Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آوازی دلنشین با صدای #نیاز_نواب خوانندهٔ جوانی که موسیقی را از ۸ سالگی با پیانو در ایران آغاز کرده و حالا در پاریس همزمان با تحصیل آن را پی گرفته است. 🎼🎤
شعر: #مولانا
🍃 @FreshQuercus
شعر: #مولانا
🍃 @FreshQuercus
تا چاپ کتاب تنها یک گام باقیست📕
#زندگی_اسرارآمیز_مورچهها
با مقدمهٔ #عبدالحسین_وهاب_زاده بنیانگذار #مدرسه_طبیعت در ایران
#انتشارات_گوتنبرگ
🐜🐜🐜
🍃 @FreshQuercus
#زندگی_اسرارآمیز_مورچهها
با مقدمهٔ #عبدالحسین_وهاب_زاده بنیانگذار #مدرسه_طبیعت در ایران
#انتشارات_گوتنبرگ
🐜🐜🐜
🍃 @FreshQuercus
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
باربارا استرایسند متولد سال ۱۹۴۲ خواننده، آهنگساز و بازیگر آمریکایی است. او برندهٔ دو جایزهٔ اسکار و نه جایزهٔ گرمی است.ترانه The Windmills of Your Mind یکی از زیباترین اجراهای اوست🎼
🍃 @FreshQuercus
🍃 @FreshQuercus
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظاممندی و قدرت کار گروهی بین مورچهها 🐜🐜🐜
🍃 @FreshQuercus
🍃 @FreshQuercus
#روز_جهانی_زن
#8th_March
#We_make_the_world_a_better_place_to_live
👩🎓👱♀🧕👩🕵♀👩⚕👩🍳👩🚀
👩🏫👩🏭👩💻👩🔧👩💼👩🔬👩🎨👩⚖
🍃 @FreshQuercus
#8th_March
#We_make_the_world_a_better_place_to_live
👩🎓👱♀🧕👩🕵♀👩⚕👩🍳👩🚀
👩🏫👩🏭👩💻👩🔧👩💼👩🔬👩🎨👩⚖
🍃 @FreshQuercus
Audio
اونور آکین، یکی از خوانندگان محبوب اهل ترکیه است.
ترانهٔ «شاخه گلی به من بده» یکی از زیباترین اجراهای اوست.
#Bana_Bir_Gül_Ver 🌹
#Onur_Akın
🍃 @FreshQuercus
ترانهٔ «شاخه گلی به من بده» یکی از زیباترین اجراهای اوست.
#Bana_Bir_Gül_Ver 🌹
#Onur_Akın
🍃 @FreshQuercus
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی کوتاه درباره چگونگی به ارث رسیدن یک صفت مغلوب از منظر ژنتیک مندلی.
در این ویدیو مفهوم «الل» بسیار ساده و جذاب توضیح داده شده.
#زیستشناسی
منبع: کانال یوتیوب Amoeba Sisters
🍃 @FreshQuercus
در این ویدیو مفهوم «الل» بسیار ساده و جذاب توضیح داده شده.
#زیستشناسی
منبع: کانال یوتیوب Amoeba Sisters
🍃 @FreshQuercus
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفاوت دو تقسیم میتوز و میوز
بر خلاف تقسیم میتوز که در بیشتر سلولها اتفاق میافتد، میوز در جانوران فقط در سلولهای جنسی(مولد گامت)انجام میشود.
#زیستشناسی
🍃 @FreshQuercus
بر خلاف تقسیم میتوز که در بیشتر سلولها اتفاق میافتد، میوز در جانوران فقط در سلولهای جنسی(مولد گامت)انجام میشود.
#زیستشناسی
🍃 @FreshQuercus
"The day the Lord created hope was probably the same day he created Spring."
Bernard Williams
📷 عکس از: #ضحی_نصر
#بهار🌱
🍃 @FreshQuercus
Bernard Williams
📷 عکس از: #ضحی_نصر
#بهار🌱
🍃 @FreshQuercus
این عکس را دوست با ذوقی برایم فرستاد. تصویری از یک مورچهٔ کارگر. امیدوارم بعد از خواندن کتاب #زندگی_اسرارآمیز_مورچهها دیدمان نسبت به مورچهها و طبیعت هرچه بیشتر تلطیف شود.
🍃 @FreshQuercus
🍃 @FreshQuercus
سالی همراه با تحرک، امید و انگیزه برای به سرانجام رسانیدن و یا کلید زدن کارهایی که دوست دارید آرزومندم.😊
تعطیلات خوشی داشته باشید.
#نوروز_مبارک
🍃 @FreshQuercus
تعطیلات خوشی داشته باشید.
#نوروز_مبارک
🍃 @FreshQuercus
با فرا رسیدن فصل بهار، مورچهها ورودی لانه را که پیش از آن با خاک متراکم شده بود، باز کرده و فعالیتهای برونلانهای را از سر میگیرند.🐜🐜🐜
#زندگی_اسرارآمیز_مورچهها
🍃 @FreshQuercus
#زندگی_اسرارآمیز_مورچهها
🍃 @FreshQuercus
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اگر نوع بشر از روی سیارهٔ زمین ناپدید شود، چه اتفاقاتی خواهد افتاد؟ بر سر ساختمانها، حیوانات خانگی، کارخانهها و جادهها چه خواهد آمد؟
این کلیپ جالب را ببینید.
🍃 @FreshQuercus
این کلیپ جالب را ببینید.
🍃 @FreshQuercus
🌎 ویدیوی چند دقیقهای بالا👆 خلاصهای کوتاه یا شاید بتوان گفت جان کلام کتاب «جهان بدون ما» نوشتهٔ الن وایزمن روزنامهنگار آمریکایی است. اگر انسان ناپدید شود، تقریباً هیچ حیوانی، شاید به غیر از سوسکها و موشهای صحرایی و احتمالاً گربهها و سگها، در فقدان او به سوگ نمینشینند. ویرانههای آنچه را که ما ساختهایم تنها برای مدتی بر روی کرهٔ زمین باقی میماند و زمین بعد از سالهای طولانی به حالت عدنی خویش باز میگردد.
در واقع این ما هستیم که به زمین نیازمندیم.
بیایید فرزندان بهتری برای مادرمان زمین، باشیم...
#Alan_weisman
#The_world_without_us
🍃 @FreshQuercus
در واقع این ما هستیم که به زمین نیازمندیم.
بیایید فرزندان بهتری برای مادرمان زمین، باشیم...
#Alan_weisman
#The_world_without_us
🍃 @FreshQuercus
💵💰اولین مواجهه با بانک ملی در سال جدید
امروز، ۵فروردین ۹۷، برای انجام کار بانکی به یکی از شعب بانک ملی واقع در تقاطع خیابان کارگر شمالی و بلوار کشاورز مراجعه کردم. زمانی که وارد شدم شماره گرفته و منتظر ماندم تا نوبتم برسد. چند دقیقهای نشستم و همین طور که داشتم به صفحه نمایش شمارهٔ مراجعهکنندگان نگاه میکردم متوجه شدم که روی یک عدد ثابت مانده. پیرمرد آبرومندی آمده بود تا تقاضای وام دو میلیونی کند! متصدی باجه که گویی منت بر سر ملت نهاده و اولین روز کاری را تشریف آوردهاند سرکار، چنان با خشونت و بی ادبانه صحبت می کرد که انگار نه انگار در حال انجام وظیفه است و بابت ساعاتی که میگذرد حقوق میگیرد. با صدای بلند به پیرمرد گفت: ته حسابت هیچی پول نیست برو فیش بردار بریز. فکر کنم صدایش تا جلوی در بانک هم شنیده میشد. پیرمرد بیچاره گفت باید صد تومن باشه. کارمند بانک گفت میگم نیست می فهمی! برو فیش بردار. دلم میخواست اون لحظه یه جوری از پیرمرد حمایت میکردم...
خلاصه کار پیرمرد بینوا یه نیم ساعتی طول کشید یا بهتره بگم طولش دادن. تو این مدت کوتاه دو نفر که شماره داشتند از بانک خارج شدن و بیخیال کار بانکی شدن و رفتن. باجهٔ کناری خالی بود و خانمی با ابروان در هم کشیده اون حوالی دیده میشد. رفتم جلو و گفتم خانم ببخشید این شماره انگار ثابت مونده و عوض نمیشه منم نیم ساعتی میشه که اینجا منتظرم. گفت برگه شمارتو بده ببینم. نشونش دادم. گفت بشین صدات میکنن و من همچنان منتظر ماندم تا بالاخره تصمیم گرفتند با چهرههای عبوس و در هم کشیده کار من رو راه بیندازند. کاملاً محسوس بود که حوصله کار کردن ندارند و از سر اجبار آمدهاند.
می دونیم زندگی راحت نیست و آسون هم نمیگذره اما باور کنیم با ابرو در هم کشیدن و پرخاش کاری از پیش نمیره. باید هوای هم رو داشته باشیم. اتحاد تنها مختص مواقع بحرانی نیست.
اگر آقای متصدی بانک با اون پیرمرد کمی نرمتر صحبت میکرد، آرام و محترمانه میگفت پدر جان اگر برات ممکنه یه مبلغ کوچکی به حسابت بریز تا بقیه کارات رو انجام بدم بعید می دونم شهاب سنگی به زمین برخورد می کرد یا خورشید در آن وقت ظهر دو نیم میشد!
می شد سلام کنیم، سال نو رو به هم تبریک بگیم و همزمان با اعصاب آرام به کارای بانکی مون هم برسیم.
#ضحی_نصر
🍃 @FreshQuercus
امروز، ۵فروردین ۹۷، برای انجام کار بانکی به یکی از شعب بانک ملی واقع در تقاطع خیابان کارگر شمالی و بلوار کشاورز مراجعه کردم. زمانی که وارد شدم شماره گرفته و منتظر ماندم تا نوبتم برسد. چند دقیقهای نشستم و همین طور که داشتم به صفحه نمایش شمارهٔ مراجعهکنندگان نگاه میکردم متوجه شدم که روی یک عدد ثابت مانده. پیرمرد آبرومندی آمده بود تا تقاضای وام دو میلیونی کند! متصدی باجه که گویی منت بر سر ملت نهاده و اولین روز کاری را تشریف آوردهاند سرکار، چنان با خشونت و بی ادبانه صحبت می کرد که انگار نه انگار در حال انجام وظیفه است و بابت ساعاتی که میگذرد حقوق میگیرد. با صدای بلند به پیرمرد گفت: ته حسابت هیچی پول نیست برو فیش بردار بریز. فکر کنم صدایش تا جلوی در بانک هم شنیده میشد. پیرمرد بیچاره گفت باید صد تومن باشه. کارمند بانک گفت میگم نیست می فهمی! برو فیش بردار. دلم میخواست اون لحظه یه جوری از پیرمرد حمایت میکردم...
خلاصه کار پیرمرد بینوا یه نیم ساعتی طول کشید یا بهتره بگم طولش دادن. تو این مدت کوتاه دو نفر که شماره داشتند از بانک خارج شدن و بیخیال کار بانکی شدن و رفتن. باجهٔ کناری خالی بود و خانمی با ابروان در هم کشیده اون حوالی دیده میشد. رفتم جلو و گفتم خانم ببخشید این شماره انگار ثابت مونده و عوض نمیشه منم نیم ساعتی میشه که اینجا منتظرم. گفت برگه شمارتو بده ببینم. نشونش دادم. گفت بشین صدات میکنن و من همچنان منتظر ماندم تا بالاخره تصمیم گرفتند با چهرههای عبوس و در هم کشیده کار من رو راه بیندازند. کاملاً محسوس بود که حوصله کار کردن ندارند و از سر اجبار آمدهاند.
می دونیم زندگی راحت نیست و آسون هم نمیگذره اما باور کنیم با ابرو در هم کشیدن و پرخاش کاری از پیش نمیره. باید هوای هم رو داشته باشیم. اتحاد تنها مختص مواقع بحرانی نیست.
اگر آقای متصدی بانک با اون پیرمرد کمی نرمتر صحبت میکرد، آرام و محترمانه میگفت پدر جان اگر برات ممکنه یه مبلغ کوچکی به حسابت بریز تا بقیه کارات رو انجام بدم بعید می دونم شهاب سنگی به زمین برخورد می کرد یا خورشید در آن وقت ظهر دو نیم میشد!
می شد سلام کنیم، سال نو رو به هم تبریک بگیم و همزمان با اعصاب آرام به کارای بانکی مون هم برسیم.
#ضحی_نصر
🍃 @FreshQuercus