اعظم.دهقان:
سلام ببخشید در مصراع ای دیو سفید پای در بند آیا دیو سپید تشخیص داره؟
شراره:
وقتی مخاطب قرار میگیره بله تشخیص دار میشه
حسن ابراهیم زاد:
مورد خطاب قرار گرفته و خطاب کردن مخصوص انسان است
دیو سفید استعاره مصرحه از کوه دماوند است
مقایسه کنید دیو سفید را با این مصراع
ای غنچه خندان چرا خون دردل ما میکنی
غنچه خندان را استعاره مصرحه می گیرید یا مکنیه ؟
روحانی:
قبلا دوستان گفتند هم استعاره مصرحه است و هم تشخیص
دکترمحمّد تقی قندی:
مصرحه
غنچه ی خندان
حسن ابراهیم زاد:
و دیو سفید ؟
دکتر محمّد تقی قندی:
دراین بیت سلمان ساوجی ایهام اشتقاقی براساس ایهام تناسب وجوددارد
"چمان چومن به چمن باچمانه چم برجوی/اگرمعاینه بینی بهشت وماءمعین
ریشه ی معاینه" عین" (چشمه) باجوی ایهام اشتقاقی براساس ایهام تناسب درمعنای "چشم "بامعنای دوم" بینی"یکی ازاندامهاو"بر"به معنای سینه ،پیکروپهلوایهام تناسب دوسویه داردبابینی به معنای ببینی نیزایهام تناسب یک سویه-رحم الله سلمان-
رجبی:
سلام نمونه ای از ایهام تناسب
آموختیم
Malihe. A:
ببخشید اگر تشخیص باشد استعاره مکنیه نیست
بهار ماندگار:
درود
دیو سپید استعاره مصرحه از دماوند و سپس: ای دماوند، پس مخاطب قرار گرفتن غیر انسان و تشخیص و استعاره مکنیه
شراره:
عزیز. دیوسپید استعاره مصرحه از کوه دماونده
بعد که میگیم ای دیو سپید و اون رو مخاطب قرار میدیم میشه استعاره مکنیه و البته تشخیص
یعنی خود ِ دیو استعاره مصرحه و ای دیو.... تشخیص و استعاره مکنیه
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
سلام ببخشید در مصراع ای دیو سفید پای در بند آیا دیو سپید تشخیص داره؟
شراره:
وقتی مخاطب قرار میگیره بله تشخیص دار میشه
حسن ابراهیم زاد:
مورد خطاب قرار گرفته و خطاب کردن مخصوص انسان است
دیو سفید استعاره مصرحه از کوه دماوند است
مقایسه کنید دیو سفید را با این مصراع
ای غنچه خندان چرا خون دردل ما میکنی
غنچه خندان را استعاره مصرحه می گیرید یا مکنیه ؟
روحانی:
قبلا دوستان گفتند هم استعاره مصرحه است و هم تشخیص
دکترمحمّد تقی قندی:
مصرحه
غنچه ی خندان
حسن ابراهیم زاد:
و دیو سفید ؟
دکتر محمّد تقی قندی:
دراین بیت سلمان ساوجی ایهام اشتقاقی براساس ایهام تناسب وجوددارد
"چمان چومن به چمن باچمانه چم برجوی/اگرمعاینه بینی بهشت وماءمعین
ریشه ی معاینه" عین" (چشمه) باجوی ایهام اشتقاقی براساس ایهام تناسب درمعنای "چشم "بامعنای دوم" بینی"یکی ازاندامهاو"بر"به معنای سینه ،پیکروپهلوایهام تناسب دوسویه داردبابینی به معنای ببینی نیزایهام تناسب یک سویه-رحم الله سلمان-
رجبی:
سلام نمونه ای از ایهام تناسب
آموختیم
Malihe. A:
ببخشید اگر تشخیص باشد استعاره مکنیه نیست
بهار ماندگار:
درود
دیو سپید استعاره مصرحه از دماوند و سپس: ای دماوند، پس مخاطب قرار گرفتن غیر انسان و تشخیص و استعاره مکنیه
شراره:
عزیز. دیوسپید استعاره مصرحه از کوه دماونده
بعد که میگیم ای دیو سپید و اون رو مخاطب قرار میدیم میشه استعاره مکنیه و البته تشخیص
یعنی خود ِ دیو استعاره مصرحه و ای دیو.... تشخیص و استعاره مکنیه
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
دکتر محمدتقی قندی
آشنایی با چند اصطلاح
۱ - ﻃﻨﺰ : ﺷﻌﺮ ﯾﺎ ﻧﺜﺮﯼ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﺧﻨﺪﻩ ﺁﻭﺭ ﮐﻪ ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ
ﻣﺸﮑﻼﺕﺟﺎﻣﻌﻪ ﯾﺎ ﻋﯿﺒﯽ ﺑﺎﺷﺪ .
۲ - ﻫﺠﻮ : ﺷﻌﺮ ﯾﺎ ﻧﺜﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻟﻔﺎﻅ ﻧﺎﭘﺴﻨﺪ ﻗﺼﺪ ﺍﻫﺎﻧﺖ
ﯾﺎ ﺑﯽﺣﺮﻣﺘﯽ ﺑﻪ ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺎﺷﺪ .
۳ - ﻫﺰﻝ : ﺷﻌﺮ ﯾﺎ ﻧﺜﺮﯼ ﮐﻪ ﻫﺪﻓﯽ ﺟﺰ ﺧﻨﺪﺍﻧﺪﻥ ﻭ ﺷﻮﺧﯽ
ﻭ ﺳﺮﮔﺮﻣﯽ ﻧﺒﺎﺷﺪ .
۴ - ﺭﻣﺎﻥ : ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﻠﻨﺪ .
۵ - ﻧﻮﻭﻝ : ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﮐﻮﺗﺎﻩ .
۶ - ﻓﺎﺑﻞ : ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ .
۷ - ﮐﻤﺪﯼ : ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﯾﺎ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﺁﻓﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ .
۸ - ﺗﺮﺍﮊﺩﯼ : ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﯾﺎ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ ﺣﺎﻻﺕ ﻏﻢ ﻭ
اندوه ﻭ ﺷﮑﺴﺖ ﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﯾﺎ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﺷﺪ.
۹ - ﺩﺭﺍﻡ : ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﯾﺎ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺖ ﻫﺎ ﻭ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ
های ﺗﻠﺦ ﻭ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺎﺷﺪ .
۱۰ - ﺩﺧﻞ : ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺍﻓﺰﻭﺩﻩ ﺷﻮﺩ .
۱۱ - ﺗﺼﺮّﻑ : ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﺷود.
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
آشنایی با چند اصطلاح
۱ - ﻃﻨﺰ : ﺷﻌﺮ ﯾﺎ ﻧﺜﺮﯼ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﺧﻨﺪﻩ ﺁﻭﺭ ﮐﻪ ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ
ﻣﺸﮑﻼﺕﺟﺎﻣﻌﻪ ﯾﺎ ﻋﯿﺒﯽ ﺑﺎﺷﺪ .
۲ - ﻫﺠﻮ : ﺷﻌﺮ ﯾﺎ ﻧﺜﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻟﻔﺎﻅ ﻧﺎﭘﺴﻨﺪ ﻗﺼﺪ ﺍﻫﺎﻧﺖ
ﯾﺎ ﺑﯽﺣﺮﻣﺘﯽ ﺑﻪ ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺎﺷﺪ .
۳ - ﻫﺰﻝ : ﺷﻌﺮ ﯾﺎ ﻧﺜﺮﯼ ﮐﻪ ﻫﺪﻓﯽ ﺟﺰ ﺧﻨﺪﺍﻧﺪﻥ ﻭ ﺷﻮﺧﯽ
ﻭ ﺳﺮﮔﺮﻣﯽ ﻧﺒﺎﺷﺪ .
۴ - ﺭﻣﺎﻥ : ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﻠﻨﺪ .
۵ - ﻧﻮﻭﻝ : ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﮐﻮﺗﺎﻩ .
۶ - ﻓﺎﺑﻞ : ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ .
۷ - ﮐﻤﺪﯼ : ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﯾﺎ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﺁﻓﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ .
۸ - ﺗﺮﺍﮊﺩﯼ : ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﯾﺎ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ ﺣﺎﻻﺕ ﻏﻢ ﻭ
اندوه ﻭ ﺷﮑﺴﺖ ﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﯾﺎ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﺷﺪ.
۹ - ﺩﺭﺍﻡ : ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﯾﺎ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺖ ﻫﺎ ﻭ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ
های ﺗﻠﺦ ﻭ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺎﺷﺪ .
۱۰ - ﺩﺧﻞ : ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺍﻓﺰﻭﺩﻩ ﺷﻮﺩ .
۱۱ - ﺗﺼﺮّﻑ : ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﺷود.
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
دکتر محمدتقی قندی
#بوطیقا
هنوز معادلِ خوبی برای آن پیدا نکردهام. فلاسفهای مانند فارابی و ابن سینا، همین کلمه را عیناً به کار بُردهاند.
در رسالهی معروفِ ارسطو (به ترجمهی استاد زرّین کوب) به معنیِ فنِّ شعر است، و (به ترجمهی دکتر مجتبایی) هنر شاعری.
ولی بوطیقا در اصل به معنای ساختن همراه با خلاقیت و حُسنِ ترکیب است.
امروزه کلمهی بوطیقا در زبانِ ناقدان و فلاسفهی جمالشناسی، در مفهومی بسیار وسیع به کار میرود که شاملِ مباحثِ زیبایی و شناختِ جوانبِ هنرهاست، مثلا بوطیقای سینما، بوطیقای نثر، بوطیقای قصّه و داستان.
ریشهی کلمهی بوطیقا از poietes یونانی است به معنای ساختن و خَلق و آفرینش.
✍️ شفیعی کدکنی
رستاخیز کلمات ص ۳۷۱
(درسگفتارهایی دربارهی نظریهی ادبی صورتگرایانِ روس)
انتشارات سخن چاپ سوم ۱۳۹۱
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
#بوطیقا
هنوز معادلِ خوبی برای آن پیدا نکردهام. فلاسفهای مانند فارابی و ابن سینا، همین کلمه را عیناً به کار بُردهاند.
در رسالهی معروفِ ارسطو (به ترجمهی استاد زرّین کوب) به معنیِ فنِّ شعر است، و (به ترجمهی دکتر مجتبایی) هنر شاعری.
ولی بوطیقا در اصل به معنای ساختن همراه با خلاقیت و حُسنِ ترکیب است.
امروزه کلمهی بوطیقا در زبانِ ناقدان و فلاسفهی جمالشناسی، در مفهومی بسیار وسیع به کار میرود که شاملِ مباحثِ زیبایی و شناختِ جوانبِ هنرهاست، مثلا بوطیقای سینما، بوطیقای نثر، بوطیقای قصّه و داستان.
ریشهی کلمهی بوطیقا از poietes یونانی است به معنای ساختن و خَلق و آفرینش.
✍️ شفیعی کدکنی
رستاخیز کلمات ص ۳۷۱
(درسگفتارهایی دربارهی نظریهی ادبی صورتگرایانِ روس)
انتشارات سخن چاپ سوم ۱۳۹۱
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
#جامی_از_فرهنگ. : استعاره یا مجاز؟
بخش اول
F.sh:
سلام . در بیت " ابر ز من حامل سرمایه شد / باغ ز من صاحب پیرایه شد " مجاز وجود دارد ؟ اگه داره در کدام کلمه ؟ سوال دومم اینه که آیا در همه استعاره ها مجاز وجود دارد با علاقه شباهت ؟
Hamid Gh:
بله پیرایه مجاز از گل و سبزه است
F.sh:
استعاره دارد پس مجاز هم هست ؟
سرمایه و پیرایه هردو استعاره دارد پس مجاز هم دارد؟
Hamid Gh:
بله هر استعاره ای مجاز نیز هست
افضلی:
فقط استعاره های مصرحه ،مجازند به علاقه شباهت
اما همه مجازها ،استعاره نیستند
پیرایه :استعاره مصرحه ومجاز به علاقه شباهت
سرمایه:نیز همینطور
Hamid Gh:
بله استعاره مصرحه مجاز است
.تماشاگه راز:
درود.در جامی از فرهنگ چه ارایه داریم؟؟مجاز ؟استعاره؟
مجاز ندارد؟؟؟
پروین شایسته پور:
هر استعاری مجاز هست
ولی هر مجازی استعاره نبست
بعضی از مجازها به علاقه شباهت ؛استعاره هستند
.تماشاگه راز:
ممنون.ولی تشبیه مضمر نخواندند..فقط همین و بگوییم؟؟
افضلی:
نوعی متفاوت از تشبیه 👌
که مشبه به ،بهمراه حرف اضافه بعد از مشبه میاد
خون را چون شرابی میداند که درجام فرهنگ ریخته میشود
والبته :جام :مجاز
غلامرضا رضایی:
مجاز از شراب
.تماشاگه راز:
پس فقط مجاز؟؟
غلامرضا رضایی:
این سوال قبلا هم مطرح شده بود
بنده مجاز گرفته بودم البته برخی از فرزانگان استعاره
نیز گفته اند.
Hamid Gh:
فرهنگ در اصل به شراب تشبیه شده که جام که یکی از متعلقات شراب است امده. پس جامی از شراب استعاره مکنیه است
بانو اسدی:
به نظر فرهنگ استعاره مکنیه است.
جام هیچ آرایه ای ندارد.
افضلی:
خانم دکتراسدی
فرهنگ مانند شرابی. است که می آشامانی
استعاره مکنیه
با جامی از فرهنگ بشریت راهگذار را می آشامانی
غلامرضا رضایی:
به نظر حقیر در استعاره مکنینه بایست قرینه از ویژگی های مشبه به باشد مانند
پر پرواز پرواز مانند پرنده ای که پر دارد
اما شراب نمی تواند جام داشته باشد!
بنده همچنان به مجاز بودن جام از شراب اعتقاد دارم.
قابل نقد🙏
Fatemeh:
سلام ، بنده با شما هم نظر هستم
جام مجاز از شراب
فرهنگ به شرابي كه از محتويات جام است تشبيه شده كه استعاره مكنيه است
جام فرهنگ : استعاره مكنيه
بانو اسدی:
شاید اگر معنای جمله را ساده تر بنویسیم این سوءتفاهم برطرف شود.
با جامی که آن را به جای شراب پر از فرهنگ کرده اید، به بشریت رهگذار فرهنگ می آشامانی.
به نظرتان جام مجاز دارد؟
Fatemeh:
به نظرم جام معناي حقيقي نداره اينجا
منظور شرابه
غلامرضا رضایی:
بله چون مجبوریم در معنا شراب را بگوییم.
فرهنگ مانند شرابی که جام دارد؟
Fatemeh:
شما مي فرماييد ، جام به جاي شراب
Hamid Gh:
جام همیشه همراه شراب است .جامی از فرهنگ.
غلامرضا رضایی:
جام را از کمد بیاور.
معنای؟
Fatemeh:
جامي از شراب فرهنگ
بانو اسدی:
همکار گرامی شما وقتی می فرمایید با لیوانی از آب تشنگی مرا برطرف کن. آیا لیوان در اینجا مجازا به جای آب به کار رفته یا واحدی است برای پیمودن آب؟
اینجا جام وسیله ای است برای پیمودن فرهنگ.
در واقع فرهنگ به شراب مانند شده که با جام پیموده می شود.
Hamid Gh:
منظور جامی از شراب است فرهنگ نیز مانند شراب تاثیر ...
بانو اسدی:
استاد جام در اینجا وسیله پیمودن فرهنگ است.
اما آیا فرهنگ با جام قابل پیمون است یا شراب با جام؟
پس فرهنگ را شرابی دانسته ایم که با جام پیمانه می شود.
Fatemeh:
اگه بگيم با ليواني تشنگي ام را برطرف كن
اونوقت ليوان كه مميز هست به جاي آب نيومده
يعني ليوان مجاز نيست؟
Ruhani S.h:
جامی ازفرهنگ
جامی ازشراب
این طورمی توان گفت؟
بانو اسدی:
بله اگر آب را نداشتیم، لیوان مجاز از آب بود.
Ruhani S.h:
فرهنگ مانند شرابی باشد درجام؟
بانو اسدی:
بله
غلامرضا رضایی:
اگر ادامه متن این باشد
با جامی از فرهنگ چیزی را پیمود
بله سخن شما را می پذیرم🙏
الان یادم نیست گویا سیراب کردن فعل آن است.🙏
Fatemeh:
منظور شما اينه كه فرهنگ به جام مستقيما تشبيه شده؟؟
مي آشاماني فعلشه
غلامرضا رضایی:
جسارتا شما فرهنگ را به شراب تشبیه کرده اید خوب
قرینه اش چیست؟
خوب جام را می آشامی؟!
Hamid Gh:
شراب و فرهنگ است که متحول کننده و.... هستند و جام جای شراب است
Fatemeh:
با اين توصيف ، جام : مجاز از شراب
غلامرضا رضایی:
فرمودید
جام جای شراب است
پای علاقه محلیه و مجاز به میان آمد
Hamid Gh:
بله جام به تنهایی مجاز از شراب .اما جامی از فرهنگ استعاره مکنیه
Ruhani S.h:
ظرف و مظروف
بانو رفیعی:
استعاره داره
فرهنگ به شرابی تشبیه شده که در جام ریخته شده است
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
بخش اول
F.sh:
سلام . در بیت " ابر ز من حامل سرمایه شد / باغ ز من صاحب پیرایه شد " مجاز وجود دارد ؟ اگه داره در کدام کلمه ؟ سوال دومم اینه که آیا در همه استعاره ها مجاز وجود دارد با علاقه شباهت ؟
Hamid Gh:
بله پیرایه مجاز از گل و سبزه است
F.sh:
استعاره دارد پس مجاز هم هست ؟
سرمایه و پیرایه هردو استعاره دارد پس مجاز هم دارد؟
Hamid Gh:
بله هر استعاره ای مجاز نیز هست
افضلی:
فقط استعاره های مصرحه ،مجازند به علاقه شباهت
اما همه مجازها ،استعاره نیستند
پیرایه :استعاره مصرحه ومجاز به علاقه شباهت
سرمایه:نیز همینطور
Hamid Gh:
بله استعاره مصرحه مجاز است
.تماشاگه راز:
درود.در جامی از فرهنگ چه ارایه داریم؟؟مجاز ؟استعاره؟
مجاز ندارد؟؟؟
پروین شایسته پور:
هر استعاری مجاز هست
ولی هر مجازی استعاره نبست
بعضی از مجازها به علاقه شباهت ؛استعاره هستند
.تماشاگه راز:
ممنون.ولی تشبیه مضمر نخواندند..فقط همین و بگوییم؟؟
افضلی:
نوعی متفاوت از تشبیه 👌
که مشبه به ،بهمراه حرف اضافه بعد از مشبه میاد
خون را چون شرابی میداند که درجام فرهنگ ریخته میشود
والبته :جام :مجاز
غلامرضا رضایی:
مجاز از شراب
.تماشاگه راز:
پس فقط مجاز؟؟
غلامرضا رضایی:
این سوال قبلا هم مطرح شده بود
بنده مجاز گرفته بودم البته برخی از فرزانگان استعاره
نیز گفته اند.
Hamid Gh:
فرهنگ در اصل به شراب تشبیه شده که جام که یکی از متعلقات شراب است امده. پس جامی از شراب استعاره مکنیه است
بانو اسدی:
به نظر فرهنگ استعاره مکنیه است.
جام هیچ آرایه ای ندارد.
افضلی:
خانم دکتراسدی
فرهنگ مانند شرابی. است که می آشامانی
استعاره مکنیه
با جامی از فرهنگ بشریت راهگذار را می آشامانی
غلامرضا رضایی:
به نظر حقیر در استعاره مکنینه بایست قرینه از ویژگی های مشبه به باشد مانند
پر پرواز پرواز مانند پرنده ای که پر دارد
اما شراب نمی تواند جام داشته باشد!
بنده همچنان به مجاز بودن جام از شراب اعتقاد دارم.
قابل نقد🙏
Fatemeh:
سلام ، بنده با شما هم نظر هستم
جام مجاز از شراب
فرهنگ به شرابي كه از محتويات جام است تشبيه شده كه استعاره مكنيه است
جام فرهنگ : استعاره مكنيه
بانو اسدی:
شاید اگر معنای جمله را ساده تر بنویسیم این سوءتفاهم برطرف شود.
با جامی که آن را به جای شراب پر از فرهنگ کرده اید، به بشریت رهگذار فرهنگ می آشامانی.
به نظرتان جام مجاز دارد؟
Fatemeh:
به نظرم جام معناي حقيقي نداره اينجا
منظور شرابه
غلامرضا رضایی:
بله چون مجبوریم در معنا شراب را بگوییم.
فرهنگ مانند شرابی که جام دارد؟
Fatemeh:
شما مي فرماييد ، جام به جاي شراب
Hamid Gh:
جام همیشه همراه شراب است .جامی از فرهنگ.
غلامرضا رضایی:
جام را از کمد بیاور.
معنای؟
Fatemeh:
جامي از شراب فرهنگ
بانو اسدی:
همکار گرامی شما وقتی می فرمایید با لیوانی از آب تشنگی مرا برطرف کن. آیا لیوان در اینجا مجازا به جای آب به کار رفته یا واحدی است برای پیمودن آب؟
اینجا جام وسیله ای است برای پیمودن فرهنگ.
در واقع فرهنگ به شراب مانند شده که با جام پیموده می شود.
Hamid Gh:
منظور جامی از شراب است فرهنگ نیز مانند شراب تاثیر ...
بانو اسدی:
استاد جام در اینجا وسیله پیمودن فرهنگ است.
اما آیا فرهنگ با جام قابل پیمون است یا شراب با جام؟
پس فرهنگ را شرابی دانسته ایم که با جام پیمانه می شود.
Fatemeh:
اگه بگيم با ليواني تشنگي ام را برطرف كن
اونوقت ليوان كه مميز هست به جاي آب نيومده
يعني ليوان مجاز نيست؟
Ruhani S.h:
جامی ازفرهنگ
جامی ازشراب
این طورمی توان گفت؟
بانو اسدی:
بله اگر آب را نداشتیم، لیوان مجاز از آب بود.
Ruhani S.h:
فرهنگ مانند شرابی باشد درجام؟
بانو اسدی:
بله
غلامرضا رضایی:
اگر ادامه متن این باشد
با جامی از فرهنگ چیزی را پیمود
بله سخن شما را می پذیرم🙏
الان یادم نیست گویا سیراب کردن فعل آن است.🙏
Fatemeh:
منظور شما اينه كه فرهنگ به جام مستقيما تشبيه شده؟؟
مي آشاماني فعلشه
غلامرضا رضایی:
جسارتا شما فرهنگ را به شراب تشبیه کرده اید خوب
قرینه اش چیست؟
خوب جام را می آشامی؟!
Hamid Gh:
شراب و فرهنگ است که متحول کننده و.... هستند و جام جای شراب است
Fatemeh:
با اين توصيف ، جام : مجاز از شراب
غلامرضا رضایی:
فرمودید
جام جای شراب است
پای علاقه محلیه و مجاز به میان آمد
Hamid Gh:
بله جام به تنهایی مجاز از شراب .اما جامی از فرهنگ استعاره مکنیه
Ruhani S.h:
ظرف و مظروف
بانو رفیعی:
استعاره داره
فرهنگ به شرابی تشبیه شده که در جام ریخته شده است
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
#جامی_از_فرهنگ. : استعاره یا مجاز؟
بخش دوم
Ruhani S.h:
بنده هم همین رو پیشترعرض کردم ولی نگرش دراین متقاوت است...جام مجازازشراب هم باشد بیراه نیست.
بهار ماندگار:
درود
یعنی شرابی از فرهنگ؟
این مطلب زیاد جالب نیست، جامی که در آن، فرهنگ مثل شرابی ریخته شده است
استعاره مکنیه است
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
بخش دوم
Ruhani S.h:
بنده هم همین رو پیشترعرض کردم ولی نگرش دراین متقاوت است...جام مجازازشراب هم باشد بیراه نیست.
بهار ماندگار:
درود
یعنی شرابی از فرهنگ؟
این مطلب زیاد جالب نیست، جامی که در آن، فرهنگ مثل شرابی ریخته شده است
استعاره مکنیه است
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
#تست
بانو داودی:
1)درهمه ی ابیات به جز بیت...
کلمه ای وجود دارد که به شیوه ای نمادین و تمثیلی بر"عاشق و عارف واصل"دلالت دارد؟
(ریاضی81)
1)درنیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید والسلام
2)سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
3)محرم این هوش جز بی هوش نیست
مر زبان را مشتری جز گوش نیست
4)هرکه جز ماهی زآبش سیر شد
هرکه بی روزی است روزش دیر شد
با توجه به تست کنکور سراسری و شیوه ی نمادین و تمثیلی مولانا در مثنوی و نی نامه، بی هوش بیان نمادین و تمثیلی از عاشق است.
هوش اسرار حقیقت
بی هوش .: اهل فنا که از غیر حق بی هوش اند.
پاسخ گزینه ی ۲
ب
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
بانو داودی:
1)درهمه ی ابیات به جز بیت...
کلمه ای وجود دارد که به شیوه ای نمادین و تمثیلی بر"عاشق و عارف واصل"دلالت دارد؟
(ریاضی81)
1)درنیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید والسلام
2)سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
3)محرم این هوش جز بی هوش نیست
مر زبان را مشتری جز گوش نیست
4)هرکه جز ماهی زآبش سیر شد
هرکه بی روزی است روزش دیر شد
با توجه به تست کنکور سراسری و شیوه ی نمادین و تمثیلی مولانا در مثنوی و نی نامه، بی هوش بیان نمادین و تمثیلی از عاشق است.
هوش اسرار حقیقت
بی هوش .: اهل فنا که از غیر حق بی هوش اند.
پاسخ گزینه ی ۲
ب
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
#شیوه_ی_تدریس_فنون_یازدهم
#درس۲_۴
ابتدا انواع واج و انواع هجا را برای دانش آموزان یاد آوری کنید .
سپس در سمت چپ تابلو افاعیل عروض را به ترتیب چهار بخشی ،سه بخشی و دو بخشی بنویسید .
حالا چند واژه سمت راست تخته بنویسید و با بخش کردن بخواهید با افاعیل روبرو مقایسه کنند و ببینند با کدام وزن هماهنگ است .
مثل
خ
دا
حا
فظ
حالا بچه ها با با افاعیل چهار بخشی امتحان کنند
فا
ع
لا
تن
غلطه با خدا حافظ هم خوانی نداره
مجدد بگید
خ
دا
حا
فظ
م
فا
عی
لن
بچه ها می گن با این وزن هم خوانی دارد
بعد واژه های سه بخشی مثل
توانا
ت
وا
نا
با اونطرف تابلو مقایسه کنن
مف
عو
لن
غلطه
دوباره بگید
ت
وا
نا
ف
عو
لن
حالا درسته
پس از تسلط در این بخش می توانید به بچه ها رکن را آموزش دهید .
بگویید هر مصراع از یک سری درنگ و مکث درست میشه که این درنگها یا رکن ها و پایه های آوایی یا چهار بخشی هستند(۴خوشه دارند ) یا سه بخشی ویا دو بخشی
شما اول هر مصراع را چهارتایی اگر نشد سه تایی واگر نشد در موارد نادر دوتایی جدا کنید
اگر دیدید با وزن افاعیل بازهم، هم خوانی ندارد رکن ها را چهارتا ،سه تا یا سه تا ،چهارتا جدا کنید .
بعد هر رکن را با وزن مورد نظر بخوانند
مانند
یا
ر
م
را
مفتعلن
غا
ر
م
را
مفتعلن
والی آخر ...
مرحله ی آخر یک مصرع را بخش بخش وبا درنگ های مناسب بخوانید در مقابل وزن مورد نظر را تکرار کنید .
💎برای خوانش سماعی وزنهایی که دوری هستند دو رکن دو رکن بخوانید
دلبر جانان من
مفتعلن فاعلن
برده دل و جان من
مفتعلن فاعلن
توجه :می شود هم زمان از ضربه بر روی میز برای آموزش وزن نیز استفاده کرد .اگر چه درس دوم فنون فقط آموزش رکن است و دانش آموز باید بتواند درنگ ها را تشخیص دهد اما آموزش افاعیل عروضی آن هم به صورت سماعی فقط در حد آموزش و شروع یاد گیری خالی از لطف نیست در واقع درنگها را بهتر تشخیص می دهد .همچنین همه می دانیم که سال دهم نیز دانش آموزان به نوعی با عروض سماعی آشنا می شوند و وزنها به گوششان خورده .
در درسهای بعدی چند وزن عروضی سالم که قرار است تدریس شود تمرین وتکرار باعث یادگیری سریعتر درس می گردد .
این روش تدریس بیان شده صرفا پیشنهادی وبیان تجربه ی دبیر است .
فرحناز حسینی،کرج
@adabiyatjame11
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
@Foonon
#درس۲_۴
ابتدا انواع واج و انواع هجا را برای دانش آموزان یاد آوری کنید .
سپس در سمت چپ تابلو افاعیل عروض را به ترتیب چهار بخشی ،سه بخشی و دو بخشی بنویسید .
حالا چند واژه سمت راست تخته بنویسید و با بخش کردن بخواهید با افاعیل روبرو مقایسه کنند و ببینند با کدام وزن هماهنگ است .
مثل
خ
دا
حا
فظ
حالا بچه ها با با افاعیل چهار بخشی امتحان کنند
فا
ع
لا
تن
غلطه با خدا حافظ هم خوانی نداره
مجدد بگید
خ
دا
حا
فظ
م
فا
عی
لن
بچه ها می گن با این وزن هم خوانی دارد
بعد واژه های سه بخشی مثل
توانا
ت
وا
نا
با اونطرف تابلو مقایسه کنن
مف
عو
لن
غلطه
دوباره بگید
ت
وا
نا
ف
عو
لن
حالا درسته
پس از تسلط در این بخش می توانید به بچه ها رکن را آموزش دهید .
بگویید هر مصراع از یک سری درنگ و مکث درست میشه که این درنگها یا رکن ها و پایه های آوایی یا چهار بخشی هستند(۴خوشه دارند ) یا سه بخشی ویا دو بخشی
شما اول هر مصراع را چهارتایی اگر نشد سه تایی واگر نشد در موارد نادر دوتایی جدا کنید
اگر دیدید با وزن افاعیل بازهم، هم خوانی ندارد رکن ها را چهارتا ،سه تا یا سه تا ،چهارتا جدا کنید .
بعد هر رکن را با وزن مورد نظر بخوانند
مانند
یا
ر
م
را
مفتعلن
غا
ر
م
را
مفتعلن
والی آخر ...
مرحله ی آخر یک مصرع را بخش بخش وبا درنگ های مناسب بخوانید در مقابل وزن مورد نظر را تکرار کنید .
💎برای خوانش سماعی وزنهایی که دوری هستند دو رکن دو رکن بخوانید
دلبر جانان من
مفتعلن فاعلن
برده دل و جان من
مفتعلن فاعلن
توجه :می شود هم زمان از ضربه بر روی میز برای آموزش وزن نیز استفاده کرد .اگر چه درس دوم فنون فقط آموزش رکن است و دانش آموز باید بتواند درنگ ها را تشخیص دهد اما آموزش افاعیل عروضی آن هم به صورت سماعی فقط در حد آموزش و شروع یاد گیری خالی از لطف نیست در واقع درنگها را بهتر تشخیص می دهد .همچنین همه می دانیم که سال دهم نیز دانش آموزان به نوعی با عروض سماعی آشنا می شوند و وزنها به گوششان خورده .
در درسهای بعدی چند وزن عروضی سالم که قرار است تدریس شود تمرین وتکرار باعث یادگیری سریعتر درس می گردد .
این روش تدریس بیان شده صرفا پیشنهادی وبیان تجربه ی دبیر است .
فرحناز حسینی،کرج
@adabiyatjame11
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
@Foonon
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#آموزش_انواع_الگوی_هجایی_عروض(بصورت کامل )
برنامه ی فرصت برابر شبکه آموزش ( یکشنبه ۹۶/۱۰/۳ )
مدرس:
#بانو_فرحناز_حسینی
@adabiyatjame11
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
@Foonon
برنامه ی فرصت برابر شبکه آموزش ( یکشنبه ۹۶/۱۰/۳ )
مدرس:
#بانو_فرحناز_حسینی
@adabiyatjame11
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
@Foonon
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#آموزش_انواع_الگوی_هجایی_عروض (بخش اول)
برنامه ی فرصت برابر شبکه آموزش ( یکشنبه ۹۶/۱۰/۳ )
مدرس:
#بانو_فرحناز_حسینی
@adabiyatjame11
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
@Foonon
برنامه ی فرصت برابر شبکه آموزش ( یکشنبه ۹۶/۱۰/۳ )
مدرس:
#بانو_فرحناز_حسینی
@adabiyatjame11
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
@Foonon
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#آموزش_انواع_الگوی_هجایی_عروض ( بخش دوم)
برنامه ی فرصت برابر شبکه آموزش ( یکشنبه ۹۶/۱۰/۳ )
مدرس:
#بانو_فرحناز_حسینی
@adabiyatjame11
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
@Foonon
برنامه ی فرصت برابر شبکه آموزش ( یکشنبه ۹۶/۱۰/۳ )
مدرس:
#بانو_فرحناز_حسینی
@adabiyatjame11
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
@Foonon
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#آموزش_انواع_الگوی_هجایی_عروض(بخش سوم)
برنامه ی فرصت برابر شبکه آموزش ( یکشنبه ۹۶/۱۰/۳ )
مدرس:
#بانو_فرحناز_حسینی
@adabiyatjame11
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
@Foonon
برنامه ی فرصت برابر شبکه آموزش ( یکشنبه ۹۶/۱۰/۳ )
مدرس:
#بانو_فرحناز_حسینی
@adabiyatjame11
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
@Foonon
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#آموزش_انواع_الگوی_هجایی_عروض ( بخش چهارم _ پایان)
برنامه ی فرصت برابر شبکه آموزش ( یکشنبه ۹۶/۱۰/۳ )
مدرس:
#بانو_فرحناز_حسینی
@adabiyatjame11
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
@Foonon
برنامه ی فرصت برابر شبکه آموزش ( یکشنبه ۹۶/۱۰/۳ )
مدرس:
#بانو_فرحناز_حسینی
@adabiyatjame11
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
@Foonon
دکتر محمّد تقی قندی
مهمترین آزایۀ بیت زیر را مرقوم فرمایید. زدور باده به جان راحتی رسان ساقی/که رنج خاطرم از دور جور گردون است
سلام افزون برجناس ایهام تناسبی در بیت هست جور در معنای دوم که مد نظر شاعر نیست یکی از هفت خط جام است که با باده وساقی ایهام تناسب یک سویه دارد.
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
دکتر محمّد تقی قندی
باسلام در این بیت هاکدام واژه ایهام تناسب دارد؟ تشریح فرمایید. گفت حافظ آشنایان درمقام حیرتند/دور نبود گر نشیندخسته ومسکین غریب راه دل عشّاق زد آن چشم خماری/پیداست ازاین شیوه که مست است شرابت
سلام
غریب در معنای غایبش شگفت ونوآیین با دور ایهام تناسب دلرد
راه در معنای آهنگ وپردۀموسیقی با عشاق در معنای یکی از پرده های موسیقی ونیز هردو بازدن در معنای نواختن هرسه در معنای دوم که مراد شاعر نیست ایهام تناسب ازگونۀ دوم داردیا ایهام تناسب دوسویه
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
دکتر محمّد تقی قندی
دربیت زیر ایهام تناسب در کدام واژه است؟ باز ارچه گاهگاهی برسر نهد کلاهی/مرغان قاف دانندآیین پادشاهی؛ پاسخ: دراین بیت گاهگاه درمعنای نوعی کلاه است که مراد شاعر نیست با واژگان کلاه وسر ایهام تناسب دارد.
دربیت فوق ایهام تناسب دیگری هم رخ نموده است" بر" حرف اضافه است درمعنای غایبش که سینه ، پیکر وپهلوست باسر ایهام تناسب دارد.
دربیت فوق ایهام تناسب دیگری هم رخ نموده است" بر" حرف اضافه است درمعنای غایبش که سینه ، پیکر وپهلوست باسر ایهام تناسب دارد.
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
مهمترین آزایۀ بیت زیر را مرقوم فرمایید. زدور باده به جان راحتی رسان ساقی/که رنج خاطرم از دور جور گردون است
سلام افزون برجناس ایهام تناسبی در بیت هست جور در معنای دوم که مد نظر شاعر نیست یکی از هفت خط جام است که با باده وساقی ایهام تناسب یک سویه دارد.
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
دکتر محمّد تقی قندی
باسلام در این بیت هاکدام واژه ایهام تناسب دارد؟ تشریح فرمایید. گفت حافظ آشنایان درمقام حیرتند/دور نبود گر نشیندخسته ومسکین غریب راه دل عشّاق زد آن چشم خماری/پیداست ازاین شیوه که مست است شرابت
سلام
غریب در معنای غایبش شگفت ونوآیین با دور ایهام تناسب دلرد
راه در معنای آهنگ وپردۀموسیقی با عشاق در معنای یکی از پرده های موسیقی ونیز هردو بازدن در معنای نواختن هرسه در معنای دوم که مراد شاعر نیست ایهام تناسب ازگونۀ دوم داردیا ایهام تناسب دوسویه
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
دکتر محمّد تقی قندی
دربیت زیر ایهام تناسب در کدام واژه است؟ باز ارچه گاهگاهی برسر نهد کلاهی/مرغان قاف دانندآیین پادشاهی؛ پاسخ: دراین بیت گاهگاه درمعنای نوعی کلاه است که مراد شاعر نیست با واژگان کلاه وسر ایهام تناسب دارد.
دربیت فوق ایهام تناسب دیگری هم رخ نموده است" بر" حرف اضافه است درمعنای غایبش که سینه ، پیکر وپهلوست باسر ایهام تناسب دارد.
دربیت فوق ایهام تناسب دیگری هم رخ نموده است" بر" حرف اضافه است درمعنای غایبش که سینه ، پیکر وپهلوست باسر ایهام تناسب دارد.
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
دکتر محمّد تقی قندی
#آرایۀ_سحر_حلال
ترفند بدیعی سحر حلال(ایهام ساختاری)چنان است که سازه یا سازه هایی ازکلام طوری به کارروند که بتواننددو یاچند نقش یا نوع دستوری بپذیرند به طوری که سخن با هریک ز نوع ها ونقش ها سازگار باشدمانند این بیت سلمان ساوجی هست درمن آتشی روشن نمی دانم که چیست//این قدر دانم که همچون شمع می کاهم دگر که واژه ی روشن هم با واژه ی"آتشی" وهم باواژه ی "نمی دانم" درپیوند است یعنی هم می توانیم بگویی درمن آتشی روشن است که نمی دانم چیست وهم بگوییم در من آتشی هست که به روشنی نمی دانم که چیست
#ایهام_وصل
ترفند بدیعی «ایهام وصل»آن است که در شعرکلماتی آورند که خواننده گمان اتّصال حروف آن دارد لکن وزن درست نشود مگر به انفصال وتجزیۀحروف بعضی کلمات مانند مجنون شدم از عشق تو//تا شدی دردلبری چون لیلی که باید مجنون را با حروف منفصله میم ،جیم،واو نون بخوانیم ولیلی را لام،یاء،لام بخوانیم تا شعر درست شود.
#تحلیل
ترفند بدیعی« تحلیل»آن است که لفظی را تجزیه وهر جزئی را کلمه ای مستقل سازند مانند این بیت از سلمان ساوجی"کفت به بسط بسیط جهان گرفت و تورا/کف،آیتی است که آن بر کفایت تو گواست"که واژه ی کفایت به دو جزءمعنی دار مستقل تجزیه شده است(کف وآیتی)،این ترفند در واقع استفاده از جناس مرکّب در مضمون پردازی است هنجار گفتار در صفحه ی 291آن را ترفندی مستقل دانسته است.
#ایهام_اتفاق
وقتی شاعر تخلص خود یا نام ممدوح یا مخاطب را به گونه ای به کار برد که معنی لغوی وظاهری آن فهمیده شود" ایهام اتفاق "است مانند"شود همام کسی کاو به عمر خویش دمی//زخوابگاه سگان درش وطن دارد".همام در بیت بالا به معنی بزرگوار ووالا مقام است وتخلص همام تبریزی هم هست که بر آن تاکید نشده است.
در بیت"نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست//و گرنه بر درخت تر کسی تبر نمی زند" از هوشنگ ابتهاج که متخلص به "سایه"است ؛در واژه (سایه)ایهام اتفاق وجود دارد.
Zakinezhad:
سپاس، در کدام کتاب بلاغی از ایهام اتفاق سخن گفته شده؟ ممنون میشم راهنمایی کنید🙏
دکتر محمّد تقی قندی:
ابدع البدایع شمس العلمای گرکانی
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
#آرایۀ_سحر_حلال
ترفند بدیعی سحر حلال(ایهام ساختاری)چنان است که سازه یا سازه هایی ازکلام طوری به کارروند که بتواننددو یاچند نقش یا نوع دستوری بپذیرند به طوری که سخن با هریک ز نوع ها ونقش ها سازگار باشدمانند این بیت سلمان ساوجی هست درمن آتشی روشن نمی دانم که چیست//این قدر دانم که همچون شمع می کاهم دگر که واژه ی روشن هم با واژه ی"آتشی" وهم باواژه ی "نمی دانم" درپیوند است یعنی هم می توانیم بگویی درمن آتشی روشن است که نمی دانم چیست وهم بگوییم در من آتشی هست که به روشنی نمی دانم که چیست
#ایهام_وصل
ترفند بدیعی «ایهام وصل»آن است که در شعرکلماتی آورند که خواننده گمان اتّصال حروف آن دارد لکن وزن درست نشود مگر به انفصال وتجزیۀحروف بعضی کلمات مانند مجنون شدم از عشق تو//تا شدی دردلبری چون لیلی که باید مجنون را با حروف منفصله میم ،جیم،واو نون بخوانیم ولیلی را لام،یاء،لام بخوانیم تا شعر درست شود.
#تحلیل
ترفند بدیعی« تحلیل»آن است که لفظی را تجزیه وهر جزئی را کلمه ای مستقل سازند مانند این بیت از سلمان ساوجی"کفت به بسط بسیط جهان گرفت و تورا/کف،آیتی است که آن بر کفایت تو گواست"که واژه ی کفایت به دو جزءمعنی دار مستقل تجزیه شده است(کف وآیتی)،این ترفند در واقع استفاده از جناس مرکّب در مضمون پردازی است هنجار گفتار در صفحه ی 291آن را ترفندی مستقل دانسته است.
#ایهام_اتفاق
وقتی شاعر تخلص خود یا نام ممدوح یا مخاطب را به گونه ای به کار برد که معنی لغوی وظاهری آن فهمیده شود" ایهام اتفاق "است مانند"شود همام کسی کاو به عمر خویش دمی//زخوابگاه سگان درش وطن دارد".همام در بیت بالا به معنی بزرگوار ووالا مقام است وتخلص همام تبریزی هم هست که بر آن تاکید نشده است.
در بیت"نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست//و گرنه بر درخت تر کسی تبر نمی زند" از هوشنگ ابتهاج که متخلص به "سایه"است ؛در واژه (سایه)ایهام اتفاق وجود دارد.
Zakinezhad:
سپاس، در کدام کتاب بلاغی از ایهام اتفاق سخن گفته شده؟ ممنون میشم راهنمایی کنید🙏
دکتر محمّد تقی قندی:
ابدع البدایع شمس العلمای گرکانی
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
Forwarded from کانال ادبیات جامع یازدهم و دوازدهم
#دانش_افزایی_دبیران
#قافیه
مبحثی درقافیه ،حروف قافیه وحروف الحاقی
بخش نخست:
اختلاف نظر هادرباره قافیه وجوددارد اما آنچه دراین نوشته آمده است خلاصه ای ازبحث قافیه درکتاب درسی وکتب بلاغی باروشی ساده وفارغ از اصطلاحات رایج وعجیب وغریب درباره قافیه می باشد.
قافیه :درلغت به معنی ازقفا آینده وازپی رونده است .دراصطلاح ،یک یاچند حرف مشترک است که درکلمات نامکرراواخرمصراع هایاابیات کلام منظوم تکرارشود.
اعتبارقافیه ازفصول ذاتی شعر نیست بلکه ازلوازم آنست اما ازفصول ذاتی بعضی ازانواع شعر است .مانند :قصیده وقطعه و غیر آن.
🛑واژه های قافیه: واژه هایی کهحرف یاحروف قافیه درآخر آن هامشترک باشد.
مثل : بهاران / یاران
🛑قافیه یا حروف قافیه : حرف یا حروف مشترک که برای قافیه سازی لازم است .این حرف یاحروف درآخر واژه ها ی قافیه می آید .
حداقل حروف مشترک لازم برای قافیه تابع دوقاعده است :
🛑 قاعده 1:الف ) هریک از مصوت های ا/و
به تنهایی اساس قافیه قرارمی گیرند وحرف (ی)به تنهایی قافیه قرارنمی گیرند وبه ندرت دردیوان شاعران آمده است .
مثال:ما/تمنا جادو/آهو
ب) مصوت کوتاه :مثل :که و چه
این نوع مصوت به ندرت اساس قافیه قرارگرفته است به ویژه زمانی که قافیه شعر الحاقی داشته باشد.مثال:
هرکجا ذکراوبودتوکه ای
جمله تسلیم کن بدو توچه ای
دراین تکواژ e حذف نمی شودچون درآن صورت هجا نخواهد بود .معمولا از هجای صامت ومصوت به عنوان قافیه استفاده نمی شود.
🛑قاعده 2 : هرمصوت بایک یا دوصامت بعدش قافیه قرارمی گیرد.
الف) مصوت کوتاه +صامت مثل :نو با درو
ب) مصوت بلند+ صامت مثل :حزین با همین
ج) مصوت کوتاه +صامت+صامت مثل :
حق پرست با دست
د) مصوت بلند +صامت+صامت مثل:
نکاشت با برنداشت
🛑روی : آخرین حرف ازهجا ی قافیه روی است .نون در همین
یادآوری:کلمات قافیه یا مرکب ازچند هجا ست مانند :می دانست ویا یک هجا مانند : سرد .که درواژه ی سرد کلمه قافیه با هجای قافیه یکی است.
🛑یادآوری: برای بدست آوردن حروف اصلی قافیه واژه های معنا دارمستقل راجدااز حروف زاید یا الحاقی درنظرمی گیریم.بعد حروف مشترک قافیه را طبق قاعده یک ودو مشخص می کنیم .درآخرین هجای واژه ی مستقل قافیه مصوت به تنهایی یا مصوت همراه یک یا دوصامت را حروف مشترک واژه های قافیه درنظرمی گیریم.آخرین حرف این حروف مشترک روی نام داردو حروف یا اصوات بعد از آن حکم حروف الحاقی را دارند.
برای بدست آوردن هجای قافیه درآن دسته ازکلمات قافیه که بعد ازروی آن ها
اصواتی آمده است ،نخست اصوات بعدازروی راحذف می کنیم وسپس هجای قافیه را مشخص می کنیم.
🌿🌿🌿🌿🌿🌿
آقای جابر نوری جوکندان
گروه دبیران ادبیات ایران
کانال جامع ادبیات یازدهم
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
#قافیه
مبحثی درقافیه ،حروف قافیه وحروف الحاقی
بخش نخست:
اختلاف نظر هادرباره قافیه وجوددارد اما آنچه دراین نوشته آمده است خلاصه ای ازبحث قافیه درکتاب درسی وکتب بلاغی باروشی ساده وفارغ از اصطلاحات رایج وعجیب وغریب درباره قافیه می باشد.
قافیه :درلغت به معنی ازقفا آینده وازپی رونده است .دراصطلاح ،یک یاچند حرف مشترک است که درکلمات نامکرراواخرمصراع هایاابیات کلام منظوم تکرارشود.
اعتبارقافیه ازفصول ذاتی شعر نیست بلکه ازلوازم آنست اما ازفصول ذاتی بعضی ازانواع شعر است .مانند :قصیده وقطعه و غیر آن.
🛑واژه های قافیه: واژه هایی کهحرف یاحروف قافیه درآخر آن هامشترک باشد.
مثل : بهاران / یاران
🛑قافیه یا حروف قافیه : حرف یا حروف مشترک که برای قافیه سازی لازم است .این حرف یاحروف درآخر واژه ها ی قافیه می آید .
حداقل حروف مشترک لازم برای قافیه تابع دوقاعده است :
🛑 قاعده 1:الف ) هریک از مصوت های ا/و
به تنهایی اساس قافیه قرارمی گیرند وحرف (ی)به تنهایی قافیه قرارنمی گیرند وبه ندرت دردیوان شاعران آمده است .
مثال:ما/تمنا جادو/آهو
ب) مصوت کوتاه :مثل :که و چه
این نوع مصوت به ندرت اساس قافیه قرارگرفته است به ویژه زمانی که قافیه شعر الحاقی داشته باشد.مثال:
هرکجا ذکراوبودتوکه ای
جمله تسلیم کن بدو توچه ای
دراین تکواژ e حذف نمی شودچون درآن صورت هجا نخواهد بود .معمولا از هجای صامت ومصوت به عنوان قافیه استفاده نمی شود.
🛑قاعده 2 : هرمصوت بایک یا دوصامت بعدش قافیه قرارمی گیرد.
الف) مصوت کوتاه +صامت مثل :نو با درو
ب) مصوت بلند+ صامت مثل :حزین با همین
ج) مصوت کوتاه +صامت+صامت مثل :
حق پرست با دست
د) مصوت بلند +صامت+صامت مثل:
نکاشت با برنداشت
🛑روی : آخرین حرف ازهجا ی قافیه روی است .نون در همین
یادآوری:کلمات قافیه یا مرکب ازچند هجا ست مانند :می دانست ویا یک هجا مانند : سرد .که درواژه ی سرد کلمه قافیه با هجای قافیه یکی است.
🛑یادآوری: برای بدست آوردن حروف اصلی قافیه واژه های معنا دارمستقل راجدااز حروف زاید یا الحاقی درنظرمی گیریم.بعد حروف مشترک قافیه را طبق قاعده یک ودو مشخص می کنیم .درآخرین هجای واژه ی مستقل قافیه مصوت به تنهایی یا مصوت همراه یک یا دوصامت را حروف مشترک واژه های قافیه درنظرمی گیریم.آخرین حرف این حروف مشترک روی نام داردو حروف یا اصوات بعد از آن حکم حروف الحاقی را دارند.
برای بدست آوردن هجای قافیه درآن دسته ازکلمات قافیه که بعد ازروی آن ها
اصواتی آمده است ،نخست اصوات بعدازروی راحذف می کنیم وسپس هجای قافیه را مشخص می کنیم.
🌿🌿🌿🌿🌿🌿
آقای جابر نوری جوکندان
گروه دبیران ادبیات ایران
کانال جامع ادبیات یازدهم
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
Forwarded from کانال ادبیات جامع یازدهم و دوازدهم
#دانش_افزایی_دبیران
#قافیه
بخش دوم:
🛑بررسی حروف قافیه براساس هجای قافیه:
قافیه یاآهنگ یکسان چندکلمه را،هجای قافیه به وجود می آورد.هریک از شش نوع هجا درقافیه قرار می گیرند.
درایجادقافیه صامت آغازی این هجاها قابل تغییر وبقیه حروف ثابت وتغییرناپذیراست. وقافیه همین حروف ثابت وتغییرناپذیراست.باتغییر صامت ها می توان قافیه های بیشماری را ساخت.مثل :(مور کور نور دور شور ) که فقط درصامت آغازین متفاوتند.اگردرهجایی ،صامت آغازین قابل تغییر نباشد دوقافیه باید حتما درمعنی متفاوت باشند. مثل :گور با گور.
🛑 حال هجای قافیه را بررسی می کنیم:
1_هجای صامت +مصوت کوتاه :
صامت تغییر می کندومصوت باقی می ماند.معمولا این هجا اساس قافیه قرارنمی گیرد .چون بعد از حذف e به هجای دیگری دست می یابیم .مثل : گشته که بعداز حذف e حرف ت روی است نه e .
2_هجای صامت+مصوت بلند
صامت قابل تغییر ومصوت بلند غیر قابل تغییر.قاعده 1
مثل :قافیه قراردادن ما با تمنا و معنی با دنیی و مو با سو
3_ هجای صامت + مصوت کوتاه + صامت
صامت آغازین قابل تغییر ومصوت وصامت بعدآن غیرتغییراست طبق قاعده 2
مثل :قافیه کردن من با تن و حاصل با دل و گل با بلبل.
🛑 یادآوری: طرح هجای قافیه کلمات مختوم به مصوت مرکب دراین قسمت می گنجد .زیرا مصوت های مرکب درعلم عروض وقافیه معادل یک مصوت ویک صامت است .
مثال برای ow:
مزرع سبزفلک دیدم وداس مه نو
یادم ازکشته خویش آمد وهنگام درو
مثال برای ey :
بده تا بگویم به آوازی نی
که جمشید کی بود وکاووس کی
4_ هجای صامت + مصوت بلند + صامت
صامت آغازی قابل تغییر ومصوت بلند وصامت بعد ازآن غیرقابل تغییراست.
مثل قافیه قراردادن یاد با شاد و تقدیر با تقصیر و جود با سجود
5_ هجای صامت +مصوت کوتاه + صامت+صامت
صامت آغازین قابل تغییر ومصوت کوتاه بادوصامت بعدازآن غیر قابل تغییر است.
مثل قافیه کردن مغز با نغز یا سرشت با زشت و بکم با حکم
یادآوری شود گاهی شاعر به ضرورت وبه سبب تنگی میدان قافیه ،همسانی صامت ماقبل آخر را ،برخلاف قاعده 5 هجای قافیه رعایت نمی کند.
مثل قافیه کردن وحی با نهی
🛑 یادآوری : طرح هجای قافیه کلماتی که پیش از روی آن ها مصوت مرکب باشد همین طرح هجا را دارند.
مثال برای ow:
نه گردن کشان رابگیرد به فور
نه عذرآوران را براند به جور
مثال برای ey :
چومرغ از قفس رفت وبگسست قید
دگر ره نگردد به سعی تو صید
6_هجای صامت + مصوت بلند + صامت+ صامت
صامت آغاز قابل تغییر ومصوت ودوصامت بعدآن غیرقابل تغییر است.
مثل قافیه کردن کارد با گزارد و گریست با زیست و دوست با پوست
🛑یادآوری : درکلمات مختوم به این هجا ،روی (آخرین حرف هجا)معمولا ت وگاهی د است.
🛑دراین هجاها صامت آغازین تاثیری درحروف قافیه ندارند فقط مرز حروف مشترک قافیه را مشخص می کنند. درتعیین حروف قافیه در هجای قافیه ، حروف بعد از صامت آغازین را درنظر می گیریم .
همانطور که دیدید قافیه وهجای قافیه تابع دوقاعده هستند ولی این دوقاعده استثناهایی هم دارند که درزیر به آن می پردازیم:
🛑تبصره 1: درآخر واژه های قافیه یا هجاهای قافیه یک یا چند حرف الحاق می شودکه این حرف یا حروف جزء حروف مشترک قافیه اند ورعایت آن هالازم است یعنی آوردن آن هابعداز حروف اصلی دردوواژه قافیه واجب است.
مثل : بهاران با یاران و تنهایی با بازآیی
ار+ان طبق قاعده 2 و در ا+یی طبق قاعده1
🛑 تبصره 2 : بعضی از واژه ها به مصوت e ( ه بیان حرکت ) یا مصوت ی ختم می شوند.این مصوت ها جزء کلمه قافیه یا حروف اصلی هستند اما ازنظرقاعده 2 الحاقی هستند.
مثل جامه و پرده بازی و سی و علی با منجلی
🛑تبصره 3 : اگر در قاعده 2 مصوت + صامت (+صامت) مصوت کوتاه باشد وقافیه حروف الحاقی داشته باشد این مصوت کوتاه می تواند متفاوت باشد .مثل : کشت با گشت قافیه نمی شود زیرا مصوت اولی ضمه ومصوت دومی فتحه است ولی باالحاق eبه این دوکلمه قافیه می شوند . کشته با گشته یا منظری با تصوری یا بنده با ژنده.
🛑 تبصره 4 :پسوند وپیشوند گرچه واژه نیستنداما گاهی درقافیه شعردرحکم واژه اند .مثل :تمثالگر با خوب تر یا برنمی گیرد با درنمی گیرد.
گر وتر پسوندهستندوبایدالحاقی باشندولی واژه قافیه قرارگرفته اند.
برو در پیشوند هستند اما واژه قافیه قرارگرفته اند.
ان و پیشوندوپسوند زمانی می توانندقافیه قرارگیرند که تکرارنشوند.
مثل :روان با لولیان اما درزلفکان با رخان درست نیست.
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
آقای جابر نوری جوکندان ,گیلان (تالش)
گروه دبیران ادبیات ایران
کانال جامع ادبیات یازدهم
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
@adabiyatjame11
#قافیه
بخش دوم:
🛑بررسی حروف قافیه براساس هجای قافیه:
قافیه یاآهنگ یکسان چندکلمه را،هجای قافیه به وجود می آورد.هریک از شش نوع هجا درقافیه قرار می گیرند.
درایجادقافیه صامت آغازی این هجاها قابل تغییر وبقیه حروف ثابت وتغییرناپذیراست. وقافیه همین حروف ثابت وتغییرناپذیراست.باتغییر صامت ها می توان قافیه های بیشماری را ساخت.مثل :(مور کور نور دور شور ) که فقط درصامت آغازین متفاوتند.اگردرهجایی ،صامت آغازین قابل تغییر نباشد دوقافیه باید حتما درمعنی متفاوت باشند. مثل :گور با گور.
🛑 حال هجای قافیه را بررسی می کنیم:
1_هجای صامت +مصوت کوتاه :
صامت تغییر می کندومصوت باقی می ماند.معمولا این هجا اساس قافیه قرارنمی گیرد .چون بعد از حذف e به هجای دیگری دست می یابیم .مثل : گشته که بعداز حذف e حرف ت روی است نه e .
2_هجای صامت+مصوت بلند
صامت قابل تغییر ومصوت بلند غیر قابل تغییر.قاعده 1
مثل :قافیه قراردادن ما با تمنا و معنی با دنیی و مو با سو
3_ هجای صامت + مصوت کوتاه + صامت
صامت آغازین قابل تغییر ومصوت وصامت بعدآن غیرتغییراست طبق قاعده 2
مثل :قافیه کردن من با تن و حاصل با دل و گل با بلبل.
🛑 یادآوری: طرح هجای قافیه کلمات مختوم به مصوت مرکب دراین قسمت می گنجد .زیرا مصوت های مرکب درعلم عروض وقافیه معادل یک مصوت ویک صامت است .
مثال برای ow:
مزرع سبزفلک دیدم وداس مه نو
یادم ازکشته خویش آمد وهنگام درو
مثال برای ey :
بده تا بگویم به آوازی نی
که جمشید کی بود وکاووس کی
4_ هجای صامت + مصوت بلند + صامت
صامت آغازی قابل تغییر ومصوت بلند وصامت بعد ازآن غیرقابل تغییراست.
مثل قافیه قراردادن یاد با شاد و تقدیر با تقصیر و جود با سجود
5_ هجای صامت +مصوت کوتاه + صامت+صامت
صامت آغازین قابل تغییر ومصوت کوتاه بادوصامت بعدازآن غیر قابل تغییر است.
مثل قافیه کردن مغز با نغز یا سرشت با زشت و بکم با حکم
یادآوری شود گاهی شاعر به ضرورت وبه سبب تنگی میدان قافیه ،همسانی صامت ماقبل آخر را ،برخلاف قاعده 5 هجای قافیه رعایت نمی کند.
مثل قافیه کردن وحی با نهی
🛑 یادآوری : طرح هجای قافیه کلماتی که پیش از روی آن ها مصوت مرکب باشد همین طرح هجا را دارند.
مثال برای ow:
نه گردن کشان رابگیرد به فور
نه عذرآوران را براند به جور
مثال برای ey :
چومرغ از قفس رفت وبگسست قید
دگر ره نگردد به سعی تو صید
6_هجای صامت + مصوت بلند + صامت+ صامت
صامت آغاز قابل تغییر ومصوت ودوصامت بعدآن غیرقابل تغییر است.
مثل قافیه کردن کارد با گزارد و گریست با زیست و دوست با پوست
🛑یادآوری : درکلمات مختوم به این هجا ،روی (آخرین حرف هجا)معمولا ت وگاهی د است.
🛑دراین هجاها صامت آغازین تاثیری درحروف قافیه ندارند فقط مرز حروف مشترک قافیه را مشخص می کنند. درتعیین حروف قافیه در هجای قافیه ، حروف بعد از صامت آغازین را درنظر می گیریم .
همانطور که دیدید قافیه وهجای قافیه تابع دوقاعده هستند ولی این دوقاعده استثناهایی هم دارند که درزیر به آن می پردازیم:
🛑تبصره 1: درآخر واژه های قافیه یا هجاهای قافیه یک یا چند حرف الحاق می شودکه این حرف یا حروف جزء حروف مشترک قافیه اند ورعایت آن هالازم است یعنی آوردن آن هابعداز حروف اصلی دردوواژه قافیه واجب است.
مثل : بهاران با یاران و تنهایی با بازآیی
ار+ان طبق قاعده 2 و در ا+یی طبق قاعده1
🛑 تبصره 2 : بعضی از واژه ها به مصوت e ( ه بیان حرکت ) یا مصوت ی ختم می شوند.این مصوت ها جزء کلمه قافیه یا حروف اصلی هستند اما ازنظرقاعده 2 الحاقی هستند.
مثل جامه و پرده بازی و سی و علی با منجلی
🛑تبصره 3 : اگر در قاعده 2 مصوت + صامت (+صامت) مصوت کوتاه باشد وقافیه حروف الحاقی داشته باشد این مصوت کوتاه می تواند متفاوت باشد .مثل : کشت با گشت قافیه نمی شود زیرا مصوت اولی ضمه ومصوت دومی فتحه است ولی باالحاق eبه این دوکلمه قافیه می شوند . کشته با گشته یا منظری با تصوری یا بنده با ژنده.
🛑 تبصره 4 :پسوند وپیشوند گرچه واژه نیستنداما گاهی درقافیه شعردرحکم واژه اند .مثل :تمثالگر با خوب تر یا برنمی گیرد با درنمی گیرد.
گر وتر پسوندهستندوبایدالحاقی باشندولی واژه قافیه قرارگرفته اند.
برو در پیشوند هستند اما واژه قافیه قرارگرفته اند.
ان و پیشوندوپسوند زمانی می توانندقافیه قرارگیرند که تکرارنشوند.
مثل :روان با لولیان اما درزلفکان با رخان درست نیست.
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
آقای جابر نوری جوکندان ,گیلان (تالش)
گروه دبیران ادبیات ایران
کانال جامع ادبیات یازدهم
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
@adabiyatjame11
Forwarded from کانال ادبیات جامع یازدهم و دوازدهم
#دانش_افزایی_دبیران
بخش سوم :
🛑 تبصره 5 : اگر قبل از حروف قافیه درقاعده 1و2 حرف یا حروف مشترک باشد آن هاجزء حروف قافیه نیستند ورعایت آن ها لازم نیست .مثل : قفا با صفا که ممکن است با ما و فضا قافیه شوند پس الف فقط حروف قافیه است طبق قاعده 1. یا حکایت با شکایت که با نعمت وفرصت هم قافیه می شوند.فقط درمصوت کوتاه وصامت آخر مشترکند.طبق قاعده 2.
🛑 تبصره 6 :
همانطورکه درقبل گفته شد قافیه کردن واژه های یکسان بامعنای متفاوت درست است.
مثل : روان ( رونده ) با روان ( روح )
🛑 تبصره 7 :
گاه حروف قافیه دربیش از یک واژه قرارمی گیرد: مثل :
چراغ روی تو را شمع گشت پروانه
مرا زخال توبا حال خویش پروا،نه
که قافیه مصراع دوم به تبعیت ازقافیه مصراع اول باترکیب دوواژه هم قافیه شده است .
🛑یادآوری:
اگرمعنای ردیف بیت یا مصراعی باداشتن قافیه فرق بکند نبایدجزء قافیه درنظربگیریم زیرا این تغییر معنا درردیف درگذشته موددشاعران نبوده است وبراثرگذشت زمان معتای مجازی گرفته اند وبرای خواننده یا شنونده چندان محسوس نیست .مثل :برنمی گیرد یا درنمی گیرد یا برکشد با درکشد و....
که پیشوند ها قافیه هستند نه فعل ها.
استثنا های دیگری هم دربحث قافیه وجوددارد که عمومیت ندارند وبه صورت نادر دردیوان شاعران آمده اند وبه خاطر قلت قافیه مناسب وتنگ آمدن آن شاعران ناگزیر از به کاربردن آن ها بوده اند وجزء عیوب قافیه محسوب می شوند که ما دراین نوشته خلاصه شده نیاوردیم.
منابع: عروض وقافیه شمیسا،ماهیار ،
صیفی و کتاب پیش دانشگاهی.
🌿🌿🌿🌿🌿🌿
تهیه وتنظیم :آقای جابر نوری جوکندان ,گیلان(تالش)
گروه دبیران ادبیات ایران
کانال جامع ادبیات یازدهم
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
@adabiyatjame11
بخش سوم :
🛑 تبصره 5 : اگر قبل از حروف قافیه درقاعده 1و2 حرف یا حروف مشترک باشد آن هاجزء حروف قافیه نیستند ورعایت آن ها لازم نیست .مثل : قفا با صفا که ممکن است با ما و فضا قافیه شوند پس الف فقط حروف قافیه است طبق قاعده 1. یا حکایت با شکایت که با نعمت وفرصت هم قافیه می شوند.فقط درمصوت کوتاه وصامت آخر مشترکند.طبق قاعده 2.
🛑 تبصره 6 :
همانطورکه درقبل گفته شد قافیه کردن واژه های یکسان بامعنای متفاوت درست است.
مثل : روان ( رونده ) با روان ( روح )
🛑 تبصره 7 :
گاه حروف قافیه دربیش از یک واژه قرارمی گیرد: مثل :
چراغ روی تو را شمع گشت پروانه
مرا زخال توبا حال خویش پروا،نه
که قافیه مصراع دوم به تبعیت ازقافیه مصراع اول باترکیب دوواژه هم قافیه شده است .
🛑یادآوری:
اگرمعنای ردیف بیت یا مصراعی باداشتن قافیه فرق بکند نبایدجزء قافیه درنظربگیریم زیرا این تغییر معنا درردیف درگذشته موددشاعران نبوده است وبراثرگذشت زمان معتای مجازی گرفته اند وبرای خواننده یا شنونده چندان محسوس نیست .مثل :برنمی گیرد یا درنمی گیرد یا برکشد با درکشد و....
که پیشوند ها قافیه هستند نه فعل ها.
استثنا های دیگری هم دربحث قافیه وجوددارد که عمومیت ندارند وبه صورت نادر دردیوان شاعران آمده اند وبه خاطر قلت قافیه مناسب وتنگ آمدن آن شاعران ناگزیر از به کاربردن آن ها بوده اند وجزء عیوب قافیه محسوب می شوند که ما دراین نوشته خلاصه شده نیاوردیم.
منابع: عروض وقافیه شمیسا،ماهیار ،
صیفی و کتاب پیش دانشگاهی.
🌿🌿🌿🌿🌿🌿
تهیه وتنظیم :آقای جابر نوری جوکندان ,گیلان(تالش)
گروه دبیران ادبیات ایران
کانال جامع ادبیات یازدهم
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
@adabiyatjame11
Nilofar:
آرایه های مقابل همه ی ابیات درست است به جز گزینه ی......؟
الف)از آن است خواب اجل چشم بند جمله ی جهان /که نقش های جهان دیدنی نمی ارزد (حسن تعلیل_مجاز)
ب)خون دل است بهره ی ما چون شفق مدام/زاین جام لاجورد که دورش دمادم است (استعاره_ایهام تناسب)
ج)بلبل از افغان رنگین سرخ دارد روی باغ /بوستان پیرا دهان غنچه پر زر میکند (جناس_حس آمیزی)
د)آب حیوان در عقیق صبر پنهان کرده اند /این چنین آب گوارایی ننوشیدن چرا؟(تلمیح _تشبیه )
Leyla MaghsoodLoo:
سلام
ج
چون جناس ندارد
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
Nilofar:
در کدام گزینه آرایه های «تشبیه / اغراق/کنایه/حسن تعلیل وجود دارد؟
۱)ز آن ز خنده نیاید لبم به هم چون جام / که بوسه بر دهن شیشه می توانم زد
۲)شرح شب های دراز هجر از زلف است بیش/پنبه ای بر لب از آن صبح بناگوشم گذار
۳)ز آن سراپا چشم گردیده است آن زلف رسا/تا از آن موی کمر تعلیم گیرد پیچ و تاب
۴)ز آن تنم شد چو میانت باریک/کز دهانت دل من تنگ تر است
Leyla MaghsoodLoo:
چهار
کنایه تنگدلی کنایه از ناراحتی و اندوه
مصرع اول تن مشبه. میان به معنی کمر مشبه به
حسن تعلیل هم مصرع دوم داره
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
آرایه های مقابل همه ی ابیات درست است به جز گزینه ی......؟
الف)از آن است خواب اجل چشم بند جمله ی جهان /که نقش های جهان دیدنی نمی ارزد (حسن تعلیل_مجاز)
ب)خون دل است بهره ی ما چون شفق مدام/زاین جام لاجورد که دورش دمادم است (استعاره_ایهام تناسب)
ج)بلبل از افغان رنگین سرخ دارد روی باغ /بوستان پیرا دهان غنچه پر زر میکند (جناس_حس آمیزی)
د)آب حیوان در عقیق صبر پنهان کرده اند /این چنین آب گوارایی ننوشیدن چرا؟(تلمیح _تشبیه )
Leyla MaghsoodLoo:
سلام
ج
چون جناس ندارد
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
Nilofar:
در کدام گزینه آرایه های «تشبیه / اغراق/کنایه/حسن تعلیل وجود دارد؟
۱)ز آن ز خنده نیاید لبم به هم چون جام / که بوسه بر دهن شیشه می توانم زد
۲)شرح شب های دراز هجر از زلف است بیش/پنبه ای بر لب از آن صبح بناگوشم گذار
۳)ز آن سراپا چشم گردیده است آن زلف رسا/تا از آن موی کمر تعلیم گیرد پیچ و تاب
۴)ز آن تنم شد چو میانت باریک/کز دهانت دل من تنگ تر است
Leyla MaghsoodLoo:
چهار
کنایه تنگدلی کنایه از ناراحتی و اندوه
مصرع اول تن مشبه. میان به معنی کمر مشبه به
حسن تعلیل هم مصرع دوم داره
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
دکتر محمدتقی قندی
#تضمین بسیار دل انگیز شهریار از سعدی
ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
حیف باشد مه من کاین همه از مهر جدایی
گفته بودم جگرم خون نکنی باز کجایی
من ندانستم از اوّل که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
مدّعی طعنه زند در غم عشق تو زیادم
وین نداند که من از بهرغم عشق تو زادم
نغمۀبلبل شیراز نرفته ست ز یادم
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم؟
باید اوّل به تو گفتن که چنین خوب چرایی
تیر را قوت پرهیز نباشد ز نشانه
مرغ مسکین چه کند گر نرود در پی دانه
پای عاشق نتوان بست به افسون و فسانه
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ما کجاییم در این بحر تفکّر تو کجایی
تا فکندم به سر کوی وفا رخت اقامت
عمربی دوست ندامت شد و با دوست غرامت
سر وجان و زر وجاهم همه گو رو به سلامت
عشق و درویشی وانگشت نمایی و ملامت
همه سهل است تحمّل نکنم بار جدایی
درد بیمار نپرسند به شهر تو طبیبان
کس در این شهر ندارد سر تیمار غریبان
نتوان گفت غم از بیم رقیبان به حبیبان
حلقه بر در نتوانم زدن از بیم رقیبان
این توانم که بیایم سر کویت به گدایی
گرد گلزار رخ توست غبار خط ریحان
چون نگارین خط تذهیب به دیباچه ی قرآن
ای لبت آیۀ رحمت دهنت نقطه ی ایمان
آن نه خال است و زنخدان و سر زلف پریشان
که دل اهل نظر برد که سری ست خدایی
هر شب هجر بر آنم که اگر وصل بجویم
همه چون نی به فغان آیم و چون چنگ بمویم
لیک مدهوش شوم چون سر زلف تو ببویم
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم غمم از دل برود چون تو بیایی
چرخ امشب که به کام دل ما خواسته گشتن
دامن وصل تو نتوان به رقیبان تو هشتن
نتوان از تو برای دل همسایه گذشتن
شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن
تا که همسایه نداند که تو در خانه مایی
سعدی این گفت و شد از گفتۀ خود باز پشیمان
که مریض تب عشق تو هدر گوید و هذیان
به شب تیره نهفتن نتوان ماه درخشان
کشتن شمع چه حاجت بود از بیم رقیبان
پرتو روی تو گوید که تو در خانه مایی
نرگس مست تو مستوری مردم نگزیند
دست گلچین نرسد تا گلی از شاخ تو چیند
جلوه کن جلوه که خورشید به خلوت ننشیند
پرده بردار که بیگانه خود آن روی نبیند
تو بزرگی و در آیینۀ کوچک ننمایی
نازم آن سر که چو گیسوی تو در پای تو ریزد
نازم آن پای که از کوی وفای تو نخیزد
شهریار آن نه که با لشکر عشق تو ستیزد
سعدی آن نیست که هرگز ز کمند تو گریزد
که بدانست که در بند تو خوشتر ز رهایی
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
#تضمین بسیار دل انگیز شهریار از سعدی
ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
حیف باشد مه من کاین همه از مهر جدایی
گفته بودم جگرم خون نکنی باز کجایی
من ندانستم از اوّل که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
مدّعی طعنه زند در غم عشق تو زیادم
وین نداند که من از بهرغم عشق تو زادم
نغمۀبلبل شیراز نرفته ست ز یادم
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم؟
باید اوّل به تو گفتن که چنین خوب چرایی
تیر را قوت پرهیز نباشد ز نشانه
مرغ مسکین چه کند گر نرود در پی دانه
پای عاشق نتوان بست به افسون و فسانه
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ما کجاییم در این بحر تفکّر تو کجایی
تا فکندم به سر کوی وفا رخت اقامت
عمربی دوست ندامت شد و با دوست غرامت
سر وجان و زر وجاهم همه گو رو به سلامت
عشق و درویشی وانگشت نمایی و ملامت
همه سهل است تحمّل نکنم بار جدایی
درد بیمار نپرسند به شهر تو طبیبان
کس در این شهر ندارد سر تیمار غریبان
نتوان گفت غم از بیم رقیبان به حبیبان
حلقه بر در نتوانم زدن از بیم رقیبان
این توانم که بیایم سر کویت به گدایی
گرد گلزار رخ توست غبار خط ریحان
چون نگارین خط تذهیب به دیباچه ی قرآن
ای لبت آیۀ رحمت دهنت نقطه ی ایمان
آن نه خال است و زنخدان و سر زلف پریشان
که دل اهل نظر برد که سری ست خدایی
هر شب هجر بر آنم که اگر وصل بجویم
همه چون نی به فغان آیم و چون چنگ بمویم
لیک مدهوش شوم چون سر زلف تو ببویم
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم غمم از دل برود چون تو بیایی
چرخ امشب که به کام دل ما خواسته گشتن
دامن وصل تو نتوان به رقیبان تو هشتن
نتوان از تو برای دل همسایه گذشتن
شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن
تا که همسایه نداند که تو در خانه مایی
سعدی این گفت و شد از گفتۀ خود باز پشیمان
که مریض تب عشق تو هدر گوید و هذیان
به شب تیره نهفتن نتوان ماه درخشان
کشتن شمع چه حاجت بود از بیم رقیبان
پرتو روی تو گوید که تو در خانه مایی
نرگس مست تو مستوری مردم نگزیند
دست گلچین نرسد تا گلی از شاخ تو چیند
جلوه کن جلوه که خورشید به خلوت ننشیند
پرده بردار که بیگانه خود آن روی نبیند
تو بزرگی و در آیینۀ کوچک ننمایی
نازم آن سر که چو گیسوی تو در پای تو ریزد
نازم آن پای که از کوی وفای تو نخیزد
شهریار آن نه که با لشکر عشق تو ستیزد
سعدی آن نیست که هرگز ز کمند تو گریزد
که بدانست که در بند تو خوشتر ز رهایی
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
دکتر محمدتقی قندی
#استعارهی_جوششی_یا_کوششی
یکی از پرسشهای مهم در استعارهشناسی این است که آیا استعارهها آگاهانه و ارادی آفریده میشوند یا این که خلقِ استعارهها ناخودآگاه و غیر ارادی است؟ دیدگاه سنتی که برای استعاره، نقش تزیینی قایل است خلق و کاربرد آن را ارادی میشمارد؛ اما شناختیان، تولید استعاره را یک عمل غیر ارادی و یک رانش اجباری متاثر از ناخودآگاه میدانند. هر استعارهای در گفتار و از دل یک طرحواره مفهومی و نگاشت بزرگ استعاری در میآید. بنابراین خلق استعاره انگیخته است، نه دلبخواهی و ارادی.
اکنون با شناخت استعارههای مفهومی و نقش آنها در شکل دادن به بنیادهای اندیشه و ایدءولوژی میتوان گفت که خلق استعارهها در متن چندان آگاهانه و دلبخواهی نیست؛ بلکه مجموعهی استعارهها به وسیلهی استعارههای مفهومی که بنیاد هستیشناسیکِ گوینده را میسازند، کنترل میشود. به دیگر سخن، نوع استعارههایی که گوینده میآفریند تابع ذهنیت و نوع نگاه او به جهان و زندگی است. پس نقش عمدهای که استعاره در بههم پیوستگی سبکِ شخصی بازی میکند متاثر از سیطرهی نگاشتهای اصلی و ایدئولوژی نویسنده است.
فتوحی، محمود. (۱۳۹۰).سبکشناسی (نظریهها، رویکردها و روشها). تهران. سخن. صفحهی ۳۳۲.
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
#استعارهی_جوششی_یا_کوششی
یکی از پرسشهای مهم در استعارهشناسی این است که آیا استعارهها آگاهانه و ارادی آفریده میشوند یا این که خلقِ استعارهها ناخودآگاه و غیر ارادی است؟ دیدگاه سنتی که برای استعاره، نقش تزیینی قایل است خلق و کاربرد آن را ارادی میشمارد؛ اما شناختیان، تولید استعاره را یک عمل غیر ارادی و یک رانش اجباری متاثر از ناخودآگاه میدانند. هر استعارهای در گفتار و از دل یک طرحواره مفهومی و نگاشت بزرگ استعاری در میآید. بنابراین خلق استعاره انگیخته است، نه دلبخواهی و ارادی.
اکنون با شناخت استعارههای مفهومی و نقش آنها در شکل دادن به بنیادهای اندیشه و ایدءولوژی میتوان گفت که خلق استعارهها در متن چندان آگاهانه و دلبخواهی نیست؛ بلکه مجموعهی استعارهها به وسیلهی استعارههای مفهومی که بنیاد هستیشناسیکِ گوینده را میسازند، کنترل میشود. به دیگر سخن، نوع استعارههایی که گوینده میآفریند تابع ذهنیت و نوع نگاه او به جهان و زندگی است. پس نقش عمدهای که استعاره در بههم پیوستگی سبکِ شخصی بازی میکند متاثر از سیطرهی نگاشتهای اصلی و ایدئولوژی نویسنده است.
فتوحی، محمود. (۱۳۹۰).سبکشناسی (نظریهها، رویکردها و روشها). تهران. سخن. صفحهی ۳۳۲.
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
دکتر محمد تقی قندی
#ایهام_لفظ_یا_سمعی_یا_تبادر_یا_تداعی
خارم اما برنمی تابد زبونی غیرتم
وای بر آن کس که خواهد پی سپر دارد مرا در این بیت ایهام سمعی(ایهام لفظ ) وجود دارد وجود کلمه ی زبونی سبب می شود که کلمهی « خار » را «خوار» گمان کنیم این ایهام همان ایهام تبادر یا ایهام تداعی است.
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon
#ایهام_لفظ_یا_سمعی_یا_تبادر_یا_تداعی
خارم اما برنمی تابد زبونی غیرتم
وای بر آن کس که خواهد پی سپر دارد مرا در این بیت ایهام سمعی(ایهام لفظ ) وجود دارد وجود کلمه ی زبونی سبب می شود که کلمهی « خار » را «خوار» گمان کنیم این ایهام همان ایهام تبادر یا ایهام تداعی است.
گروه دبیران ادبیات ایران
@Foonon