من دیگه درونگرا نیستم٬ درونم گایده شده درونی برام نمونده.
بعضی روزها از خواب که بیدار میشم، استخونام از تخت بلند میشن، عضلات بلند میشن، خون توی رگهام بلند میشن و میرن سر کار...ولی خودم تا شب همونجا رو تخت میمونم
بعضی روزها از خواب که بیدار میشم، استخونام از تخت بلند میشن، عضلات بلند میشن، خون توی رگهام بلند میشن و میرن سر کار...ولی خودم تا شب همونجا رو تخت میمونم
مفهوم خوشبختی مصداق پول
الان دیگه علم کیر ثروتم حساب نمیشه.
علم داره منو بگا میده.
مفهوم خوشبختی مصداق پول
الان دیگه علم کیر ثروتم حساب نمیشه.
هرچی بیشتر میگذره بیشتر میفهممش.
درحالی که دوست دارم مث بقیه خودمو با آلبوم جدید شایع خفه کنم، با درسام سکس گروهی میکنم.
مفهوم خوشبختی مصداق پول
من واقعا به یه سرگرمی جدید نیاز دارم.
نیس که خیلی سرگرمی داشتم حالا ازش خسته شدم.