سعیدبهرامی:
درود ها
آیا در بیت زیر آرایه ی اسلوب معادله هست؟
محرم این هوش جز بی هوشی نیست
مر زبان را مشتری جز گوش نیست
مرادی:
اسلوب معادله داره
H B:
بله
سعیدبهرامی:
فرق اسلوب معادله با تمثیل چیه؟
سعید امرایی:
سلام اسلوب معادله نداره
مرادی:
در اسلوب معادله بین دو مصراع می تونیم رابطه همانندی بذاریم
سعیدبهرامی:
ببخشید ولی بنظرم داره
مرادی:
بیتی که اسلوب معادله داره مصراع ها می تونند جا به جا بشند
سعید امرایی:
در اسلوب معادله باید دوتا مصرع مساوی هم باشن
سعیدبهرامی:
الان بیت مذکور اسلوب معادله داره یا خیر؟
مریم یوسف زاده:
بله استاد
H B:
بی هوشی نه بی هوش
💼Masome 💼:
سلام .تمثیل به معنی مثل آوردن است ممکن در بیتی باشد واصلا به مصرع قبل ربطی نداشته باشه ولی در اسلوب معادله درون یک بیت تمثیلی میا وریم که مثلی برای مصرع قبلی باشد.
درین بیت مصرع دوم مثلی برای مصرع اول بنابرین اسلوب داریم
مریم یوسف زاده:
اسلوب چند شرط دارد
هر مصراع معنی کامل و مجزایی دارد
می توان هر مصراع را جابهجا کرد
در بیشتر مواقع می توان همانطوری که بین دو مصراع قرار دارد
مصراع دوم مصداق یا تمثیلی برای مصراع اول است
در این بیت همه ی شرط ها را دارد
پس اسلوب دارد
مرادی:
در آرایه اسلوب معادله مصراع ها ارتباط دستوری ندارند یعنی هیچ مصراع وابسته مصراع بعدی نیست، یک مصراع مثال واسه مصرا بعد هست،مفهوم دو مصراع یکسان هست،امکان جابه جایی مصراع هست
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
درود ها
آیا در بیت زیر آرایه ی اسلوب معادله هست؟
محرم این هوش جز بی هوشی نیست
مر زبان را مشتری جز گوش نیست
مرادی:
اسلوب معادله داره
H B:
بله
سعیدبهرامی:
فرق اسلوب معادله با تمثیل چیه؟
سعید امرایی:
سلام اسلوب معادله نداره
مرادی:
در اسلوب معادله بین دو مصراع می تونیم رابطه همانندی بذاریم
سعیدبهرامی:
ببخشید ولی بنظرم داره
مرادی:
بیتی که اسلوب معادله داره مصراع ها می تونند جا به جا بشند
سعید امرایی:
در اسلوب معادله باید دوتا مصرع مساوی هم باشن
سعیدبهرامی:
الان بیت مذکور اسلوب معادله داره یا خیر؟
مریم یوسف زاده:
بله استاد
H B:
بی هوشی نه بی هوش
💼Masome 💼:
سلام .تمثیل به معنی مثل آوردن است ممکن در بیتی باشد واصلا به مصرع قبل ربطی نداشته باشه ولی در اسلوب معادله درون یک بیت تمثیلی میا وریم که مثلی برای مصرع قبلی باشد.
درین بیت مصرع دوم مثلی برای مصرع اول بنابرین اسلوب داریم
مریم یوسف زاده:
اسلوب چند شرط دارد
هر مصراع معنی کامل و مجزایی دارد
می توان هر مصراع را جابهجا کرد
در بیشتر مواقع می توان همانطوری که بین دو مصراع قرار دارد
مصراع دوم مصداق یا تمثیلی برای مصراع اول است
در این بیت همه ی شرط ها را دارد
پس اسلوب دارد
مرادی:
در آرایه اسلوب معادله مصراع ها ارتباط دستوری ندارند یعنی هیچ مصراع وابسته مصراع بعدی نیست، یک مصراع مثال واسه مصرا بعد هست،مفهوم دو مصراع یکسان هست،امکان جابه جایی مصراع هست
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
Utab:
سلام،،بیت
صبر بر جور فلک کن تا برآیی رو سفید /دانه چون در آسیاب افتد تحمل بایدش ..جز تشخیص و کنایه و مثل آرایه ی دیگری هم داره
؟؟
ع ق:
سلام استعاره مکنیه و اسلوب مهادله
معادله
الهیاری:
استعاره هم داره ( جور فلک)
افضلی:
درود
دانه واسیاب:مراعات
اسلوب معادله
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
سلام،،بیت
صبر بر جور فلک کن تا برآیی رو سفید /دانه چون در آسیاب افتد تحمل بایدش ..جز تشخیص و کنایه و مثل آرایه ی دیگری هم داره
؟؟
ع ق:
سلام استعاره مکنیه و اسلوب مهادله
معادله
الهیاری:
استعاره هم داره ( جور فلک)
افضلی:
درود
دانه واسیاب:مراعات
اسلوب معادله
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
Saeed Soheili:
سلام بر عزیزان، استادان و فضلا
سوال من این است که آیا قافیه میتواند جناس هم محسوب شود؟
M@ry@m:
درود بر شما ...بله..
Delavar:
شاگرد کوچک جمع دوستان عزیز هستیم
از زیبا ترین جناس ها وقتی است که قافیه باشه و
در ضمن
قافیه هم شیک و نونوار میشه باجناس
و بهش میگیم
قافیه تجنیس
استادمعینی:
سلام!
بنده معتقدم همانطور که سجع را جناس نمی گیریم، قافیه هم جناس نیست.مگر جناس تام که حکم ایهام در بدیع معنوی را دارد.و موجب التذاذ ادبی است.
با سپاس!
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
سلام بر عزیزان، استادان و فضلا
سوال من این است که آیا قافیه میتواند جناس هم محسوب شود؟
M@ry@m:
درود بر شما ...بله..
Delavar:
شاگرد کوچک جمع دوستان عزیز هستیم
از زیبا ترین جناس ها وقتی است که قافیه باشه و
در ضمن
قافیه هم شیک و نونوار میشه باجناس
و بهش میگیم
قافیه تجنیس
استادمعینی:
سلام!
بنده معتقدم همانطور که سجع را جناس نمی گیریم، قافیه هم جناس نیست.مگر جناس تام که حکم ایهام در بدیع معنوی را دارد.و موجب التذاذ ادبی است.
با سپاس!
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
👑:
ببخشید کسی میتونه لطف کنه مبحث استعاره رو برای من توضیح بده
حسن پیرداده بیرانوند:
برای آموزش آسانتر به جای اصطلاحات ویژۀ استعاره، ({مُستَعارٌ لَه = مُشبّه}، {مُستَعارٌ مِنه = مُشبّهبِه} و …) از همان اصطلاحات تشبیه استفاده میکنیم.
این اصطلاحات هم به گوش ما آشناترند و هم اینکه کمک میکنند، معنا و مفهوم استعاره را بهتر متوجه شویم.
در «تشبیه» ادعای همانندی بین دو چیز را داریم، اما در «استعاره» ادعای یکسانی آن دو چیز را داریم.
وقتی میگوییم ۱ استعاره از ۲ است، یعنی ۱ میتواند همان ۲ باشد و به جای آن به کار برود، زیرا پیش از این در یک تشبیه ادعا کردهایم که بسیار شبیه به آن است.
در واقع شاعر ابتدا به «تشبیه» دو چیز پرداخته است.
سپس به سبب شباهت زیادِ آن دو به یکدیگر، یکی («مشبه» یا «مشبه به») را حذف کرده تا شباهت را تا مرحلۀ یکی شدن نشان دهد. (استعاره)
اگر از یک تشبیه، ادات تشبیه و وجه شبه را حذف کنیم، به آن تشبیه بلیغ میگویند.
حال اگر از تشبیه بلیغ، یکی از طرفین تشبیه، یعنی مشبه یا مشبه به را حذف کنیم؛ استعاره به وجود میآید.
به عبارت دیگر، وقتی از یک تشبیه 4 رکنی؛ فقط یکی از طرفین تشبیه، یعنی مُشبّه یا مُشبّهبِه باقی بماند؛ استعاره به وجود میآید.
اگر از تشبیه؛ تنها مُشبّهبِه باقی بماند، استعارۀ ما مُصّرحه (آشکار) خواهد بود.
و اگر از تشبیه؛ تنها مُشبّه + یکی از لوازم مُشبّهبِه باقی بماند، استعارۀ ما مَکنیه یا بالکنایه (پنهان) خواهد بود.
مثال یکم برای استعارۀ مُصّرحه (آشکار):
ماه امروز میهمان من است.
میدانیم که ماه هیچ گاه به میهمانی فردی نمیرود و این معشوق است، که به میهمانی عاشق میرود.
پس میگوییم؛ ماه استعاره از معشوق است.
چون ماه در اصلِ تشبیه «مشبه به» بوده و حذف نشده است، پس استعارۀ ما «مُصّرحه (آشکار)» است.
اصلِ تشبیه مثال بالا چنین است: معشوق مانند ماه زیباست.
(مشبه: معشوق – مشبه به: ماه – ادات تشبیه: مانند – وجه شبه: زیبایی)
و تشبیه بلیغ مثال بالا چنین خواهد بود:
(اِسنادی: معشوق ماه است.)
(اِضافی: ماهِ معشوق)
مثال دوم برای استعارۀ مُصّرحه (آشکار):
به مشکین کمند اندر آویخت چنگ به فندق گلان را به خون داد رنگ
«شاهنامۀ فردوسی»
معنای بیت: سودابه به موهایش چنگ انداخت و با ناخن صورتش را خراشید.
این بیت سه استعاره دارد:
استعارۀ یکم: کمند به معنی طناب است و استعاره از موی است.
یعنی موی به کمند تشبیه شده است.
پس از تشبیه، تنها مُشبّهبِه باقی مانده است. پس استعارۀ ما «مُصرّحه (آشکار)» است.
استعارۀ دوم: فندق یک نوع آجیل است و استعاره از ناخن است.
یعنی ناخن به فندق تشبیه شده است.
پس از تشبیه، تنها مُشبّهبِه باقی مانده است. پس استعارۀ ما «مُصرّحه (آشکار)» است.
استعارۀ سوم: گُل زیبا و لطیف است و استعاره از چهره است.
یعنی چهره به گُل تشبیه شده است.
پس از تشبیه، تنها مُشبّهبِه باقی مانده است. پس استعارۀ ما «مُصرّحه (آشکار)» است.
مثال یکم برای استعارۀ مَکنیه (پنهان):
معشوق در میان جمع میدرخشید.
میدانیم که معشوق نمیدرخشد و این ماه است، که میدرخشد. پس میگوییم؛ معشوق استعاره از ماه است.
اصلِ تشبیه پیش از حذف مُشبّهبِه و تبدیل شدن به استعاره چنین بوده است: (معشوق مانند ماه میدرخشد.)
(مُشبّه: معشوق – مُشبّهبِه: ماه – اَداتتشبیه: مانند – وَجهشَبَه: درخشیدن از زیبایی)
در این استعاره درخشیدن از لوازم مُشبّهبِه است که همراه مُشبّه آمده است.
چون معشوق در اصلِ تشبیه «مُشبّه» بوده و در استعاره حذف نشده است، پس استعارۀ ما «مَکنیه (پنهان)» خواهد بود.
مثال دوم برای استعارۀ مَکنیه (پنهان):
برگهای سبز درخت در وزش نسیم، به رقص درمیآیند .
میدانیم که برگهای درخت نمیرقصند و این انسان است، که میرقصد. پس میگوییم؛ برگهای درخت استعاره از انسان هستند.
یعنی رقصیدن یکی از حالات و رفتار انسانی است که در این جا به برگهای درخت نسبت داده شده است.
اصلِ تشبیه پیش از حذف مُشبّهبِه و تبدیل شدن به استعاره چنین بوده است: (برگهای سبز درخت مانند انسان میرقصند.)
(مُشبّه: برگهای درخت – مُشبّهبِه: انسان – اَداتتشبیه: مانند – وَجهشَبَه: رقصیدن)
در این استعاره رقصیدن از لوازم مُشبّهبِه است که همراه مُشبّه آمده است.
چون معشوق در اصلِ تشبیه «مُشبّه» بوده و در استعاره حذف نشده است، پس استعارۀ ما «مَکنیه (پنهان)» خواهد بود
گروه دبیزان ادبیات ایران
@Foonon
ببخشید کسی میتونه لطف کنه مبحث استعاره رو برای من توضیح بده
حسن پیرداده بیرانوند:
برای آموزش آسانتر به جای اصطلاحات ویژۀ استعاره، ({مُستَعارٌ لَه = مُشبّه}، {مُستَعارٌ مِنه = مُشبّهبِه} و …) از همان اصطلاحات تشبیه استفاده میکنیم.
این اصطلاحات هم به گوش ما آشناترند و هم اینکه کمک میکنند، معنا و مفهوم استعاره را بهتر متوجه شویم.
در «تشبیه» ادعای همانندی بین دو چیز را داریم، اما در «استعاره» ادعای یکسانی آن دو چیز را داریم.
وقتی میگوییم ۱ استعاره از ۲ است، یعنی ۱ میتواند همان ۲ باشد و به جای آن به کار برود، زیرا پیش از این در یک تشبیه ادعا کردهایم که بسیار شبیه به آن است.
در واقع شاعر ابتدا به «تشبیه» دو چیز پرداخته است.
سپس به سبب شباهت زیادِ آن دو به یکدیگر، یکی («مشبه» یا «مشبه به») را حذف کرده تا شباهت را تا مرحلۀ یکی شدن نشان دهد. (استعاره)
اگر از یک تشبیه، ادات تشبیه و وجه شبه را حذف کنیم، به آن تشبیه بلیغ میگویند.
حال اگر از تشبیه بلیغ، یکی از طرفین تشبیه، یعنی مشبه یا مشبه به را حذف کنیم؛ استعاره به وجود میآید.
به عبارت دیگر، وقتی از یک تشبیه 4 رکنی؛ فقط یکی از طرفین تشبیه، یعنی مُشبّه یا مُشبّهبِه باقی بماند؛ استعاره به وجود میآید.
اگر از تشبیه؛ تنها مُشبّهبِه باقی بماند، استعارۀ ما مُصّرحه (آشکار) خواهد بود.
و اگر از تشبیه؛ تنها مُشبّه + یکی از لوازم مُشبّهبِه باقی بماند، استعارۀ ما مَکنیه یا بالکنایه (پنهان) خواهد بود.
مثال یکم برای استعارۀ مُصّرحه (آشکار):
ماه امروز میهمان من است.
میدانیم که ماه هیچ گاه به میهمانی فردی نمیرود و این معشوق است، که به میهمانی عاشق میرود.
پس میگوییم؛ ماه استعاره از معشوق است.
چون ماه در اصلِ تشبیه «مشبه به» بوده و حذف نشده است، پس استعارۀ ما «مُصّرحه (آشکار)» است.
اصلِ تشبیه مثال بالا چنین است: معشوق مانند ماه زیباست.
(مشبه: معشوق – مشبه به: ماه – ادات تشبیه: مانند – وجه شبه: زیبایی)
و تشبیه بلیغ مثال بالا چنین خواهد بود:
(اِسنادی: معشوق ماه است.)
(اِضافی: ماهِ معشوق)
مثال دوم برای استعارۀ مُصّرحه (آشکار):
به مشکین کمند اندر آویخت چنگ به فندق گلان را به خون داد رنگ
«شاهنامۀ فردوسی»
معنای بیت: سودابه به موهایش چنگ انداخت و با ناخن صورتش را خراشید.
این بیت سه استعاره دارد:
استعارۀ یکم: کمند به معنی طناب است و استعاره از موی است.
یعنی موی به کمند تشبیه شده است.
پس از تشبیه، تنها مُشبّهبِه باقی مانده است. پس استعارۀ ما «مُصرّحه (آشکار)» است.
استعارۀ دوم: فندق یک نوع آجیل است و استعاره از ناخن است.
یعنی ناخن به فندق تشبیه شده است.
پس از تشبیه، تنها مُشبّهبِه باقی مانده است. پس استعارۀ ما «مُصرّحه (آشکار)» است.
استعارۀ سوم: گُل زیبا و لطیف است و استعاره از چهره است.
یعنی چهره به گُل تشبیه شده است.
پس از تشبیه، تنها مُشبّهبِه باقی مانده است. پس استعارۀ ما «مُصرّحه (آشکار)» است.
مثال یکم برای استعارۀ مَکنیه (پنهان):
معشوق در میان جمع میدرخشید.
میدانیم که معشوق نمیدرخشد و این ماه است، که میدرخشد. پس میگوییم؛ معشوق استعاره از ماه است.
اصلِ تشبیه پیش از حذف مُشبّهبِه و تبدیل شدن به استعاره چنین بوده است: (معشوق مانند ماه میدرخشد.)
(مُشبّه: معشوق – مُشبّهبِه: ماه – اَداتتشبیه: مانند – وَجهشَبَه: درخشیدن از زیبایی)
در این استعاره درخشیدن از لوازم مُشبّهبِه است که همراه مُشبّه آمده است.
چون معشوق در اصلِ تشبیه «مُشبّه» بوده و در استعاره حذف نشده است، پس استعارۀ ما «مَکنیه (پنهان)» خواهد بود.
مثال دوم برای استعارۀ مَکنیه (پنهان):
برگهای سبز درخت در وزش نسیم، به رقص درمیآیند .
میدانیم که برگهای درخت نمیرقصند و این انسان است، که میرقصد. پس میگوییم؛ برگهای درخت استعاره از انسان هستند.
یعنی رقصیدن یکی از حالات و رفتار انسانی است که در این جا به برگهای درخت نسبت داده شده است.
اصلِ تشبیه پیش از حذف مُشبّهبِه و تبدیل شدن به استعاره چنین بوده است: (برگهای سبز درخت مانند انسان میرقصند.)
(مُشبّه: برگهای درخت – مُشبّهبِه: انسان – اَداتتشبیه: مانند – وَجهشَبَه: رقصیدن)
در این استعاره رقصیدن از لوازم مُشبّهبِه است که همراه مُشبّه آمده است.
چون معشوق در اصلِ تشبیه «مُشبّه» بوده و در استعاره حذف نشده است، پس استعارۀ ما «مَکنیه (پنهان)» خواهد بود
گروه دبیزان ادبیات ایران
@Foonon
👍1
رضا:
سوال :او بر قلب دشمن زد واژه ی قلب ایهام است یا مجاز؟
بانو اسدی:
درود
قلب یک اصطلاح نظامی است در اینجا
بهروز کرمی:
مجاز
رضا:
پس در غیر معنی حقیقی است درسته؟
نوع علاقه ی,این مجاز چیست؟
بهروز کرمی:
دقیقا
بانو اسدی:
خیر
در معنای واقعی است.
قلب، در اینجا عمق نیروهای دشمن، یک اصطلاح نظامی است
رضا:
پس می تونیم به عنوان تعبیر یا اصطلاح در نظر بگیریم و دانش آمو زان را توجیه کنیم
بهروز کرمی:
علاقه مشابهت
Delavar:
در آرایش قدیم لشکر
مرکز فرماندهی در وسط سپاه بوده
که قلب گفته میشده و بقیه
میمنه میسره عقبه طلایه
بانو اسدی:
در آرایش نظامی قسمت های مختلف یک گروه نظامی اصطلاحاتی مثل قلب، جناحین، ساقه و... به کار می روند.
💓Moallem.Adab💓:
درود
اگر قلب سپاه یا لشکر میگفت، مجاز بود
ولی قلب دشمن حقیقت است شاید بتوان گفت کنایه از میانه سپاه است
معینی:
استاد عزیزم،
درود!
نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا
تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی.
قلب، محور مضمون سازی فراوان در شعر ونثر فارسی بوده است
بانو غریب زاده:
درود استاد جناس تام قلب وقلب
💓Moallem.Adab💓:
درود
قلب دشمن را اگر به معنی قلب سپاه دشمن بگیریم آنوقت مجاز به علاقه مشابهت است است که استعاره میشود
جعفر میرزایی:
درود
قلب دشمن شکنی به روز هیجا
قلب
ایهام تناسب
دل دشمن
قلب سپاه دشمن
💓Moallem.Adab💓:
درود جناب میرزایی
قلب اگر ایهام داشته باشد باید همیشه این ایهام را به همراه داشته باشد نه تنها برای سپاه و لشکر
نظر من این است،
تو که قلب دشمن شکنی به روز هیجا، یعنی قلب سپاه دشمن، و قلب مجاز از میانه و مرکز است به علاقه مشابهت که همان استعاره مکنیه است به قرینه هیجا و شکستن
جعفر میرزایی:
درود بر شما
قلب بخشی از آرایش جنگی سپاه است
ودر ارتباط سپاه معنی حقیقی دارد:
تو قلب سپه را به آیین بدار
مریم یوسف زاده:
قلب. به علاقه سببیه مرکز
و از طرفی. قلب دشمن خونی
اینجا حقیقت است
استعاره نیست
جعفر میرزایی:
درود بانو
بله
استعاره نیست.
به نظر بنده:
روز جنگ
دل دشمن را می شکنی...
قلب سپاه دشمن می شکنی
(دشمن را شکست می دهی )
💓Moallem.Adab💓:
بله بزرگوار اینو میدونم ولی قلب برای سپاس رو من مجاز میدونم نه ایهام چون نمیتونیم بگیم واژه قلب به خودی خود ایهام داره و دارای دو معنی است مثل مهر و گور و مدام و غیره
مثلا اگر بگوییم شمس سپاه را نشانه گرفت باز هم شمس میتونه ایهام داشته باشه به سردار سپاه یا پهلوان سپاه؟
من هم گفتم قلب دشمن حقیقت است ولی قلب سپاه مجاز و استعاره است و این دو با هم تفاوت دارند
احسنت و عالي
بنده هم همین رو عرض کردم، گفتم قلب سپاه مجاز و استعاره از نوع مکنیه است 👌👌👌
جعفر میرزایی:
اگر واژه ای استعاره یا مجاز باشه
در استعاره قابل تبدیل به تشبیه است
و در مجاز
معنی مجازی و علاقه به جای لفظ مجازی می نشیند
قلب بخشی از آرایش سپاه است
در
معنی قلب و مرکز سپاه و فرماندهی یکسان است.
قلب
(قَ لْ) [ ع . ] (اِ.) 1 - عضوی ماهیچه ای که در سمت چپ قفسة سینه جا دارد و کارش رساندن خون به تمام نقاط بدن است . 2 - خاطر، ضمیر. 3 - دانش ، علم . 4 - میان ، وسط ، درون ، داخل . 5 - مرکز. 6 - میانة لشکر.<br><br>
فرهنگ فارسی معین | واژهیاب
معانی بیشتر در لینک زیر:
https://www.vajehyab.com/?q=قلب
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
سوال :او بر قلب دشمن زد واژه ی قلب ایهام است یا مجاز؟
بانو اسدی:
درود
قلب یک اصطلاح نظامی است در اینجا
بهروز کرمی:
مجاز
رضا:
پس در غیر معنی حقیقی است درسته؟
نوع علاقه ی,این مجاز چیست؟
بهروز کرمی:
دقیقا
بانو اسدی:
خیر
در معنای واقعی است.
قلب، در اینجا عمق نیروهای دشمن، یک اصطلاح نظامی است
رضا:
پس می تونیم به عنوان تعبیر یا اصطلاح در نظر بگیریم و دانش آمو زان را توجیه کنیم
بهروز کرمی:
علاقه مشابهت
Delavar:
در آرایش قدیم لشکر
مرکز فرماندهی در وسط سپاه بوده
که قلب گفته میشده و بقیه
میمنه میسره عقبه طلایه
بانو اسدی:
در آرایش نظامی قسمت های مختلف یک گروه نظامی اصطلاحاتی مثل قلب، جناحین، ساقه و... به کار می روند.
💓Moallem.Adab💓:
درود
اگر قلب سپاه یا لشکر میگفت، مجاز بود
ولی قلب دشمن حقیقت است شاید بتوان گفت کنایه از میانه سپاه است
معینی:
استاد عزیزم،
درود!
نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا
تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی.
قلب، محور مضمون سازی فراوان در شعر ونثر فارسی بوده است
بانو غریب زاده:
درود استاد جناس تام قلب وقلب
💓Moallem.Adab💓:
درود
قلب دشمن را اگر به معنی قلب سپاه دشمن بگیریم آنوقت مجاز به علاقه مشابهت است است که استعاره میشود
جعفر میرزایی:
درود
قلب دشمن شکنی به روز هیجا
قلب
ایهام تناسب
دل دشمن
قلب سپاه دشمن
💓Moallem.Adab💓:
درود جناب میرزایی
قلب اگر ایهام داشته باشد باید همیشه این ایهام را به همراه داشته باشد نه تنها برای سپاه و لشکر
نظر من این است،
تو که قلب دشمن شکنی به روز هیجا، یعنی قلب سپاه دشمن، و قلب مجاز از میانه و مرکز است به علاقه مشابهت که همان استعاره مکنیه است به قرینه هیجا و شکستن
جعفر میرزایی:
درود بر شما
قلب بخشی از آرایش جنگی سپاه است
ودر ارتباط سپاه معنی حقیقی دارد:
تو قلب سپه را به آیین بدار
مریم یوسف زاده:
قلب. به علاقه سببیه مرکز
و از طرفی. قلب دشمن خونی
اینجا حقیقت است
استعاره نیست
جعفر میرزایی:
درود بانو
بله
استعاره نیست.
به نظر بنده:
روز جنگ
دل دشمن را می شکنی...
قلب سپاه دشمن می شکنی
(دشمن را شکست می دهی )
💓Moallem.Adab💓:
بله بزرگوار اینو میدونم ولی قلب برای سپاس رو من مجاز میدونم نه ایهام چون نمیتونیم بگیم واژه قلب به خودی خود ایهام داره و دارای دو معنی است مثل مهر و گور و مدام و غیره
مثلا اگر بگوییم شمس سپاه را نشانه گرفت باز هم شمس میتونه ایهام داشته باشه به سردار سپاه یا پهلوان سپاه؟
من هم گفتم قلب دشمن حقیقت است ولی قلب سپاه مجاز و استعاره است و این دو با هم تفاوت دارند
احسنت و عالي
بنده هم همین رو عرض کردم، گفتم قلب سپاه مجاز و استعاره از نوع مکنیه است 👌👌👌
جعفر میرزایی:
اگر واژه ای استعاره یا مجاز باشه
در استعاره قابل تبدیل به تشبیه است
و در مجاز
معنی مجازی و علاقه به جای لفظ مجازی می نشیند
قلب بخشی از آرایش سپاه است
در
معنی قلب و مرکز سپاه و فرماندهی یکسان است.
قلب
(قَ لْ) [ ع . ] (اِ.) 1 - عضوی ماهیچه ای که در سمت چپ قفسة سینه جا دارد و کارش رساندن خون به تمام نقاط بدن است . 2 - خاطر، ضمیر. 3 - دانش ، علم . 4 - میان ، وسط ، درون ، داخل . 5 - مرکز. 6 - میانة لشکر.<br><br>
فرهنگ فارسی معین | واژهیاب
معانی بیشتر در لینک زیر:
https://www.vajehyab.com/?q=قلب
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
Vajehyab
معنی قلب | واژه یاب
جستوجوی معنی «قلب» در لغت نامه های دهخدا، معین، عمید، سره، مترادف و متضاد، فرهنگستان، دیکشنری انگلیسی و فارسی در بیش از یک میلیون واژه.
Reza:
سلام و عرض ادب خدمت همکارای عزیز.
برای ابدال و قلب چه روشهایی هس که بشود در شعر به راحتی آنها را پیدا کرد و تست هایش را جواب داد؟
آیت تیرگیر:
سلام. تمرین بسیار
همچنین به ذهن سپردن ابیاتی که که ابدال و قلب دارند
تا جایی که به ذهن دارم در کتاب فنون سوم دوبیت اختیار قلب داشت که میشود براحتی به ذهن سپرد
بانو محسنی:
درود
در ابیاتی که ابدال دارند هجاهای یک مصرع بیشتر هست
جعفر میرزایی:
درود
در دبیرستان
قلب در مفتعلن و مفاعلن رخ می دهد
ابدال
معمولا تعداد هجاهای دو مصراع برابر نیست
و وقتی هجاهای دو مصراع را باهم می سنجیم در جایی در مصراع مقابل در برابر هجای بلند کوتاه است
بین ارکان
فع لن فعلن
فعلاتن مفعولن
مفتعلن مفعولن
و..... رخ می دهد
در کانال فنون توضیحات هست
استاد دلاور به روش شنیداری در کانال عروض سماعی توضیح می دهند
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
سلام و عرض ادب خدمت همکارای عزیز.
برای ابدال و قلب چه روشهایی هس که بشود در شعر به راحتی آنها را پیدا کرد و تست هایش را جواب داد؟
آیت تیرگیر:
سلام. تمرین بسیار
همچنین به ذهن سپردن ابیاتی که که ابدال و قلب دارند
تا جایی که به ذهن دارم در کتاب فنون سوم دوبیت اختیار قلب داشت که میشود براحتی به ذهن سپرد
بانو محسنی:
درود
در ابیاتی که ابدال دارند هجاهای یک مصرع بیشتر هست
جعفر میرزایی:
درود
در دبیرستان
قلب در مفتعلن و مفاعلن رخ می دهد
ابدال
معمولا تعداد هجاهای دو مصراع برابر نیست
و وقتی هجاهای دو مصراع را باهم می سنجیم در جایی در مصراع مقابل در برابر هجای بلند کوتاه است
بین ارکان
فع لن فعلن
فعلاتن مفعولن
مفتعلن مفعولن
و..... رخ می دهد
در کانال فنون توضیحات هست
استاد دلاور به روش شنیداری در کانال عروض سماعی توضیح می دهند
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
Hz:
امشب ای ماه،عجب چرب زبان آمده ای به تن زار من خسته چو جان آمده ای، نظرتون در مورد این شعر چیه؟
بانو غریب زاده:
از چه نظر ؟
Hz:
آرایه
Mahan:
تشخيص
استعاره مكنيه
حس اميزي
كنايه
تشبيه
بانو غریب زاده:
اگر منظور از ماه معشوق باشه که استعاره مصرحه . در غیراینصورت تشخیص
کنایه
تشبیه
بانو محسنی:
استعاره مکنیه و تشخیص
تشبیه
کنایه
جعفر میرزایی:
درود بانو
چرب زبان قرینه است
که ماه استعاره از انسان چو ماه است
گروه دبیرانادبیات ایران
@Foonon
امشب ای ماه،عجب چرب زبان آمده ای به تن زار من خسته چو جان آمده ای، نظرتون در مورد این شعر چیه؟
بانو غریب زاده:
از چه نظر ؟
Hz:
آرایه
Mahan:
تشخيص
استعاره مكنيه
حس اميزي
كنايه
تشبيه
بانو غریب زاده:
اگر منظور از ماه معشوق باشه که استعاره مصرحه . در غیراینصورت تشخیص
کنایه
تشبیه
بانو محسنی:
استعاره مکنیه و تشخیص
تشبیه
کنایه
جعفر میرزایی:
درود بانو
چرب زبان قرینه است
که ماه استعاره از انسان چو ماه است
گروه دبیرانادبیات ایران
@Foonon
Ali:
سلام ودرود
امکانش هست آرایه های بیت رامشخص کنید
نه خلاف عهدکردم که حدیث جزتوگفتم همه برسرزبانندوتودرمیان جانی
ممنون
بانو غریب زاده:
حسن تعلیل
مراعات. کنایه
آیت تیرگیر:
اغراق
اقاقی:
حسن تعلیلش به چه شکلی هس
Farideh ilati:
سلام و درود به نظر بنده حسن تعلیل نداره
بانو غریب زاده:
دلیل اینکه اسم معشوق رو به زبان نمیاره واز بقیه صحبت میکنه رو این میدونه که معشوق در میان جان است
البته قابل نقد
اقاقی:
گفتین حسن تعلیل همین رو برداشت کردم ک ب این صورته
Ali:
سپاس
کنایه هارومشخص میکنید؟
بانو محسنی:
برسر زبان بودن کنایه از فقطد اسم بردن از دیگران
میان جان کنایه از نهایت عشق به معشوق و درته دل عاشق جا داشتن
Ali:
حسن تعلیل؟
بانو محسنی:
نظر بانو غریب زاده عزیز قابل تامل هست
معینی:
سلام!
علاوه بر آرایه هایی که همکاران محترم فرمودند.عهد، ایهام دارد.
خلاف عهد: خلاف روزگار
خلاف عهد: پیمان شکستن
Ali:
باوجودکنایه ها
علت غیرواقعی است؟
بانو محسنی:
بله
تصور نمی کنم منافات داشته باشه
نظر استادان دیگر ؟؟
بانو غریب زاده:
بر سر زبان بودن
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
سلام ودرود
امکانش هست آرایه های بیت رامشخص کنید
نه خلاف عهدکردم که حدیث جزتوگفتم همه برسرزبانندوتودرمیان جانی
ممنون
بانو غریب زاده:
حسن تعلیل
مراعات. کنایه
آیت تیرگیر:
اغراق
اقاقی:
حسن تعلیلش به چه شکلی هس
Farideh ilati:
سلام و درود به نظر بنده حسن تعلیل نداره
بانو غریب زاده:
دلیل اینکه اسم معشوق رو به زبان نمیاره واز بقیه صحبت میکنه رو این میدونه که معشوق در میان جان است
البته قابل نقد
اقاقی:
گفتین حسن تعلیل همین رو برداشت کردم ک ب این صورته
Ali:
سپاس
کنایه هارومشخص میکنید؟
بانو محسنی:
برسر زبان بودن کنایه از فقطد اسم بردن از دیگران
میان جان کنایه از نهایت عشق به معشوق و درته دل عاشق جا داشتن
Ali:
حسن تعلیل؟
بانو محسنی:
نظر بانو غریب زاده عزیز قابل تامل هست
معینی:
سلام!
علاوه بر آرایه هایی که همکاران محترم فرمودند.عهد، ایهام دارد.
خلاف عهد: خلاف روزگار
خلاف عهد: پیمان شکستن
Ali:
باوجودکنایه ها
علت غیرواقعی است؟
بانو محسنی:
بله
تصور نمی کنم منافات داشته باشه
نظر استادان دیگر ؟؟
بانو غریب زاده:
بر سر زبان بودن
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
سلام اساتید. فضلای محترم. کسی میتواند توضیح دهد که تفاوت جناس و سجع در چیست؟ متشکرم
سجع مخصوص نثر است و در پایان دو جمله با آهنگ خاص قرار می گیرد
البته سجع در بیتهای مسجع. یا قافیه ی درونی
و
آرایه ی ترصیع و موازنه هم طبق قانون خودش به کار می رود
جناس هم در نثر و هم در نظم دیده می شود
و جای خاصی هم ندارد
@Foonon
سجع مخصوص نثر است و در پایان دو جمله با آهنگ خاص قرار می گیرد
البته سجع در بیتهای مسجع. یا قافیه ی درونی
و
آرایه ی ترصیع و موازنه هم طبق قانون خودش به کار می رود
جناس هم در نثر و هم در نظم دیده می شود
و جای خاصی هم ندارد
@Foonon
🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
🌻🌻🌻🌻🌻
🌻🌻🌻
🌻🌻
«به نام خداوند جان آفرین
حکیم سخن در زبان آفرین »🍃🌸🍃
درود !
برنامه ی کارگاه آموزشی یک شنبه ،گروه دبیران ادبیات ایران 🇮🇷 :
🔰 کارگاه آموزشی و تخصصی «قرابت معنایی مفاهیم عرفانی ابیات علوم و فنون دهم »
📌با حضور ارزشمند استاد #اسماعیل_محمد_زاده
💢ساعت ۲۱ الی ۲۲
از اینکه زمان کارگاهها با ما همراهید و پیام متفرقه ارسال نمی کنید سپاسگزاریم 🙏🌹
🌻
🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
https://t.me/joinchat/B1NHLEPz0AqwU6ggJgGzHg
🌻🌻🌻🌻🌻
🌻🌻🌻
🌻🌻
«به نام خداوند جان آفرین
حکیم سخن در زبان آفرین »🍃🌸🍃
درود !
برنامه ی کارگاه آموزشی یک شنبه ،گروه دبیران ادبیات ایران 🇮🇷 :
🔰 کارگاه آموزشی و تخصصی «قرابت معنایی مفاهیم عرفانی ابیات علوم و فنون دهم »
📌با حضور ارزشمند استاد #اسماعیل_محمد_زاده
💢ساعت ۲۱ الی ۲۲
از اینکه زمان کارگاهها با ما همراهید و پیام متفرقه ارسال نمی کنید سپاسگزاریم 🙏🌹
🌻
🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
https://t.me/joinchat/B1NHLEPz0AqwU6ggJgGzHg
صبا:
سلام لطفا بیت زیر رو تقطیع کنید و اختیاراتش رو بفرمایید
بی تو در کلبه گدایی خویش /رنج هایی کشیده ام که مپرس
استادجعفر میرزایی:
درود
بی ت در کل/ ب ی٭ گ دا /یی٭ ی خیش
(ی...بلند تلفظ کردن مصوت کوتاه
یی ...کوتاه تلفظ کردن مصوت بلند)
رن ج ها یی/ ک شی د ام/ ک م پرس
فاعلاتن مفاعلن فعلن
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
سلام لطفا بیت زیر رو تقطیع کنید و اختیاراتش رو بفرمایید
بی تو در کلبه گدایی خویش /رنج هایی کشیده ام که مپرس
استادجعفر میرزایی:
درود
بی ت در کل/ ب ی٭ گ دا /یی٭ ی خیش
(ی...بلند تلفظ کردن مصوت کوتاه
یی ...کوتاه تلفظ کردن مصوت بلند)
رن ج ها یی/ ک شی د ام/ ک م پرس
فاعلاتن مفاعلن فعلن
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
امیرصدرا:
سلام ببخشید ید قدرت چه نوع اضافه ایست؟
Z._.S._.G:
اضافه استعاری:
مضاف یک تصور است برای مضاف الیه نه یک واقعیت
مثل : دست اجل ( دست برای اجل ، تصور شده است )
دست روزگار
امیرصدرا:
بله اما نمیشه اضافه اقترانی در نظر گرفت
دستی که به هدف قدرت یا از روی قدرت برای انجام کاری ؟!
Z._.S._.G:
اضافه اقترانی : مضاف برای مضاف الیه یک واقعیت است (قابل درک و دیدن است )، مثل : زانوی غم ، دست ادب
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
سلام ببخشید ید قدرت چه نوع اضافه ایست؟
Z._.S._.G:
اضافه استعاری:
مضاف یک تصور است برای مضاف الیه نه یک واقعیت
مثل : دست اجل ( دست برای اجل ، تصور شده است )
دست روزگار
امیرصدرا:
بله اما نمیشه اضافه اقترانی در نظر گرفت
دستی که به هدف قدرت یا از روی قدرت برای انجام کاری ؟!
Z._.S._.G:
اضافه اقترانی : مضاف برای مضاف الیه یک واقعیت است (قابل درک و دیدن است )، مثل : زانوی غم ، دست ادب
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
مریم یوسف زاده:
لطفاً وزن و اختیارات شاعری را در ابیات زیر مشخص کنید
وه که چه خنده زنند بر من و تو کودکان
اگر کسی شعر ما سوی خراسان برد
گوید خاقانیا این همه ناموس چیست؟
نه هرکه دو بیت گفت لقب ز خاقان برد
عذرخواهی می کنم
میشه لطفاً پاسخ این سوال را هم دوستان بفرمایند
شعر عز عبدالرزاق اصفهانی است و تمام ابیاتش اختیار دارد
کیست که پیغام من به شهر شروان بَرَد؟ -------------- یک سخن از من بدان مرد سخندان برد
گوید: خاقانیا این همه ناموس چیست؟ --------------- نه هر که دو بیت گفت لقب ز خاقان برد
تحفه فرستی ز شعر سوى عراق؟ اینت جهل! ----------- هیچ کس از زیرکى زیره به کرمان برد؟!
هنوز گویندگان هستند اندر عراق ---------------- که قوت ناطقه مدد از ایشان برد
یکى از ایشان منم که چون کنم راى نظم ------------- سجده برِ طبعِ من روان حَسّان برد
وه که چه خنده زنند بر من و تو کودکان -------------- اگر کسى شعر ما سوى خراسان برد
این همه خود طیبت است والله گر مثل تو --------------- چرخ به سیصد قران گشت ز دوران برد
شاعر زرگر منم، ساحر درگر تویی -------------- کیست که باد و برودت ز ما دو کشخوان برد؟
وزنش. مفتعلن فاعلن است؟
استاد نصرت اله صادقلو:
سلام وزن اصلی مفتعلن فاعلن است و در مصرع سوم اختیار تسکین و چهارم قلب آمده است
البته تغییر کمیت مصوت ها هم دارد
بحر منسرح مثمن مطوی مکشوف است
استادجعفر میرزایی:
بله
اگر کسی مفاعلن قلب مفتعلن
گوید خا..مفعولن ابدال مفتعلن
قا نی یا
نی کوتاه تلفظ کردن مصوت بلند ی
ست در کیست یک هجای کوتاه است
یا ت حذف شود و س متحرک(سنتی)
به شهر شر
مفاعلن قلب مفتعلن
و ....
بانو محسنی:
درود جناب دکتر صادقلو ارجمند
👌👌👌👌
بسیار عالی
در بیت
گربه تو افتد نظرم چهره به چهره مو به مو
شرح دهم غم تو را نکته به نکته موبه مو
مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفاعلن در رکن اخر هردو مصرع اختیار قلب هست
استاد نصرت اله صادقلو:
درود و سپاس فراوان از لطف شما
شعر اینگونه است:
گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو
وزن این بیت مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن است
بانو محسنی:
سپاس ازعنایت شما استاد بزرگوار
گر ب ت اف
ت دم ن ظر
چه ر ب چه
ر رو ب رو
شر ح د هم
غ م *ت را
نک ت ب نک
ت مو ب مو
باتوجه به اینکه وزنش مفتعلن مفاعلن هست اختیار قلب در هیچ کدام ابیات نیست؟؟؟
استاد نصرت اله صادقلو:
درسته قلب نداره
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
لطفاً وزن و اختیارات شاعری را در ابیات زیر مشخص کنید
وه که چه خنده زنند بر من و تو کودکان
اگر کسی شعر ما سوی خراسان برد
گوید خاقانیا این همه ناموس چیست؟
نه هرکه دو بیت گفت لقب ز خاقان برد
عذرخواهی می کنم
میشه لطفاً پاسخ این سوال را هم دوستان بفرمایند
شعر عز عبدالرزاق اصفهانی است و تمام ابیاتش اختیار دارد
کیست که پیغام من به شهر شروان بَرَد؟ -------------- یک سخن از من بدان مرد سخندان برد
گوید: خاقانیا این همه ناموس چیست؟ --------------- نه هر که دو بیت گفت لقب ز خاقان برد
تحفه فرستی ز شعر سوى عراق؟ اینت جهل! ----------- هیچ کس از زیرکى زیره به کرمان برد؟!
هنوز گویندگان هستند اندر عراق ---------------- که قوت ناطقه مدد از ایشان برد
یکى از ایشان منم که چون کنم راى نظم ------------- سجده برِ طبعِ من روان حَسّان برد
وه که چه خنده زنند بر من و تو کودکان -------------- اگر کسى شعر ما سوى خراسان برد
این همه خود طیبت است والله گر مثل تو --------------- چرخ به سیصد قران گشت ز دوران برد
شاعر زرگر منم، ساحر درگر تویی -------------- کیست که باد و برودت ز ما دو کشخوان برد؟
وزنش. مفتعلن فاعلن است؟
استاد نصرت اله صادقلو:
سلام وزن اصلی مفتعلن فاعلن است و در مصرع سوم اختیار تسکین و چهارم قلب آمده است
البته تغییر کمیت مصوت ها هم دارد
بحر منسرح مثمن مطوی مکشوف است
استادجعفر میرزایی:
بله
اگر کسی مفاعلن قلب مفتعلن
گوید خا..مفعولن ابدال مفتعلن
قا نی یا
نی کوتاه تلفظ کردن مصوت بلند ی
ست در کیست یک هجای کوتاه است
یا ت حذف شود و س متحرک(سنتی)
به شهر شر
مفاعلن قلب مفتعلن
و ....
بانو محسنی:
درود جناب دکتر صادقلو ارجمند
👌👌👌👌
بسیار عالی
در بیت
گربه تو افتد نظرم چهره به چهره مو به مو
شرح دهم غم تو را نکته به نکته موبه مو
مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفاعلن در رکن اخر هردو مصرع اختیار قلب هست
استاد نصرت اله صادقلو:
درود و سپاس فراوان از لطف شما
شعر اینگونه است:
گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو
وزن این بیت مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن است
بانو محسنی:
سپاس ازعنایت شما استاد بزرگوار
گر ب ت اف
ت دم ن ظر
چه ر ب چه
ر رو ب رو
شر ح د هم
غ م *ت را
نک ت ب نک
ت مو ب مو
باتوجه به اینکه وزنش مفتعلن مفاعلن هست اختیار قلب در هیچ کدام ابیات نیست؟؟؟
استاد نصرت اله صادقلو:
درسته قلب نداره
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
صبا:
تقطیع و اختیارات شاعری بیت زیر رو بفرمایبد؟
بی تو در کلبه گدایی خویس/رنج هایی کشیده ام که مپرس
بانو اسدی:
بی ت در کل ب ی گ دا یی ی خیش
رن ج ها یی ک شی د ام ک م پرس
آوردن فاعلاتن به جای فعلاتن در رکن اول هر دو مصرع
بلند تلفظ کردن هجای کوتاه (ی)
به کار بردن هجای کشیده پایان مصرع به جای هجای بلند
صبا:
درود بر شما وزن آن؟
M@ry@m:
درود...فاعلاتن مفاعلن فعلن...
کل ب ی* ...یی در گدایی ..کوتاه می شود...
صبا:
سپاس اختیار در مصراع اول هجای ششم"ی" بلند تلفظ می شود و هجای نهم "یی" کوتاه تلفظ می شود؟
M@ry@m:
بله ...🙏
شمس:
سلام.هزج مسدس مقبوض محذوف
خفیف مخبون محذوف
بانو بزی:
سلام
بی تُ دَر کُل /بِ یِ گِ دا/ یی یِ خیش
رَن ج ها یی/ کِ شی دِ اَم /کِ مَ پُرس
فاعلاتن مفاعلن فعلن
سعید امرایی:
سلام
فاعلاتن مفاعلن فعلن
که فاعلاتن اختیار گرفته و فعلاتن شده
M@ry@m:
درود بر شما...اگر هجای ۹ را کوتاه نگیریم رکن آخر فاعلن می شود و درست نیست...🙏
صبا:
بله موافقم🙏🙏🙏🙏
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
تقطیع و اختیارات شاعری بیت زیر رو بفرمایبد؟
بی تو در کلبه گدایی خویس/رنج هایی کشیده ام که مپرس
بانو اسدی:
بی ت در کل ب ی گ دا یی ی خیش
رن ج ها یی ک شی د ام ک م پرس
آوردن فاعلاتن به جای فعلاتن در رکن اول هر دو مصرع
بلند تلفظ کردن هجای کوتاه (ی)
به کار بردن هجای کشیده پایان مصرع به جای هجای بلند
صبا:
درود بر شما وزن آن؟
M@ry@m:
درود...فاعلاتن مفاعلن فعلن...
کل ب ی* ...یی در گدایی ..کوتاه می شود...
صبا:
سپاس اختیار در مصراع اول هجای ششم"ی" بلند تلفظ می شود و هجای نهم "یی" کوتاه تلفظ می شود؟
M@ry@m:
بله ...🙏
شمس:
سلام.هزج مسدس مقبوض محذوف
خفیف مخبون محذوف
بانو بزی:
سلام
بی تُ دَر کُل /بِ یِ گِ دا/ یی یِ خیش
رَن ج ها یی/ کِ شی دِ اَم /کِ مَ پُرس
فاعلاتن مفاعلن فعلن
سعید امرایی:
سلام
فاعلاتن مفاعلن فعلن
که فاعلاتن اختیار گرفته و فعلاتن شده
M@ry@m:
درود بر شما...اگر هجای ۹ را کوتاه نگیریم رکن آخر فاعلن می شود و درست نیست...🙏
صبا:
بله موافقم🙏🙏🙏🙏
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
Sh Hedayatfar:
ببخشید
فنون ۳ درس یازدهم
سه تا از بحرها ذکر شده
به دانش اموزان همین ها رو بگیم کافیه؟
مریم یوسف زاده:
بحر. رمل، هزج، رجز، متقارب
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
Sh Hedayatfar:
تشخیص آرایه ایهام در تست ها برا دانش اموزان کمی مشکل هست
چه جوری دانش اموزان می تونند این ارایه رو به راحتی تشخیص بدن؟
بانو غریب زاده:
دانش آموز باید معانی متفاوت واژه هایی را که خوانده در ذهن داشته باشد یا فهرستی از واژه های ایهام دار مخصوصا پر کاربرد را بداند
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
m h:
در بیت ماه آمده به دیدن خورشید صبح زود / خورشید رفته است سر شب سراغ ماه
استعاره ها کدام اند ؟
rahmani:
خورشید و ماه
m h:
کدام خورشید و ماه
rahmani:
هردو در دو مصرع
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
ببخشید
فنون ۳ درس یازدهم
سه تا از بحرها ذکر شده
به دانش اموزان همین ها رو بگیم کافیه؟
مریم یوسف زاده:
بحر. رمل، هزج، رجز، متقارب
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
Sh Hedayatfar:
تشخیص آرایه ایهام در تست ها برا دانش اموزان کمی مشکل هست
چه جوری دانش اموزان می تونند این ارایه رو به راحتی تشخیص بدن؟
بانو غریب زاده:
دانش آموز باید معانی متفاوت واژه هایی را که خوانده در ذهن داشته باشد یا فهرستی از واژه های ایهام دار مخصوصا پر کاربرد را بداند
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
m h:
در بیت ماه آمده به دیدن خورشید صبح زود / خورشید رفته است سر شب سراغ ماه
استعاره ها کدام اند ؟
rahmani:
خورشید و ماه
m h:
کدام خورشید و ماه
rahmani:
هردو در دو مصرع
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
ن.سیمرغ:
سلام.همکاران عزیز بیت چهارم درس دهم فارسی ۳،مصراع اولش اشکال وزنی نداره؟؟؟
غرق غباریم و غربت با من بیا به سمت باران
Mohsen Borzook:
غر ق غ با
ری م غر بت
با من ب یا
سم ت با ران
مسفعلن فاعلاتن مستفعلن فاعلاتن
«به» نداره چیزی که تو ذهن من هست
بانو بزی:
غر قِ غُ با/ری مُ غر بَت/با من بِ یا/سَم تِ با ران
صدجو ی با/رَس ت این جا/در اِن تِ ظا/رِ مَ نُ تَ
مستفعلن فاعلاتن مستفعلن فاعلاتن
سلام
درسته
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سعیدبهرامی:
سلام ممنون میشم وزن بیت زیرا بنویسید
تو که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد
حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد
آیت تیرگیر:
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
Elahe Zakizadeh:
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
سعیدبهرامی:
یآخرش کدوم درسته😕
بانو بزی:
مصراع دوم در رکن اول اختیار شاعری داریم
آوردن فاعلاتن جای فعلاتن
سعیدبهرامی:
من
M@ry@m:
اصل وزن فعلاتن است ولی رکن اول مصراع دوم فاعلاتن آمده طبق اختیارات وزنی...
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
حبیبی:
لطفا ایهام تناسب این بیت رو توضیح بدید
پرستش به مستی است در کیش مهر
برون اند زین جرگه هشیارها
سپاس
بهار ماندگار:
مهر ایهام تناسب دارد
M Rahnama:
در ایهام « مهر» که همه واقفیم.
اما به نظر در نگاه سخت بینانه میتوان واژه «کیش»رو در اصطلاح شطرنج با جرگه »به معنای گروه سواره یا پیاده ایهام تناسب گرفت که ضعیف است و قابل نقد.
لطفا ایهام تناسب این بیت رو توضیح بدید
پرستش به مستی است در کیش مهر
برون اند زین جرگه هشیارها
سپاس
💓Moallem.Adab💓:
درود به شما
مهر ایهام دارد به #آیین_مهر_پرستی و نیز به معنای #محبت
و در این بیت با کلمه #کیش به معنی آیین و مذهب ایهام تناسب پیدا میکند و فقط یکی از دو معنی مهر مورد نظر است نه هر دو معنی
گروه دبیران ادببات ایران.
@Foonon
سلام.همکاران عزیز بیت چهارم درس دهم فارسی ۳،مصراع اولش اشکال وزنی نداره؟؟؟
غرق غباریم و غربت با من بیا به سمت باران
Mohsen Borzook:
غر ق غ با
ری م غر بت
با من ب یا
سم ت با ران
مسفعلن فاعلاتن مستفعلن فاعلاتن
«به» نداره چیزی که تو ذهن من هست
بانو بزی:
غر قِ غُ با/ری مُ غر بَت/با من بِ یا/سَم تِ با ران
صدجو ی با/رَس ت این جا/در اِن تِ ظا/رِ مَ نُ تَ
مستفعلن فاعلاتن مستفعلن فاعلاتن
سلام
درسته
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سعیدبهرامی:
سلام ممنون میشم وزن بیت زیرا بنویسید
تو که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد
حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد
آیت تیرگیر:
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
Elahe Zakizadeh:
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
سعیدبهرامی:
یآخرش کدوم درسته😕
بانو بزی:
مصراع دوم در رکن اول اختیار شاعری داریم
آوردن فاعلاتن جای فعلاتن
سعیدبهرامی:
من
M@ry@m:
اصل وزن فعلاتن است ولی رکن اول مصراع دوم فاعلاتن آمده طبق اختیارات وزنی...
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
حبیبی:
لطفا ایهام تناسب این بیت رو توضیح بدید
پرستش به مستی است در کیش مهر
برون اند زین جرگه هشیارها
سپاس
بهار ماندگار:
مهر ایهام تناسب دارد
M Rahnama:
در ایهام « مهر» که همه واقفیم.
اما به نظر در نگاه سخت بینانه میتوان واژه «کیش»رو در اصطلاح شطرنج با جرگه »به معنای گروه سواره یا پیاده ایهام تناسب گرفت که ضعیف است و قابل نقد.
لطفا ایهام تناسب این بیت رو توضیح بدید
پرستش به مستی است در کیش مهر
برون اند زین جرگه هشیارها
سپاس
💓Moallem.Adab💓:
درود به شما
مهر ایهام دارد به #آیین_مهر_پرستی و نیز به معنای #محبت
و در این بیت با کلمه #کیش به معنی آیین و مذهب ایهام تناسب پیدا میکند و فقط یکی از دو معنی مهر مورد نظر است نه هر دو معنی
گروه دبیران ادببات ایران.
@Foonon
سعیدبهرامی:
یکی از عیب های قافیه ایطا است و دو نوع دارد
ممنون میشم توضیح دهید🙏
آیت تیرگیر:
ایطا جلی و خفی داریم
عیبی که قافیه بر اساس تکرار جز دوم کلمه ی مرکب باشد
مثل نکو رویان. گل رویان
گریان. خندان
ایطای خفی. تکرار جز دوم چندان آشکار نباشد
رنجور. مزدور
گلاب. غرقاب
سعیدبهرامی:
توضیح می فرمایید
آیت تیرگیر:
دیدار تو حل مشکلات است
صبر از تو خلاف ممکنات است
سعدی. ات را حروف اصلی قافیه قرار داد که اشتباه است
نباید حروف اصلی قافیه مثل هم باشند
بانو طهماسبی:
درود طبق تبصره چهار پسوند و میشوند اگر تکرار شوند نمی توانند واژه قافیه باشند
جعفر میرزایی:
درود
دوستان توضیح دادند
در کتاب های درسی ایطا نیست
طبق تبصره ۴
پسوند وپیشوند می توانند "واژه قافیه"
قرار گیرند به شرطی که تکراری وازیک نوع دستوری نباشند.
بانو بزی:
ایطه دو نوع هست
جلی و خفی
جلی ( آشکار) متوجه تکرار در قافیه می شویم مانند مثلا خوب تر و بدتر
تکرار " تر " بسیار واضح است
ولی ایطای خفی با دقت و تمرکز متوجه می شویم مانند سیمین و شیرین
شیرین یک واژه ساده هست
ولی سیمین وندی هست
و "ین" وندش هست و اینجا ایطای خفی است
آیت تیرگیر:
سلام. بله چون هردو تکرار شده اشتباه است و در قافیه سنتی ایطا نام دارد
شایگان معادل ایطای جلیست
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
که علامت جمع.ان. تکرار شد و عیب است
بانو بزی:
سلام استاد
شایگان اسم فارسیش هست 👌👌👌
سعیدبهرامی:
آیا در خفی فقط پسوند دریک واژه قافیه میاید یا هر دو ؟
بانو بزی:
گاهی دریک واژه مثل شیرین و سیمین
گاهی در دو واژه مثل خندان و گریان
همان اول متوجه نمیشم که واژه غیر ساده اند
سعیدبهرامی:
شایگان جز کدام یک از دو نوع عیوب ایطا میشود؟
Elahe Zakizadeh:
شایگان خیلی قشنگ تر و خوش آهنگ تر از ایطا ست
ایطا ثقیله.
💓Moallem.Adab💓:
درود
ایطاء خفی آن است که تکرار قافیه خیلی ظاهر و آشکار نباشد مثل آب و گلاب، شاخسار و کوهسار
ولی ایطاء جلی بطور آشکار عیب تکرار قافیه مشهود و نمایانتر است مثل، دردمند و نیازمند، سیمین و زرین، افسونگر و ستمگر
بانو بزی:
بله ایطا عربیه
شایگان فارسی 👌👌👌
آیت تیرگیر:
مثل جلیست
بانو بزی:
به تکرار در قافیه ، ایطا می گویند به صورت کلی
بانو بزی:
ایطا جلی ، شایگان است
سعیدبهرامی:
تامی
بانو بزی:
قافیه ها می توانند پسوند و پیشوند داشته باشند
ولی اگر منظور در ایطا است
تکرار پسوند ، عیب ایطا ایجاد می کند
خندان گریان
مردان زنان
سعیدبهرامی:
تمامی علامت های جمع بعد از قافیه جز شایگان حساب میشوند؟
بانو بزی:
بله ،تکرار علامت جمع شایگان است
مثل خوبان و رندان
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
یکی از عیب های قافیه ایطا است و دو نوع دارد
ممنون میشم توضیح دهید🙏
آیت تیرگیر:
ایطا جلی و خفی داریم
عیبی که قافیه بر اساس تکرار جز دوم کلمه ی مرکب باشد
مثل نکو رویان. گل رویان
گریان. خندان
ایطای خفی. تکرار جز دوم چندان آشکار نباشد
رنجور. مزدور
گلاب. غرقاب
سعیدبهرامی:
توضیح می فرمایید
آیت تیرگیر:
دیدار تو حل مشکلات است
صبر از تو خلاف ممکنات است
سعدی. ات را حروف اصلی قافیه قرار داد که اشتباه است
نباید حروف اصلی قافیه مثل هم باشند
بانو طهماسبی:
درود طبق تبصره چهار پسوند و میشوند اگر تکرار شوند نمی توانند واژه قافیه باشند
جعفر میرزایی:
درود
دوستان توضیح دادند
در کتاب های درسی ایطا نیست
طبق تبصره ۴
پسوند وپیشوند می توانند "واژه قافیه"
قرار گیرند به شرطی که تکراری وازیک نوع دستوری نباشند.
بانو بزی:
ایطه دو نوع هست
جلی و خفی
جلی ( آشکار) متوجه تکرار در قافیه می شویم مانند مثلا خوب تر و بدتر
تکرار " تر " بسیار واضح است
ولی ایطای خفی با دقت و تمرکز متوجه می شویم مانند سیمین و شیرین
شیرین یک واژه ساده هست
ولی سیمین وندی هست
و "ین" وندش هست و اینجا ایطای خفی است
آیت تیرگیر:
سلام. بله چون هردو تکرار شده اشتباه است و در قافیه سنتی ایطا نام دارد
شایگان معادل ایطای جلیست
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
که علامت جمع.ان. تکرار شد و عیب است
بانو بزی:
سلام استاد
شایگان اسم فارسیش هست 👌👌👌
سعیدبهرامی:
آیا در خفی فقط پسوند دریک واژه قافیه میاید یا هر دو ؟
بانو بزی:
گاهی دریک واژه مثل شیرین و سیمین
گاهی در دو واژه مثل خندان و گریان
همان اول متوجه نمیشم که واژه غیر ساده اند
سعیدبهرامی:
شایگان جز کدام یک از دو نوع عیوب ایطا میشود؟
Elahe Zakizadeh:
شایگان خیلی قشنگ تر و خوش آهنگ تر از ایطا ست
ایطا ثقیله.
💓Moallem.Adab💓:
درود
ایطاء خفی آن است که تکرار قافیه خیلی ظاهر و آشکار نباشد مثل آب و گلاب، شاخسار و کوهسار
ولی ایطاء جلی بطور آشکار عیب تکرار قافیه مشهود و نمایانتر است مثل، دردمند و نیازمند، سیمین و زرین، افسونگر و ستمگر
بانو بزی:
بله ایطا عربیه
شایگان فارسی 👌👌👌
آیت تیرگیر:
مثل جلیست
بانو بزی:
به تکرار در قافیه ، ایطا می گویند به صورت کلی
بانو بزی:
ایطا جلی ، شایگان است
سعیدبهرامی:
تامی
بانو بزی:
قافیه ها می توانند پسوند و پیشوند داشته باشند
ولی اگر منظور در ایطا است
تکرار پسوند ، عیب ایطا ایجاد می کند
خندان گریان
مردان زنان
سعیدبهرامی:
تمامی علامت های جمع بعد از قافیه جز شایگان حساب میشوند؟
بانو بزی:
بله ،تکرار علامت جمع شایگان است
مثل خوبان و رندان
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
Rezaei:
سلام دوستان. اختیارزبانی کوتاه تلفظ کردن مصوت بلند چه جایی اتفاق می افتد؟؟لطفا!
حمید مهرابی:
سلام پس از آمدن ی میانجی در صورتی که مصوت بلند قبل از آن او یا ای باشد
بانو طهماسبی:
درود در اینموارد
کسره پایانهجا
کسره اضافه
ضمه پایانهجا
ضمه واوعطف
فتحه فقط در هجای نَ
Rezaei:
ولی کتاب گفته وقتی به مصوت ی ..ومصوت ا برسد اتفاق می افتد درحالیکه هجا با صامت آغاز میشود
💓Moallem.Adab💓:
درود
کلمات تک هجایی مثل بو جو رو سو زو همگی هجای بلند محسوب میشوند مگر اینکه مضاف الیه داشته باشند یا به یای نسبت آمده باشند، مثل
و اندر آن حال مرا آرزویی خواهد بود
آرزویی که همی داردم اکنون پژمان
هجای زو در کلمه آرزویی در مصرع اول میتواند به اختیار کوتاه تلفظ شود چون در حالت اضافه است
T.B:
سلام ارزو تک هجایی نیست مگه در رو ومو هم در صورت اصافه شدن میشه ؟
جعفر میرزایی:
ساده عرض کنم:
اگر
هجایی به مصوت( بلند او و ای )ختم شود
وهجای بعدش ب( ا و ی) آغاز شود
هجای اولی را می توان کوتاه تلفظ کرد.
آ هو یی
هجای/ هو /کوتاه تلفظ می شود
اگه
هجای مقابلش در مصراع دیکه کوتاه باشه
💓Moallem.Adab💓:
تصحیح میکنم
مصوت های (او و ای) در صورتی کوتاه تلفظ میشوند که بعد از آنها مصوتی بیاید مثل
قیامة= قِ یا مة
دوم، مصوت بلند (او) در کلمات تک هجایی هرگز کوتا تلفظ نمیشود به استثنای کلمه (سو)
مصوت (ای) در وسط کلمات ساده مثل سیاه خیال ، سِ یاه، خِ یال
کلمات دارای پسوند و پیشوند، مثل، بیا، بیاموز، روحانیون، بیا = بِ یا
Rezaei:
فرمودیدبعدازآنها مصوتی بیاید درحالیکه هجاهمیشه باصامت آغازمیشود...ِکه اشتباه کتاب نیزهمین است
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
سلام دوستان. اختیارزبانی کوتاه تلفظ کردن مصوت بلند چه جایی اتفاق می افتد؟؟لطفا!
حمید مهرابی:
سلام پس از آمدن ی میانجی در صورتی که مصوت بلند قبل از آن او یا ای باشد
بانو طهماسبی:
درود در اینموارد
کسره پایانهجا
کسره اضافه
ضمه پایانهجا
ضمه واوعطف
فتحه فقط در هجای نَ
Rezaei:
ولی کتاب گفته وقتی به مصوت ی ..ومصوت ا برسد اتفاق می افتد درحالیکه هجا با صامت آغاز میشود
💓Moallem.Adab💓:
درود
کلمات تک هجایی مثل بو جو رو سو زو همگی هجای بلند محسوب میشوند مگر اینکه مضاف الیه داشته باشند یا به یای نسبت آمده باشند، مثل
و اندر آن حال مرا آرزویی خواهد بود
آرزویی که همی داردم اکنون پژمان
هجای زو در کلمه آرزویی در مصرع اول میتواند به اختیار کوتاه تلفظ شود چون در حالت اضافه است
T.B:
سلام ارزو تک هجایی نیست مگه در رو ومو هم در صورت اصافه شدن میشه ؟
جعفر میرزایی:
ساده عرض کنم:
اگر
هجایی به مصوت( بلند او و ای )ختم شود
وهجای بعدش ب( ا و ی) آغاز شود
هجای اولی را می توان کوتاه تلفظ کرد.
آ هو یی
هجای/ هو /کوتاه تلفظ می شود
اگه
هجای مقابلش در مصراع دیکه کوتاه باشه
💓Moallem.Adab💓:
تصحیح میکنم
مصوت های (او و ای) در صورتی کوتاه تلفظ میشوند که بعد از آنها مصوتی بیاید مثل
قیامة= قِ یا مة
دوم، مصوت بلند (او) در کلمات تک هجایی هرگز کوتا تلفظ نمیشود به استثنای کلمه (سو)
مصوت (ای) در وسط کلمات ساده مثل سیاه خیال ، سِ یاه، خِ یال
کلمات دارای پسوند و پیشوند، مثل، بیا، بیاموز، روحانیون، بیا = بِ یا
Rezaei:
فرمودیدبعدازآنها مصوتی بیاید درحالیکه هجاهمیشه باصامت آغازمیشود...ِکه اشتباه کتاب نیزهمین است
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
Forwarded from Deleted Account
در بیت زیر جمعا چند (( استعاره )) وجود دارد؟
((ژاله از نرگس چکید و برگ گل را آب داد / وز تگرگ نازپرور مالش عنّاب داد))
((ژاله از نرگس چکید و برگ گل را آب داد / وز تگرگ نازپرور مالش عنّاب داد))
Final Results
0%
دو
10%
سه
0%
چهار
90%
پنج
Leyla MaghsoodLoo:
سلام
پنج مورد
Elahe Zakizadeh:
پنج مورد
Eli:
ژاله : اشک
نرگس : چشم
برگ گل : گونه
تگرگ نازپرور دندان
عناب لب
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
سلام
پنج مورد
Elahe Zakizadeh:
پنج مورد
Eli:
ژاله : اشک
نرگس : چشم
برگ گل : گونه
تگرگ نازپرور دندان
عناب لب
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon