بانو محسنی:
به عقل افرینان دیوانه ات
خسروپاشایی:
چند بیتی از ساقی نامه سید رضی الدین آرتیمانی
آیت تیرگیر:
ساقی نامه ی خواجه حافظ که ۵۸بیت دارد از بهترین نمونه های ساقی نامه است با مطلع
بیا ساقی آن می که حال آورد
کرامت فراید کمال اورد
خسروپاشایی:
تقطیع کنیم
یوسف زاده:
الهی به مستان میخانهات
بعقل آفرینان دیوانهات
به دردی کش لجهٔ کبریا
که آمد به شأنش فرود انّما
به درّی که عرش است او را صدف
به ساقی کوثر، به شاه نجف
به نور دل صبح خیزان عشق
ز شادی به انده گریزان عشق
به رندان سر مست آگاه دل
که هرگز نرفتند جز راه دل
به اندهپرستان بی پا و سر
به شادی فروشان بی شور و شر
کزان خوبرو، چشم بد دور باد
غلط دور گفتم که خود کور باد
به مستان افتاده در پای خم
به مخمور با مرگ با اشتلم
بشام غریبان، به جام صبوح
کز ایشانست شام و سحر را فتوح
که خاکم گل از آب انگور کن
سرا پای من آتش طور کن
خدا را بجان خراباتیان
کزین تهمت هستیم وارهان
به میخانهٔ وحدتم راه ده
دل زنده و جان آگاه ده
که از کثرت خلق تنگ آمدم
به هر جا شدم سر به سنگ آمدم
بیا ساقیا می بگردش در آر
که دلگیرم از گردش روزگار
مئی ده که چون ریزیش در سبو
بر آرد سبو از دل آواز هو
از آن می که در دل چو منزل کند
بدن را فروزانتر از دل کند
از آن می که گر عکسش افتد بباغ
کند غنچه را گوهر شبچراغ
از آن می که گر شب ببیند بخواب
چو روز از دلش سر زند آفتاب
از آن می که گر عکسش افتد بجان
توانی بجان دید حق را عیان
از آن می که چون شیشه بر لب زند
لب شیشه تبخاله از تب زند
باتو زکی زاده:
ا لا هی
ب مس تا
ن می خا
ن ات
فعولن فعولن فعولن فعل
بانو محسنی:
فعولن فعولن فعولن فعل
متقارب مثمن محذوف
شمس:
متقارب مثمن محذوف
خسروپاشایی:
ا لا هی : فعولن
ب مس تا : فعولن
ن می خا : فعولن
نِ ءَت : فعل
یوسف زاده:
الهی به مستان میخانهات
ا. لا. هی
ب. مس. تا
ن. می. خا.
ن. ات
بعقل آفرینان دیوانهات
ب. عق. لا*
ف. ری. نا
ن. دی. وا
ن. ات
فعولن فعولن فعولن فعل
بانو محسنی:
ا لا هی
ب مس تا
ن می خا
ن ات.
ب عق* لا
ف ری نا
ن دی وا
ن ات
بانو طهماسبی:
فعولن فعولن فعولن فعل
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
به عقل افرینان دیوانه ات
خسروپاشایی:
چند بیتی از ساقی نامه سید رضی الدین آرتیمانی
آیت تیرگیر:
ساقی نامه ی خواجه حافظ که ۵۸بیت دارد از بهترین نمونه های ساقی نامه است با مطلع
بیا ساقی آن می که حال آورد
کرامت فراید کمال اورد
خسروپاشایی:
تقطیع کنیم
یوسف زاده:
الهی به مستان میخانهات
بعقل آفرینان دیوانهات
به دردی کش لجهٔ کبریا
که آمد به شأنش فرود انّما
به درّی که عرش است او را صدف
به ساقی کوثر، به شاه نجف
به نور دل صبح خیزان عشق
ز شادی به انده گریزان عشق
به رندان سر مست آگاه دل
که هرگز نرفتند جز راه دل
به اندهپرستان بی پا و سر
به شادی فروشان بی شور و شر
کزان خوبرو، چشم بد دور باد
غلط دور گفتم که خود کور باد
به مستان افتاده در پای خم
به مخمور با مرگ با اشتلم
بشام غریبان، به جام صبوح
کز ایشانست شام و سحر را فتوح
که خاکم گل از آب انگور کن
سرا پای من آتش طور کن
خدا را بجان خراباتیان
کزین تهمت هستیم وارهان
به میخانهٔ وحدتم راه ده
دل زنده و جان آگاه ده
که از کثرت خلق تنگ آمدم
به هر جا شدم سر به سنگ آمدم
بیا ساقیا می بگردش در آر
که دلگیرم از گردش روزگار
مئی ده که چون ریزیش در سبو
بر آرد سبو از دل آواز هو
از آن می که در دل چو منزل کند
بدن را فروزانتر از دل کند
از آن می که گر عکسش افتد بباغ
کند غنچه را گوهر شبچراغ
از آن می که گر شب ببیند بخواب
چو روز از دلش سر زند آفتاب
از آن می که گر عکسش افتد بجان
توانی بجان دید حق را عیان
از آن می که چون شیشه بر لب زند
لب شیشه تبخاله از تب زند
باتو زکی زاده:
ا لا هی
ب مس تا
ن می خا
ن ات
فعولن فعولن فعولن فعل
بانو محسنی:
فعولن فعولن فعولن فعل
متقارب مثمن محذوف
شمس:
متقارب مثمن محذوف
خسروپاشایی:
ا لا هی : فعولن
ب مس تا : فعولن
ن می خا : فعولن
نِ ءَت : فعل
یوسف زاده:
الهی به مستان میخانهات
ا. لا. هی
ب. مس. تا
ن. می. خا.
ن. ات
بعقل آفرینان دیوانهات
ب. عق. لا*
ف. ری. نا
ن. دی. وا
ن. ات
فعولن فعولن فعولن فعل
بانو محسنی:
ا لا هی
ب مس تا
ن می خا
ن ات.
ب عق* لا
ف ری نا
ن دی وا
ن ات
بانو طهماسبی:
فعولن فعولن فعولن فعل
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
یوسف زاده:
بیا ساقی آن می که حال آورد
کرامت فزاید کمال آورد
به من ده که بس بیدل افتادهام
وز این هر دو بیحاصل افتادهام
بیا ساقی آن می که عکسش ز جام
به کیخسرو و جم فرستد پیام
بده تا بگویم به آواز نی
که جمشید کی بود و کاووس کی
بیا ساقی آن کیمیای فتوح
که با گنج قارون دهد عمر نوح
بده تا به رویت گشایند باز
در کامرانی و عمر دراز
بده ساقی آن می کز او جام جم
زند لاف بینایی اندر عدم
به من ده که گردم به تایید جام
چو جم آگه از سر عالم تمام
دم از سیر این دیر دیرینه زن
صلایی به شاهان پیشینه زن
همان منزل است این جهان خراب
که دیدهست ایوان افراسیاب
کجا رای پیران لشکرکشش
کجا شیده آن ترک خنجرکشش
نه تنها شد ایوان و قصرش به باد
که کس دخمه نیزش ندارد به یاد
همان مرحلهست این بیابان دور
که گم شد در او لشکر سلم و تور
بده ساقی آن می که عکسش ز جام
به کیخسرو و جم فرستد پیام
چه خوش گفت جمشید با تاج و گنج
که یک جو نیرزد سرای سپنج
بیا ساقی آن آتش تابناک
که زردشت میجویدش زیر خاک
به من ده که در کیش رندان مست
چه آتشپرست و چه دنیاپرست
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
بیا ساقی آن می که حال آورد
کرامت فزاید کمال آورد
به من ده که بس بیدل افتادهام
وز این هر دو بیحاصل افتادهام
بیا ساقی آن می که عکسش ز جام
به کیخسرو و جم فرستد پیام
بده تا بگویم به آواز نی
که جمشید کی بود و کاووس کی
بیا ساقی آن کیمیای فتوح
که با گنج قارون دهد عمر نوح
بده تا به رویت گشایند باز
در کامرانی و عمر دراز
بده ساقی آن می کز او جام جم
زند لاف بینایی اندر عدم
به من ده که گردم به تایید جام
چو جم آگه از سر عالم تمام
دم از سیر این دیر دیرینه زن
صلایی به شاهان پیشینه زن
همان منزل است این جهان خراب
که دیدهست ایوان افراسیاب
کجا رای پیران لشکرکشش
کجا شیده آن ترک خنجرکشش
نه تنها شد ایوان و قصرش به باد
که کس دخمه نیزش ندارد به یاد
همان مرحلهست این بیابان دور
که گم شد در او لشکر سلم و تور
بده ساقی آن می که عکسش ز جام
به کیخسرو و جم فرستد پیام
چه خوش گفت جمشید با تاج و گنج
که یک جو نیرزد سرای سپنج
بیا ساقی آن آتش تابناک
که زردشت میجویدش زیر خاک
به من ده که در کیش رندان مست
چه آتشپرست و چه دنیاپرست
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
خسروپاشایی:
تقطیع کنیم
ساقیا آن قدح نور بیار
آن چراغ دل منصور بیار
فصیحی
Zahra Sadeghi:
استاد آیا ساقی نامه و خمریه تفاوت دارند؟
آیت تیرگیر:
فاعلاتن فعلاتن فعلن
محمدی پ:
سا ق یا آن
ق د ح* نو
ر ب یار
فاعلات فعلات فعلن
خسروپاشایی:
شبی در مورد خمریه های رودکی و منوچهری حرف بزنیم
بانو طهماسبی:
سا ق یا آن/ ق د ح نو/ ر ب یار
فعلاتن فعلاتن فعلن
بانو محسنی:
ب یا سا
ق یا می
ک حا لا*
و رد
فعولن فعولن فعولن فعل
ک را مت
ف زا ید
ک ما لا*
و رد
آیت تیرگیر:
لا ادری
Zahra Sadeghi:
فاعلاتن فعلاتن فعلن
یوسف زاده:
ساقیا آن قدح نور بیار
سا*. ق. یا. آ.
ق. د. حی* نو
ر. ب. یار*
آن چراغ دل منصور بیار
آ* چ. را. غی*
د. ل. من. صو
ر. ب. یار
فعلاتن.فعلاتن فعلن
بانو بزی:
سا قِ یا آن /قَ دَ حِ نو/ ر بِ یار
ان چِ را غِ/دِ لِ مَن صو/ ر بِ یار
فاعلاتن فعلاتن فعلن
بانو محسنی:
👏👏👏👏👏
وزن اصلی فعلاتن
اختیاروزنی به جای فعلاتن فاعلاتن امده
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
تقطیع کنیم
ساقیا آن قدح نور بیار
آن چراغ دل منصور بیار
فصیحی
Zahra Sadeghi:
استاد آیا ساقی نامه و خمریه تفاوت دارند؟
آیت تیرگیر:
فاعلاتن فعلاتن فعلن
محمدی پ:
سا ق یا آن
ق د ح* نو
ر ب یار
فاعلات فعلات فعلن
خسروپاشایی:
شبی در مورد خمریه های رودکی و منوچهری حرف بزنیم
بانو طهماسبی:
سا ق یا آن/ ق د ح نو/ ر ب یار
فعلاتن فعلاتن فعلن
بانو محسنی:
ب یا سا
ق یا می
ک حا لا*
و رد
فعولن فعولن فعولن فعل
ک را مت
ف زا ید
ک ما لا*
و رد
آیت تیرگیر:
لا ادری
Zahra Sadeghi:
فاعلاتن فعلاتن فعلن
یوسف زاده:
ساقیا آن قدح نور بیار
سا*. ق. یا. آ.
ق. د. حی* نو
ر. ب. یار*
آن چراغ دل منصور بیار
آ* چ. را. غی*
د. ل. من. صو
ر. ب. یار
فعلاتن.فعلاتن فعلن
بانو بزی:
سا قِ یا آن /قَ دَ حِ نو/ ر بِ یار
ان چِ را غِ/دِ لِ مَن صو/ ر بِ یار
فاعلاتن فعلاتن فعلن
بانو محسنی:
👏👏👏👏👏
وزن اصلی فعلاتن
اختیاروزنی به جای فعلاتن فاعلاتن امده
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
خسروپاشایی:
تقطیع کنیم
ساقی بده آن می که به رنگ لب یار است
آن می که رخ ساقی از او رشک بهار است
میرزا نظام دست غیب
آیت تیرگیر:
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
بانو محسنی:
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
محمدی پ:
سا قی ب
د آن می ک
ب رن گ* ل
ب یا رست
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
بانو محسنی:
سا قی ب
د ان می ک
ب رن گ * ل
ب یا رست*
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
ان می ک
ر خ * سا ق
ی زو رش ک
ب ها رست*
بانو بزی:
سا قی بِ /دِ آن می کِ /بِ رن گِ لَ/ بِ یا رَست
آن می کِ/ رُ خِ سا قِ/یَ زو رَش کِ /بَ ها رَست
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
یوسف زاده:
ساقی بده آن می که به رنگ لب یار است
سا. قی. ب.
د. ها* می. ک
ب. رن. گ*. ل
ب. یا. رست**
آن می که رخ ساقی از او رشک بهار است
آ. می. ک
ر. خی* سا. ق*
ی* زو* رش. ک
ب. ها. رست**
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
آیت تیرگیر:
یا
مستفعل مستفعل مستفعل مستف
بانو طهماسبی:
صورت اول ساقی نامه ها همان خمریه است که از اشعار عربی وارد شعر فارسی شدند محتوای خمریه ها ،سرگرمی ،توصیف شراب
اما در ساقی نامه طلب شراب از ساقی به خاطر رنج ها ،و غم و اندوهی که بر اثر بی اعتباری دنیا و گذشت ایام پیش آمده
با اجازه استاد پاشایی
بانو محسنی:
سا قی ب د
ان می ک ب
رن گ * ل ب
یا رست*
ان می ک ر
خ* سا ق ی
زو رش ک ب
ها رست
خسروپاشایی:
این ساقی نامه در بحر هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف
در قالب ترجیع بند سروده شده است
پس ساقی نامه ها
غیر از بحر متقارب و قلبی مثنوی
هم سروده شده اند
Khosro:
ترجیح من بیشتر تقطیع براساس عروض شمس قیس هست. کلا بیشتر اونها به ذهن من میاد(مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن)
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
تقطیع کنیم
ساقی بده آن می که به رنگ لب یار است
آن می که رخ ساقی از او رشک بهار است
میرزا نظام دست غیب
آیت تیرگیر:
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
بانو محسنی:
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
محمدی پ:
سا قی ب
د آن می ک
ب رن گ* ل
ب یا رست
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
بانو محسنی:
سا قی ب
د ان می ک
ب رن گ * ل
ب یا رست*
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
ان می ک
ر خ * سا ق
ی زو رش ک
ب ها رست*
بانو بزی:
سا قی بِ /دِ آن می کِ /بِ رن گِ لَ/ بِ یا رَست
آن می کِ/ رُ خِ سا قِ/یَ زو رَش کِ /بَ ها رَست
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
یوسف زاده:
ساقی بده آن می که به رنگ لب یار است
سا. قی. ب.
د. ها* می. ک
ب. رن. گ*. ل
ب. یا. رست**
آن می که رخ ساقی از او رشک بهار است
آ. می. ک
ر. خی* سا. ق*
ی* زو* رش. ک
ب. ها. رست**
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
آیت تیرگیر:
یا
مستفعل مستفعل مستفعل مستف
بانو طهماسبی:
صورت اول ساقی نامه ها همان خمریه است که از اشعار عربی وارد شعر فارسی شدند محتوای خمریه ها ،سرگرمی ،توصیف شراب
اما در ساقی نامه طلب شراب از ساقی به خاطر رنج ها ،و غم و اندوهی که بر اثر بی اعتباری دنیا و گذشت ایام پیش آمده
با اجازه استاد پاشایی
بانو محسنی:
سا قی ب د
ان می ک ب
رن گ * ل ب
یا رست*
ان می ک ر
خ* سا ق ی
زو رش ک ب
ها رست
خسروپاشایی:
این ساقی نامه در بحر هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف
در قالب ترجیع بند سروده شده است
پس ساقی نامه ها
غیر از بحر متقارب و قلبی مثنوی
هم سروده شده اند
Khosro:
ترجیح من بیشتر تقطیع براساس عروض شمس قیس هست. کلا بیشتر اونها به ذهن من میاد(مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن)
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
آیت تیرگیر:
بله خوش آهنگ تر هستند
.دهقانی:
وشاید
مستفعل مفعول مفاعیل فعولن
خسروپاشایی:
در خمریه ها بدون شک منظور ، شراب ارغوانی مستی بخش دنیایی است
اما در ساقی نامه ها می توان و در بسیاری از آن ها آشکار منظور " شراب طهور است
Khosro:
کسی از اساتید چنین تقطیعی انجام داده اند، انوقت اسم بحرش چی میشه
محمدی پ:
روح عرفانی وفلسفی واخلاقی در كالبد ساقی نامهها معنویت و گیرایی خاصی میبخشد كه از یك سو موجب امتیاز ساقی نامهها از سایر اشعار خمری میگردد و از سوی دیگر باعث انسجام ویكپارچگی كل بیتهای آن میشود.
خسروپاشایی:
در رکن بندی
یا شیوه گذشتگان را عمل کنیم
یا به شیوه ای منظم تر رکن بندی کنیم
خسروپاشایی:
چند بیتی از ساقی نامه حافظ می خوانم
Khosro:
موافقم، چون اسم بحر نمیشه براش نوشت، و کمی هم ثقیل و هم گوشنواز نیست
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
بله خوش آهنگ تر هستند
.دهقانی:
وشاید
مستفعل مفعول مفاعیل فعولن
خسروپاشایی:
در خمریه ها بدون شک منظور ، شراب ارغوانی مستی بخش دنیایی است
اما در ساقی نامه ها می توان و در بسیاری از آن ها آشکار منظور " شراب طهور است
Khosro:
کسی از اساتید چنین تقطیعی انجام داده اند، انوقت اسم بحرش چی میشه
محمدی پ:
روح عرفانی وفلسفی واخلاقی در كالبد ساقی نامهها معنویت و گیرایی خاصی میبخشد كه از یك سو موجب امتیاز ساقی نامهها از سایر اشعار خمری میگردد و از سوی دیگر باعث انسجام ویكپارچگی كل بیتهای آن میشود.
خسروپاشایی:
در رکن بندی
یا شیوه گذشتگان را عمل کنیم
یا به شیوه ای منظم تر رکن بندی کنیم
خسروپاشایی:
چند بیتی از ساقی نامه حافظ می خوانم
Khosro:
موافقم، چون اسم بحر نمیشه براش نوشت، و کمی هم ثقیل و هم گوشنواز نیست
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
بانو محسنی:
فعولن فعولن فعولن فعل
بانو بزی:
متقارب مثمن محذوف
خسروپاشایی:
حسن ختام برنامه امشب
چند بیت از ساقی نامه سید صالح ماهیدشتی کرمانشاهی به زبان کوردی
این اشعار هجایی ( ده هجایی ) وزن عروضی ندارند و ظاهرا بازمانده اشعار هجایی دوران کهن ایران است
گروه دبیران ادببات ایران
@Foonon
فعولن فعولن فعولن فعل
بانو بزی:
متقارب مثمن محذوف
خسروپاشایی:
حسن ختام برنامه امشب
چند بیت از ساقی نامه سید صالح ماهیدشتی کرمانشاهی به زبان کوردی
این اشعار هجایی ( ده هجایی ) وزن عروضی ندارند و ظاهرا بازمانده اشعار هجایی دوران کهن ایران است
گروه دبیران ادببات ایران
@Foonon
👍1
Khosro:
مگر وزن دوری با دو لختی تفاوتی دارد.
دوستان جواب بفرمایند
خسروپاشایی:
اندک اختلافی دارند
هر وزن دوری دولختی است
بعضی دولختی ها دوری هستند
بعضی دولختی ها دوری نیستند
Khosro:
اندک تفاوت شان را به اجمال اگر توضیح بفرمایید
خسروپاشایی:
برای وزن دوری ویژگی هایی گفته اند
که در بعضی دولختی ها نیست
مثلا مکث وسط مصراع ، یا افزودن صامتی در میان مصراع
Khosro:
دو لختی همان متناوب الارکان کتب دانشگاهی مان است که بعضی از آنها را دوری می گفتند، تا همین حدود در یادم هست
خسروپاشایی:
ظاهرا زمان ما به پایان رسیده است
ان شاء الله در کارگاه بعدی اول به این موضوع می پروازیم
Zahra Sadeghi:
استاد پس دو لختی ها لزوما همگی شان مکث بین مصراع ندارند
خسروپاشایی:
بله
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
مگر وزن دوری با دو لختی تفاوتی دارد.
دوستان جواب بفرمایند
خسروپاشایی:
اندک اختلافی دارند
هر وزن دوری دولختی است
بعضی دولختی ها دوری هستند
بعضی دولختی ها دوری نیستند
Khosro:
اندک تفاوت شان را به اجمال اگر توضیح بفرمایید
خسروپاشایی:
برای وزن دوری ویژگی هایی گفته اند
که در بعضی دولختی ها نیست
مثلا مکث وسط مصراع ، یا افزودن صامتی در میان مصراع
Khosro:
دو لختی همان متناوب الارکان کتب دانشگاهی مان است که بعضی از آنها را دوری می گفتند، تا همین حدود در یادم هست
خسروپاشایی:
ظاهرا زمان ما به پایان رسیده است
ان شاء الله در کارگاه بعدی اول به این موضوع می پروازیم
Zahra Sadeghi:
استاد پس دو لختی ها لزوما همگی شان مکث بین مصراع ندارند
خسروپاشایی:
بله
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
M.Ghorbani:
"ید اختیار" چه نوع اضافهایه؟
ممنون میشم عزیزی توضیح بفرماید
افضلی:
اضافه استعاری
چون در کتب درسی
اضافه اقترانی وجود ندارد
M.Ghorbani:
بله
ولی در متن بعضی دروس، نمونههای اضافهی اقترانی استفاده شده
مثلا در درس صحیفه سجادیه(نظام قبل) : "روا مدار که گردن استکبار برفرازم" استفاده شده بود. "گردن استکبار" اضافه اقترانیه، در حالیکه در اون کتابها هم حرفی از اضافه اقترانی نبود.
افضلی:
بله
درین جا
گردنی که بخاطر استکبار برافرازم
اقترانی است
اما در نظام قبلی انواع اضافه ها بود
بیانی، جنسی، اختصاصی، بنوت و...
M.Ghorbani:
اگرچه اضافه اقترانی در کتاب نیست ولی دانستنش برای اینکه دانش آموز، اضافه اقترانی را اشتباهاً اضافه استعاری تشخیص ندهد لازم است
بانو روشندل پور:
منظور خانم افضلی این است که آموزش داده نشده و جزو اهداف کتاب درسی نیست اما در عبارات واشعار کتاب نمونه های زیادی می توان یافت .به نظر می رسد چون برای بچه ها آموزشش مطرح نشده وبه آن نپرداخته اند بتوان در تست ها اضافه استعاری حسابش کرد.
افضلی:
در کتاب ادبیات عمومی 3 درس اول مقدمه گلستان سعدی
که درس اول کتاب فارسی 3 هم هست
جمله هرگه یکی از بندگان گنهکار پریشان روزگار، دست انابت به امید اجابت
بردارد .
وجود دارد
که دست انابت اضافه اقترانی است
وتوضیح فرق بین اقترانی واستعاری لازم بود
y-A:
اما با توجه به کتابهای جدید اضافه استعاری هم صدق و کفایت می کند
درسته
بانو روشندل پور:
چون در جمع همکاران دقیق تر به موضوع پرداخته میشه اصل آن را که اقترانی است مطرح کنیم به نظر بهتر باشد .بنده برای دانش آموزان هم اضافه اقترانی را توضیح می دهم اما این نکته رو هم بهشون میگم که طرح آن در آزمون از اهداف کتاب درسی نیست .
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
"ید اختیار" چه نوع اضافهایه؟
ممنون میشم عزیزی توضیح بفرماید
افضلی:
اضافه استعاری
چون در کتب درسی
اضافه اقترانی وجود ندارد
M.Ghorbani:
بله
ولی در متن بعضی دروس، نمونههای اضافهی اقترانی استفاده شده
مثلا در درس صحیفه سجادیه(نظام قبل) : "روا مدار که گردن استکبار برفرازم" استفاده شده بود. "گردن استکبار" اضافه اقترانیه، در حالیکه در اون کتابها هم حرفی از اضافه اقترانی نبود.
افضلی:
بله
درین جا
گردنی که بخاطر استکبار برافرازم
اقترانی است
اما در نظام قبلی انواع اضافه ها بود
بیانی، جنسی، اختصاصی، بنوت و...
M.Ghorbani:
اگرچه اضافه اقترانی در کتاب نیست ولی دانستنش برای اینکه دانش آموز، اضافه اقترانی را اشتباهاً اضافه استعاری تشخیص ندهد لازم است
بانو روشندل پور:
منظور خانم افضلی این است که آموزش داده نشده و جزو اهداف کتاب درسی نیست اما در عبارات واشعار کتاب نمونه های زیادی می توان یافت .به نظر می رسد چون برای بچه ها آموزشش مطرح نشده وبه آن نپرداخته اند بتوان در تست ها اضافه استعاری حسابش کرد.
افضلی:
در کتاب ادبیات عمومی 3 درس اول مقدمه گلستان سعدی
که درس اول کتاب فارسی 3 هم هست
جمله هرگه یکی از بندگان گنهکار پریشان روزگار، دست انابت به امید اجابت
بردارد .
وجود دارد
که دست انابت اضافه اقترانی است
وتوضیح فرق بین اقترانی واستعاری لازم بود
y-A:
اما با توجه به کتابهای جدید اضافه استعاری هم صدق و کفایت می کند
درسته
بانو روشندل پور:
چون در جمع همکاران دقیق تر به موضوع پرداخته میشه اصل آن را که اقترانی است مطرح کنیم به نظر بهتر باشد .بنده برای دانش آموزان هم اضافه اقترانی را توضیح می دهم اما این نکته رو هم بهشون میگم که طرح آن در آزمون از اهداف کتاب درسی نیست .
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
y-A:
همه ی اضافه های استعاری مکنیه هستند دو نوع استعاره داریم
مصرحه و مکنیه
که اضافه های استعاری مکنیه هستند
💠🔸انواع استعاره:استعاره از لحاظ ذکر یا حذف مشبه و مشبه به ،دو نوع است:
الف🍃:استعاره ی مکنیه (بالکنایه)
ب🍃:استعاره ی مصرحه.
الف استعاره ی مکنیه:از نظر شکل بر دو نوع است :⬇️⬇️
1-به صورت اضافه(مضاف و مضاف الیه)که به آن اضافه ی استعاری می گویند.
2-به صورت غیر اضافی که بین مشبه و لوازمات یا ویژگی های مشبه به فاصله افتاده است.
روی نگار در نظرم جلوه مینمود
وز دور بوسه بر رخ مهتاب میزدم
حافظ
رخ مهتاب:مهتاب(مشبه)مانند انسانی یا معشوق فرض شده است
و به جای مشبه به یا همان معشوق ،"رخ " یا چهره که از ویژگی های معشوق است بیان شده است.
🚨🚨نکته( در این اضافه ی استعاری تشخیص نیز وجود دارد اما در نمونه ی اول:(کنگره ی عرش،تشخیص وجود ندارد.)
از این بابت نیز اضافه های استعاری دو نوع اند : ⬇️⬇️
تشخیصی و غیر تشخیص .
🔸مثال برای استعاره ی مکنیه ی غیر اضافی:⬇️
"به صحرا شدم عشق باریده بود."
بایزید بسطامی
#عشق(مشبه) باریدن از ویژگی های مشبه به است.
عشق به باران تشبیه شده است باران که مشبه به است در جمله وجود ندارد اما ویژگی باران که باریدن است ذکر شده است تا به کمک آن مشبه به را تشخیص دهیم.
🔸مثال دیگر:⬇️
هزار نقش برآرد زمانه و نبود
یکی چنان که در آیینه ی تصور ماست
انوری
زمانه (مشبه) هزار نقش برآرد(ویژگی مشبه به)
زمانه یا روزگار به نقاش و بازیگری تشبیه شده است که هزار نقش و نگار بر می آورد.
نکته:(مثال اول استعاره ی مکنیه است که تشخیص ندارد اما این مثال دارای تشخیص است.)
#ارسالی جمالی
بانو کبیر:
می توانیم در تکمیل فرمایش شما بگوییم هر تشخیصی استعاره مکنیه است هر استعاره مکنیه ای تشخیص نیست
P A:
به زبان ساده اینکه مشبه به محفوظ باید انسان باشد و این مطلب هم از لوازم مشبه به که حتما همراه مشبه اورده شده، شناخته میشه
بانو کبیر:
اگر تشخیص داشته باشیم
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
همه ی اضافه های استعاری مکنیه هستند دو نوع استعاره داریم
مصرحه و مکنیه
که اضافه های استعاری مکنیه هستند
💠🔸انواع استعاره:استعاره از لحاظ ذکر یا حذف مشبه و مشبه به ،دو نوع است:
الف🍃:استعاره ی مکنیه (بالکنایه)
ب🍃:استعاره ی مصرحه.
الف استعاره ی مکنیه:از نظر شکل بر دو نوع است :⬇️⬇️
1-به صورت اضافه(مضاف و مضاف الیه)که به آن اضافه ی استعاری می گویند.
2-به صورت غیر اضافی که بین مشبه و لوازمات یا ویژگی های مشبه به فاصله افتاده است.
روی نگار در نظرم جلوه مینمود
وز دور بوسه بر رخ مهتاب میزدم
حافظ
رخ مهتاب:مهتاب(مشبه)مانند انسانی یا معشوق فرض شده است
و به جای مشبه به یا همان معشوق ،"رخ " یا چهره که از ویژگی های معشوق است بیان شده است.
🚨🚨نکته( در این اضافه ی استعاری تشخیص نیز وجود دارد اما در نمونه ی اول:(کنگره ی عرش،تشخیص وجود ندارد.)
از این بابت نیز اضافه های استعاری دو نوع اند : ⬇️⬇️
تشخیصی و غیر تشخیص .
🔸مثال برای استعاره ی مکنیه ی غیر اضافی:⬇️
"به صحرا شدم عشق باریده بود."
بایزید بسطامی
#عشق(مشبه) باریدن از ویژگی های مشبه به است.
عشق به باران تشبیه شده است باران که مشبه به است در جمله وجود ندارد اما ویژگی باران که باریدن است ذکر شده است تا به کمک آن مشبه به را تشخیص دهیم.
🔸مثال دیگر:⬇️
هزار نقش برآرد زمانه و نبود
یکی چنان که در آیینه ی تصور ماست
انوری
زمانه (مشبه) هزار نقش برآرد(ویژگی مشبه به)
زمانه یا روزگار به نقاش و بازیگری تشبیه شده است که هزار نقش و نگار بر می آورد.
نکته:(مثال اول استعاره ی مکنیه است که تشخیص ندارد اما این مثال دارای تشخیص است.)
#ارسالی جمالی
بانو کبیر:
می توانیم در تکمیل فرمایش شما بگوییم هر تشخیصی استعاره مکنیه است هر استعاره مکنیه ای تشخیص نیست
P A:
به زبان ساده اینکه مشبه به محفوظ باید انسان باشد و این مطلب هم از لوازم مشبه به که حتما همراه مشبه اورده شده، شناخته میشه
بانو کبیر:
اگر تشخیص داشته باشیم
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
رضا ذوالفقاری:
لطفا مصراع
«پس به سمت گل تنهایی می پیچی»
تقطیع کنین.
P A:
وزنش که
فاعلاتن، فعلاتن،فعلاتن،فع
رضا ذوالفقاری:
لطفاً هجاها رو بنویسین.
هجای یی چطوری ف ع میشه؟
M.chehreqani:
هجای بلند میشه
Alireza Eshaghkhani:
فاعلاتن فعلاتن مفعولن فع
در رکن سوم به جای فعلاتن، مفعولن آمده (اختیار وزنی ابدال)
P A:
به نظرم گل یه هجا میشه
من که صداشو اینطوری تشخیص میدم
البته تخصص من عروض نیست
و متخصصان گروه بهتر می تونند تحلیل کنند
آیت تیرگیر:
پس. ب. سم. ت+ فاعلاتن
گ. ل. تن. ها. فعلاتن
یی می. پی. مفعولن. ابدال
چی. فع
Alireza Eshaghkhani:
گُ لِ دوهجای کوتاه
P A:
در حالت عادی اره
ولی اینجا انگار خوانشش سریع صورت می گیره
بانو کبیر:
پس ب سم ت گ لِ تن ها یی می پی چی
گ ل جدا هستند
رضا ذوالفقاری:
چون اصل وزن فعلاتن هست با هجای یی چه کنیم؟ مفعولن با وزن اصلی که فعلاتن هست، درسته؟
آیت تیرگیر:
اختیار ابدال دارد
رضا ذوالفقاری:
فرمایش شما کاملا درست.
چون در ابدال هجای بلند خط میخوره و بر اساس کوتاه ها میخونیم.
آیت تیرگیر:
هجای بلند را تبدیل به دو کوتاه کن
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
لطفا مصراع
«پس به سمت گل تنهایی می پیچی»
تقطیع کنین.
P A:
وزنش که
فاعلاتن، فعلاتن،فعلاتن،فع
رضا ذوالفقاری:
لطفاً هجاها رو بنویسین.
هجای یی چطوری ف ع میشه؟
M.chehreqani:
هجای بلند میشه
Alireza Eshaghkhani:
فاعلاتن فعلاتن مفعولن فع
در رکن سوم به جای فعلاتن، مفعولن آمده (اختیار وزنی ابدال)
P A:
به نظرم گل یه هجا میشه
من که صداشو اینطوری تشخیص میدم
البته تخصص من عروض نیست
و متخصصان گروه بهتر می تونند تحلیل کنند
آیت تیرگیر:
پس. ب. سم. ت+ فاعلاتن
گ. ل. تن. ها. فعلاتن
یی می. پی. مفعولن. ابدال
چی. فع
Alireza Eshaghkhani:
گُ لِ دوهجای کوتاه
P A:
در حالت عادی اره
ولی اینجا انگار خوانشش سریع صورت می گیره
بانو کبیر:
پس ب سم ت گ لِ تن ها یی می پی چی
گ ل جدا هستند
رضا ذوالفقاری:
چون اصل وزن فعلاتن هست با هجای یی چه کنیم؟ مفعولن با وزن اصلی که فعلاتن هست، درسته؟
آیت تیرگیر:
اختیار ابدال دارد
رضا ذوالفقاری:
فرمایش شما کاملا درست.
چون در ابدال هجای بلند خط میخوره و بر اساس کوتاه ها میخونیم.
آیت تیرگیر:
هجای بلند را تبدیل به دو کوتاه کن
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
M Salek:
درمصرع اول" خشک گردید هم از دوددل ودیده، دوات / خامه باسوز ، رقم کرد به دفتر تشنه." استعاره وجود دارد؟
بانو نصرت ابادی:
به نظر من، تشخیص داره
Alireza Eshaghkhani:
دود دل استعاره مصرحه از آه ونفرین است.
البته فرمایش شما نیز متین است
خامه تشخیص است و استعاره مکنیه.
S Dūsti:
یعنی "دود" رو مشبه گرفتین و "آه" رو مشبهبه. درسته؟
وجه شبه رو چی میگیرین؟
Alireza Eshaghkhani:
برعکس
مشبه آه و نفرین
مشبه به دود
وجه شبه سیاه کردن روزگار ظالم
اما در اینجا آتش همراه با دود، همان سوز جگر توأم با آه سوزان است که موجب خشک شدن دوات شده است.
Ruhani S.h:
فکرمی کنم
دود دل مجازاز آه باشد
و
دود دل یعنی آه به آتش مانند شده و ازویژگی آن خشک کردن آمده است...
چون دود چندان در خشک کردن تاثیری ندارد.
البته به خاطرم رسید شاید هم درست نباشد.
یعنی استعاره مکنیه
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
درمصرع اول" خشک گردید هم از دوددل ودیده، دوات / خامه باسوز ، رقم کرد به دفتر تشنه." استعاره وجود دارد؟
بانو نصرت ابادی:
به نظر من، تشخیص داره
Alireza Eshaghkhani:
دود دل استعاره مصرحه از آه ونفرین است.
البته فرمایش شما نیز متین است
خامه تشخیص است و استعاره مکنیه.
S Dūsti:
یعنی "دود" رو مشبه گرفتین و "آه" رو مشبهبه. درسته؟
وجه شبه رو چی میگیرین؟
Alireza Eshaghkhani:
برعکس
مشبه آه و نفرین
مشبه به دود
وجه شبه سیاه کردن روزگار ظالم
اما در اینجا آتش همراه با دود، همان سوز جگر توأم با آه سوزان است که موجب خشک شدن دوات شده است.
Ruhani S.h:
فکرمی کنم
دود دل مجازاز آه باشد
و
دود دل یعنی آه به آتش مانند شده و ازویژگی آن خشک کردن آمده است...
چون دود چندان در خشک کردن تاثیری ندارد.
البته به خاطرم رسید شاید هم درست نباشد.
یعنی استعاره مکنیه
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
.دهقانی:
درباره پرسش دیروز که رابطه واژه های
درخت و برگ ، و انسان وعقل بود ،با توجه به آموزه ها وتجربیات به نظر هر دو
رابطه تناسب دارند .قابل نقد
یوسف زاده:
تضمن است
رابطه ی جزء و کل هم تضمن است
Alireza Eshaghkhani:
چون نمونه های شما مصداق کل و جزء هستند، تناسب دارند.
ولی مثلا در درخت و چنار که دومی نوعی از اولی است، رابطه تضمن وجوددارد.
یوسف زاده:
چه نوع تناسبی بین درخت و برگ هست
جنس
نوع
زمان.
مکان
همراهی
؟؟
Alireza Eshaghkhani:
رابطه همراهی و همجواری
یوسف زاده:
تضمن استاد قابل قبول تره
Alireza Eshaghkhani:
تضمن موقعی است که دومی نوعی از اولی باشد.
ورزش، فوتبال
درخت، چنار
شهر، تهران
اما درخت و برگ رابطه تناسب دارند چون دومی، جزئی از اولی است نه نوعی
از آن.
اگر چنین باشد که می فرمایید مثلا شهر با کوچه و خیابان و آپارتمان و اتوبان و...
رابطه تضمن خواهد داشت.
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
درباره پرسش دیروز که رابطه واژه های
درخت و برگ ، و انسان وعقل بود ،با توجه به آموزه ها وتجربیات به نظر هر دو
رابطه تناسب دارند .قابل نقد
یوسف زاده:
تضمن است
رابطه ی جزء و کل هم تضمن است
Alireza Eshaghkhani:
چون نمونه های شما مصداق کل و جزء هستند، تناسب دارند.
ولی مثلا در درخت و چنار که دومی نوعی از اولی است، رابطه تضمن وجوددارد.
یوسف زاده:
چه نوع تناسبی بین درخت و برگ هست
جنس
نوع
زمان.
مکان
همراهی
؟؟
Alireza Eshaghkhani:
رابطه همراهی و همجواری
یوسف زاده:
تضمن استاد قابل قبول تره
Alireza Eshaghkhani:
تضمن موقعی است که دومی نوعی از اولی باشد.
ورزش، فوتبال
درخت، چنار
شهر، تهران
اما درخت و برگ رابطه تناسب دارند چون دومی، جزئی از اولی است نه نوعی
از آن.
اگر چنین باشد که می فرمایید مثلا شهر با کوچه و خیابان و آپارتمان و اتوبان و...
رابطه تضمن خواهد داشت.
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
4_5866058026410051640.wmv
19.2 MB
#علوم_و_فنون_یازدهم
#درس_یازدهم
#پایه_های_آوایی
#فیلم
مدرس:خانم زیبا ناصر زاده
گروه دبیران ادبیات ایران
کانال علوم و فنون ایران 🇮🇷
🔰🔰🔰
@Foonon
#درس_یازدهم
#پایه_های_آوایی
#فیلم
مدرس:خانم زیبا ناصر زاده
گروه دبیران ادبیات ایران
کانال علوم و فنون ایران 🇮🇷
🔰🔰🔰
@Foonon
👍1
Forwarded from کانال ادبیات جامع یازدهم و دوازدهم (فرحنازحسینی)
فنون دهم ۹۹ وکلید.pdf
582.2 KB
#آزمون_علوم_و_فنون
#دهم
#همراه_با_پاسخ_تشریحی
#خرداد۹۹
طراح:فرحنازحسینی،استان البرز(کرج)
کانال ادبیات جامع یازدهم و دوازدهم
🔰🔰🔰
@adabiyatjame11
#دهم
#همراه_با_پاسخ_تشریحی
#خرداد۹۹
طراح:فرحنازحسینی،استان البرز(کرج)
کانال ادبیات جامع یازدهم و دوازدهم
🔰🔰🔰
@adabiyatjame11
آرایه ادبی کنکور محسنی.pdf
1.6 MB
#علوم_وفنون_ادبی
#آرایه_ها (بصورت جزوه)
کنکور سال ۹۹
به کوشش : آقای احسان محسنی
گروه دبیران ادبیات ایران🇮🇷
کانال فنون ادبیات ایران
@Foonon
#آرایه_ها (بصورت جزوه)
کنکور سال ۹۹
به کوشش : آقای احسان محسنی
گروه دبیران ادبیات ایران🇮🇷
کانال فنون ادبیات ایران
@Foonon