يا دستگاه برقي سينمايي است كه به كارش مربوط مي‌شود. گفت اين دستگاه برق گذاشتن درمان كچلي است كه پدرش بيش از هشتاد سال پيش پس از پايان تحصيلات طب براي نخستين بار از فرانسه به ايران آورده و قبل از آنكه در تهران مرسوم شود در مطب خود در ساري نصب كرده بود و بيماران را درمان مي‌كرد. چند سال پيش كوشيد آن را به موزه پزشكي دانشگاه هديه كند.
آنقدر موانع اداري پيش آوردند كه از خير آن كار شاق گذشت و ماجرا را تبديل به فيلمي شيرين از نوع مستند از آن ماجرا كرد. پارسال كه آكاردئون معروف خودش را به موزه موسيقي تقديم كرده بود در آن مراسم قرار شد من نيز به پاس دوستي سخني بگويم. در آنجا از رييس موزه گله كردم كه آقاي خسرو سينايي آكاردئونش را داد، شما چرا آن را گرفتيد؟ ديدم خسرو حيرت‌زده مرا مي‌نگريست و رييس موزه كه لطف كرده بود از اين قدرناشناسي حيران بود. افزودم وقتي هديه دستگاه درمان كچلي را به موزه پزشكي هديه كردم و عملي نشد فيلمي عالي تهيه كرد و اكنون شما با قبول اين دستگاه ما را از فيلم ديگري محروم كرديد. طفلك خسرو مهربان و رقيق‌القلب بسيار خنديد. مي‌دانيد روحش نيز مانند چهره‌اش زيبا بود خلقياتي كه گاه معصوميتي كودكانه بود. مي‌دانم به او حسادت‌هايي مي‌شد، اما با هيچ كس بد نبود و فكر نمي‌كنم حتي كساني كه به او حسادت مي‌كردند با او بد بوده باشند. هنر در خونش بود. رفته بود در اتريش معماري بخواند و پس از مدتي كارش به مدرسه موسيقي كشيد كه همواره همراهش بود، اما فيلمسازي خط زندگي او بود. فيلم‌هايي گاه ساده و سياه و سفيد گاه به رنگارنگي جزيره رنگي. شاعري خوب و مترجمي بسيار خوب بود. به زبان آلماني تسلط كامل داشت و زبان انگليسي او نيز بسيار خوب بود. نويسنده بود و بيشتر نوشته‌هايش از نوعي بود كه بتواند تبديل به فيلمنامه شود؛ مانند داستان‌هاي دربار صفوي.و رض عباسی. سابقه دوستي ما بيش از پانزده سال نبود اما ارادت او را به دل گرفتم. همراه او به محافل سينمايي و هنري مي‌رفتم و دوستانش از اين همراه بي‌هنر ناشناس حيرت مي‌كردند.
در مسائل عاطفي بغض مي‌كرد. وقتي سال گذشته نوه‌اش، دختر جوان و با استعدادي كه او را بسيار دوست مي‌داشت، بر اثر سرطان درگذشت، دلش بسيار شكست. درباره آوارگان لهستاني كه در زمان جنگ جهاني دوم به ايران آمده بودند، تحقيق بسيار كرده و فيلمي هم بيش از چهل سال پيش تهيه كرده بود و سناريوي بسيار خوبي نوشته بود و آرزويش اين بود كه اين فيلم كه سال‌ها نويدش را به او مي‌دادند، ساخته شود. فيلمنامه‌اش را خوانده بودم. لهستاني‌ها آمادگي خودشان را براي كمك به ساختن فيلمي مشترك اعلام كرده بودند اما دست‌اندازهاي سياسي چندين بار مانع ساخت آن شد و مي‌گفت ديگر اميدي به آن فيلم ندارد، نشد و حق با او بود. رنج نبرد، يعني احساس نكرد و همان‌طور كه مي‌خواست متكي به ديگران نشد. روانش شاد باد.
#خسرو_سینایی
🍃 @FreshQuercus