کانال علوم و فنون
2.87K subscribers
1.09K photos
277 videos
514 files
213 links
کارگاههای آموزشی عروض سماعی،سبک شناسی،سوالات کتاب درسی علوم وفنون۱،۲،۳ ویژه ی دبیران و دانش آموزان (کارگاه استاد صادقلو و استاد بهرامی و...)

https://t.me/joinchat/AAAAAFIeRMp6MRWdBkxWXQ
ارتباط :زهراغریب زاده،افضلی
مدیر کانال خانم زهراغریب زاده
Download Telegram
Forwarded from Deleted Account
4
🎶katayoon 🎶 🎶Goodarzi🎶:
منظورش پیمودن شرابه و به نظرم کنایه نداره

@yas_A:
ریختن شراب در جام منظور است (پیمانه کردن )
پس کنایه نداره
جام مجاز از شرابه

s.a.13:
بله کنایه است

Z Kh:
در کنایه هم می تونیم مجاز داشته باشیم

@yas_A:
✴️تفاوت کنایه ومجاز:👇👇

🌀۱_درمجاز نمی توان معنی حقیقی واژه راپذیرفت ولی در کنایه اغلب بر معنای حقیقی هم دلالت دارد.

🌀۲_مجاز اغلب در واژه(اسم)است. اما کنایه در عبارت.

🌀۳_کنایه را می توان مصدری هم معنی کرد ولی مجاز را خیر.

🌀۴_مجاز را فقط درعبارت می توان معنی کرد . ولی کنایه غالبا به تنهایی هم معنی میدهد.

🌀۵_رابطه میان لفظ ومعنای موردنظر درکنایه نشانه ای ، نمونه ای یا بخشی از یک عمل است . امادر مجاز کل وجزء ، جایگاهی و... .
#ارسالی_بانو_گودرزی
@adabyat98

s.a.13:
جام پیمودن کنایه از شراب خوردن است

Z Kh:
ببخشین متوجه نشدم یعنی هم کنایه داره هم مجاز

s.a.13:
بله . یعنی اگر بود شراب پیمودن باز هم کنایه داشتیم .

🎶katayoon 🎶 🎶Goodarzi🎶:
جام پیمودن همان پیمانه کردن شراب است و کنایه نداره فقط جام مجاز داره

Z Kh:
بسیار ممنون پس همان مجازش درسته تا اینکه کنایه بگیریم

🎶katayoon 🎶 🎶Goodarzi🎶:
بله مجاز درسته

s.a.13:
در لغت نامه دهخدا هم کنایه گرفته

حميرا خانجاني:
✳️بحث مجاز و کنایه کاملا متفاوت است.

✳️در مجاز به هیچ وجه معنی حقیقی واژه قابل دریافت نیست. اما در کنایه معنی حقیقی هم قابل دریافت است.

✳️در مجاز واژه ای جانشین واژه ی دیگر می شود. مثل دو طرف استوانه، اما کنایه مثل زنجیر است، معانی مثل حلقه زنجیرند و به هم پیوسته

اما گاهی یک واژه در ساختار کنایه، ممکن است مجاز باشد.

@yas_A:
با توجه به بیت نباید کنایه داشته باشه
این هم تدضیح بیشتر درباره کنایه 👇

🌀1.کنایه در عبارت به کار می‌رود البته کنایه های یک کلمه وجود دارد
اما مجاز :یک کلمه جایگزین کلمه دیگر می‌شود

🌀2.کنایه: هر دو معنای دور ونزدیک امکان وقوع دارد هرچند ملاک معنای دور است
اما در مجاز معنی نزدیک امکان وقوع ندارد.
مثلا وقتی می‌گوییم خاکستر اجاق فلانی زیاده
واین را کنایه از مهمان نوازی میگیزیم
، این اتفاق امکان وقوع دارد

اما وقتی می‌گوییم (کل بطری را خورد) منظورمان از بطری مجازا محتوای بطری است
معنای نزدیک یعنی خوردن بطری امکان وقوع ندارد
#بانو_افضلی



پسرِ شاعر:
درود پیموندن در چنین عباراتی به معنی آشامیدن است. شراب آشامیدن یا خوردن کنایه ندارد.

خانم عباسی:
درود.👌👌👌

هرچه کوته نظرانند بر ایشان پیمای

که حریفان ز مُل و من ز تأمل مستم
@Foonon
ا- محمدزاده:
نمونه مجاز:
در مصراع زیر چند مجاز داریم؟

○ و آفاق تو را زیر نگین باشد

سایه@:
افاق : مجاز از همه هستی

نگین : مجاز از انگشتر

میرزایی:
آفاق تمام مردم
نگین : فرمان

Alireza Eshaghkhani:
دو تا
آفاق مجاز از کل جهان
نگین مجاز از انگشتر

البته زیر نگین بودن، کنایه از تحت فرمان بودن هم هست.


ا- محمدزاده:
سلام استاد
اگر بخواهیم یکی از کنایه یا مجاز را انتخاب کنیم ؟

میرزایی:
استاد
نگین : انگشتر
انگشتر : حکم و فرمان

Alireza Eshaghkhani:
کنایه بودنش ارجح است.

سایه@:
نگین کنایه ار فرمان و حکم 👌👌👏

حميرا خانجاني:
نگین مجاز از مهر

زیر مهر بودن کنایه از تحت فرمان بودن

میرزایی:
استاد
جلسه قبول توضیح دادین.

نمونه هایی هست

که واژه ای از کنایه مجاز است.

هردو درست نیست.؟؟

ا- محمدزاده:
سلام استاد
زیر ( تحت) نگین ( فرمان) باشد.
خودم کنایه نمی دانم.اما بسیاری از استادان چنین مواردی را کنایه می گیرند و به نظرشان احترام می گذاریم.

میرزایی:
درود خانم دکتر
بله
تفاوت هست.

صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد


@Foonon
Forwarded from حميرا خانجاني
E-Tavosi:
سلام
در این بیت منظور از مهر ، محبته یا خورشید :
شبان تیره از مهرش نبینم درمه و پروین
که شرط دوستی نبود نظر در این و ان کردن

خواجوی کرمانی

@yas_A:
ظاهرا ایهام تناسب داره

بیژن زند:
سلام
در معنی محبت است و ایهام تناسب با مه و پروین دارد.

Alireza Eshaghkhani:
سلام برشما
مهر استعاره مصرحه از چهره است
به سبب وجود خورشید رویش و هم به خاطر عشق به او، شب به ماه و پروین نگاه نمی کنم.

مهر ایهام دارد نه ایهام تناسب

پسرِ شاعر( بصیری):
سلام به نظر بنده هم ایهام دارد هم ایهام تناسبت.

با توجه به توصیف شب، که ماه و ستاره نمایان می شود شاعر میگوید که با وجود خورشیدِ رخ تو من به ماه و ستاره پروین نیازی ندارم؛ زیرا این شرط عشق و دوستی نیست‌.
و یا در معنی عشق و محبت نیز میتوان گرفت ولی معنی اول دل انگیزه به جهت تصویرسازی زیبایی که شاعر در بیت کرده است.
(خورشید در چشم انسانها نورانی تر از هر اشیایی است که با وجودش ماه و ستاره( اغیار) نادیده گرفته می شود.)

بیژن زند:
درود
معنی استعاری در ایهام مورد نظر نیست.
اگر مهر را استعاره بدانیم-که چنین نیست-ایهامی وجود ندارد زیرا معانی ایهامی در واژه حقیقی اند نه مجازی.
در شبهای تاریک به واسطه مهر و محبتی که به او دارم به ماه و پروین نگاه نمی کنم...

پسرِ شاعر( بصیری):
درود
اگر شاعر معشوق خود را با ماه و پروین مقایسه میکند بخاطر اینه که معشوقش رو مثل خورشید میداند و او را برتر از ماه و پروین میداند. وگرنه چه دلیلی میتونه داشته باشه که بخاطر محبت به معشوقش به ماه و ستاره نگاه نکنه!. با وجود خورشید، ماه و ستاره وجودشان محسوس نیست. هم ایهام دارد هم ایهام تناسب.

Alireza Eshaghkhani:
سلام بر شما
تشکر
چطور معانی استعاری ایهام نیستند؟
با مهرش شبم روشن است
چرا نتوان دو معنی را پذیرفت؟
ایهام یعنی دو یا سه معنی داشتن واژه ای در آن واحد در یک جمله.
حال یکی از معانی اش مجازی باشد چه اشکالی دارد؟
در بیت همکارمان، مهر ایهام دارد چون دو معنی قابل استحصال است.

بیژن زند:
اگر "مهر"را استعاره از یار بدانیم،"شبان تیره"حشو می شود.

درود برشما
ایهام بررسی معانی واقعی یک واژه است.معنی استعاری در ایهام مورد نظر نیست.

پسرِ شاعر( بصیری):
مهر ایهام دارد. و اگر درمعنی خورشید بگیریم با ماه و پروین ایهام تناسب ایجاد میکند.
و اگر معنی محبت در نظر بگیریم با دوستی ایهام تناسب ایجاد میکند‌.

حميرا خانجاني:
مهر به معنی محبت است و با پروین و مه ایهام تناسب دارد.

بیژن زند:
اگر مهر در این بیت در معنی خورشید باشد"شبان تیره"در بیت مخل معنا می شود.

پسرِ شاعر( بصیری):
از تصویر سازی زیبای این بیت نباید گذشت!
شاعر از عمد معشوقش را با خورشید مقایسه کرده که درمقابل خورشید ستاره و ماه وجودشان محسوس نیست و بخاطر همین میگوید نیازی به ماه و پروین ندارم.
همانطور که عرض کردم به نظر بنده هم ایهام دارد هم ایهام تناسب و دور از انصاف است که در این بیت زیبا مهر را فقط به معنی محبت بدانیم.

درود استاد
عالی

مهر: استعاره

با ماه وپروین ایهام تناسب به خورشید
دارد.

شبان تیره از زیبایی چهره چو آفتابش به ماه وپروین توجه نمی کنم.

معنی دوم:!!!
شبان تیره از عشق او به ماه وپروین توجه نمی کنم .

معنی دوم ایهامش ضعیف است

ماه وپروین رقیب عشق نیستن
رقیب زیبایی هستند
@Foonon
سلام وعرض ادب بین کلمات قامت وقیمت جناس هست

سلام
چناس ناقص اختلافی

سلام
فکر نکنم جناس داشته باشند

چون علاوه بر ا و ی در ق هم یه اختلاف حرکتی دارند

نمیشه گفت ق/ا/م/َ/ت
ق/ ِ/ی/م/َ/ت
اختلاف بیش از یکی هست

درود.
جناس ندارند.
در جناس اختلافی تفاوت در مصوت بلند ایرادی نداره ولی اینجا" قیمت: ی صامته نه مصوت. پس اختلاف در دو واج می شود و درست نیست.
مثلا ساخت و سوخت جناس اختلافی دارند.

@Foonon
خانم عباسی:
سلام
تا کی آخر چو بنفشه (سر غفلت در پیش)
حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار
سر غفلت در پیش بگیری یک فعل هست ؟

پسرِ شاعر( بصیری):
سر غفلت در پیش گرفتن، کل عبارت، کنایه از در نادانی به سر بردن و به نادانی خود ادامه دادن است. اما می توان برای اجزایش نقش قایل شد.🌺

خانم عباسی:
مخاطب رو بنفشه گرفتین؟
تشبیه بیت رو چه کردین.

Asef fekri:
بنفشه خیر.
مخاطب کسی ست که غفلت او را به بنفشه تشبیه کردند.

خانم عباسی:
البته سر فرو بردن رو به نشانه غفلت وجه شبه می گیریم.

استاد میرزایی:
سلام
آخر تا کی (تو )سرغفلت در پیش داری(گرفته ای).
حیف باشد(است) که تو در خواب هستی و نرگس بیدار است

سرغفلت مفعول

در پیش داری: فعل

خانم عباسی:
درود استاد.👌👌
پیش رو متمم نمی گیریم؟

Asef fekri:
بله
در پیش گرفتن روی هم یک فعل ‌کنایی

استاد میرزایی:
سر غفلت
غفلت چون راهی تصورشده
که آن را درپیش گرفته

Asef fekri:
بله.
قابل پذیرش.
و باز هم اضافه استعاری

اقای دلیری:
درود بر همکاران گل بنفشه رو به پایین خم می شود و شاعر می گوید تا کی می خواهی مانند این گل سر خم شده ای که فقط جلو پا را می نگرد و از اطراف خود غافل است داشته باشی.
سر غفلت اضافه اقترانی است و در اضافه اقترانی اغلب ترکیب مضاف با بقیه جمله کنایه ای می شود به معنای مضاف الیه. درود بر شما

پسرِ شاعر( بصیری):
مانند گل بنفشه سر را به نشانه غفلت پایین می اندازی. که این کنایه است از در نادانی به سر بردن.

اضافه اقترانی است.

اقای دلیری:
درود بر شما .سر در پیش افکندن یعنی سر پایین بودن و آینده نگر نبودن کنایه از شرمگین بودن هم هست.

فلانی دست ادب بر سینه نهاد دست بر سینه نهادن کنایه از ادب
سر غفلت در پی نگیر سر در پیش نباش
کنایه از این که غافل نباش.
همون سخن معروف است که می گوییم
یعنی چی سرتو انداختی پایین هر جا دلت خواست میری

خانم عباسی:
بیشتر شرمندگی رو به همراه داره ولی شاعر،خلق معنی کرده است.

اقای دلیری:
سر در جیب فرو بردن کنایه از تفکر هست ‌. سر پایین بودن کنایه از روسیاهی و شرمگین بودن هم هست انجا سر پایین بودن یعنی بی خبر بودن از اطراف و فقط پیش ما را دیدن.
پاینده باشید

Asef fekri:
پس ، سر را به نشانه غفلت در پایین انداختن نباید باشه.

استاد میرزایی:
درود
بله
در پیش گرفتن

به معنی ادامه دادن و استمرار در کاری است
در محاوره میگیم چه کاریه در پیش گرفته ای.

تا کی چون بنفشه غفلت می کنی و راه غفلت در پیش گرفته ای.

پیش، هیچ ربطی به پایین و ...نداره

در پیش گرفتن کاری یا چیزی :
غفلت کردن
غافل شدن

محسن انصاری:
سلام، یک سوال :در ترکیب (( دست ادب)) دقیقا کا ررا ((دست)) مضاف انجام داده ، آیا در (( سر غفلت)) هم تکیه بر روی سر است یا مضاف الیه (( غفلت))؟؟

پسرِ شاعر( بصیری):
واضح است که سعدی پایین بودن سر بنفشه را نشانه غفلت میداند برای همین می گوید سرِ غفلت! خود گل بنفشه در ادبیات نماد انسانهای غافل است.
وقتی میگوید مانند بنفشه سر غفلت را پایین انداختی یعنی می خواهد بگوید که توهم مانند بنفشه در غفلت به سر میبری.

خانم عباسی:
استاد ارکان تشبیه رو تو بیت وقتی مشخص می کنیم،سر در معنی خودش باید باشد پس لاجرم اضافه اقترانی داریم.
ضمن اینکه،سر در پیش گرفتن داریم.

استاد میرزایی:
درود استادعزیز
وقت خوش
اگه
فعلش گرفتن است
درپیش گرفتن معنی آغازکردن واستمرار و انجام کاری است.

یعنی غفلت در پیش گرفته ای= عفلت می کنی.

ازقصیدهء
بامدادی که تفاوت نکند لیل ونهار
است

سپاس بسیار
مشکل در پیش گرفتن است
اگه فعل دیگری است
ابهام نداره
دهخدا معنی ومثال هایی آورده است
🌺🌺🌺🙏🙏

@Foonon
👍1
سلام خدمت بزرگواران

در غزل
ای کوکب عالی درج ، وصلت حرام است وحرج
ای رکن طاعت همچو حج ، الصبر مفتاح الفرج

با توجه به اینکه وزن شعر مستفعلن.....
رجز مثمن کامل است

میشه دوری گرفت
وسط مصراعها مکث کامل داریم

یا توضیح دیگری دارید؟

سلام برشما
خیر
یکی از مشخصات وزن دوری، تناوب ارکان است یعنی رکن ها یک در میان باشند مطابق کتاب.
غیر از این شرایط دیگری هم هست.

سلام
مکث دلیل خوبی برای تشخیص وزن دوری نیست.

کنکور هم ازابیات غیر دوری که مکث دارن برای فریب استفاده می کنه

سپاسگزارم
برای وجود قافیه میانی که در بیت هست
چه توضیحی می فرمایید؟

سلام
رجز مثمن سالم دوری نیست.
زیرا تعداد هجاهای نیم مصراع اوزان دوری،معمولا فرد است.


@Foonon
❄️🌦❄️🌦❄️🌦❄️🌦
🌦❄️🌦❄️🌦❄️🌦
❄️🌦❄️🌦❄️🌦
🌦❄️🌦❄️🌦
❄️🌦❄️🌦
🌦❄️🌦
❄️🌦
🌦


بسم الله الرحمن الرحیم

هست کلید در گنج حکیم


🇮🇷 برنامه یکشنبه گروه دبیران ادبیات ایران 🇮🇷

📣📣 کارگاه تخصصی و آموزشی :

با عنوان 👇👇👇
ویژگی های نثر بیهقی

با حضور ارزشمند :
#خانم_دکتر_حمیرا_خانجانی

ساعت ۲۱ 🕘 الی ۲۲🕙


📙📘📙📘📙📘📙📘📙📘📙


بحث وتبادل نظر درباره ی مطالب کتابهای فارسی،نگارش،فنون،،،،
تحلیل دروس در کانال زیر :
@adabiyatjame11
این گروه بامشارکت مدیران هدایت می شود
https://t.me/joinchat/AAAAAEPz0ArDtyVxUoGvdQ


ساعت کار گروه ۱۴ الی ۲۲🛇 جمعه تعطیل است
سپاسگزارم
برای وجود قافیه میانی که در بیت هست
چه توضیحی می فرمایید؟

نوع قافیه در وزن دوری تاثیری نداره


در رفتن جان از بدن گویند هرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود.

قافیه میانی داره
اما وزن دوری نیست.

در وزن دوری:

تناوب ارکان
و بلند بودن هجای پایان نیم مصراع مهمه.


بعضی ابیات وزن متناوب دارند
اما
پایان نیم مصراع بلندنیست
بخشی ازهجا به نیم مصراع دوم وارد میشه.
اینا هم دوری نیستن


سلام بر استاد ارجمند
وقتتان به خیر و سلامتی
بله، بعضی فکر می کنند هر وزن دولختی، دوری هم هست در حالی که چنین نیست.
البته بحر مجتث مثمن سالم با وجود زوج بودن هجاهای آن در نیم مصراع، همچنان دوری است :
دیروز اگر سوخت ای دوست، غم برگ و بار من و تو...
مستفعلن فاعلاتن مستفعلن فاعلاتن

با ارادت🌺

@Foonon
👍1
m h:
مصوت های بلند حتما باید در شمارش واج ها دو واج شمرده بشه ؟

خوبان ۷ واج دارد ؟

مهدی نظری:
سلام. اصلا نباید.
و شمارش واج رو نمی‌پرسن‌.

صفا⚘🌻🌱:
برای وزن شعر بله دو واج
اما اگر قصد شمارش واج مربوط به دستورزبان است یک واج

m h:
چرا توی فیلمی که از شبکه آموزش برای درس ۵ علوم و فنون دهم پخش شد انقدر بهش تاکید کردن که مصوت بلند باید دو واج شمرده بشه

حالا دانش آموز گیج شده .

خانم جمشیدی:
درست بوده.
برخی برای شمردن واج‌ها، به دانش‌آموزانشان می‌گویندکه اگر سه تا بود، بلند است و با خط تیره مشخص کنند.
مثلا: گُل= ص م ص
با= ص م(این هم بلند محسوب می‌شود، با خط تیره؛ چون مصوت‌های بلند، دوتا هستند و ب+ ا= سه تاست و با خط تیره نشان می‌دهیم.

مهدی نظری:
منظور معادل دو مصوت کوتاه بودنه که بازم اشتباهه گفتنش و لزومی نداره

کلا نهادها و پدیده‌های حکومتی مثل آموزش تلویزیونی و آزمون سنجش و کتاب درسی و شاد و این‌ها زشت‌ترین و بی‌مصرف‌ترین گزینه در موضوع خودشونن.
هرگز جز در مواردی که هیچ راه دیگه‌ای ندارین آموزش رو از این‌جاها دنبال نکنین.

m h:
الان اگه بپرسند خوبان چند صامت و چند مصوت داره چه پاسخی درسته ؟

خانم جمشیدی:
یک
یک
ببخشید من فقط هجای خو را محاسبه کردم.
چون سوال در ادامه مصوت بلند و دو تا شمردنش بوده.

مهدی نظری:
۱. واسه چی باید بپرسن؟
۲. اگه واسه اطلاع خودشون (نه آموزش به بچه‌ها): ۵ تا واج
۳ صامت ۲ مصوت

آسمان:
خ صامت و مصوت بلند ،ب صامت ،آ مصوت بلند ن صامت

۲ هجا هم هست

میرزایی:
سلام
مصوت ها در وزن و واج شماری متفاوتن

در وزن منظورامتداد است
اما
در واج تعداد واج ها شمرده می شود

Alireza Eshaghkhani:
سلام برشما
مصوت بلند «ا» بدون همزه بالایش

آسمان:
سلام خو +بان، ا مصوت بلنده چون دومین حرف هجا هست

بله بدون کلاه

Alireza Eshaghkhani:
همان کلاه، همزه است.

آسمان:
بله

صفا⚘🌻🌱:
حتما شبکه آموزش برای درس عروض گفته
بله دروزن شعر دوواج حساب میشه

M. mollaii:
مصوت بلند معادل دو حرف محسوب می شود .

خ حسینی:
چون برای عروض مصوتهای بلند معادل دو واج هستند



@Foonon
F. Abdollahy:
سلام خدمت بزرگواران

در غزل
ای کوکب عالی درج ، وصلت حرام است وحرج
ای رکن طاعت همچو حج ، الصبر مفتاح الفرج

با توجه به اینکه وزن شعر مستفعلن.....
رجز مثمن کامل است

میشه دوری گرفت
وسط مصراعها مکث کامل داریم

یا توضیح دیگری دارید؟

Alireza Eshaghkhani:
سلام برشما
خیر
یکی از مشخصات وزن دوری، تناوب ارکان است یعنی رکن ها یک در میان باشند مطابق کتاب.
غیر از این شرایط دیگری هم هست.

میرزایی:
سلام
مکث دلیل خوبی برای تشخیص وزن دوری نیست.

کنکور هم ازابیات غیر دوری که مکث دارن برای فریب استفاده می کنه

F. Abdollahy:
سپاسگزارم
برای وجود قافیه میانی که در بیت هست
چه توضیحی می فرمایید؟

بیژن زند:
سلام
رجز مثمن سالم دوری نیست.
زیرا تعداد هجاهای نیم مصراع اوزان دوری،معمولا فرد است.

میرزایی:
نوع قافیه در وزن دوری تاثیری نداره


در رفتن جان از بدن گویند هرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود.

قافیه میانی داره
اما وزن دوری نیست.

در وزن دوری:

تناوب ارکان
و بلند بودن هجای پایان نیم مصراع مهمه.


بعضی ابیات وزن متناوب دارند
اما
پایان نیم مصراع بلندنیست
بخشی ازهجا به نیم مصراع دوم وارد میشه.
اینا هم دوری نیستن

Alireza Eshaghkhani:
وزن های معیوب
دکتر نجفی ابیاتی را که متشکل از چهار یا هشت رکن متفق الارکان یا متناوب الارکان باشند و کامل باشند از اوزان دوری نمی داند و به نام "اوزان معیوب" از آنها نام می برد :
کردی تجلی بی نقاب، تابان تر از صد آفتاب
ما را فکندی در حجاب، از ابر استدلال ها
(فیض کاشانی ) مستفعلن 4
---
در کعبه مردان بوده اند، کز دل وفا افزوده اند
در کوی صدق آسوده اند ، محرم تویی اندر حرم
( سنایی ) مستفعلن 4

آمد یکی آتش سوار، بیرون جهید از این حصار
تا بر دمد خورشید نو ، شب را ز خود بیرون کنید
( هوشنگ ابتهاج) مستفعلن 4

وزن شعر فارسی : ابوالحسن نجفی ص 100



@Foonon
Forwarded from خانم جمشیدی
Alireza Eshaghkhani:
نظر دکتر نجفی درباره دوری نبودن مستفعلن 👆

خانم جمشیدی:
نظر دکتر نجفی این بوده.
نظر خانم دکتر حسینی آن بوده.
ما هر دو نظر را می‌نویسیم.
ویژه دانشگاه
امّا برای مقطع دبیرستان، که آموخته‌اند یک در میان باشد، نمی‌گوییم.

Alireza Eshaghkhani:
تشکر
اولین جواب من به همکار محترممان همین شرط تناوب ارکان به عنوان اولین شرط وزن دوری بود. البته شروط دیگری هم دارد.
در بالاتر عرض کردم. 👆👆👆

بیژن زند:
در کتاب دوره گذشته مرز نیم مصراع اوزان دوری را با دو خط موازی جدا کرده اند که با چشم قابل تشخیص است و برای دانش آموز بهترین راه توجه به تعداد هجاهای نیم مصراعهاست که در اوزان دور ی"فرد"هستند که در کنکور یکی دو مورد اشتباها اوزان غیر دوری را،دوری دانسته اند.


@Foonon
بعضی اوزان دوری به نظر وحیدیان


تعداد اوزان دوری زیاد است

۱-مستفعلن فع مستفعلن فع
( فع لن فعولن فع لن فعو لن

۲-مستفعلُ فع مستفعلُ فع

۳- مفتعلن فع مفتعلن فع

۴- مفاعلن فع مفاعلن فع

۵- فاعلاتن فع فاعلاتن فع

۶- مفاعیلُ فع مفاعیلُ فع

۷- مفعولُ فاعلن مفعول فاعلن

۸-مفعول فعولن مفعول فعولن

۹-فاعلاتن فع لن فاعلاتن فع لن

۱۰- فعلات فع لن فعلات فع لن

۱۱-فاعلاتُ فع لن فاعلاتُ فع لن

۱۲- مفتعلن فع لن مفتعلن فع لن

۱۴- مستفعلن مفعولن مستفعلن مفعولن

۱۵- مستفعلن فعلن مستفعلن فعلن

۱۶- مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن

۱۷- مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن

۱۸- مفعول مفاعلن مفعول مفاعلن

۱۹- مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن.

۲۰- مفاعلن فاعلن مفاعلن فاعلن

۲۱- مفاعلن مفعولن مفاعلن مفعولن

۲۲- فعلاتن فعلن فعلاتن فعلن

۲۳- فاعلاتن فعولن فاعلاتن فعولن

۲۴-فاعلاتن فاعلن فاعلاتن فاعلن

۲۵- فاعلاتن فعلن فاعلاتن فعلن

۲۶- فاعلاتُ فاعلن فاعلات فاعلن

۲۷- مفاعیلُ فاعلن مفاعیل فاعلن

۲۸- فاعلاتُ مفعولن فاعلات مفعولن

۲۹- مفاعیل فعولن مفاعیل فعولن

۳۰- مفاعیل مفعولن مفاعیل مفعولن

۳۱- مستفعلن فاعلن مستفعلن فاعلن

۳۲- مفاعلن فعولن مفاعلن فعولن

۳۳- مستفعلن فاعلاتن مستفعلن فاعلاتن

۳۴-فعلاتن مفاعلن فعلاتن مفاعلن

۳۵- فاعلاتُ فاعلاتن فاعلات فاعلاتن

۳۶- مفاعلن فاعلاتن مفاعلن فاعلاتن

۳۷- مستفعلن مستفعلن فع مستفعلن مستفعلن فع

۳۷-مفاعیلُ مفتعلن فع مفاعیل مفتعلن فع

۳۸- مفتعلن فع مفتعلن فع مفتعلن فع مفتعلن فع

۳۹- مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع

۴۰- فاعلات فع فاعلات فع فاعلات فع فاعلات فع

۴۱- متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن

۴۲- مفاعلتن مفاعلتن مفاعلتن مفاعلتن


ارسالی از: استاد پاشایی



@Foonon
Forwarded from Nasrin Rafiee
Forwarded from حميرا خانجاني
Forwarded from حميرا خانجاني
درود و احترام حضور همکاران و استادان بزرگوارم
Forwarded from حميرا خانجاني
تاريخ بيهقي اثر دبير دانشمند مشهور دربار غزنوي، ابوالفضل محمد بن حسين بيهقي است. نثر آن، نثر مرسل است و در قرن پنجم هجري قمري نگاشته شده است. اين کتاب در شرح « تاريخ آل سبکتکين » است و از آغاز دولت آن خاندان تا اوايل سلطنت سلطان مسعود غزنوي است ، به همين سبب عنوان « تاريخ مسعودي » يافته است.
Forwarded from حميرا خانجاني
آنچه امروز به عنوان تاريخ بيهقي به دست ما رسيده بخش کوچکي از کل اثر اوست. بيهقي، که نوزده سال دبير دستگاه غزنوي و سلجوقي بود، سي جلد کتاب نوشت که «پنجاه سال را شامل است و بر چندين هزار ورق مي‌افتد» و امروزه تنها مجلد پنجم تا دهم آن در دست ماست. به علاوه، خود بيهقي به صراحت يادآور شده که بسياري از اسناد و مدارکي که قاعدتا مي‌بايست جزئي از کتاب مي‌شد، از ميان برده شده است. مي‌نويسد: «و اگر کاغذها و نسخت‌هاي من به قصد ناچيز نکرده بودندي، اين تاريخ از لون ديگري آمدي...».
.
Forwarded from حميرا خانجاني
بيهقي در مورد روش تاريخي خود مي‌نويسد: «...نبايد که صورت بندد خوانندگان را که من از خويشتن مي‌نويسم و گواه عدل بر هرچه گفتم تقويم سالهاست که دارم با خويشتن همه به ذکر احوال ناطق.»
در همين زمينه در جايي ديگر بيهقي مورخان را هشدار مي‌دهد که «احتياط بايد کرد نويسندگان را در هرچه نويسند که از گفتار باز توان ايستاد و از نبشتن باز نتوان ايستاد و نبشته باز نتوان گردانيد».
از نام هاي ديگر آن : تاريخ ناصري، تاريخ آل ناصر، جوامع التواريخ است.