تدریس_درس_اوزان_ناهمسان_پایه_دوازدهم.wmv
43.9 MB
#علوم_وفنون_ادبی
#پایه_دوازدهم
#پایه_های_اوایی
#اوزان_ناهمسان
مدرس : خانم زیبا ناصرزاده از شهرستان بدره
گروه دبیران ادبیات ایران🇮🇷
کانال فیلم ادبیات ایران
@filmeadabiyatiran
#پایه_دوازدهم
#پایه_های_اوایی
#اوزان_ناهمسان
مدرس : خانم زیبا ناصرزاده از شهرستان بدره
گروه دبیران ادبیات ایران🇮🇷
کانال فیلم ادبیات ایران
@filmeadabiyatiran
سلام، وقت استادان محترم بخیر.
مصوت بلند " ی" در چه صورتی همیشه کوتاه تلفظ میشه؟ اگر امکان داره با ذکر مثال توضیح بدید.
سلام برشما
در کلماتی مثل بیا، نیاز، ریاست، روحانیت، روحانیون
یعنی در میان واژه که بعدش مصوت بلند باشد.
متشکرم.
خیلی لطف کردین.
پس جایی گفته شده مصوت بلند "ی" در میان واژگان ساده، یا کلمه با پسوند و پیشوند یا ضمیر پیوسته بیاید، همیشه کوتاه تلفظ میشه، منظورش چیه؟
خلد گر به پا خاری، آسان بر آید
چه سازم به خاری که در دل نشیند؟!
در خاری اول کوتاهه و در خاری دوم بلند؟
اینکه درمیان کلمات ساده .. بیاید جزء اختیارات نیست وهمیشگی است.
اما درمثال شما خاری آسان، جزء اختیارات است
ممکن است دربیتی نیاز نباشد کوتاه تلفظ شود
تشکر
در این بیت کوتاه شدن مصوت بلند، پیش از ی میانجی اتفاق افتاده و با کوتاه بودن مصوت بلند در واژه های بیا، نیاز و... فرق دارد:
خا ری* یا سان ب را ید
مصوت بلند ی در «ری» قبل از ی میانجی در «یا» واقع شده که به ضرورت وزن کوتاه می شود.
درود
کلماتی که به مصوت بلند و و ی ختم میشوند،
به مصوّت دیگری برسند، میتوان آنرا طبق اختیار زبانی، کوتاه تلفّظ کرد.
سلام
در هجاهای بلند ("ا" ، "او" ، "ای") : فقط دو هجای (او و ای ) گاهی به ضرورت وزن ، به هجای کوتاه تبدیل می شوند .
(هجای بلند "ا" هیچوقت نمی تواند کوتاه بشود).
شرایط تبدیل هجای بلند ("او" ، "ای" ) به هجای کوتاه :
1 - باید این هجای بلند(او و ای)، در پایان کلمه واقع شده باشد .
2 - بعد از این هجاهای بلند ، همزه آغاز کلمهء بعدی باشد ، یا "صامت میانجی" .
سلام بر استاد گرامی
شبتان به خیر و سلامتی
جسارتا در همان مورد دوم که فرمودید بعدش همزه باشد، در همان جا هم همزه حذف می شود و یای صامت میانجی بعد از مصوت بلند می آید، یعنی در هر دو مورد یای میانجی در خط عروضی ظاهر می شود:
آهو کشی آهویی بزرگ است:
ءا هو کُ شی یا هو یی بُ زر گست
شی یا
هو یی
در هردو مورد مصوت «ی، و» پیش از یای میانجی است.
خط عروضی ملاک است نه خط املایی که همزه در آن دیده می شود.
با اخلاص و احترام 🌺🙏
@Foonon
مصوت بلند " ی" در چه صورتی همیشه کوتاه تلفظ میشه؟ اگر امکان داره با ذکر مثال توضیح بدید.
سلام برشما
در کلماتی مثل بیا، نیاز، ریاست، روحانیت، روحانیون
یعنی در میان واژه که بعدش مصوت بلند باشد.
متشکرم.
خیلی لطف کردین.
پس جایی گفته شده مصوت بلند "ی" در میان واژگان ساده، یا کلمه با پسوند و پیشوند یا ضمیر پیوسته بیاید، همیشه کوتاه تلفظ میشه، منظورش چیه؟
خلد گر به پا خاری، آسان بر آید
چه سازم به خاری که در دل نشیند؟!
در خاری اول کوتاهه و در خاری دوم بلند؟
اینکه درمیان کلمات ساده .. بیاید جزء اختیارات نیست وهمیشگی است.
اما درمثال شما خاری آسان، جزء اختیارات است
ممکن است دربیتی نیاز نباشد کوتاه تلفظ شود
تشکر
در این بیت کوتاه شدن مصوت بلند، پیش از ی میانجی اتفاق افتاده و با کوتاه بودن مصوت بلند در واژه های بیا، نیاز و... فرق دارد:
خا ری* یا سان ب را ید
مصوت بلند ی در «ری» قبل از ی میانجی در «یا» واقع شده که به ضرورت وزن کوتاه می شود.
درود
کلماتی که به مصوت بلند و و ی ختم میشوند،
به مصوّت دیگری برسند، میتوان آنرا طبق اختیار زبانی، کوتاه تلفّظ کرد.
سلام
در هجاهای بلند ("ا" ، "او" ، "ای") : فقط دو هجای (او و ای ) گاهی به ضرورت وزن ، به هجای کوتاه تبدیل می شوند .
(هجای بلند "ا" هیچوقت نمی تواند کوتاه بشود).
شرایط تبدیل هجای بلند ("او" ، "ای" ) به هجای کوتاه :
1 - باید این هجای بلند(او و ای)، در پایان کلمه واقع شده باشد .
2 - بعد از این هجاهای بلند ، همزه آغاز کلمهء بعدی باشد ، یا "صامت میانجی" .
سلام بر استاد گرامی
شبتان به خیر و سلامتی
جسارتا در همان مورد دوم که فرمودید بعدش همزه باشد، در همان جا هم همزه حذف می شود و یای صامت میانجی بعد از مصوت بلند می آید، یعنی در هر دو مورد یای میانجی در خط عروضی ظاهر می شود:
آهو کشی آهویی بزرگ است:
ءا هو کُ شی یا هو یی بُ زر گست
شی یا
هو یی
در هردو مورد مصوت «ی، و» پیش از یای میانجی است.
خط عروضی ملاک است نه خط املایی که همزه در آن دیده می شود.
با اخلاص و احترام 🌺🙏
@Foonon
سلام اساتيد محترم
دوتاسوال دارم
١دیدم و آن چشم دلسیه که تو داری. دل سيه ايهام داره؟
٢-
دلم چون شد اسیر درد بی درمان بی دردی/ به درد خود دوای درد بی درمان من میکن:چه آرايه هايي داره؟
سلام برشما
دل سیه ایهام:
١_ چشمی که درونش سیاه است
٢_چشمی که بی رحم و کینه توز است
درد بی دردی متناقض نما
بی دردی کنایه از بی احساسی
به درد دوای من کن متناقض نما
درد تو چون دوای من است تشبیه
درد دوا تضاد
واج آرایی د
واژه آرایی (تکرار) درد
@Foonon
دوتاسوال دارم
١دیدم و آن چشم دلسیه که تو داری. دل سيه ايهام داره؟
٢-
دلم چون شد اسیر درد بی درمان بی دردی/ به درد خود دوای درد بی درمان من میکن:چه آرايه هايي داره؟
سلام برشما
دل سیه ایهام:
١_ چشمی که درونش سیاه است
٢_چشمی که بی رحم و کینه توز است
درد بی دردی متناقض نما
بی دردی کنایه از بی احساسی
به درد دوای من کن متناقض نما
درد تو چون دوای من است تشبیه
درد دوا تضاد
واج آرایی د
واژه آرایی (تکرار) درد
@Foonon
Forwarded from فرشاد
20101206111952_نثر_مسجع_فارسی_را.pdf
718.8 KB
مقالۀ عالمانۀ استاد دکتر وحیدیانِ کامیار:
«نثر مسجّع فارسی را بشناسیم»
«نثر مسجّع فارسی را بشناسیم»
همكاران لطفا راهنمايي بفرماييد سجع فقط پايان جمله مياد يا ميتونيم واژه هاي كنار هم واول هرجمله (رو سجع به شمار بياريم؟
درود
ویژه معلّمین: سجع، هویّتی مستقل دارد و میتواند در ابتدا و میانهو انتهای جمله بیاید.
تعریف کتاب، سجع انتهای جمله است.
تشكر بابت وقتي كه گذاشتين،آيا ميتونه كنار هم بياد؟
ویژه خودتان:
بله سجع مزدوج داریم.
@Foonon
درود
ویژه معلّمین: سجع، هویّتی مستقل دارد و میتواند در ابتدا و میانهو انتهای جمله بیاید.
تعریف کتاب، سجع انتهای جمله است.
تشكر بابت وقتي كه گذاشتين،آيا ميتونه كنار هم بياد؟
ویژه خودتان:
بله سجع مزدوج داریم.
@Foonon
حیدری:
سلام و عرض ادب حضور بزرگواران
۱- ابیات زیر را لطف می کنید توضیح دهید.🙏
۲-آیا در بیت دوم لف و نشر وجود دارد؟
مغز سر من نیست تنک مایه سودا
در دیده ی من جوش بهار است خزان را
هرکه یغما نگرد زلف و خط او گوید
در بر دیو سلیمان زره داود است
خانم جمشیدی:
برداشت خود را از سوال یک، نوشتم.
و امّا اینکه بین زلف از جهت سیاهی با دیو سلیمان، لف وونشر بر قرار کنیم؟
یا بین خط و زره داوود، ارتباطی هست؟
اساتید دیگر نظر دهند، میشنویم.
بیژن زند:
در این بیت تشبیه ملفوف هست:
زلف به دیو سلیمان و خط به زره داوود.
خانم جمشیدی:
سپاس
به این سوال نظری افکندید.
خب
منظور از خط چیست؟ با توجّه به تناسبی که با زلف دارد، خط مویی که در چهره رُسته یا خط نوشته؟
و ارتباطش با زره؟
در نهایت، لف و نشر؟
بیژن زند:
در تشبیه ملفوف،لف و نشر هم وجود دارد.
خانم جمشیدی:
سپاس
نکته مهمّی بود.
فقط وجه شبه زره و خط را متوجّه نشدم.
امیدوارم آقا یا خانم حیدری پاسخشان را ببینند.
بیژن زند:
خط با شکل ظاهری زره شباهت دارد موهای نو رسته و مجعدی که درهم رفته مانند حلقه های زره است و زلف سیاه و در هم پیچیده چون دیو سلیمان که در اینجا سیاهی ودرهم پیچیدگی مورد نظراست.
معنی بیت بیدل
با پاردادوکس مصراع اول:
سودا مغز مرا کم ظرفیت نکرده است در دیده من خزان به واسطه داشتن رنگهای مختلف جوش بهار دارد.
خانم جمشیدی:
اهان
سودا به معنی خیالات از اخلاط چهارگانه
بیژن زند:
بله
سودا یا پریشان خاطری،مغز را تنک مایه می کند.
حیدری:
درمصرع دوم هم پارادوکس وجود دارد ؟
بیژن زند:
بله!
@Foonon
سلام و عرض ادب حضور بزرگواران
۱- ابیات زیر را لطف می کنید توضیح دهید.🙏
۲-آیا در بیت دوم لف و نشر وجود دارد؟
مغز سر من نیست تنک مایه سودا
در دیده ی من جوش بهار است خزان را
هرکه یغما نگرد زلف و خط او گوید
در بر دیو سلیمان زره داود است
خانم جمشیدی:
برداشت خود را از سوال یک، نوشتم.
و امّا اینکه بین زلف از جهت سیاهی با دیو سلیمان، لف وونشر بر قرار کنیم؟
یا بین خط و زره داوود، ارتباطی هست؟
اساتید دیگر نظر دهند، میشنویم.
بیژن زند:
در این بیت تشبیه ملفوف هست:
زلف به دیو سلیمان و خط به زره داوود.
خانم جمشیدی:
سپاس
به این سوال نظری افکندید.
خب
منظور از خط چیست؟ با توجّه به تناسبی که با زلف دارد، خط مویی که در چهره رُسته یا خط نوشته؟
و ارتباطش با زره؟
در نهایت، لف و نشر؟
بیژن زند:
در تشبیه ملفوف،لف و نشر هم وجود دارد.
خانم جمشیدی:
سپاس
نکته مهمّی بود.
فقط وجه شبه زره و خط را متوجّه نشدم.
امیدوارم آقا یا خانم حیدری پاسخشان را ببینند.
بیژن زند:
خط با شکل ظاهری زره شباهت دارد موهای نو رسته و مجعدی که درهم رفته مانند حلقه های زره است و زلف سیاه و در هم پیچیده چون دیو سلیمان که در اینجا سیاهی ودرهم پیچیدگی مورد نظراست.
معنی بیت بیدل
با پاردادوکس مصراع اول:
سودا مغز مرا کم ظرفیت نکرده است در دیده من خزان به واسطه داشتن رنگهای مختلف جوش بهار دارد.
خانم جمشیدی:
اهان
سودا به معنی خیالات از اخلاط چهارگانه
بیژن زند:
بله
سودا یا پریشان خاطری،مغز را تنک مایه می کند.
حیدری:
درمصرع دوم هم پارادوکس وجود دارد ؟
بیژن زند:
بله!
@Foonon
E-Tavosi:
در این بیت منظور از مهر ، محبته یا خورشید :
شبان تیره از مهرش نبینم درمه و پروین
که شرط دوستی نبود نظر در این و ان کردن
خواجوی کرمانی
@yas_A:
ظاهرا ایهام تناسب داره
بیژن زند:
در معنی محبت است و ایهام تناسب با مه و پروین دارد.
Alireza Eshaghkhani:
مهر استعاره مصرحه از چهره است
به سبب وجود خورشید رویش و هم به خاطر عشق به او، شب به ماه و پروین نگاه نمی کنم.
مهر ایهام دارد نه ایهام تناسب
پسرِ شاعر:
سلام به نظر بنده هم ایهام دارد هم ایهام تناسبت.
با توجه به توصیف شب، که ماه و ستاره نمایان می شود شاعر میگوید که با وجود خورشیدِ رخ تو من به ماه و ستاره پروین نیازی ندارم؛ زیرا این شرط عشق و دوستی نیست.
و یا در معنی عشق و محبت نیز میتوان گرفت ولی معنی اول دل انگیزه به جهت تصویرسازی زیبایی که شاعر در بیت کرده است.
(خورشید در چشم انسانها نورانی تر از هر اشیایی است که با وجودش ماه و ستاره( اغیار) نادیده گرفته می شود.)
بیژن زند:
معنی استعاری در ایهام مورد نظر نیست.
اگر مهر را استعاره بدانیم-که چنین نیست-ایهامی وجود ندارد زیرا معانی ایهامی در واژه حقیقی اند نه مجازی.
در شبهای تاریک به واسطه مهر و محبتی که به او دارم به ماه و پروین نگاه نمی کنم...
پسرِ شاعر:
اگر شاعر معشوق خود را با ماه و پروین مقایسه میکند بخاطر اینه که معشوقش رو مثل خورشید میداند و او را برتر از ماه و پروین میداند. وگرنه چه دلیلی میتونه داشته باشه که بخاطر محبت به معشوقش به ماه و ستاره نگاه نکنه!. با وجود خورشید، ماه و ستاره وجودشان محسوس نیست. هم ایهام دارد هم ایهام تناسب.
Alireza Eshaghkhani:
چطور معانی استعاری ایهام نیستند؟
با مهرش شبم روشن است
چرا نتوان دو معنی را پذیرفت؟
ایهام یعنی دو یا سه معنی داشتن واژه ای در آن واحد در یک جمله.
حال یکی از معانی اش مجازی باشد چه اشکالی دارد؟
در بیت همکارمان، مهر ایهام دارد چون دو معنی قابل استحصال است.
بیژن زند:
اگر "مهر"را استعاره از یار بدانیم،"شبان تیره"حشو می شود.
ایهام بررسی معانی واقعی یک واژه است.معنی استعاری در ایهام مورد نظر نیست.
پسرِ شاعر:
مهر ایهام دارد. و اگر درمعنی خورشید بگیریم با ماه و پروین ایهام تناسب ایجاد میکند.
و اگر معنی محبت در نظر بگیریم با دوستی ایهام تناسب ایجاد میکند.
حميرا خانجاني:
مهر به معنی محبت است و با پروین و مه ایهام تناسب دارد.
بیژن زند:
اگر مهر در این بیت در معنی خورشید باشد"شبان تیره"در بیت مخل معنا می شود.
پسرِ شاعر:
از تصویر سازی زیبای این بیت نباید گذشت!
شاعر از عمد معشوقش را با خورشید مقایسه کرده که درمقابل خورشید ستاره و ماه وجودشان محسوس نیست و بخاطر همین میگوید نیازی به ماه و پروین ندارم.
همانطور که عرض کردم به نظر بنده هم ایهام دارد هم ایهام تناسب و دور از انصاف است که در این بیت زیبا مهر را فقط به معنی محبت بدانیم.
بانو عباسی:
هر دو با هم میشه استاد؟
پسرِ شاعر:
بله به نظرم مهر هم ایهام دارد هم ایهام تناسب. اگر معنی خورشید بگیریم با دوستی ایهام تناسب دارد و اگر درمعنی محبت بدانیم با ماه و پروین ایهام تناسب دارد.
بانو عباسی:
پس فقط ایهام می شود.
Alireza Eshaghkhani:
ولی این نظر درست نیست.
مهر در بیت فوق هر دو معنی را دارد.
حميرا خانجاني:
جناب نمی شود یک واژه در آنِ واحد هم ایهام داشته باشد و هم ایهام تناسب
بیژن زند:
"شبان تیره"وجود خورشید را نفی می کند.اگر این ترکیب در کلام نبود،مهر در معنی خورشید استعاره می ساخت.
پسرِ شاعر:
خیر چه کسی گفته؟
اگر مراعات النظیر در بیت داشته باشیم و کلمه مورد نظر ما ایهام داشته باشه میتونه در کنار کلمات دیگر ایهام تناسب هم داشته باشه. چنانچه در این بیت عرض کردم.
بیژن زند:
ضمنا معنی مجازی ایهام نمی سازد.
بانو عباسی:
اینکه قانون ایهام تناسبه و منافات نداره.
اما اینکه یک کلمه در آن واحد هم ایهام باشد و هم ایهام تناسب!
پسرِ شاعر:
همخانه همنشین و هم صحبت.
خانه میتونه آشیانه و مقصد باشه
میرزایی:
مهر: استعاره
با ماه وپروین ایهام تناسب به خورشید
دارد.
شبان تیره از زیبایی چهره چو آفتابش به ماه وپروین توجه نمی کنم.
معنی دوم:!!!
شبان تیره از عشق او به ماه وپروین توجه نمی کنم .
معنی دوم ایهامش ضعیف است
ماه وپروین رقیب عشق نیستن
رقیب زیبایی هستند
@Foonon
در این بیت منظور از مهر ، محبته یا خورشید :
شبان تیره از مهرش نبینم درمه و پروین
که شرط دوستی نبود نظر در این و ان کردن
خواجوی کرمانی
@yas_A:
ظاهرا ایهام تناسب داره
بیژن زند:
در معنی محبت است و ایهام تناسب با مه و پروین دارد.
Alireza Eshaghkhani:
مهر استعاره مصرحه از چهره است
به سبب وجود خورشید رویش و هم به خاطر عشق به او، شب به ماه و پروین نگاه نمی کنم.
مهر ایهام دارد نه ایهام تناسب
پسرِ شاعر:
سلام به نظر بنده هم ایهام دارد هم ایهام تناسبت.
با توجه به توصیف شب، که ماه و ستاره نمایان می شود شاعر میگوید که با وجود خورشیدِ رخ تو من به ماه و ستاره پروین نیازی ندارم؛ زیرا این شرط عشق و دوستی نیست.
و یا در معنی عشق و محبت نیز میتوان گرفت ولی معنی اول دل انگیزه به جهت تصویرسازی زیبایی که شاعر در بیت کرده است.
(خورشید در چشم انسانها نورانی تر از هر اشیایی است که با وجودش ماه و ستاره( اغیار) نادیده گرفته می شود.)
بیژن زند:
معنی استعاری در ایهام مورد نظر نیست.
اگر مهر را استعاره بدانیم-که چنین نیست-ایهامی وجود ندارد زیرا معانی ایهامی در واژه حقیقی اند نه مجازی.
در شبهای تاریک به واسطه مهر و محبتی که به او دارم به ماه و پروین نگاه نمی کنم...
پسرِ شاعر:
اگر شاعر معشوق خود را با ماه و پروین مقایسه میکند بخاطر اینه که معشوقش رو مثل خورشید میداند و او را برتر از ماه و پروین میداند. وگرنه چه دلیلی میتونه داشته باشه که بخاطر محبت به معشوقش به ماه و ستاره نگاه نکنه!. با وجود خورشید، ماه و ستاره وجودشان محسوس نیست. هم ایهام دارد هم ایهام تناسب.
Alireza Eshaghkhani:
چطور معانی استعاری ایهام نیستند؟
با مهرش شبم روشن است
چرا نتوان دو معنی را پذیرفت؟
ایهام یعنی دو یا سه معنی داشتن واژه ای در آن واحد در یک جمله.
حال یکی از معانی اش مجازی باشد چه اشکالی دارد؟
در بیت همکارمان، مهر ایهام دارد چون دو معنی قابل استحصال است.
بیژن زند:
اگر "مهر"را استعاره از یار بدانیم،"شبان تیره"حشو می شود.
ایهام بررسی معانی واقعی یک واژه است.معنی استعاری در ایهام مورد نظر نیست.
پسرِ شاعر:
مهر ایهام دارد. و اگر درمعنی خورشید بگیریم با ماه و پروین ایهام تناسب ایجاد میکند.
و اگر معنی محبت در نظر بگیریم با دوستی ایهام تناسب ایجاد میکند.
حميرا خانجاني:
مهر به معنی محبت است و با پروین و مه ایهام تناسب دارد.
بیژن زند:
اگر مهر در این بیت در معنی خورشید باشد"شبان تیره"در بیت مخل معنا می شود.
پسرِ شاعر:
از تصویر سازی زیبای این بیت نباید گذشت!
شاعر از عمد معشوقش را با خورشید مقایسه کرده که درمقابل خورشید ستاره و ماه وجودشان محسوس نیست و بخاطر همین میگوید نیازی به ماه و پروین ندارم.
همانطور که عرض کردم به نظر بنده هم ایهام دارد هم ایهام تناسب و دور از انصاف است که در این بیت زیبا مهر را فقط به معنی محبت بدانیم.
بانو عباسی:
هر دو با هم میشه استاد؟
پسرِ شاعر:
بله به نظرم مهر هم ایهام دارد هم ایهام تناسب. اگر معنی خورشید بگیریم با دوستی ایهام تناسب دارد و اگر درمعنی محبت بدانیم با ماه و پروین ایهام تناسب دارد.
بانو عباسی:
پس فقط ایهام می شود.
Alireza Eshaghkhani:
ولی این نظر درست نیست.
مهر در بیت فوق هر دو معنی را دارد.
حميرا خانجاني:
جناب نمی شود یک واژه در آنِ واحد هم ایهام داشته باشد و هم ایهام تناسب
بیژن زند:
"شبان تیره"وجود خورشید را نفی می کند.اگر این ترکیب در کلام نبود،مهر در معنی خورشید استعاره می ساخت.
پسرِ شاعر:
خیر چه کسی گفته؟
اگر مراعات النظیر در بیت داشته باشیم و کلمه مورد نظر ما ایهام داشته باشه میتونه در کنار کلمات دیگر ایهام تناسب هم داشته باشه. چنانچه در این بیت عرض کردم.
بیژن زند:
ضمنا معنی مجازی ایهام نمی سازد.
بانو عباسی:
اینکه قانون ایهام تناسبه و منافات نداره.
اما اینکه یک کلمه در آن واحد هم ایهام باشد و هم ایهام تناسب!
پسرِ شاعر:
همخانه همنشین و هم صحبت.
خانه میتونه آشیانه و مقصد باشه
میرزایی:
مهر: استعاره
با ماه وپروین ایهام تناسب به خورشید
دارد.
شبان تیره از زیبایی چهره چو آفتابش به ماه وپروین توجه نمی کنم.
معنی دوم:!!!
شبان تیره از عشق او به ماه وپروین توجه نمی کنم .
معنی دوم ایهامش ضعیف است
ماه وپروین رقیب عشق نیستن
رقیب زیبایی هستند
@Foonon
بیژن زند:
اگر چهره یار چون خورشید باشد "شبان تیره"در بیت چه توجیهی دارد؟
میرزایی:
اتفاقا در هم تندگی آرایه ها زیبا ست
در جناس ،ایهام ،استعاره و مجازهر کدام از معانی با واژه های دیگر آرایه دارند
و قدرت خیال آرایه بیشتر است.
در کنکور هم چند بار سوال بوده
Alireza Eshaghkhani:
منافاتی در کار نیست
شب تیره که او به سراغم می آید چنان مجذوب چهره تابانش می شوم که دیگر به مه و پروین توجهی ندارم.
معنی دیگر هم که عرض کردم به واسطه مهری که به او دارم به ماه و پروین نمی نگرد.
معنی اول را ادبی تر و خیال آمیزتر هم می بینم.
بانو عباسی:
درود استاد زند گرامی.
با اغراق توجیه پذیر نیست؟
بیژن زند:
کنکور معیار نیست.
در ایهام معانی حقیقی واژها مورد نظر است:
ایهام کلمه ای است حداقل با دومعنی که....
حميرا خانجاني:
درود استاد میرزایی
شعر فراقیه است. در فراق معشوق می سراید.
گفته: شبهای تاریک به خاطر عشقی که به محبوب دارم، به ماه و ستاره ها نگاه نمی کنم ، شرط عاشقی نظر کردن در دیگران نیست.
معشوق حضور ندارد که با وجود چهرۀ او ...
میرزایی:
درود وارادت
به همین دلیل در معنی حقیقی نیست
خورشید شب تیره چهره معشوق است
چنان که کسی به ماه و پروین توجه نمی کند
البته
اغراق شاعرانه است
بیژن زند:
مفهو بیت این است
عشق،عاشق را از دیدن دیگر زیبا رویان باز می دارد.
مصراع دوم تاکید مصراع اول است.
درراینجا"مهر در معنی خورشید نیست زیرا با وجود خورشید،شب تیره،ماه و پروین وجود ندارد حال آنکه این واژه ها در زنجیره کلام حاضرند و ناظربه نبودن خورشید.
بانو عباسی:
اینکه ایهام در لغت فقط در معنی قاموسی باشد یا شاعرساخته محل اختلاف است.
در بعضی از ابیات به گونه ای شاعر هنرمندانه استفاده می کند که نمی توان معنای استعاری یا مجازی رو در ایهام رد کرد.
بیژن زند:
وقتی معنی،حقیقی نباشد؛ایهام نیز وجود ندارد.
بانو عباسی:
استاد آیا برای ذهن ما تشبیه روی معشوق به خورشید تداعی نمی شود؟
حميرا خانجاني:
اصلا در این بیت مهر همان محبت و عشق است . استعاره از چهره نیست. زیبایی بیت در این است که در نبود یار و فقط از عشق وی به آسمان نگاه نکند. به خاطر حضور معشوق به ماه و پروین نگاه نکردن که هنر نیست.
بیژن زند:
حتما!
بانو عباسی:
پس همین یعنی ایهام
بیژن زند:
دقیقا
با وجود خورشید ماه و پروینی وجود ندارند!
اگر اینگونه باشد که هست"تبادر"وجود دارد.
میرزایی:
درود خانم دکتر
خیلی تفاوتی نداره.
معشوق همیشه در خیال وبرابر دیده ء عاشق است
حميرا خانجاني:
نمی شود بانو
دقت داشته باشیم غزل وصالیه نیست.
تمام ادبیاتش در فراق سروده شده است.
این بیت هم در فراق است.
تنها به عشق محبوب به ماه و خورشید نگاه نمی کند.
تفاوت دارد استاد
بیژن زند:
تبادر از زیرمجموعه های ایهام تناسب است.
بانو عباسی:
ولی اینجا قرینه ای بر رد معنی استعاری وجود ندارد
بیژن زند:
شب تیره و وجود ماه و پروین قرینه برای رد خورشید است.
میرزایی:
خانم دکتر
نیکوترین دروغ ترین است
توخود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
که در برابرچشمی و غایب از نظری
Alireza Eshaghkhani:
وقتی خسرو به فرهاد می گوید:
بگفتا هر شبش بینی چو مهتاب؟
مگر خسرو نمی داند که شیرین حضور فیزیکی در نزد فرهاد ندارد؟
حتما ضرورتی ندارد که خورشید روی معشوق صددرصد حضوری فیزیکی داشته باشد.
بارها خوانده ایم که شاعر به معشوق دور افتاده می گوید :
تویی که در کلبه تنهایی من می درخشی.
حتی بدون حضور فیزیکی.
با سپاس
@Foonon
اگر چهره یار چون خورشید باشد "شبان تیره"در بیت چه توجیهی دارد؟
میرزایی:
اتفاقا در هم تندگی آرایه ها زیبا ست
در جناس ،ایهام ،استعاره و مجازهر کدام از معانی با واژه های دیگر آرایه دارند
و قدرت خیال آرایه بیشتر است.
در کنکور هم چند بار سوال بوده
Alireza Eshaghkhani:
منافاتی در کار نیست
شب تیره که او به سراغم می آید چنان مجذوب چهره تابانش می شوم که دیگر به مه و پروین توجهی ندارم.
معنی دیگر هم که عرض کردم به واسطه مهری که به او دارم به ماه و پروین نمی نگرد.
معنی اول را ادبی تر و خیال آمیزتر هم می بینم.
بانو عباسی:
درود استاد زند گرامی.
با اغراق توجیه پذیر نیست؟
بیژن زند:
کنکور معیار نیست.
در ایهام معانی حقیقی واژها مورد نظر است:
ایهام کلمه ای است حداقل با دومعنی که....
حميرا خانجاني:
درود استاد میرزایی
شعر فراقیه است. در فراق معشوق می سراید.
گفته: شبهای تاریک به خاطر عشقی که به محبوب دارم، به ماه و ستاره ها نگاه نمی کنم ، شرط عاشقی نظر کردن در دیگران نیست.
معشوق حضور ندارد که با وجود چهرۀ او ...
میرزایی:
درود وارادت
به همین دلیل در معنی حقیقی نیست
خورشید شب تیره چهره معشوق است
چنان که کسی به ماه و پروین توجه نمی کند
البته
اغراق شاعرانه است
بیژن زند:
مفهو بیت این است
عشق،عاشق را از دیدن دیگر زیبا رویان باز می دارد.
مصراع دوم تاکید مصراع اول است.
درراینجا"مهر در معنی خورشید نیست زیرا با وجود خورشید،شب تیره،ماه و پروین وجود ندارد حال آنکه این واژه ها در زنجیره کلام حاضرند و ناظربه نبودن خورشید.
بانو عباسی:
اینکه ایهام در لغت فقط در معنی قاموسی باشد یا شاعرساخته محل اختلاف است.
در بعضی از ابیات به گونه ای شاعر هنرمندانه استفاده می کند که نمی توان معنای استعاری یا مجازی رو در ایهام رد کرد.
بیژن زند:
وقتی معنی،حقیقی نباشد؛ایهام نیز وجود ندارد.
بانو عباسی:
استاد آیا برای ذهن ما تشبیه روی معشوق به خورشید تداعی نمی شود؟
حميرا خانجاني:
اصلا در این بیت مهر همان محبت و عشق است . استعاره از چهره نیست. زیبایی بیت در این است که در نبود یار و فقط از عشق وی به آسمان نگاه نکند. به خاطر حضور معشوق به ماه و پروین نگاه نکردن که هنر نیست.
بیژن زند:
حتما!
بانو عباسی:
پس همین یعنی ایهام
بیژن زند:
دقیقا
با وجود خورشید ماه و پروینی وجود ندارند!
اگر اینگونه باشد که هست"تبادر"وجود دارد.
میرزایی:
درود خانم دکتر
خیلی تفاوتی نداره.
معشوق همیشه در خیال وبرابر دیده ء عاشق است
حميرا خانجاني:
نمی شود بانو
دقت داشته باشیم غزل وصالیه نیست.
تمام ادبیاتش در فراق سروده شده است.
این بیت هم در فراق است.
تنها به عشق محبوب به ماه و خورشید نگاه نمی کند.
تفاوت دارد استاد
بیژن زند:
تبادر از زیرمجموعه های ایهام تناسب است.
بانو عباسی:
ولی اینجا قرینه ای بر رد معنی استعاری وجود ندارد
بیژن زند:
شب تیره و وجود ماه و پروین قرینه برای رد خورشید است.
میرزایی:
خانم دکتر
نیکوترین دروغ ترین است
توخود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
که در برابرچشمی و غایب از نظری
Alireza Eshaghkhani:
وقتی خسرو به فرهاد می گوید:
بگفتا هر شبش بینی چو مهتاب؟
مگر خسرو نمی داند که شیرین حضور فیزیکی در نزد فرهاد ندارد؟
حتما ضرورتی ندارد که خورشید روی معشوق صددرصد حضوری فیزیکی داشته باشد.
بارها خوانده ایم که شاعر به معشوق دور افتاده می گوید :
تویی که در کلبه تنهایی من می درخشی.
حتی بدون حضور فیزیکی.
با سپاس
@Foonon
بانو عباسی:
نظر شما محترمه استاد.ولی به نظرم اینها رو دقیقا می توان برای تقویت معنی خورشید هم در نظر گرفت
میرزایی:
استاد
در استعاره معنی به عاریت گرفته شده
دکتر کزازی همین فرمایش و دارند معنی قاموسی لازمه ،
اما در نمونه های استعاره وایهام رعایت نکردند
دکترشمیسا هم آورده اند و زیبا دانسته اند
Alireza Eshaghkhani:
درود بر شما
ایهام تناسب ضربدری👌👏
بانو عباسی:
تفاوت ایهام و ایهام تناسب در اینه که در ایهام دو معنی و در ایهام تناسب یک معنی وجود داره.
اینکه تناسب به عنوان یک آرایه داشته باشیم و ایهام داشته باشیم دلیلی بر این است که دو معنی داریم و در هر دو معنی تناسبی هم برقرار شده .
حالا اگر یک معنی مطلقا در ارتباط با کلمات متناسب رد می شد اونوقت ایهام تناسب داشتیم.
نه استاد بزرگوار جسارتا اینجا دو آرایه جدا رو چون یک آرایه دانستین که محل اشکال است.
پسرِ شاعر:
شاگردیم.
بنده دو آرایه را یک آرایه ندانستم بزرگوار
اما گاهی با توجه به کلمات بیت، کلمه ای که ایهام دارد میتواند با کلمات دیگر بیت مراعات هم داشته باشد. به نظر من هیچ اشکالی ندارد.
چنانچه مثلا اگر در بیتی دو واژه شیرین و فرهاد بیاد و شیرین در دومعنی بکار رود و هردومعنی مدنظر باشد؛ آیا نمی تواند در یک معنی با فرهاد ایهام تناسب داشته باشد؟( اسم معشدق فرهاد)
بنده الان حضور ذهن ندارم اما ابیاتی را به عنوان نمونه در گروه ارسال میکنم بعدا در این رابطه.
بانو عباسی:
بله کاملا..
ببینید وقتی کلمه ای ایهام داره در آن واحد می تواند در عبارتی کلمات متناسب با یک معنی و یا هر دو معنی اون هم باشد .
یعنی هم ایهام داریم و هم تناسب
اما اگر یک کلمه ای ایهام گونه باشه و در یک معنی با کلمه ای دیگر تناسب داشته باشه ولی به اون معنی نباشه اون وقت میشه ایهام تناسب.
مخلص کلام اینکه : در ایهام تناسب در نهایت فقط یک معنی درست است ودر کنارش می توانیم آرایه تناسب هم داشته باشیم اما در ایهام هر دو معنی رو داریم و اگر کلمه ای هم متناسب با هر کدام از معنی ها در بیت داشته باشیم شرطش اینه که ناقض یکی از معانی نباشد.
Asef fekri:
درود.
موافقم.
واژه همزمان نمیتواند هم ایهام داشته باشد و هم ایهام تناسب.
اگه واژهای رو ایهام تناسب بدانیم، یعنی یکی از معانی را نپذیرفته دیگه.
در مورد این بیت نظرم بر " ایهام" است.
هر دو معنی خورشید و عشق پذیرفتنیست.
میرزایی:
👌👌👌
درست و دقیق.
کنکور 99 و98 دو سه نمونه ازاین نوع ایهام ها سوال بوده.
بانو عباسی:
زنده باشید.
ما هم از شما بسیار می آموزیم.
اشکال در معنی نهایی که قراره در نظر بگیریم و تفاوت در تعریف ایهام و ایهام تناسبه که فکر کنم چنین ذهنیتی برای شما به وجود آورده.
@Foonon
نظر شما محترمه استاد.ولی به نظرم اینها رو دقیقا می توان برای تقویت معنی خورشید هم در نظر گرفت
میرزایی:
استاد
در استعاره معنی به عاریت گرفته شده
دکتر کزازی همین فرمایش و دارند معنی قاموسی لازمه ،
اما در نمونه های استعاره وایهام رعایت نکردند
دکترشمیسا هم آورده اند و زیبا دانسته اند
Alireza Eshaghkhani:
درود بر شما
ایهام تناسب ضربدری👌👏
بانو عباسی:
تفاوت ایهام و ایهام تناسب در اینه که در ایهام دو معنی و در ایهام تناسب یک معنی وجود داره.
اینکه تناسب به عنوان یک آرایه داشته باشیم و ایهام داشته باشیم دلیلی بر این است که دو معنی داریم و در هر دو معنی تناسبی هم برقرار شده .
حالا اگر یک معنی مطلقا در ارتباط با کلمات متناسب رد می شد اونوقت ایهام تناسب داشتیم.
نه استاد بزرگوار جسارتا اینجا دو آرایه جدا رو چون یک آرایه دانستین که محل اشکال است.
پسرِ شاعر:
شاگردیم.
بنده دو آرایه را یک آرایه ندانستم بزرگوار
اما گاهی با توجه به کلمات بیت، کلمه ای که ایهام دارد میتواند با کلمات دیگر بیت مراعات هم داشته باشد. به نظر من هیچ اشکالی ندارد.
چنانچه مثلا اگر در بیتی دو واژه شیرین و فرهاد بیاد و شیرین در دومعنی بکار رود و هردومعنی مدنظر باشد؛ آیا نمی تواند در یک معنی با فرهاد ایهام تناسب داشته باشد؟( اسم معشدق فرهاد)
بنده الان حضور ذهن ندارم اما ابیاتی را به عنوان نمونه در گروه ارسال میکنم بعدا در این رابطه.
بانو عباسی:
بله کاملا..
ببینید وقتی کلمه ای ایهام داره در آن واحد می تواند در عبارتی کلمات متناسب با یک معنی و یا هر دو معنی اون هم باشد .
یعنی هم ایهام داریم و هم تناسب
اما اگر یک کلمه ای ایهام گونه باشه و در یک معنی با کلمه ای دیگر تناسب داشته باشه ولی به اون معنی نباشه اون وقت میشه ایهام تناسب.
مخلص کلام اینکه : در ایهام تناسب در نهایت فقط یک معنی درست است ودر کنارش می توانیم آرایه تناسب هم داشته باشیم اما در ایهام هر دو معنی رو داریم و اگر کلمه ای هم متناسب با هر کدام از معنی ها در بیت داشته باشیم شرطش اینه که ناقض یکی از معانی نباشد.
Asef fekri:
درود.
موافقم.
واژه همزمان نمیتواند هم ایهام داشته باشد و هم ایهام تناسب.
اگه واژهای رو ایهام تناسب بدانیم، یعنی یکی از معانی را نپذیرفته دیگه.
در مورد این بیت نظرم بر " ایهام" است.
هر دو معنی خورشید و عشق پذیرفتنیست.
میرزایی:
👌👌👌
درست و دقیق.
کنکور 99 و98 دو سه نمونه ازاین نوع ایهام ها سوال بوده.
بانو عباسی:
زنده باشید.
ما هم از شما بسیار می آموزیم.
اشکال در معنی نهایی که قراره در نظر بگیریم و تفاوت در تعریف ایهام و ایهام تناسبه که فکر کنم چنین ذهنیتی برای شما به وجود آورده.
@Foonon
🎶katayoon 🎶 🎶Goodarzi🎶:
منظورش پیمودن شرابه و به نظرم کنایه نداره
@yas_A:
ریختن شراب در جام منظور است (پیمانه کردن )
پس کنایه نداره
جام مجاز از شرابه
s.a.13:
بله کنایه است
Z Kh:
در کنایه هم می تونیم مجاز داشته باشیم
@yas_A:
✴️تفاوت کنایه ومجاز:👇👇
🌀۱_درمجاز نمی توان معنی حقیقی واژه راپذیرفت ولی در کنایه اغلب بر معنای حقیقی هم دلالت دارد.
🌀۲_مجاز اغلب در واژه(اسم)است. اما کنایه در عبارت.
🌀۳_کنایه را می توان مصدری هم معنی کرد ولی مجاز را خیر.
🌀۴_مجاز را فقط درعبارت می توان معنی کرد . ولی کنایه غالبا به تنهایی هم معنی میدهد.
🌀۵_رابطه میان لفظ ومعنای موردنظر درکنایه نشانه ای ، نمونه ای یا بخشی از یک عمل است . امادر مجاز کل وجزء ، جایگاهی و... .
#ارسالی_بانو_گودرزی
@adabyat98
s.a.13:
جام پیمودن کنایه از شراب خوردن است
Z Kh:
ببخشین متوجه نشدم یعنی هم کنایه داره هم مجاز
s.a.13:
بله . یعنی اگر بود شراب پیمودن باز هم کنایه داشتیم .
🎶katayoon 🎶 🎶Goodarzi🎶:
جام پیمودن همان پیمانه کردن شراب است و کنایه نداره فقط جام مجاز داره
Z Kh:
بسیار ممنون پس همان مجازش درسته تا اینکه کنایه بگیریم
🎶katayoon 🎶 🎶Goodarzi🎶:
بله مجاز درسته
s.a.13:
در لغت نامه دهخدا هم کنایه گرفته
حميرا خانجاني:
✳️بحث مجاز و کنایه کاملا متفاوت است.
✳️در مجاز به هیچ وجه معنی حقیقی واژه قابل دریافت نیست. اما در کنایه معنی حقیقی هم قابل دریافت است.
✳️در مجاز واژه ای جانشین واژه ی دیگر می شود. مثل دو طرف استوانه، اما کنایه مثل زنجیر است، معانی مثل حلقه زنجیرند و به هم پیوسته
✅اما گاهی یک واژه در ساختار کنایه، ممکن است مجاز باشد.
@yas_A:
با توجه به بیت نباید کنایه داشته باشه
این هم تدضیح بیشتر درباره کنایه 👇
🌀1.کنایه در عبارت به کار میرود البته کنایه های یک کلمه وجود دارد
اما مجاز :یک کلمه جایگزین کلمه دیگر میشود
🌀2.کنایه: هر دو معنای دور ونزدیک امکان وقوع دارد هرچند ملاک معنای دور است
اما در مجاز معنی نزدیک امکان وقوع ندارد.
مثلا وقتی میگوییم خاکستر اجاق فلانی زیاده
واین را کنایه از مهمان نوازی میگیزیم
، این اتفاق امکان وقوع دارد
اما وقتی میگوییم (کل بطری را خورد) منظورمان از بطری مجازا محتوای بطری است
معنای نزدیک یعنی خوردن بطری امکان وقوع ندارد
#بانو_افضلی
پسرِ شاعر:
درود پیموندن در چنین عباراتی به معنی آشامیدن است. شراب آشامیدن یا خوردن کنایه ندارد.
خانم عباسی:
درود.👌👌👌
هرچه کوته نظرانند بر ایشان پیمای
که حریفان ز مُل و من ز تأمل مستم
@Foonon
منظورش پیمودن شرابه و به نظرم کنایه نداره
@yas_A:
ریختن شراب در جام منظور است (پیمانه کردن )
پس کنایه نداره
جام مجاز از شرابه
s.a.13:
بله کنایه است
Z Kh:
در کنایه هم می تونیم مجاز داشته باشیم
@yas_A:
✴️تفاوت کنایه ومجاز:👇👇
🌀۱_درمجاز نمی توان معنی حقیقی واژه راپذیرفت ولی در کنایه اغلب بر معنای حقیقی هم دلالت دارد.
🌀۲_مجاز اغلب در واژه(اسم)است. اما کنایه در عبارت.
🌀۳_کنایه را می توان مصدری هم معنی کرد ولی مجاز را خیر.
🌀۴_مجاز را فقط درعبارت می توان معنی کرد . ولی کنایه غالبا به تنهایی هم معنی میدهد.
🌀۵_رابطه میان لفظ ومعنای موردنظر درکنایه نشانه ای ، نمونه ای یا بخشی از یک عمل است . امادر مجاز کل وجزء ، جایگاهی و... .
#ارسالی_بانو_گودرزی
@adabyat98
s.a.13:
جام پیمودن کنایه از شراب خوردن است
Z Kh:
ببخشین متوجه نشدم یعنی هم کنایه داره هم مجاز
s.a.13:
بله . یعنی اگر بود شراب پیمودن باز هم کنایه داشتیم .
🎶katayoon 🎶 🎶Goodarzi🎶:
جام پیمودن همان پیمانه کردن شراب است و کنایه نداره فقط جام مجاز داره
Z Kh:
بسیار ممنون پس همان مجازش درسته تا اینکه کنایه بگیریم
🎶katayoon 🎶 🎶Goodarzi🎶:
بله مجاز درسته
s.a.13:
در لغت نامه دهخدا هم کنایه گرفته
حميرا خانجاني:
✳️بحث مجاز و کنایه کاملا متفاوت است.
✳️در مجاز به هیچ وجه معنی حقیقی واژه قابل دریافت نیست. اما در کنایه معنی حقیقی هم قابل دریافت است.
✳️در مجاز واژه ای جانشین واژه ی دیگر می شود. مثل دو طرف استوانه، اما کنایه مثل زنجیر است، معانی مثل حلقه زنجیرند و به هم پیوسته
✅اما گاهی یک واژه در ساختار کنایه، ممکن است مجاز باشد.
@yas_A:
با توجه به بیت نباید کنایه داشته باشه
این هم تدضیح بیشتر درباره کنایه 👇
🌀1.کنایه در عبارت به کار میرود البته کنایه های یک کلمه وجود دارد
اما مجاز :یک کلمه جایگزین کلمه دیگر میشود
🌀2.کنایه: هر دو معنای دور ونزدیک امکان وقوع دارد هرچند ملاک معنای دور است
اما در مجاز معنی نزدیک امکان وقوع ندارد.
مثلا وقتی میگوییم خاکستر اجاق فلانی زیاده
واین را کنایه از مهمان نوازی میگیزیم
، این اتفاق امکان وقوع دارد
اما وقتی میگوییم (کل بطری را خورد) منظورمان از بطری مجازا محتوای بطری است
معنای نزدیک یعنی خوردن بطری امکان وقوع ندارد
#بانو_افضلی
پسرِ شاعر:
درود پیموندن در چنین عباراتی به معنی آشامیدن است. شراب آشامیدن یا خوردن کنایه ندارد.
خانم عباسی:
درود.👌👌👌
هرچه کوته نظرانند بر ایشان پیمای
که حریفان ز مُل و من ز تأمل مستم
@Foonon
ا- محمدزاده:
نمونه مجاز:
در مصراع زیر چند مجاز داریم؟
○ و آفاق تو را زیر نگین باشد
سایه@:
افاق : مجاز از همه هستی
نگین : مجاز از انگشتر
میرزایی:
آفاق تمام مردم
نگین : فرمان
Alireza Eshaghkhani:
دو تا
آفاق مجاز از کل جهان
نگین مجاز از انگشتر
البته زیر نگین بودن، کنایه از تحت فرمان بودن هم هست.
ا- محمدزاده:
سلام استاد
اگر بخواهیم یکی از کنایه یا مجاز را انتخاب کنیم ؟
میرزایی:
استاد
نگین : انگشتر
انگشتر : حکم و فرمان
Alireza Eshaghkhani:
کنایه بودنش ارجح است.
سایه@:
نگین کنایه ار فرمان و حکم 👌👌👏
حميرا خانجاني:
نگین مجاز از مهر
زیر مهر بودن کنایه از تحت فرمان بودن
میرزایی:
استاد
جلسه قبول توضیح دادین.
نمونه هایی هست
که واژه ای از کنایه مجاز است.
هردو درست نیست.؟؟
ا- محمدزاده:
سلام استاد
زیر ( تحت) نگین ( فرمان) باشد.
خودم کنایه نمی دانم.اما بسیاری از استادان چنین مواردی را کنایه می گیرند و به نظرشان احترام می گذاریم.
میرزایی:
درود خانم دکتر
بله
تفاوت هست.
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد
@Foonon
نمونه مجاز:
در مصراع زیر چند مجاز داریم؟
○ و آفاق تو را زیر نگین باشد
سایه@:
افاق : مجاز از همه هستی
نگین : مجاز از انگشتر
میرزایی:
آفاق تمام مردم
نگین : فرمان
Alireza Eshaghkhani:
دو تا
آفاق مجاز از کل جهان
نگین مجاز از انگشتر
البته زیر نگین بودن، کنایه از تحت فرمان بودن هم هست.
ا- محمدزاده:
سلام استاد
اگر بخواهیم یکی از کنایه یا مجاز را انتخاب کنیم ؟
میرزایی:
استاد
نگین : انگشتر
انگشتر : حکم و فرمان
Alireza Eshaghkhani:
کنایه بودنش ارجح است.
سایه@:
نگین کنایه ار فرمان و حکم 👌👌👏
حميرا خانجاني:
نگین مجاز از مهر
زیر مهر بودن کنایه از تحت فرمان بودن
میرزایی:
استاد
جلسه قبول توضیح دادین.
نمونه هایی هست
که واژه ای از کنایه مجاز است.
هردو درست نیست.؟؟
ا- محمدزاده:
سلام استاد
زیر ( تحت) نگین ( فرمان) باشد.
خودم کنایه نمی دانم.اما بسیاری از استادان چنین مواردی را کنایه می گیرند و به نظرشان احترام می گذاریم.
میرزایی:
درود خانم دکتر
بله
تفاوت هست.
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد
@Foonon
E-Tavosi:
سلام
در این بیت منظور از مهر ، محبته یا خورشید :
شبان تیره از مهرش نبینم درمه و پروین
که شرط دوستی نبود نظر در این و ان کردن
خواجوی کرمانی
@yas_A:
ظاهرا ایهام تناسب داره
بیژن زند:
سلام
در معنی محبت است و ایهام تناسب با مه و پروین دارد.
Alireza Eshaghkhani:
سلام برشما
مهر استعاره مصرحه از چهره است
به سبب وجود خورشید رویش و هم به خاطر عشق به او، شب به ماه و پروین نگاه نمی کنم.
مهر ایهام دارد نه ایهام تناسب
پسرِ شاعر( بصیری):
سلام به نظر بنده هم ایهام دارد هم ایهام تناسبت.
با توجه به توصیف شب، که ماه و ستاره نمایان می شود شاعر میگوید که با وجود خورشیدِ رخ تو من به ماه و ستاره پروین نیازی ندارم؛ زیرا این شرط عشق و دوستی نیست.
و یا در معنی عشق و محبت نیز میتوان گرفت ولی معنی اول دل انگیزه به جهت تصویرسازی زیبایی که شاعر در بیت کرده است.
(خورشید در چشم انسانها نورانی تر از هر اشیایی است که با وجودش ماه و ستاره( اغیار) نادیده گرفته می شود.)
بیژن زند:
درود
معنی استعاری در ایهام مورد نظر نیست.
اگر مهر را استعاره بدانیم-که چنین نیست-ایهامی وجود ندارد زیرا معانی ایهامی در واژه حقیقی اند نه مجازی.
در شبهای تاریک به واسطه مهر و محبتی که به او دارم به ماه و پروین نگاه نمی کنم...
پسرِ شاعر( بصیری):
درود
اگر شاعر معشوق خود را با ماه و پروین مقایسه میکند بخاطر اینه که معشوقش رو مثل خورشید میداند و او را برتر از ماه و پروین میداند. وگرنه چه دلیلی میتونه داشته باشه که بخاطر محبت به معشوقش به ماه و ستاره نگاه نکنه!. با وجود خورشید، ماه و ستاره وجودشان محسوس نیست. هم ایهام دارد هم ایهام تناسب.
Alireza Eshaghkhani:
سلام بر شما
تشکر
چطور معانی استعاری ایهام نیستند؟
با مهرش شبم روشن است
چرا نتوان دو معنی را پذیرفت؟
ایهام یعنی دو یا سه معنی داشتن واژه ای در آن واحد در یک جمله.
حال یکی از معانی اش مجازی باشد چه اشکالی دارد؟
در بیت همکارمان، مهر ایهام دارد چون دو معنی قابل استحصال است.
بیژن زند:
اگر "مهر"را استعاره از یار بدانیم،"شبان تیره"حشو می شود.
درود برشما
ایهام بررسی معانی واقعی یک واژه است.معنی استعاری در ایهام مورد نظر نیست.
پسرِ شاعر( بصیری):
مهر ایهام دارد. و اگر درمعنی خورشید بگیریم با ماه و پروین ایهام تناسب ایجاد میکند.
و اگر معنی محبت در نظر بگیریم با دوستی ایهام تناسب ایجاد میکند.
حميرا خانجاني:
مهر به معنی محبت است و با پروین و مه ایهام تناسب دارد.
بیژن زند:
اگر مهر در این بیت در معنی خورشید باشد"شبان تیره"در بیت مخل معنا می شود.
پسرِ شاعر( بصیری):
از تصویر سازی زیبای این بیت نباید گذشت!
شاعر از عمد معشوقش را با خورشید مقایسه کرده که درمقابل خورشید ستاره و ماه وجودشان محسوس نیست و بخاطر همین میگوید نیازی به ماه و پروین ندارم.
همانطور که عرض کردم به نظر بنده هم ایهام دارد هم ایهام تناسب و دور از انصاف است که در این بیت زیبا مهر را فقط به معنی محبت بدانیم.
درود استاد
عالی
مهر: استعاره
با ماه وپروین ایهام تناسب به خورشید
دارد.
شبان تیره از زیبایی چهره چو آفتابش به ماه وپروین توجه نمی کنم.
معنی دوم:!!!
شبان تیره از عشق او به ماه وپروین توجه نمی کنم .
معنی دوم ایهامش ضعیف است
ماه وپروین رقیب عشق نیستن
رقیب زیبایی هستند
@Foonon
سلام
در این بیت منظور از مهر ، محبته یا خورشید :
شبان تیره از مهرش نبینم درمه و پروین
که شرط دوستی نبود نظر در این و ان کردن
خواجوی کرمانی
@yas_A:
ظاهرا ایهام تناسب داره
بیژن زند:
سلام
در معنی محبت است و ایهام تناسب با مه و پروین دارد.
Alireza Eshaghkhani:
سلام برشما
مهر استعاره مصرحه از چهره است
به سبب وجود خورشید رویش و هم به خاطر عشق به او، شب به ماه و پروین نگاه نمی کنم.
مهر ایهام دارد نه ایهام تناسب
پسرِ شاعر( بصیری):
سلام به نظر بنده هم ایهام دارد هم ایهام تناسبت.
با توجه به توصیف شب، که ماه و ستاره نمایان می شود شاعر میگوید که با وجود خورشیدِ رخ تو من به ماه و ستاره پروین نیازی ندارم؛ زیرا این شرط عشق و دوستی نیست.
و یا در معنی عشق و محبت نیز میتوان گرفت ولی معنی اول دل انگیزه به جهت تصویرسازی زیبایی که شاعر در بیت کرده است.
(خورشید در چشم انسانها نورانی تر از هر اشیایی است که با وجودش ماه و ستاره( اغیار) نادیده گرفته می شود.)
بیژن زند:
درود
معنی استعاری در ایهام مورد نظر نیست.
اگر مهر را استعاره بدانیم-که چنین نیست-ایهامی وجود ندارد زیرا معانی ایهامی در واژه حقیقی اند نه مجازی.
در شبهای تاریک به واسطه مهر و محبتی که به او دارم به ماه و پروین نگاه نمی کنم...
پسرِ شاعر( بصیری):
درود
اگر شاعر معشوق خود را با ماه و پروین مقایسه میکند بخاطر اینه که معشوقش رو مثل خورشید میداند و او را برتر از ماه و پروین میداند. وگرنه چه دلیلی میتونه داشته باشه که بخاطر محبت به معشوقش به ماه و ستاره نگاه نکنه!. با وجود خورشید، ماه و ستاره وجودشان محسوس نیست. هم ایهام دارد هم ایهام تناسب.
Alireza Eshaghkhani:
سلام بر شما
تشکر
چطور معانی استعاری ایهام نیستند؟
با مهرش شبم روشن است
چرا نتوان دو معنی را پذیرفت؟
ایهام یعنی دو یا سه معنی داشتن واژه ای در آن واحد در یک جمله.
حال یکی از معانی اش مجازی باشد چه اشکالی دارد؟
در بیت همکارمان، مهر ایهام دارد چون دو معنی قابل استحصال است.
بیژن زند:
اگر "مهر"را استعاره از یار بدانیم،"شبان تیره"حشو می شود.
درود برشما
ایهام بررسی معانی واقعی یک واژه است.معنی استعاری در ایهام مورد نظر نیست.
پسرِ شاعر( بصیری):
مهر ایهام دارد. و اگر درمعنی خورشید بگیریم با ماه و پروین ایهام تناسب ایجاد میکند.
و اگر معنی محبت در نظر بگیریم با دوستی ایهام تناسب ایجاد میکند.
حميرا خانجاني:
مهر به معنی محبت است و با پروین و مه ایهام تناسب دارد.
بیژن زند:
اگر مهر در این بیت در معنی خورشید باشد"شبان تیره"در بیت مخل معنا می شود.
پسرِ شاعر( بصیری):
از تصویر سازی زیبای این بیت نباید گذشت!
شاعر از عمد معشوقش را با خورشید مقایسه کرده که درمقابل خورشید ستاره و ماه وجودشان محسوس نیست و بخاطر همین میگوید نیازی به ماه و پروین ندارم.
همانطور که عرض کردم به نظر بنده هم ایهام دارد هم ایهام تناسب و دور از انصاف است که در این بیت زیبا مهر را فقط به معنی محبت بدانیم.
درود استاد
عالی
مهر: استعاره
با ماه وپروین ایهام تناسب به خورشید
دارد.
شبان تیره از زیبایی چهره چو آفتابش به ماه وپروین توجه نمی کنم.
معنی دوم:!!!
شبان تیره از عشق او به ماه وپروین توجه نمی کنم .
معنی دوم ایهامش ضعیف است
ماه وپروین رقیب عشق نیستن
رقیب زیبایی هستند
@Foonon
سلام وعرض ادب بین کلمات قامت وقیمت جناس هست
سلام
چناس ناقص اختلافی
سلام
فکر نکنم جناس داشته باشند
چون علاوه بر ا و ی در ق هم یه اختلاف حرکتی دارند
نمیشه گفت ق/ا/م/َ/ت
ق/ ِ/ی/م/َ/ت
اختلاف بیش از یکی هست
درود.
جناس ندارند.
در جناس اختلافی تفاوت در مصوت بلند ایرادی نداره ولی اینجا" قیمت: ی صامته نه مصوت. پس اختلاف در دو واج می شود و درست نیست.
مثلا ساخت و سوخت جناس اختلافی دارند.
@Foonon
سلام
چناس ناقص اختلافی
سلام
فکر نکنم جناس داشته باشند
چون علاوه بر ا و ی در ق هم یه اختلاف حرکتی دارند
نمیشه گفت ق/ا/م/َ/ت
ق/ ِ/ی/م/َ/ت
اختلاف بیش از یکی هست
درود.
جناس ندارند.
در جناس اختلافی تفاوت در مصوت بلند ایرادی نداره ولی اینجا" قیمت: ی صامته نه مصوت. پس اختلاف در دو واج می شود و درست نیست.
مثلا ساخت و سوخت جناس اختلافی دارند.
@Foonon
خانم عباسی:
سلام
تا کی آخر چو بنفشه (سر غفلت در پیش)
حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار
سر غفلت در پیش بگیری یک فعل هست ؟
پسرِ شاعر( بصیری):
سر غفلت در پیش گرفتن، کل عبارت، کنایه از در نادانی به سر بردن و به نادانی خود ادامه دادن است. اما می توان برای اجزایش نقش قایل شد.🌺
خانم عباسی:
مخاطب رو بنفشه گرفتین؟
تشبیه بیت رو چه کردین.
Asef fekri:
بنفشه خیر.
مخاطب کسی ست که غفلت او را به بنفشه تشبیه کردند.
خانم عباسی:
البته سر فرو بردن رو به نشانه غفلت وجه شبه می گیریم.
استاد میرزایی:
سلام
آخر تا کی (تو )سرغفلت در پیش داری(گرفته ای).
حیف باشد(است) که تو در خواب هستی و نرگس بیدار است
سرغفلت مفعول
در پیش داری: فعل
خانم عباسی:
درود استاد.👌👌
پیش رو متمم نمی گیریم؟
Asef fekri:
بله
در پیش گرفتن روی هم یک فعل کنایی
استاد میرزایی:
سر غفلت
غفلت چون راهی تصورشده
که آن را درپیش گرفته
Asef fekri:
بله.
قابل پذیرش.
و باز هم اضافه استعاری
اقای دلیری:
درود بر همکاران گل بنفشه رو به پایین خم می شود و شاعر می گوید تا کی می خواهی مانند این گل سر خم شده ای که فقط جلو پا را می نگرد و از اطراف خود غافل است داشته باشی.
سر غفلت اضافه اقترانی است و در اضافه اقترانی اغلب ترکیب مضاف با بقیه جمله کنایه ای می شود به معنای مضاف الیه. درود بر شما
پسرِ شاعر( بصیری):
مانند گل بنفشه سر را به نشانه غفلت پایین می اندازی. که این کنایه است از در نادانی به سر بردن.
اضافه اقترانی است.
اقای دلیری:
درود بر شما .سر در پیش افکندن یعنی سر پایین بودن و آینده نگر نبودن کنایه از شرمگین بودن هم هست.
فلانی دست ادب بر سینه نهاد دست بر سینه نهادن کنایه از ادب
سر غفلت در پی نگیر سر در پیش نباش
کنایه از این که غافل نباش.
همون سخن معروف است که می گوییم
یعنی چی سرتو انداختی پایین هر جا دلت خواست میری
خانم عباسی:
بیشتر شرمندگی رو به همراه داره ولی شاعر،خلق معنی کرده است.
اقای دلیری:
سر در جیب فرو بردن کنایه از تفکر هست . سر پایین بودن کنایه از روسیاهی و شرمگین بودن هم هست انجا سر پایین بودن یعنی بی خبر بودن از اطراف و فقط پیش ما را دیدن.
پاینده باشید
Asef fekri:
پس ، سر را به نشانه غفلت در پایین انداختن نباید باشه.
استاد میرزایی:
درود
بله
در پیش گرفتن
به معنی ادامه دادن و استمرار در کاری است
در محاوره میگیم چه کاریه در پیش گرفته ای.
تا کی چون بنفشه غفلت می کنی و راه غفلت در پیش گرفته ای.
پیش، هیچ ربطی به پایین و ...نداره
در پیش گرفتن کاری یا چیزی :
غفلت کردن
غافل شدن
محسن انصاری:
سلام، یک سوال :در ترکیب (( دست ادب)) دقیقا کا ررا ((دست)) مضاف انجام داده ، آیا در (( سر غفلت)) هم تکیه بر روی سر است یا مضاف الیه (( غفلت))؟؟
پسرِ شاعر( بصیری):
واضح است که سعدی پایین بودن سر بنفشه را نشانه غفلت میداند برای همین می گوید سرِ غفلت! خود گل بنفشه در ادبیات نماد انسانهای غافل است.
وقتی میگوید مانند بنفشه سر غفلت را پایین انداختی یعنی می خواهد بگوید که توهم مانند بنفشه در غفلت به سر میبری.
خانم عباسی:
استاد ارکان تشبیه رو تو بیت وقتی مشخص می کنیم،سر در معنی خودش باید باشد پس لاجرم اضافه اقترانی داریم.
ضمن اینکه،سر در پیش گرفتن داریم.
استاد میرزایی:
درود استادعزیز
وقت خوش
اگه
فعلش گرفتن است
درپیش گرفتن معنی آغازکردن واستمرار و انجام کاری است.
یعنی غفلت در پیش گرفته ای= عفلت می کنی.
ازقصیدهء
بامدادی که تفاوت نکند لیل ونهار
است
سپاس بسیار
مشکل در پیش گرفتن است
اگه فعل دیگری است
ابهام نداره
دهخدا معنی ومثال هایی آورده است
🌺🌺🌺🙏🙏
@Foonon
سلام
تا کی آخر چو بنفشه (سر غفلت در پیش)
حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار
سر غفلت در پیش بگیری یک فعل هست ؟
پسرِ شاعر( بصیری):
سر غفلت در پیش گرفتن، کل عبارت، کنایه از در نادانی به سر بردن و به نادانی خود ادامه دادن است. اما می توان برای اجزایش نقش قایل شد.🌺
خانم عباسی:
مخاطب رو بنفشه گرفتین؟
تشبیه بیت رو چه کردین.
Asef fekri:
بنفشه خیر.
مخاطب کسی ست که غفلت او را به بنفشه تشبیه کردند.
خانم عباسی:
البته سر فرو بردن رو به نشانه غفلت وجه شبه می گیریم.
استاد میرزایی:
سلام
آخر تا کی (تو )سرغفلت در پیش داری(گرفته ای).
حیف باشد(است) که تو در خواب هستی و نرگس بیدار است
سرغفلت مفعول
در پیش داری: فعل
خانم عباسی:
درود استاد.👌👌
پیش رو متمم نمی گیریم؟
Asef fekri:
بله
در پیش گرفتن روی هم یک فعل کنایی
استاد میرزایی:
سر غفلت
غفلت چون راهی تصورشده
که آن را درپیش گرفته
Asef fekri:
بله.
قابل پذیرش.
و باز هم اضافه استعاری
اقای دلیری:
درود بر همکاران گل بنفشه رو به پایین خم می شود و شاعر می گوید تا کی می خواهی مانند این گل سر خم شده ای که فقط جلو پا را می نگرد و از اطراف خود غافل است داشته باشی.
سر غفلت اضافه اقترانی است و در اضافه اقترانی اغلب ترکیب مضاف با بقیه جمله کنایه ای می شود به معنای مضاف الیه. درود بر شما
پسرِ شاعر( بصیری):
مانند گل بنفشه سر را به نشانه غفلت پایین می اندازی. که این کنایه است از در نادانی به سر بردن.
اضافه اقترانی است.
اقای دلیری:
درود بر شما .سر در پیش افکندن یعنی سر پایین بودن و آینده نگر نبودن کنایه از شرمگین بودن هم هست.
فلانی دست ادب بر سینه نهاد دست بر سینه نهادن کنایه از ادب
سر غفلت در پی نگیر سر در پیش نباش
کنایه از این که غافل نباش.
همون سخن معروف است که می گوییم
یعنی چی سرتو انداختی پایین هر جا دلت خواست میری
خانم عباسی:
بیشتر شرمندگی رو به همراه داره ولی شاعر،خلق معنی کرده است.
اقای دلیری:
سر در جیب فرو بردن کنایه از تفکر هست . سر پایین بودن کنایه از روسیاهی و شرمگین بودن هم هست انجا سر پایین بودن یعنی بی خبر بودن از اطراف و فقط پیش ما را دیدن.
پاینده باشید
Asef fekri:
پس ، سر را به نشانه غفلت در پایین انداختن نباید باشه.
استاد میرزایی:
درود
بله
در پیش گرفتن
به معنی ادامه دادن و استمرار در کاری است
در محاوره میگیم چه کاریه در پیش گرفته ای.
تا کی چون بنفشه غفلت می کنی و راه غفلت در پیش گرفته ای.
پیش، هیچ ربطی به پایین و ...نداره
در پیش گرفتن کاری یا چیزی :
غفلت کردن
غافل شدن
محسن انصاری:
سلام، یک سوال :در ترکیب (( دست ادب)) دقیقا کا ررا ((دست)) مضاف انجام داده ، آیا در (( سر غفلت)) هم تکیه بر روی سر است یا مضاف الیه (( غفلت))؟؟
پسرِ شاعر( بصیری):
واضح است که سعدی پایین بودن سر بنفشه را نشانه غفلت میداند برای همین می گوید سرِ غفلت! خود گل بنفشه در ادبیات نماد انسانهای غافل است.
وقتی میگوید مانند بنفشه سر غفلت را پایین انداختی یعنی می خواهد بگوید که توهم مانند بنفشه در غفلت به سر میبری.
خانم عباسی:
استاد ارکان تشبیه رو تو بیت وقتی مشخص می کنیم،سر در معنی خودش باید باشد پس لاجرم اضافه اقترانی داریم.
ضمن اینکه،سر در پیش گرفتن داریم.
استاد میرزایی:
درود استادعزیز
وقت خوش
اگه
فعلش گرفتن است
درپیش گرفتن معنی آغازکردن واستمرار و انجام کاری است.
یعنی غفلت در پیش گرفته ای= عفلت می کنی.
ازقصیدهء
بامدادی که تفاوت نکند لیل ونهار
است
سپاس بسیار
مشکل در پیش گرفتن است
اگه فعل دیگری است
ابهام نداره
دهخدا معنی ومثال هایی آورده است
🌺🌺🌺🙏🙏
@Foonon
👍1
سلام خدمت بزرگواران
در غزل
ای کوکب عالی درج ، وصلت حرام است وحرج
ای رکن طاعت همچو حج ، الصبر مفتاح الفرج
با توجه به اینکه وزن شعر مستفعلن.....
رجز مثمن کامل است
میشه دوری گرفت
وسط مصراعها مکث کامل داریم
یا توضیح دیگری دارید؟
سلام برشما
خیر
یکی از مشخصات وزن دوری، تناوب ارکان است یعنی رکن ها یک در میان باشند مطابق کتاب.
غیر از این شرایط دیگری هم هست.
سلام
مکث دلیل خوبی برای تشخیص وزن دوری نیست.
کنکور هم ازابیات غیر دوری که مکث دارن برای فریب استفاده می کنه
سپاسگزارم
برای وجود قافیه میانی که در بیت هست
چه توضیحی می فرمایید؟
سلام
رجز مثمن سالم دوری نیست.
زیرا تعداد هجاهای نیم مصراع اوزان دوری،معمولا فرد است.
@Foonon
در غزل
ای کوکب عالی درج ، وصلت حرام است وحرج
ای رکن طاعت همچو حج ، الصبر مفتاح الفرج
با توجه به اینکه وزن شعر مستفعلن.....
رجز مثمن کامل است
میشه دوری گرفت
وسط مصراعها مکث کامل داریم
یا توضیح دیگری دارید؟
سلام برشما
خیر
یکی از مشخصات وزن دوری، تناوب ارکان است یعنی رکن ها یک در میان باشند مطابق کتاب.
غیر از این شرایط دیگری هم هست.
سلام
مکث دلیل خوبی برای تشخیص وزن دوری نیست.
کنکور هم ازابیات غیر دوری که مکث دارن برای فریب استفاده می کنه
سپاسگزارم
برای وجود قافیه میانی که در بیت هست
چه توضیحی می فرمایید؟
سلام
رجز مثمن سالم دوری نیست.
زیرا تعداد هجاهای نیم مصراع اوزان دوری،معمولا فرد است.
@Foonon
❄️🌦❄️🌦❄️🌦❄️🌦
🌦❄️🌦❄️🌦❄️🌦
❄️🌦❄️🌦❄️🌦
🌦❄️🌦❄️🌦
❄️🌦❄️🌦
🌦❄️🌦
❄️🌦
🌦
بسم الله الرحمن الرحیم
هست کلید در گنج حکیم
🇮🇷 برنامه یکشنبه گروه دبیران ادبیات ایران 🇮🇷
📣📣 کارگاه تخصصی و آموزشی :
با عنوان 👇👇👇
ویژگی های نثر بیهقی
با حضور ارزشمند :
#خانم_دکتر_حمیرا_خانجانی
ساعت ۲۱ 🕘 الی ۲۲🕙
📙📘📙📘📙📘📙📘📙📘📙
بحث وتبادل نظر درباره ی مطالب کتابهای فارسی،نگارش،فنون،،،،
تحلیل دروس در کانال زیر :
@adabiyatjame11
این گروه بامشارکت مدیران هدایت می شود
https://t.me/joinchat/AAAAAEPz0ArDtyVxUoGvdQ
ساعت کار گروه ۱۴ الی ۲۲🛇 جمعه تعطیل است
🌦❄️🌦❄️🌦❄️🌦
❄️🌦❄️🌦❄️🌦
🌦❄️🌦❄️🌦
❄️🌦❄️🌦
🌦❄️🌦
❄️🌦
🌦
بسم الله الرحمن الرحیم
هست کلید در گنج حکیم
🇮🇷 برنامه یکشنبه گروه دبیران ادبیات ایران 🇮🇷
📣📣 کارگاه تخصصی و آموزشی :
با عنوان 👇👇👇
ویژگی های نثر بیهقی
با حضور ارزشمند :
#خانم_دکتر_حمیرا_خانجانی
ساعت ۲۱ 🕘 الی ۲۲🕙
📙📘📙📘📙📘📙📘📙📘📙
بحث وتبادل نظر درباره ی مطالب کتابهای فارسی،نگارش،فنون،،،،
تحلیل دروس در کانال زیر :
@adabiyatjame11
این گروه بامشارکت مدیران هدایت می شود
https://t.me/joinchat/AAAAAEPz0ArDtyVxUoGvdQ
ساعت کار گروه ۱۴ الی ۲۲🛇 جمعه تعطیل است
سپاسگزارم
برای وجود قافیه میانی که در بیت هست
چه توضیحی می فرمایید؟
نوع قافیه در وزن دوری تاثیری نداره
در رفتن جان از بدن گویند هرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود.
قافیه میانی داره
اما وزن دوری نیست.
در وزن دوری:
تناوب ارکان
و بلند بودن هجای پایان نیم مصراع مهمه.
بعضی ابیات وزن متناوب دارند
اما
پایان نیم مصراع بلندنیست
بخشی ازهجا به نیم مصراع دوم وارد میشه.
اینا هم دوری نیستن
سلام بر استاد ارجمند
وقتتان به خیر و سلامتی
بله، بعضی فکر می کنند هر وزن دولختی، دوری هم هست در حالی که چنین نیست.
البته بحر مجتث مثمن سالم با وجود زوج بودن هجاهای آن در نیم مصراع، همچنان دوری است :
دیروز اگر سوخت ای دوست، غم برگ و بار من و تو...
مستفعلن فاعلاتن مستفعلن فاعلاتن
با ارادت🌺
@Foonon
برای وجود قافیه میانی که در بیت هست
چه توضیحی می فرمایید؟
نوع قافیه در وزن دوری تاثیری نداره
در رفتن جان از بدن گویند هرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود.
قافیه میانی داره
اما وزن دوری نیست.
در وزن دوری:
تناوب ارکان
و بلند بودن هجای پایان نیم مصراع مهمه.
بعضی ابیات وزن متناوب دارند
اما
پایان نیم مصراع بلندنیست
بخشی ازهجا به نیم مصراع دوم وارد میشه.
اینا هم دوری نیستن
سلام بر استاد ارجمند
وقتتان به خیر و سلامتی
بله، بعضی فکر می کنند هر وزن دولختی، دوری هم هست در حالی که چنین نیست.
البته بحر مجتث مثمن سالم با وجود زوج بودن هجاهای آن در نیم مصراع، همچنان دوری است :
دیروز اگر سوخت ای دوست، غم برگ و بار من و تو...
مستفعلن فاعلاتن مستفعلن فاعلاتن
با ارادت🌺
@Foonon
👍1
m h:
مصوت های بلند حتما باید در شمارش واج ها دو واج شمرده بشه ؟
خوبان ۷ واج دارد ؟
مهدی نظری:
سلام. اصلا نباید.
و شمارش واج رو نمیپرسن.
صفا⚘🌻🌱:
برای وزن شعر بله دو واج
اما اگر قصد شمارش واج مربوط به دستورزبان است یک واج
m h:
چرا توی فیلمی که از شبکه آموزش برای درس ۵ علوم و فنون دهم پخش شد انقدر بهش تاکید کردن که مصوت بلند باید دو واج شمرده بشه
حالا دانش آموز گیج شده .
خانم جمشیدی:
درست بوده.
برخی برای شمردن واجها، به دانشآموزانشان میگویندکه اگر سه تا بود، بلند است و با خط تیره مشخص کنند.
مثلا: گُل= ص م ص
با= ص م(این هم بلند محسوب میشود، با خط تیره؛ چون مصوتهای بلند، دوتا هستند و ب+ ا= سه تاست و با خط تیره نشان میدهیم.
مهدی نظری:
منظور معادل دو مصوت کوتاه بودنه که بازم اشتباهه گفتنش و لزومی نداره
کلا نهادها و پدیدههای حکومتی مثل آموزش تلویزیونی و آزمون سنجش و کتاب درسی و شاد و اینها زشتترین و بیمصرفترین گزینه در موضوع خودشونن.
هرگز جز در مواردی که هیچ راه دیگهای ندارین آموزش رو از اینجاها دنبال نکنین.
m h:
الان اگه بپرسند خوبان چند صامت و چند مصوت داره چه پاسخی درسته ؟
خانم جمشیدی:
یک
یک
ببخشید من فقط هجای خو را محاسبه کردم.
چون سوال در ادامه مصوت بلند و دو تا شمردنش بوده.
مهدی نظری:
۱. واسه چی باید بپرسن؟
۲. اگه واسه اطلاع خودشون (نه آموزش به بچهها): ۵ تا واج
۳ صامت ۲ مصوت
آسمان:
خ صامت و مصوت بلند ،ب صامت ،آ مصوت بلند ن صامت
۲ هجا هم هست
میرزایی:
سلام
مصوت ها در وزن و واج شماری متفاوتن
در وزن منظورامتداد است
اما
در واج تعداد واج ها شمرده می شود
Alireza Eshaghkhani:
سلام برشما
مصوت بلند «ا» بدون همزه بالایش
آسمان:
سلام خو +بان، ا مصوت بلنده چون دومین حرف هجا هست
بله بدون کلاه
Alireza Eshaghkhani:
همان کلاه، همزه است.
آسمان:
بله
صفا⚘🌻🌱:
حتما شبکه آموزش برای درس عروض گفته
بله دروزن شعر دوواج حساب میشه
M. mollaii:
مصوت بلند معادل دو حرف محسوب می شود .
خ حسینی:
چون برای عروض مصوتهای بلند معادل دو واج هستند
@Foonon
مصوت های بلند حتما باید در شمارش واج ها دو واج شمرده بشه ؟
خوبان ۷ واج دارد ؟
مهدی نظری:
سلام. اصلا نباید.
و شمارش واج رو نمیپرسن.
صفا⚘🌻🌱:
برای وزن شعر بله دو واج
اما اگر قصد شمارش واج مربوط به دستورزبان است یک واج
m h:
چرا توی فیلمی که از شبکه آموزش برای درس ۵ علوم و فنون دهم پخش شد انقدر بهش تاکید کردن که مصوت بلند باید دو واج شمرده بشه
حالا دانش آموز گیج شده .
خانم جمشیدی:
درست بوده.
برخی برای شمردن واجها، به دانشآموزانشان میگویندکه اگر سه تا بود، بلند است و با خط تیره مشخص کنند.
مثلا: گُل= ص م ص
با= ص م(این هم بلند محسوب میشود، با خط تیره؛ چون مصوتهای بلند، دوتا هستند و ب+ ا= سه تاست و با خط تیره نشان میدهیم.
مهدی نظری:
منظور معادل دو مصوت کوتاه بودنه که بازم اشتباهه گفتنش و لزومی نداره
کلا نهادها و پدیدههای حکومتی مثل آموزش تلویزیونی و آزمون سنجش و کتاب درسی و شاد و اینها زشتترین و بیمصرفترین گزینه در موضوع خودشونن.
هرگز جز در مواردی که هیچ راه دیگهای ندارین آموزش رو از اینجاها دنبال نکنین.
m h:
الان اگه بپرسند خوبان چند صامت و چند مصوت داره چه پاسخی درسته ؟
خانم جمشیدی:
یک
یک
ببخشید من فقط هجای خو را محاسبه کردم.
چون سوال در ادامه مصوت بلند و دو تا شمردنش بوده.
مهدی نظری:
۱. واسه چی باید بپرسن؟
۲. اگه واسه اطلاع خودشون (نه آموزش به بچهها): ۵ تا واج
۳ صامت ۲ مصوت
آسمان:
خ صامت و مصوت بلند ،ب صامت ،آ مصوت بلند ن صامت
۲ هجا هم هست
میرزایی:
سلام
مصوت ها در وزن و واج شماری متفاوتن
در وزن منظورامتداد است
اما
در واج تعداد واج ها شمرده می شود
Alireza Eshaghkhani:
سلام برشما
مصوت بلند «ا» بدون همزه بالایش
آسمان:
سلام خو +بان، ا مصوت بلنده چون دومین حرف هجا هست
بله بدون کلاه
Alireza Eshaghkhani:
همان کلاه، همزه است.
آسمان:
بله
صفا⚘🌻🌱:
حتما شبکه آموزش برای درس عروض گفته
بله دروزن شعر دوواج حساب میشه
M. mollaii:
مصوت بلند معادل دو حرف محسوب می شود .
خ حسینی:
چون برای عروض مصوتهای بلند معادل دو واج هستند
@Foonon