خسروپاشایی:
اختیارات وزنی :
این اختیارات امکان تغیرات کوچکی در وزن به شاعر می دهد
البته این تغیرات به گونه ای نیست که گوش اهل زبان خللی در وزن حس کند
با توجه به مطالب عرض شده در ابتدای بحث
تقطیع کنیم و اختیارات وزنی را تشخیص دهیم
از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است
همه آن است و گرنه دل و جان این همه نیست
M@ry@m:
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن..
است و نیست ...هجای پایانی بلند ...
M:
آوردن فاعلاتن به جای فعلاتن در رکن اول
هجای پایانی همیشه بلند است
Elahe Zakizadeh:
از د لُ جا ن ش رف صح ب ت جا نا غ ر ضَست
حذف همزه آغازین واژه است
بانو بزی:
از دِ لُ جان/شَ رَ فِ صُح/بَ تِ جا نان/غَ رَ ضست
هَ مِ آ نَس/ت و گر نَ/دِ لُ جان این/هَ مِ نیست
آوردن فاعلاتن به جای فعلاتن در رکن اول مصراع اول
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
اختیارات وزنی : آوردن فاعلاتن جای فعلاتن،/ بلند بودن هجای پایان مصراع
مریم یوسف زاده:
از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است
از* د. لو* جا
ش. ر. فی* صح
ب. ت. جا. نا
غ. ر. ضست**
رکن اول اختیار وزنی فاعلاتن به جای فعلاتن
و زبانی تغییر کمیت مصوت ها
رکن دوم تغییر کمیت مصوت ها زبانی
رکن چهارم هجای اخر هم زبانی و هم وزنی است
همه آن است و گرنه دل و جان این همه نیست
ه. م. ای. نس
ت. و. گر. ن*
د. ل. جا. نی*
ه. م. نیست *
رکن دوم تغییر کمیت مصوت ها
رکن دوم اختیار زبانی تغییر کمیت مصوت ها
رکن آخر. اختیار وزنی
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
اختیارات وزنی :
این اختیارات امکان تغیرات کوچکی در وزن به شاعر می دهد
البته این تغیرات به گونه ای نیست که گوش اهل زبان خللی در وزن حس کند
با توجه به مطالب عرض شده در ابتدای بحث
تقطیع کنیم و اختیارات وزنی را تشخیص دهیم
از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است
همه آن است و گرنه دل و جان این همه نیست
M@ry@m:
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن..
است و نیست ...هجای پایانی بلند ...
M:
آوردن فاعلاتن به جای فعلاتن در رکن اول
هجای پایانی همیشه بلند است
Elahe Zakizadeh:
از د لُ جا ن ش رف صح ب ت جا نا غ ر ضَست
حذف همزه آغازین واژه است
بانو بزی:
از دِ لُ جان/شَ رَ فِ صُح/بَ تِ جا نان/غَ رَ ضست
هَ مِ آ نَس/ت و گر نَ/دِ لُ جان این/هَ مِ نیست
آوردن فاعلاتن به جای فعلاتن در رکن اول مصراع اول
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
اختیارات وزنی : آوردن فاعلاتن جای فعلاتن،/ بلند بودن هجای پایان مصراع
مریم یوسف زاده:
از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است
از* د. لو* جا
ش. ر. فی* صح
ب. ت. جا. نا
غ. ر. ضست**
رکن اول اختیار وزنی فاعلاتن به جای فعلاتن
و زبانی تغییر کمیت مصوت ها
رکن دوم تغییر کمیت مصوت ها زبانی
رکن چهارم هجای اخر هم زبانی و هم وزنی است
همه آن است و گرنه دل و جان این همه نیست
ه. م. ای. نس
ت. و. گر. ن*
د. ل. جا. نی*
ه. م. نیست *
رکن دوم تغییر کمیت مصوت ها
رکن دوم اختیار زبانی تغییر کمیت مصوت ها
رکن آخر. اختیار وزنی
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
Telegram
attach 📎
ali:
سلام اختیارات زبانی ووزنی این بیت را محبت کنید
کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست///گشت هرگوشه چشم از غم دل دریایی
M@ry@m:
کشتی دو تا اختیار تغییر کمیت داره ...
شمس:
رمل مثمن مخبون اصلم
خسروپاشایی:
کش ، تِ یِ با : فاعلاتن ( کوتاه تلفظ کردن مصوت بلند )
دِ ب یا ور : فعلاتن
ک م را بی : فعلاتن
ر خ دوست : فعلن
در رکن اول به جای فعلاتن ، فاعلاتن آورده است
و هجای کشیده آخر را بلند حساب کرده است
M:
رکن اول فاعلاتن به جای فعلاتن
رکن اخر ابدال
فعلن در برابر فع لن
M@ry@m:
دوست ..اختیار وزنی ..بلند بودن پایان مصراع
شمس:
دقیقا
جعفر میرزایی:
فاعلاتن در رکن اول هردو مصراع به جای فعلاتن
خسروپاشایی:
گش ت هر گو : فاعلاتن
ش ی چش مز ( حذف همزه )
غ م دل در : فعلاتن
یا یی : فع لن
در رکن آخر از اختیار ابدال (تسکین ) بهره برده است
رکن اول هم به جای فعلاتن فاعلاتن آمده است
M@ry@m:
حذف همزه از...
ali:
درود یعنی چهار تا اختیار وزنی داریم درسته
خسروپاشایی:
بله
M@ry@m:
درود استاد ..کشتی دوتا اختیار داره؟؟
ali:
دوتا اختیار زبانی در کشتی هست
خسروپاشایی:
بله
کشتیِ بادِ
تلفظ معمولی
کش تِ یی با دِ
تلفظ با اختیار
کش تی ی با دِ
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
سلام اختیارات زبانی ووزنی این بیت را محبت کنید
کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست///گشت هرگوشه چشم از غم دل دریایی
M@ry@m:
کشتی دو تا اختیار تغییر کمیت داره ...
شمس:
رمل مثمن مخبون اصلم
خسروپاشایی:
کش ، تِ یِ با : فاعلاتن ( کوتاه تلفظ کردن مصوت بلند )
دِ ب یا ور : فعلاتن
ک م را بی : فعلاتن
ر خ دوست : فعلن
در رکن اول به جای فعلاتن ، فاعلاتن آورده است
و هجای کشیده آخر را بلند حساب کرده است
M:
رکن اول فاعلاتن به جای فعلاتن
رکن اخر ابدال
فعلن در برابر فع لن
M@ry@m:
دوست ..اختیار وزنی ..بلند بودن پایان مصراع
شمس:
دقیقا
جعفر میرزایی:
فاعلاتن در رکن اول هردو مصراع به جای فعلاتن
خسروپاشایی:
گش ت هر گو : فاعلاتن
ش ی چش مز ( حذف همزه )
غ م دل در : فعلاتن
یا یی : فع لن
در رکن آخر از اختیار ابدال (تسکین ) بهره برده است
رکن اول هم به جای فعلاتن فاعلاتن آمده است
M@ry@m:
حذف همزه از...
ali:
درود یعنی چهار تا اختیار وزنی داریم درسته
خسروپاشایی:
بله
M@ry@m:
درود استاد ..کشتی دوتا اختیار داره؟؟
ali:
دوتا اختیار زبانی در کشتی هست
خسروپاشایی:
بله
کشتیِ بادِ
تلفظ معمولی
کش تِ یی با دِ
تلفظ با اختیار
کش تی ی با دِ
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
Telegram
attach 📎
ali:
حالا در شعر شهریار
علی ان شیر خدا شاه عرب که بیت اول مصراع اولش فعلن هست ولی بیتهای بعدی فع لن ایا دربیتهای بعدی باید بگیم ابدال هست دیگه درسته؟؟
خسروپاشایی:
در عروض امروز در رکن آخر « فع لن » نمی آید( زحاف صلم در عروض جدید نیست )
و اصل را فَعِلُن ، می دانند
شمس:
سلام.وقتی دوهجای بلنددررکن آخرباشه چه دلیلی وجودداره که فعلن بیتیدیعنی محذوف؟
فعلن بیاید
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
حالا در شعر شهریار
علی ان شیر خدا شاه عرب که بیت اول مصراع اولش فعلن هست ولی بیتهای بعدی فع لن ایا دربیتهای بعدی باید بگیم ابدال هست دیگه درسته؟؟
خسروپاشایی:
در عروض امروز در رکن آخر « فع لن » نمی آید( زحاف صلم در عروض جدید نیست )
و اصل را فَعِلُن ، می دانند
شمس:
سلام.وقتی دوهجای بلنددررکن آخرباشه چه دلیلی وجودداره که فعلن بیتیدیعنی محذوف؟
فعلن بیاید
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
م.محمدزاده:
درود
لطفا اختیارات این بیت رو مشخص کنید
نماند تیری در ترکش قضا که فلک سوی دلم به سرانگشت امتحان نگشود
م.محمدزاده:
سوی دلم اختیار دارد؟
M:
س یی
سو کوتاه ی بلند تلفظ می شود
م.محمدزاده:
یعنی اختیار زبانی بگیریم یا وزنی؟
خسروپاشایی:
سُ یی دِ دلم : مفاعلن ، از اختیار زبانی بهره برده است
البته بعضی با اختیار قلب توجیه کرده اند و شعر را
سو ی د لم : مفتعلن تقطیع کرده اند
بزرگان می گویند اگر با اختیار زبانی وزنی توجیه می شود به اختیارات وزنی متوصل نشوید
M:
زبانی
م.محمدزاده:
در این بیتهایی که هم میشه اختیار زبانی گرفت هم وزنی کدام ارجح است
جعفر میرزایی:
توضیح
سو و کلمات تک هجایی در کتاب هست
م.محمدزاده:
بله ،مشکلم سر انتخاب اختیار بود،سپاس
خسروپاشایی:
من با اختیار زبانی توجیه می کنم همان که خواندم
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
درود
لطفا اختیارات این بیت رو مشخص کنید
نماند تیری در ترکش قضا که فلک سوی دلم به سرانگشت امتحان نگشود
م.محمدزاده:
سوی دلم اختیار دارد؟
M:
س یی
سو کوتاه ی بلند تلفظ می شود
م.محمدزاده:
یعنی اختیار زبانی بگیریم یا وزنی؟
خسروپاشایی:
سُ یی دِ دلم : مفاعلن ، از اختیار زبانی بهره برده است
البته بعضی با اختیار قلب توجیه کرده اند و شعر را
سو ی د لم : مفتعلن تقطیع کرده اند
بزرگان می گویند اگر با اختیار زبانی وزنی توجیه می شود به اختیارات وزنی متوصل نشوید
M:
زبانی
م.محمدزاده:
در این بیتهایی که هم میشه اختیار زبانی گرفت هم وزنی کدام ارجح است
جعفر میرزایی:
توضیح
سو و کلمات تک هجایی در کتاب هست
م.محمدزاده:
بله ،مشکلم سر انتخاب اختیار بود،سپاس
خسروپاشایی:
من با اختیار زبانی توجیه می کنم همان که خواندم
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
Telegram
attach 📎
✏ M.Ebrahimi✏:
میشه لطف کنید اختیارات این بیت را توضیح دهید
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
M@ry@m:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن.
✏ M.Ebrahimi✏:
هجای چهارم مصراع اول "شو"
با هجای چهارم مصراع دوم
آیا باید مصوت مرکب رو توضیح بدیم؟
Hasankhani Mahmood:
درود
حذف همزه «این»
بلند تلفظ کردن مصوت کوتاه (واو عطف) ۲ مورد
خسروپاشایی:
به نظرم مصوت بلند است
شو بر وزن مو
مصوت مرکب در واژه هایی چون
خسرو ، نو ، جو ، درو می آیند
این واج را ( و ) امروز دو واج می دانند
خُس رُو ، نُو now
بله در هجای چهارم « نُو حِ » از مواردی است که باید به این شکل نشان دهیم
نُو
مصوت مرکب نداریم امروز
✏ M.Ebrahimi✏:
سپاس فراوان
پس ناچاریم که مصوت مرکب را به فراگیران توضیح بدهیم
M:
شو بلند صامت + مصوت بلند
نو در نوحه هم بلند
صامت + مصوت کوتاه + صامت
M@ry@m:
درود استاد ...نو حه ...نو ..now
Hasankhani Mahmood:
👍👍👍
نو (now) | ح
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
میشه لطف کنید اختیارات این بیت را توضیح دهید
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
M@ry@m:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن.
✏ M.Ebrahimi✏:
هجای چهارم مصراع اول "شو"
با هجای چهارم مصراع دوم
آیا باید مصوت مرکب رو توضیح بدیم؟
Hasankhani Mahmood:
درود
حذف همزه «این»
بلند تلفظ کردن مصوت کوتاه (واو عطف) ۲ مورد
خسروپاشایی:
به نظرم مصوت بلند است
شو بر وزن مو
مصوت مرکب در واژه هایی چون
خسرو ، نو ، جو ، درو می آیند
این واج را ( و ) امروز دو واج می دانند
خُس رُو ، نُو now
بله در هجای چهارم « نُو حِ » از مواردی است که باید به این شکل نشان دهیم
نُو
مصوت مرکب نداریم امروز
✏ M.Ebrahimi✏:
سپاس فراوان
پس ناچاریم که مصوت مرکب را به فراگیران توضیح بدهیم
M:
شو بلند صامت + مصوت بلند
نو در نوحه هم بلند
صامت + مصوت کوتاه + صامت
M@ry@m:
درود استاد ...نو حه ...نو ..now
Hasankhani Mahmood:
👍👍👍
نو (now) | ح
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
Telegram
attach 📎
خسروپاشایی:
دوستان ظاهرا زمان کارگاه به پایان رسیده است
امشب اختیارات زبانی را تمرین کردیم و به سه اختیار وزنی نیز مختصر پرداختیم ،
اما اختیار وزنی قلب باقی ماند ،
با کسب اجازه از محضر مدیران گروه بیتی را هم با این اختیار تقطیع کنیم
تقطیع کنیم ، اختیار وزنی را بیابیم
من که هر آنچه داشتم اول ره گذاشتم
حال برای چون تویی اگر که لایقم بگو
Hasankhani Mahmood:
مفتعلن مفاعلن
اختیار قلب در مصرع دوم، رکن سوم
مفاعلن بجای مفتعلن
خسروپاشایی:
من / ک / هَ / رانْ : مفتعلن
چِ / دا / ش / تم : مفاعلن
او / وَ / لِ /ره : مفتعلن
گُ / ذا / ش / تَم : مفاعلن
مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن
حا ل ب را : مفتعلن
ی چُن تُ یی : مفاعلن
اَ گر کِ لا : مفاعلن
یِ قَم بِ گو : مفاعلن
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
دوستان ظاهرا زمان کارگاه به پایان رسیده است
امشب اختیارات زبانی را تمرین کردیم و به سه اختیار وزنی نیز مختصر پرداختیم ،
اما اختیار وزنی قلب باقی ماند ،
با کسب اجازه از محضر مدیران گروه بیتی را هم با این اختیار تقطیع کنیم
تقطیع کنیم ، اختیار وزنی را بیابیم
من که هر آنچه داشتم اول ره گذاشتم
حال برای چون تویی اگر که لایقم بگو
Hasankhani Mahmood:
مفتعلن مفاعلن
اختیار قلب در مصرع دوم، رکن سوم
مفاعلن بجای مفتعلن
خسروپاشایی:
من / ک / هَ / رانْ : مفتعلن
چِ / دا / ش / تم : مفاعلن
او / وَ / لِ /ره : مفتعلن
گُ / ذا / ش / تَم : مفاعلن
مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن
حا ل ب را : مفتعلن
ی چُن تُ یی : مفاعلن
اَ گر کِ لا : مفاعلن
یِ قَم بِ گو : مفاعلن
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
Telegram
attach 📎
قِصّه ی پر غُصّه ی عشق:
ممنون می شوم سوال ۸ راپاسخ دهید
y-A:
نظر خودتون روی کدام گرینه هست ؟
حسنی:
گزینه 3
قِصّه ی پر غُصّه ی عشق:
فکرکنم۳چون رامی توان پیر راه درنظرگرفت،وهمکارگرامی نیزفرمودند
ببخشی...نوح را
y-A:
گزینه الف
تشبیه 👈همچو اینه چون اب روشن
تناسب 👈
صاف ، اینه
تضاد 👈
خوب و زشت
گزینه ب
تضاد👈قارون ، گدا
تلمیح 👈قارون
مراعات نظیر👈گنج قارون
تشبیه 👈صدای گدای همچو خود را...
اضافه تشبیهی 👈 گنج حسن
استعاره 👈قارون (قابل نقد)
گزینه ج تناسب 👈طوفان نوح سیل کشتیبان
تلمیح 👈داستان نوح
تشبیه 👈سیل فنا
گزینه د
جور چرخ 👈لستعاره
چو حافظ ، دیو محن 👈تشبیه
درود بر شما
می شه مواردش بفرمایید
اردستانی:
درود.
صد گدای هم چو خود تشبیه نداره
y-A:
درود بانو بله داره
اردستانی:
ب نظر بنده تشبیه نداره
اردستانی:
دلیلم این هست که تشبیهی وجود ندارد.
دلیل شما برای تشبیه بودن؟؟
y-A:
البته قارون هم می تونه نماد باشه
اما منتظر نظر همکاران بر استعاره بودنش هم هستیم
چون اگر قارون استعاره بشه
تشخیص گزینه دو از سه سخت تره
حسنی:
تناسب طوفان.نوح.سیل. کشتیبان...تلمیح داستان نوح....تشبیه سیل فنا..استعارهنوح استعاره از خداوند...تضاد فنا بنیاد
نوح
بانوکبیر:
فنا و هستی👌
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
ممنون می شوم سوال ۸ راپاسخ دهید
y-A:
نظر خودتون روی کدام گرینه هست ؟
حسنی:
گزینه 3
قِصّه ی پر غُصّه ی عشق:
فکرکنم۳چون رامی توان پیر راه درنظرگرفت،وهمکارگرامی نیزفرمودند
ببخشی...نوح را
y-A:
گزینه الف
تشبیه 👈همچو اینه چون اب روشن
تناسب 👈
صاف ، اینه
تضاد 👈
خوب و زشت
گزینه ب
تضاد👈قارون ، گدا
تلمیح 👈قارون
مراعات نظیر👈گنج قارون
تشبیه 👈صدای گدای همچو خود را...
اضافه تشبیهی 👈 گنج حسن
استعاره 👈قارون (قابل نقد)
گزینه ج تناسب 👈طوفان نوح سیل کشتیبان
تلمیح 👈داستان نوح
تشبیه 👈سیل فنا
گزینه د
جور چرخ 👈لستعاره
چو حافظ ، دیو محن 👈تشبیه
درود بر شما
می شه مواردش بفرمایید
اردستانی:
درود.
صد گدای هم چو خود تشبیه نداره
y-A:
درود بانو بله داره
اردستانی:
ب نظر بنده تشبیه نداره
اردستانی:
دلیلم این هست که تشبیهی وجود ندارد.
دلیل شما برای تشبیه بودن؟؟
y-A:
البته قارون هم می تونه نماد باشه
اما منتظر نظر همکاران بر استعاره بودنش هم هستیم
چون اگر قارون استعاره بشه
تشخیص گزینه دو از سه سخت تره
حسنی:
تناسب طوفان.نوح.سیل. کشتیبان...تلمیح داستان نوح....تشبیه سیل فنا..استعارهنوح استعاره از خداوند...تضاد فنا بنیاد
نوح
بانوکبیر:
فنا و هستی👌
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
Telegram
attach 📎
شرمنده،آخرین تست، بنده راکمک فرماییدوآرزویم سلامتی اساتید،ممنون
قِصّه ی پر غُصّه ی عشق:
یک؟
حسنی:
گزینه 2
قِصّه ی پر غُصّه ی عشق:
ببخشیداینکه داره تناقض،باخاک تیمم کردن
حسنی:
اگه منظورش پارادوکس هست این گزینه نداره
Zahra.j.p:
ب غلطه چون تناقض نیست به نظر
قِصّه ی پر غُصّه ی عشق:
ایهام موردیک اندیشه است درکدام معانی؟
Zahra.j.p:
فکر و ترس و نگرانی
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
قِصّه ی پر غُصّه ی عشق:
یک؟
حسنی:
گزینه 2
قِصّه ی پر غُصّه ی عشق:
ببخشیداینکه داره تناقض،باخاک تیمم کردن
حسنی:
اگه منظورش پارادوکس هست این گزینه نداره
Zahra.j.p:
ب غلطه چون تناقض نیست به نظر
قِصّه ی پر غُصّه ی عشق:
ایهام موردیک اندیشه است درکدام معانی؟
Zahra.j.p:
فکر و ترس و نگرانی
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
استاداسماعیل محمدزاده:
نمونه ی مناسب برای ایهام تناسب:
رهی:
نالان از تو شد چنگ و عود من/
تار موی تو ، تار و پود من
تار:
افضلی:
تار :تار موسیقی
تار مو
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
استاد اسماعیل محمدزاده
نمونه برای تناقض:
عطار:
بباید کرد غسل از خون خویشت /
که تا آن سجده گاه آرند پیشت
افضلی:
درود استاد گرامی
تناقض :غسل کردن با خون
درسته؟ 🙏
🍃🍃🍃🍃🍃🍃
استاداسماعیل محمدزاده:
نمونه ی قافیه ی معیوب:
بارها از خون خود کردیم غسل/
تا که با جانان خود کردیم وصل
افضلی:
درود
اختلاف در حروف قافیه
غسل :مصوت ضمه
وصل :مصوت فتحه👌
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
نمونه ی مناسب برای ایهام تناسب:
رهی:
نالان از تو شد چنگ و عود من/
تار موی تو ، تار و پود من
تار:
افضلی:
تار :تار موسیقی
تار مو
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
استاد اسماعیل محمدزاده
نمونه برای تناقض:
عطار:
بباید کرد غسل از خون خویشت /
که تا آن سجده گاه آرند پیشت
افضلی:
درود استاد گرامی
تناقض :غسل کردن با خون
درسته؟ 🙏
🍃🍃🍃🍃🍃🍃
استاداسماعیل محمدزاده:
نمونه ی قافیه ی معیوب:
بارها از خون خود کردیم غسل/
تا که با جانان خود کردیم وصل
افضلی:
درود
اختلاف در حروف قافیه
غسل :مصوت ضمه
وصل :مصوت فتحه👌
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
استاداسماعیل محمدزاده:
آیا قافیه ی هردو بیت معیوب است؟
■هرکه او پاک است از آلودگی/
تو ورا می دان در این جاگه دلی
■پاک شو کاین راه پاکان رفته اند/
گوی از این میدان پاکی برده اند
افضلی:
درود
رفته اند
برده اند
حرف اصلی
رفت :مصوت فتحه
ت :حروف اصلی/ کسره +اند :حروف الحاقی
اما برده اند حروف اصلی :مصوت ضمه رد/ الحاقی :مصوت کسره+ اند
اشتراک حروف قافیه ندارند
آلود/کسره +گی
د+مصوت کسره +ل /ی
آلودگی ودلی
هم اشتراک هجای قافیه ندارد
استاداسماعیل محمدزاده:
بله. موافقم که کاملا درست فرمودید.
آیت تیرگیر:
سلام. چنین عیبی در عروض سنتی اقوا نام دارد
مثل
مزن در دهان گنه کار مشت
که رفته جهنم که شد در بهشت
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
آیا قافیه ی هردو بیت معیوب است؟
■هرکه او پاک است از آلودگی/
تو ورا می دان در این جاگه دلی
■پاک شو کاین راه پاکان رفته اند/
گوی از این میدان پاکی برده اند
افضلی:
درود
رفته اند
برده اند
حرف اصلی
رفت :مصوت فتحه
ت :حروف اصلی/ کسره +اند :حروف الحاقی
اما برده اند حروف اصلی :مصوت ضمه رد/ الحاقی :مصوت کسره+ اند
اشتراک حروف قافیه ندارند
آلود/کسره +گی
د+مصوت کسره +ل /ی
آلودگی ودلی
هم اشتراک هجای قافیه ندارد
استاداسماعیل محمدزاده:
بله. موافقم که کاملا درست فرمودید.
آیت تیرگیر:
سلام. چنین عیبی در عروض سنتی اقوا نام دارد
مثل
مزن در دهان گنه کار مشت
که رفته جهنم که شد در بهشت
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
استاداسماعیل محمدزاده:
نمونه ی برای ایهام تناسب:
بیدل:
باز بی روی تو در فصل جنون جوش بهار/
سایه ی گل به سرم پتجه ی شاهین آمد
افضلی:
باز
در بیت دوباره
خارج بیت باشاهین تناسب👌👌🙏🙏
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
نمونه ی برای ایهام تناسب:
بیدل:
باز بی روی تو در فصل جنون جوش بهار/
سایه ی گل به سرم پتجه ی شاهین آمد
افضلی:
باز
در بیت دوباره
خارج بیت باشاهین تناسب👌👌🙏🙏
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
❤1
استاداسماعیل محمدزاده:
در بیت زیر چند کنایه داریم؟
■خون به دل، خاک به سر، آه به لب ، اشک به چشم/
بی جمال تو چه ها بر من مسکین آمد
۲یا ۳ یا ۴ یا...
واقعا تردیدآمیز نیست؟
افضلی:
درود
استاد بزرگوار
به گمان بنده
خون به دل
خاک به سر
آه به لب :حسرت خوردن
3تا
اشک به چشم که درهمان معنای گریستن بکار رفته
مسکین که صفت من هست
استاداسماعیل محمدزاده:
اشک به چشم داشتن کنایه از نوع نشانه نیست؟
M G:
با سلام به نظر من ۶ مورد کنایه دارد
۱.خون به دل بودن ۲.خاک به سر شدن ۳.اه به لب آمدن ۴ اشک بر چشم جاری شدن ۵.بی جمال تو بودن کنایه از ندیدن تو ۶. چه بر من مسکین آمدن کنایه از غم وغصه زیاد
ببخشید مورد ۶ کنایه از چه بر من گذشت .
افضلی:
سپاس بیان چنین مطالب ارزشمند پرنکته
نشانه:
مانند هنوز از دهن بوی شیر ایدش
نشانه کودکی
دستش نگیرم
به تیغم گر کشد، دستش نگیرم
نشانه مانع نشدن
یا یکی نغز بازی کند روزگار
که بنشاندت پیش آموزگار
بنشاندت پیش آموزگار
نشانه درس آموختن واعتراف به ندانستن
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
در بیت زیر چند کنایه داریم؟
■خون به دل، خاک به سر، آه به لب ، اشک به چشم/
بی جمال تو چه ها بر من مسکین آمد
۲یا ۳ یا ۴ یا...
واقعا تردیدآمیز نیست؟
افضلی:
درود
استاد بزرگوار
به گمان بنده
خون به دل
خاک به سر
آه به لب :حسرت خوردن
3تا
اشک به چشم که درهمان معنای گریستن بکار رفته
مسکین که صفت من هست
استاداسماعیل محمدزاده:
اشک به چشم داشتن کنایه از نوع نشانه نیست؟
M G:
با سلام به نظر من ۶ مورد کنایه دارد
۱.خون به دل بودن ۲.خاک به سر شدن ۳.اه به لب آمدن ۴ اشک بر چشم جاری شدن ۵.بی جمال تو بودن کنایه از ندیدن تو ۶. چه بر من مسکین آمدن کنایه از غم وغصه زیاد
ببخشید مورد ۶ کنایه از چه بر من گذشت .
افضلی:
سپاس بیان چنین مطالب ارزشمند پرنکته
نشانه:
مانند هنوز از دهن بوی شیر ایدش
نشانه کودکی
دستش نگیرم
به تیغم گر کشد، دستش نگیرم
نشانه مانع نشدن
یا یکی نغز بازی کند روزگار
که بنشاندت پیش آموزگار
بنشاندت پیش آموزگار
نشانه درس آموختن واعتراف به ندانستن
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
استاداسماعیل محمدزاده:
در قافیه ی یکی از غزلهای بیدل واژه های جالبی برای تعیین ساختمان واژه دیده ام:
طوفان،مژگان،پریشان،بیابان، گریبان
افضلی:
بسیار عالی. استاد بزرگوار و
سپاس ارسال مطالب ارزشمندتان
طوفان :ساده
مژگان :جمع موی کوچک که امروز با توجه به ان جمع وندی
پریشان از مصدر پریشیدن وندی
بیابان ساده
گریبان ساده
گروه دبیزان ادبیات ایران
@Foonon
در قافیه ی یکی از غزلهای بیدل واژه های جالبی برای تعیین ساختمان واژه دیده ام:
طوفان،مژگان،پریشان،بیابان، گریبان
افضلی:
بسیار عالی. استاد بزرگوار و
سپاس ارسال مطالب ارزشمندتان
طوفان :ساده
مژگان :جمع موی کوچک که امروز با توجه به ان جمع وندی
پریشان از مصدر پریشیدن وندی
بیابان ساده
گریبان ساده
گروه دبیزان ادبیات ایران
@Foonon
Aazam:
درود شب همه ی همکاران عزیزم در آرامش
لطفا ارکان تشبیه را مشخص کنید متشکرم
چاه چونان ژرفی و پهناش ، بی شرمیش ناباور
Mahdi Nazari:
مشبه: بیشرمی / مشبهبه: ژرفی و پهنا / ادات: چونان / وجه: ناباور بودن
Aazam:
سپاس همکار محترم
چاه چیزی نیست؟؟؟
مریم یوسف زاده:
بی شرمی اش مانند چاه ژرف و...
Mahdi Nazari:
خیر. همه عبارت تشبیهی، صفته برای چاه و چاه خودش نقشی نداره توی تشبیه.
استاداسماعیل محمدزاده:
سلام
شاید تشبیه محسوس به معقول داریم
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
درود شب همه ی همکاران عزیزم در آرامش
لطفا ارکان تشبیه را مشخص کنید متشکرم
چاه چونان ژرفی و پهناش ، بی شرمیش ناباور
Mahdi Nazari:
مشبه: بیشرمی / مشبهبه: ژرفی و پهنا / ادات: چونان / وجه: ناباور بودن
Aazam:
سپاس همکار محترم
چاه چیزی نیست؟؟؟
مریم یوسف زاده:
بی شرمی اش مانند چاه ژرف و...
Mahdi Nazari:
خیر. همه عبارت تشبیهی، صفته برای چاه و چاه خودش نقشی نداره توی تشبیه.
استاداسماعیل محمدزاده:
سلام
شاید تشبیه محسوس به معقول داریم
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
استاداسماعیل محمدزاده:
نمونه برای ارکان تشبیه:
سمند دیوشکل بادپای
آیا وجه شبه مخذوف است؟
Mahdi Nazari:
سلام استاد عزیز و ارجمند.
خیر.
شکل وجه هستش.
💐🙏🏻
Elahe Zakizadeh:
به نظر وجه داره
شکل و بادپا
قابل نقد
استاداسماعیل محمدزاده:
سلام بر استاد نظری عزیزم
گمان می کردم (( شکل)) ادات است.
سلام بر استاد
اگر بخواهیم وجه شبه را از مشبه به بگیریم دیو می تواند نمادی از سرعت باشد؟
Elahe Zakizadeh:
به نظرم میرسد که حرکت تنوره مانند دیو مدنظر باشد
همان حالت چرخشی و رو به بالا که اکثرا دارای سرعت نیز هست
Mahdi Nazari:
سلام استاد. منافاتی ندارن ظاهرا در این مورد. ادات که هست قطعا و هم، از نظر هیبت - که در واقع همون شکل باشه - همانند شدهن.
Elahe Zakizadeh:
ببخشید استاد
پاسخم رو خواندید؟
میخواهم بدانم جواب قطعی چیست؟
سپاسگزارم
استاداسماعیل محمدزاده:
بله.درحال مطالعه ام تا وجه شبه را بیابم.
تا کنون در ابیات دیدم دیو از نظر ترسان بودن، به سرعت درنوردیدن، تنومندی و... مشبه به شده است. کمی فرصت تا مستندتر خدمتتان عرض کنم.
استاداسماعیل محمدزاده:
در پیام بعدی نظرم را عرض کردم:
هردو بیت را خدمتتان می آورم:
چون برآید بر سمند دیوشکل بادپای / هدهد نصرت همی گوید سلیمان می رسد
آسمانی بر زمین پیدا از او گاه خرام /
از زمین بر آسمان ناگه به جولان می رسد
به نظر می رسد با توجه به وزن شعر (( بادپای )) صفت سمند( همپایگی صفات)) است. از مصراع اول بیت دوم تنومندی دریافت می شود. به نظرم وجه شبه تنومندی بر سرعت که در مصراع پایانی نیز به آن( جولان) اشاره شده است می چربد.
Elahe Zakizadeh:
سپاس استاد
در این صورت ( داشتن هر دوبیت)
با نظرتون موافقم.
🙏🙏🙏
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
نمونه برای ارکان تشبیه:
سمند دیوشکل بادپای
آیا وجه شبه مخذوف است؟
Mahdi Nazari:
سلام استاد عزیز و ارجمند.
خیر.
شکل وجه هستش.
💐🙏🏻
Elahe Zakizadeh:
به نظر وجه داره
شکل و بادپا
قابل نقد
استاداسماعیل محمدزاده:
سلام بر استاد نظری عزیزم
گمان می کردم (( شکل)) ادات است.
سلام بر استاد
اگر بخواهیم وجه شبه را از مشبه به بگیریم دیو می تواند نمادی از سرعت باشد؟
Elahe Zakizadeh:
به نظرم میرسد که حرکت تنوره مانند دیو مدنظر باشد
همان حالت چرخشی و رو به بالا که اکثرا دارای سرعت نیز هست
Mahdi Nazari:
سلام استاد. منافاتی ندارن ظاهرا در این مورد. ادات که هست قطعا و هم، از نظر هیبت - که در واقع همون شکل باشه - همانند شدهن.
Elahe Zakizadeh:
ببخشید استاد
پاسخم رو خواندید؟
میخواهم بدانم جواب قطعی چیست؟
سپاسگزارم
استاداسماعیل محمدزاده:
بله.درحال مطالعه ام تا وجه شبه را بیابم.
تا کنون در ابیات دیدم دیو از نظر ترسان بودن، به سرعت درنوردیدن، تنومندی و... مشبه به شده است. کمی فرصت تا مستندتر خدمتتان عرض کنم.
استاداسماعیل محمدزاده:
در پیام بعدی نظرم را عرض کردم:
هردو بیت را خدمتتان می آورم:
چون برآید بر سمند دیوشکل بادپای / هدهد نصرت همی گوید سلیمان می رسد
آسمانی بر زمین پیدا از او گاه خرام /
از زمین بر آسمان ناگه به جولان می رسد
به نظر می رسد با توجه به وزن شعر (( بادپای )) صفت سمند( همپایگی صفات)) است. از مصراع اول بیت دوم تنومندی دریافت می شود. به نظرم وجه شبه تنومندی بر سرعت که در مصراع پایانی نیز به آن( جولان) اشاره شده است می چربد.
Elahe Zakizadeh:
سپاس استاد
در این صورت ( داشتن هر دوبیت)
با نظرتون موافقم.
🙏🙏🙏
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
روحانی:
سلام . به رقصی که بی پا و سر می کنند چنین نغمه عشق سر میکنند . قافیه و ردیف رو لطفا مشخص کنید . آیا دو سر جناس تام است ؟ ممنون
استاداسماعیل محمدزاده:
سلام
امکان دارد بیت دیگر این شعر را بفرستید.
Elahe Zakizadeh:
درود بر شما
بی پا و سر یک واژه است و نمی توان سر را از آن جدا کرد و جداگانه درنظر گرفت
قابل نقد
جعفر میرزایی:
درود استاد
خسته نباشید
جناس تام است
مصرع اول معنی حقیقی سر
مصرع دوم
به معنی متفاوت: گفتن و آواز برآوردن
بی پاوسر -- سر
قافیه است
حسنی:
سلام.دو تا سر جناس تام است
روحانی:
هلا منکر جان و جانان ما بزن زخم انکار بر جان ما
می کنند ردیف است یا جز قافیه ؟ سر دوم به تنهایی یعنی آواز خوندن یا سر میکنند باهم ؟
مریم یوسف زاده:
عرض ادب بانو
به نظر می رسد به ظاهر شهیدان که سر و پایشان را از دست داده اند هم اشاره داشته باشد
البته دو واژه ی سر به نظر نمی رسد جناس باشد
سر دوم مجاز از انتها است
سرکردن. کنایه از به پایان رساندن است
البته در این صورت قافیه معیوب است
Elahe Zakizadeh:
درود استاد بانو یوسف زاده
بله من هم داشتم به این موضوع فکر میکردم که از عیوب قافیه ست.
البته ناگفته نماند که در جاهای دیگر هم دیده بودم که قسمتی از یک واژه با واژه دیگر جناس گرفته شده است همانطور که استاد میرزایی فرمودند.
استاداسماعیل محمدزاده:
سپاس
همان جناس تامی که دوستان فرمودند قافیه است.
■جناس تام:
۱- تلفظ یکسان
۲- ((معنی متفاوت))
■ ردیف:
۱- تلفظ یکسان
۲-(( معنی یکسان))
پس جناس تام در آخر مصراعها قافیه است چون یک شرط ردیف را ندارد.
البته گاهی شاعران در ردیف اختلاف معنی را پشت گوش گذاشته اند!
مریم یوسف زاده:
جناس تام باید خود واژه دو معنی داشته باشد
سر دو معنی ندارد
منظور ما از سر گاهی جزء محل، و.... باشد
سر معنی دیگری نیست
روحانی:
ببخشید پس سر قافیه شدو جناس تام هم داره و میکنند ردیف ؟
استاداسماعیل محمدزاده:
بله درست می فرمایید
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
سلام . به رقصی که بی پا و سر می کنند چنین نغمه عشق سر میکنند . قافیه و ردیف رو لطفا مشخص کنید . آیا دو سر جناس تام است ؟ ممنون
استاداسماعیل محمدزاده:
سلام
امکان دارد بیت دیگر این شعر را بفرستید.
Elahe Zakizadeh:
درود بر شما
بی پا و سر یک واژه است و نمی توان سر را از آن جدا کرد و جداگانه درنظر گرفت
قابل نقد
جعفر میرزایی:
درود استاد
خسته نباشید
جناس تام است
مصرع اول معنی حقیقی سر
مصرع دوم
به معنی متفاوت: گفتن و آواز برآوردن
بی پاوسر -- سر
قافیه است
حسنی:
سلام.دو تا سر جناس تام است
روحانی:
هلا منکر جان و جانان ما بزن زخم انکار بر جان ما
می کنند ردیف است یا جز قافیه ؟ سر دوم به تنهایی یعنی آواز خوندن یا سر میکنند باهم ؟
مریم یوسف زاده:
عرض ادب بانو
به نظر می رسد به ظاهر شهیدان که سر و پایشان را از دست داده اند هم اشاره داشته باشد
البته دو واژه ی سر به نظر نمی رسد جناس باشد
سر دوم مجاز از انتها است
سرکردن. کنایه از به پایان رساندن است
البته در این صورت قافیه معیوب است
Elahe Zakizadeh:
درود استاد بانو یوسف زاده
بله من هم داشتم به این موضوع فکر میکردم که از عیوب قافیه ست.
البته ناگفته نماند که در جاهای دیگر هم دیده بودم که قسمتی از یک واژه با واژه دیگر جناس گرفته شده است همانطور که استاد میرزایی فرمودند.
استاداسماعیل محمدزاده:
سپاس
همان جناس تامی که دوستان فرمودند قافیه است.
■جناس تام:
۱- تلفظ یکسان
۲- ((معنی متفاوت))
■ ردیف:
۱- تلفظ یکسان
۲-(( معنی یکسان))
پس جناس تام در آخر مصراعها قافیه است چون یک شرط ردیف را ندارد.
البته گاهی شاعران در ردیف اختلاف معنی را پشت گوش گذاشته اند!
مریم یوسف زاده:
جناس تام باید خود واژه دو معنی داشته باشد
سر دو معنی ندارد
منظور ما از سر گاهی جزء محل، و.... باشد
سر معنی دیگری نیست
روحانی:
ببخشید پس سر قافیه شدو جناس تام هم داره و میکنند ردیف ؟
استاداسماعیل محمدزاده:
بله درست می فرمایید
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
استاداسماعیل محمدزاده:
نمونه برای تضاد:
در بیت زیر چند تضاد داریم؟
شد مهر و کین پیشش یکی،با نیک و بد کیشش یکی/ بیگانه و خویشش یکی، عشق و هوس یکسان بَرش
((نشاط اصفهانی))
حسنی:
3
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
نمونه برای تضاد:
در بیت زیر چند تضاد داریم؟
شد مهر و کین پیشش یکی،با نیک و بد کیشش یکی/ بیگانه و خویشش یکی، عشق و هوس یکسان بَرش
((نشاط اصفهانی))
حسنی:
3
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
Moein.....@:
گلاب است گویی به جویش روان
همی شاد گردد ز بویش روان
قافیه کدامند؟
مریم یوسف زاده:
روان
Elahe Zakizadeh:
روان قافیه است و ردیف ندارد
در مصرع اول به معنی جاری
در مصرع دوم به معنی روح و جان
حسنی:
روان
Moein.....@:
جویش و بویش قافیه نمیشن
شمس:
سلام.بو جو قافیه روان:جناس تام
rahmani:
کاملا درسته
Moein.....@:
نمیشه بیت رو ذوقافیتین گرفت
مریم یوسف زاده:
البته قافیه ی محجوب هم هست
مریم یوسف زاده:
جو و بو قافیه است
ش. حاجب
روان و روان قافیه
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
گلاب است گویی به جویش روان
همی شاد گردد ز بویش روان
قافیه کدامند؟
مریم یوسف زاده:
روان
Elahe Zakizadeh:
روان قافیه است و ردیف ندارد
در مصرع اول به معنی جاری
در مصرع دوم به معنی روح و جان
حسنی:
روان
Moein.....@:
جویش و بویش قافیه نمیشن
شمس:
سلام.بو جو قافیه روان:جناس تام
rahmani:
کاملا درسته
Moein.....@:
نمیشه بیت رو ذوقافیتین گرفت
مریم یوسف زاده:
البته قافیه ی محجوب هم هست
مریم یوسف زاده:
جو و بو قافیه است
ش. حاجب
روان و روان قافیه
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
استاداسماعیل محمدزاده:
نمونه برای تضاد:
در بیت زیر چند تضاد داریم؟
شد مهر و کین پیشش یکی،با نیک و بد کیشش یکی/ بیگانه و خویشش یکی، عشق و هوس یکسان بَرش
((نشاط اصفهانی))
حسنی:
3
Ho. Khodaiy:
چهار تا
مهر و کین
نیک و بد
بیگانه و خویش
عشق و هوس
حسنی:
امکان داره برای گزینه چهار توضیح بدهید چرا تضاد هستند
استاداسماعیل محمدزاده:
سلام
مننیز به همین عدد۴ رسیدم.
مریم یوسف زاده:
❄️🌧❄️
#قافیه
قسمت ششم
قافیهی محجوب
در صورتی که بین دو قافیه، کلمهای فاصله شود آنرا حاجب میگویند. بیتی که حاجب در آن است را محجوب خوانند.[6]
چشم دولت، ز سواد قلمت، گشت منیر
باغ دانش، ز سحاب کرمت، گشت نضیر
سلمان ساوجی
اهلی شیرازی را کتابی است به نام «سحر حلال» تمام آن دارای صنعت ذوبحرین است؛ به علاوه دارای ذوقافیتین و تجنیس نیز هست که در هر شعری این سه صنعت را به کار برده و رنجی که کشیده از آن کتاب است.
ای همه عالم بر تو بی شکوه
شوکت خاک در تو بیش کوه
خواجه در ابریشم و ما در گلیم
عاقبت ایدل همه یکسر گلیم
اهلی شیرازی [7]
***
بیا تا حال یکدیگر بدانیم
مراد هم بجوییم ار توانیم
حافظ [8]
انصاری م:
سلام
کلمه حاجب لازم نیست بین دو قافیه قرار بگیرد .
کلمه ای که قبل از قافیه و به یک لفظ و معنا تکرار می شود "حاجب" می گویند. :
سلطان ملک است در دل سلطان نور
هر روز به روی او کند سلطان سور
هرگز نرود برو و بر سلطان زور
چشم بد خلق از او و از سلطان دور
مسعود سعد
Ho. Khodaiy:
هوس دوست داشتنی غیر حقیقی
عشق دوست داشتن حقیقی
در تضاد و در تقابل بودن عشق و هوس همیشه بوده است
بنده هم نظرم همین بود 👌👌👌
حسنی:
میشود عشق را ترکیبی از دوست داشتن غیر حقیقی و حقیقی هم دانست
Ho. Khodaiy:
اون که حقیقی و آسمانی است عشق
اون که غیر حقیقی و زمینی است هوس
دوم اینکه اون عشق غیر حقیقی را دوست داشتن می گوییم نه دیگر عشق
باز نظر شما و همکاران ارجمند برایم محترم است.
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
نمونه برای تضاد:
در بیت زیر چند تضاد داریم؟
شد مهر و کین پیشش یکی،با نیک و بد کیشش یکی/ بیگانه و خویشش یکی، عشق و هوس یکسان بَرش
((نشاط اصفهانی))
حسنی:
3
Ho. Khodaiy:
چهار تا
مهر و کین
نیک و بد
بیگانه و خویش
عشق و هوس
حسنی:
امکان داره برای گزینه چهار توضیح بدهید چرا تضاد هستند
استاداسماعیل محمدزاده:
سلام
مننیز به همین عدد۴ رسیدم.
مریم یوسف زاده:
❄️🌧❄️
#قافیه
قسمت ششم
قافیهی محجوب
در صورتی که بین دو قافیه، کلمهای فاصله شود آنرا حاجب میگویند. بیتی که حاجب در آن است را محجوب خوانند.[6]
چشم دولت، ز سواد قلمت، گشت منیر
باغ دانش، ز سحاب کرمت، گشت نضیر
سلمان ساوجی
اهلی شیرازی را کتابی است به نام «سحر حلال» تمام آن دارای صنعت ذوبحرین است؛ به علاوه دارای ذوقافیتین و تجنیس نیز هست که در هر شعری این سه صنعت را به کار برده و رنجی که کشیده از آن کتاب است.
ای همه عالم بر تو بی شکوه
شوکت خاک در تو بیش کوه
خواجه در ابریشم و ما در گلیم
عاقبت ایدل همه یکسر گلیم
اهلی شیرازی [7]
***
بیا تا حال یکدیگر بدانیم
مراد هم بجوییم ار توانیم
حافظ [8]
انصاری م:
سلام
کلمه حاجب لازم نیست بین دو قافیه قرار بگیرد .
کلمه ای که قبل از قافیه و به یک لفظ و معنا تکرار می شود "حاجب" می گویند. :
سلطان ملک است در دل سلطان نور
هر روز به روی او کند سلطان سور
هرگز نرود برو و بر سلطان زور
چشم بد خلق از او و از سلطان دور
مسعود سعد
Ho. Khodaiy:
هوس دوست داشتنی غیر حقیقی
عشق دوست داشتن حقیقی
در تضاد و در تقابل بودن عشق و هوس همیشه بوده است
بنده هم نظرم همین بود 👌👌👌
حسنی:
میشود عشق را ترکیبی از دوست داشتن غیر حقیقی و حقیقی هم دانست
Ho. Khodaiy:
اون که حقیقی و آسمانی است عشق
اون که غیر حقیقی و زمینی است هوس
دوم اینکه اون عشق غیر حقیقی را دوست داشتن می گوییم نه دیگر عشق
باز نظر شما و همکاران ارجمند برایم محترم است.
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon