𝖶𝖺𝗅𝖽𝖾𝗂𝗇𝗌𝖺𝗆𝗄𝖾𝗂𝗍🍒
254 subscribers
3.67K photos
281 videos
2 files
112 links
💭sorry , i love Toni Kroos more than you.
[𓍼 Home of ugly cherry]
📬:t.me/BluChtBot?start=60a2ac08b1dfac8a8849
Download Telegram
مورینیو:
«۶۰ گل برای امباپه توی این فصل؟ کیلیان یه بازیکن فوق‌العاده‌ست. ۴۰، ۵۰، ۶۰ تا... نمی‌دونم. ترجیح می‌دم ۴۰ گل بزنه ولی همراه با جام باشه، تا اینکه ۶۰ گل بزنه و بدون جام بمونه. خیلی خوشحالم که کیلیان رو داریم.»

ㅤ ִֶָ 𖤐 ܼ࣪  ⠀ #interview Anita
🍓2💘2
Volume ⬇️ Focus ⬆️
@loopearplugs BACK IN STOCK

🗯️via McLaren
🍓3
𝖶𝖺𝗅𝖽𝖾𝗂𝗇𝗌𝖺𝗆𝗄𝖾𝗂𝗍🍒
Photo
the hair oh dear lord his hair. Oscar Piastri I love your hair. oh my god I'm literally obsessed with his hair😭😭😭
🍓6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هالند هم گل زد عیدت مبارک
the greatest goalscorer of all time has done it again❗️
💘6
Cristiano Ronaldo is literally my god
💘4
میلان بهت امیدوار شم مثل پارسال کیر نمیزنی بهم؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از یه فکت تاریخی شروع میکنیم:
در دوره ویکتوریایی دو دختر یا زن جوان میتوانستند انقدر به هم نزدیک باشند که با هم زندگی کنند.نامه های عاشقانه بنویسند و مانند یک زوج وقت بگذرانند، چون چنین رابطه ای گاهی به عنوان «دوستی رمانتیک یا به اصطلاح چامینگ» شناخته میشد و لزوما همان معنایی را نداشت که امروز از یک رابطه عاشقانه برداشت میکنیم.
💘8
حالا این چامینگ چی هست اصن؟
اون چیزی که بهش chumming / chums می‌گفتن، بیشتر یه فرهنگ رفاقت خیلی صمیمی بین دخترها بود. مخصوصا توی قرن نوزدهم، دخترهای جوان می‌تونستن یه دوست دختر خیلی نزدیک داشته باشن که عملا بشه نفر اول زندگی‌شون، با هم مدرسه برن، همه‌جا با هم باشن، نامه‌های خیلی احساسی بنویسن، همدیگه رو با القاب بسیار عاشقانه صدا کنن و حتی باهم زندگی کنن ولی درنهایت هرکدومشون قرار بود با یه مرد ازدواج کنه و بره دنبال زندگی خودش و یه جورایی این یه قانون محسوب میشد.
و حالا دلیلش چی بود؟
جامعه‌ی اون زمان خیلی روی جدا بودن زن‌ها و مردها حساس بود. یعنی پسرا و دخترا تا قبل اینکه به سن ازدواج برسن و بتونن باهم ازدواج کنن اصلا نمیتونستن باهم ارتباطی داشته باشن. مخصوصا برای دخترهای طبقه‌ی متوسط و مرفه، معاشرت با پسرها معمولا باید تحت نظارت خانواده و با هدف ازدواج انجام می‌شد.در عوض، صمیمیت بین دو دختر خیلی طبیعی و قابل‌قبول بود. یعنی دخترا توی مکانای پابلیک دست همدیگه رو میگرفتن همو میبوسیدن و هیچکس قرار نبود بگه اوه اینا عاشق همن چون اصلا چارچوب فکری و واژگان امروزی برای این موضوع وجود نداشت که چطوری دوتا دختر یا دوتا پسر میتونن عاشق هم شن و اصلا ذهنیتی برای این موضوع نداشتن.و خیلی کم پیش میومد که یه نفر واقعا عاشق دوستش بشه طوری که بخواد باهاش ازدواج کنه
💘8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌ ‌ ‌      Alice Mitchell .  Freda Ward           ‌       ‌
💘7
خب Alice Mitchell در سال ۱۸۷۲ در ممفیس به دنیا اومده بود. دختر خانواده‌ای مرفه بود و توی مدرسه‌ی دخترانه‌ی Higbee School for Young Ladies تحصیل می‌کرد. و اگر بخوایم بیشتر بهش بپردازیم الیس اصلا شبیه دخترای زمان خودش نبود ترجیح میداد مثل پسرا باشه✌️🏻 مثلا به گلدوزی و خیاطی و ادایی بودن اصلا علاقه ای نداشت و حتی بیشتر با داداشاش میپرید تا با خواهراش کلا از نظر جامعه ی اون زمان انسان متفاوتی بود و حتی یه جایی میفهمه که هیچ علاقه ای به مردا نداره و وقتی بزرگ تر میشه میفهمه ازشون متنفره و حتی دوست نداره باهاشون معاشرت داشته باشه. و الیس توی مدرسه با یه دختر به اسم Freda Ward آشنا شد و فریدا دقیقا نقطه مقابل الیس بود یعنی کاملا رفتاراش دخترانه✌️🏻و موردپسند جامعه ی اون زمان بود. حتی ویژگی های ظاهریشونم باهم متفاوت بود فریدا موهاش بلوند بود قدش بلند بود چشماش آبی بود و از نظر مردم اون زمان خیلی اصیل و خوشگل✌️🏻 بود ولی الیس یه ظاهر معمولی✌️🏻 داشت موهای قهوه ای چشمای قهوه ای و یه اندام نسبتا توپر. و اینکه فریدا خیلی دختر درس خونی بوده و تلاش میکرده ولیخب الیس خیلی علاقه به درس نشون نمیداده. خب الیس و فریدا توی مدرسه خیلی باهم صمیمی شدن و همه وقتشونو باهم میگذروندن و به اصطلاح همدیگه رو چام میکردن دیگه و الیس این بین واقعا عاشق فریدا شده بود و راستش جدی ابسسدش شده بود. یعنی میدونست که وقتی به سن ازدواج برسه نمیخواد با یه پسر ازدواج کنه و فقط فریدا رو میخواد و اینم بگم الیس رسما تاکسیک بود. وقتی که به دلیل شغل خانواده فریدا مجبور شدن نقل مکان کنن به گلدداست فریدا و الیس همچنان ارتباطشون رو حفظ کردن و برای هم نامه مینوشتن نامه های عاشقانه- و بیشتر اوقات الیس توی نامه ها میگفت که تو دیگه به توجه نمیکنی یعنی عاشقم نیستی و از این حرفا ولی فریدا سعی میکرد ارومش کنه و واضحا بهش میگفت که نه اشتباه میکنی من عاشقتم و...... تعطیلاتشون هم باهم میگذروندن و عام خواهر بزرگتر فریدا هم این بین به اینا شک میکنه. و اینکه وقتی که فریدا به الیس راجع به اون دوتا خواستگارش میگه چون که فریدا واقعا فکرشم نمیکنه و علاقه الیس یه چیزی فراتر از این دوستی و چامینگ باشه و میگه خب درنهایت هرکدوممون قراره ازدواج کنیم و اره دیگه ولی الیس اینو که میشنوه عصبی میشه حسادت میکنه با خودش میگه نه امکان نداره فریدا مال منه زن منه و من قرار نیست با کسی اونو شریک بشم یعنی میدونسته که خودش که نمیخواد با کسی ازدواج کنه و فریدا هم که قراره دیر یا زود با یکی ازدواج کنه دیگه تازه میفهمه که خب دیگه خواب و خیال بسه.خلاصه الیس حتی میره یه دارو میخره و میگه یا خودمو میکشم یا فریدا رو شب میخواد فریدا رو مسموم کنه حتی و خب فریدا میترسه و فردای اون روز تصمیم میگیره بره خونه ولی توی راه که سوار قایقن که برسن به کشتی الیس شروع میکنه داد و فریاد سر فریدا که یا مال منی یا هیچکس و من یه کاری میکنم پشیمون شی و بلاح بلاح.... و هیچی دیگه بعدش اون بطری دارو درمیاره و جلو چشم فریدا کلشو سر میکشه و میخوره و بهش میگه من خودمو میکشم و تو باید شاهد مرگ باشی=)
💘9