اگر کسی به اندازهای که دوستش دارید دوستتان ندارد رابطهتان را تا ناکجا ادامه ندهید به خودتان امید ندهید که بالاخره روزی دوستم خواهد داشت،
اینکه گاهی از طرف او پذیرفته میشوید و گاهی نمیشوید کلافه تان خواهد کرد،
گویی در جا میدوید هر چقدر تلاش میکنید به جایی نمیرسید این نرسیدن دائمی خسته تان میکند، خشمگین میشوید، افسرده میشوید، خودتان را قانع نکنید که اگر دوستم نداشت این همه مدت نمیماند، او بخاطر خودش با شما مانده شما با توجه و محبتی که به او میکنید احساس دوست داشتنی بودن به او میدهید غرورش را ارضا میکنید و باعث رشد عزت نفسش میشوید پس چرا با شما ادامه ندهد؟ وقتی به کسی که دوستتان ندارد نزدیک میشوید گویی به کاکتوس نزدیک میشوید هرچه بیشتر نزدیک شوید بیشتر زخمی میشوید، کاکتوس هایتان را رها کنید!
• نگار یوسفی
Live on the @Freely
اینکه گاهی از طرف او پذیرفته میشوید و گاهی نمیشوید کلافه تان خواهد کرد،
گویی در جا میدوید هر چقدر تلاش میکنید به جایی نمیرسید این نرسیدن دائمی خسته تان میکند، خشمگین میشوید، افسرده میشوید، خودتان را قانع نکنید که اگر دوستم نداشت این همه مدت نمیماند، او بخاطر خودش با شما مانده شما با توجه و محبتی که به او میکنید احساس دوست داشتنی بودن به او میدهید غرورش را ارضا میکنید و باعث رشد عزت نفسش میشوید پس چرا با شما ادامه ندهد؟ وقتی به کسی که دوستتان ندارد نزدیک میشوید گویی به کاکتوس نزدیک میشوید هرچه بیشتر نزدیک شوید بیشتر زخمی میشوید، کاکتوس هایتان را رها کنید!
• نگار یوسفی
Live on the @Freely
👏1
بزرگترین خودآزاری ما آدم ها خاطره بازی ست !!
در گذشته غرق می شویم و وسط خاطرات دست و پا می زنیم ... گاهی با خاطره ای لبخند می زنیم و گاهی بغض میکنیم ، دلتنگ روزها و آدم هایی می شویم که دیگر نیستند ... گذشته را مثل یک فیلم هزار بار در ذهنمان مرور می کنیم ، به تماشای خاطرات تلخ و شیرین می نشینیم و حال و آینده را فراموش میکنیم ...
حسرت روزهایی را می خوریم که تمام شده و هرگز برنمی گردند... چشم هایمان را میبندیم و به گذشته سفر می کنیم برای همین فرصت های زندگی را نمی بینیم و یکی یکی از دست می دهیم ... فراموش میکنیم عمق دریای خاطرات انتها ندارد ... هر چه بیشتر در خاطرات غرق شویم بیرون آمدن سخت تر می شود ... فراموش می کنیم زمان برای هیچکس نایستاده ... کاش کسی دست هایمان را بگیرد ، چشم هایمان را باز کند و بگوید:
"از خاطرات بیرون بیا، خودآزاری کافیست"
• حسین حائریان
Live on the @Freely
در گذشته غرق می شویم و وسط خاطرات دست و پا می زنیم ... گاهی با خاطره ای لبخند می زنیم و گاهی بغض میکنیم ، دلتنگ روزها و آدم هایی می شویم که دیگر نیستند ... گذشته را مثل یک فیلم هزار بار در ذهنمان مرور می کنیم ، به تماشای خاطرات تلخ و شیرین می نشینیم و حال و آینده را فراموش میکنیم ...
حسرت روزهایی را می خوریم که تمام شده و هرگز برنمی گردند... چشم هایمان را میبندیم و به گذشته سفر می کنیم برای همین فرصت های زندگی را نمی بینیم و یکی یکی از دست می دهیم ... فراموش میکنیم عمق دریای خاطرات انتها ندارد ... هر چه بیشتر در خاطرات غرق شویم بیرون آمدن سخت تر می شود ... فراموش می کنیم زمان برای هیچکس نایستاده ... کاش کسی دست هایمان را بگیرد ، چشم هایمان را باز کند و بگوید:
"از خاطرات بیرون بیا، خودآزاری کافیست"
• حسین حائریان
Live on the @Freely
آدمها بستگی به حالشان دارد که چگونه با تو تا میکنند همهی بدبختیهای زندگی یک طرف، اینکه کسی که باید حالت را نفهمد یک طرف، گفتن خودت هم دردی از دلت دوا نمیکند بلکه درستش این است که آدمها خودشان تورا بفهمند همین معنی کردن سکوتهاست که به رابطهها معنی میبخشد وگرنه که این زبان هر چه را بخواهد بیان میکند...
• مهشید تمسکی
Live on the @Freely
• مهشید تمسکی
Live on the @Freely
نوعی بی خیالی هست که معمولا بعد از انتظار کشیدن های طولانی پیش می آید …
بعد از مدتها تلاش کردن
دویدن و به در و دیوار زدن
بعد از مدتها خواستن بی نتیجه!
یکدفعه احساس می کنی خسته ای،
بریده ای، دیگر توانش را نداری و هیچ چیز برایت مهم نیست …
به اینجا که میرسی فقط دلت میخواهد تماشا کنی
برایت فرقی نمیکند رسیدن یا نرسیدن …
آمدن یا نیامدن، ماندن یا رفتن …
به اینجا که میرسی
نه دلتنگ می شوی نه دلخوش …
می گویی بی خیال!
و این بی خیالی غمگین ترین حس دنیاست…!
• فرشته رضایی
Live on the @Freely
بعد از مدتها تلاش کردن
دویدن و به در و دیوار زدن
بعد از مدتها خواستن بی نتیجه!
یکدفعه احساس می کنی خسته ای،
بریده ای، دیگر توانش را نداری و هیچ چیز برایت مهم نیست …
به اینجا که میرسی فقط دلت میخواهد تماشا کنی
برایت فرقی نمیکند رسیدن یا نرسیدن …
آمدن یا نیامدن، ماندن یا رفتن …
به اینجا که میرسی
نه دلتنگ می شوی نه دلخوش …
می گویی بی خیال!
و این بی خیالی غمگین ترین حس دنیاست…!
• فرشته رضایی
Live on the @Freely
گاهی وقتها دلت میخواهد با یکی مهربان باشی، دوستش بداری و برایش چای بریزی.
گاهی وقتها، دلت میخواهد یکی را صدا کنی، بگویی سلام، میآیی قدم بزنیم؟!
گاهی وقتها دلت میخواهد یکی را ببینی، شب بروی خانه بنشینی، فکر کنی و کمی برایش بنویسی.
گاهی وقتها، آدم چه چیزهایِ سادهای را ندارد!
• افشین صالحی
Live on the @Freely
گاهی وقتها، دلت میخواهد یکی را صدا کنی، بگویی سلام، میآیی قدم بزنیم؟!
گاهی وقتها دلت میخواهد یکی را ببینی، شب بروی خانه بنشینی، فکر کنی و کمی برایش بنویسی.
گاهی وقتها، آدم چه چیزهایِ سادهای را ندارد!
• افشین صالحی
Live on the @Freely
بعدها که زمان گذشت متوجه میشویم چقدر درست بوده که با اصرار کسی را نگه نداشتیم.
همه ی ما لایق رابطه ای هستیم که در آن، برایمان تلاش کنند، دوستمان بدارند و به ما احترام بگذارند.
آدمهایی که شک دارند، هنوز درگیر رابطه ی قبلی هستند و یا علاقه ی مشخصی به ما ندارند، نمیتوانند امنیت و عشقِ یک رابطه را تامین کنند.
• پونه مقیمى
Live on the @Freely
همه ی ما لایق رابطه ای هستیم که در آن، برایمان تلاش کنند، دوستمان بدارند و به ما احترام بگذارند.
آدمهایی که شک دارند، هنوز درگیر رابطه ی قبلی هستند و یا علاقه ی مشخصی به ما ندارند، نمیتوانند امنیت و عشقِ یک رابطه را تامین کنند.
• پونه مقیمى
Live on the @Freely
دوست داشتن خیلی خوبه، اما «به شرطی که» بدونی کجا ازش استفاده کنی!
منظورم اینهکه باید حواست رو جمع کنی که یه وقت یهچیزِ اشتباهو دوست نداشته باشی
مثلا اگه یه گرگ تو بیابون ببینی و بخوای بهش محبت کنی اون محبتت رو نمیفهمه، اون گرگه و گرگ بودن خودشو بهت ثابت میکنه...
اونوقت، تنها چیزی که از این "دوست داشتن" نصیبت میشه مرگه!
آدما هم همینطورن
گاهاً دوست داشتن بعضی آدمها یعنی: «قبول کردنِ مرگ تدریجی خودت»
• مك سیلون
Live on the @Freely
منظورم اینهکه باید حواست رو جمع کنی که یه وقت یهچیزِ اشتباهو دوست نداشته باشی
مثلا اگه یه گرگ تو بیابون ببینی و بخوای بهش محبت کنی اون محبتت رو نمیفهمه، اون گرگه و گرگ بودن خودشو بهت ثابت میکنه...
اونوقت، تنها چیزی که از این "دوست داشتن" نصیبت میشه مرگه!
آدما هم همینطورن
گاهاً دوست داشتن بعضی آدمها یعنی: «قبول کردنِ مرگ تدریجی خودت»
• مك سیلون
Live on the @Freely