کانال علوم و فنون
2.87K subscribers
1.09K photos
277 videos
514 files
213 links
کارگاههای آموزشی عروض سماعی،سبک شناسی،سوالات کتاب درسی علوم وفنون۱،۲،۳ ویژه ی دبیران و دانش آموزان (کارگاه استاد صادقلو و استاد بهرامی و...)

https://t.me/joinchat/AAAAAFIeRMp6MRWdBkxWXQ
ارتباط :زهراغریب زاده،افضلی
مدیر کانال خانم زهراغریب زاده
Download Telegram
Forwarded from @yas_A
💠🔸#نکته علوم وفنون ⬇️

💠🔸#تفاوت های کنایه و ضرب المثل:⬇️⬇️
🔸1- کنایه اغلب شکل مصدری دارد یعنی قابل تبدیل شدن به جمله است. مثال «موی دماغ کسی شدن» می توان گفت: موی دماغ من شده است.
به عبارتی کنایات، افعال گروهی هستند که در جایگاه گزاره ی جمله قرار می گیرند و نهاد می خواهند. مثال: «دست از پا خطا کردن» که در جمله ی کامل به همراه نهاد می آید: علی هنگام رانندگی، دست از پا خطا میکند. در حالی که اغلب مثل ها خود جمله ی کامل هستند.
🔸2- کنایه ها اغلب جنبه ی پند و اندرزی ندارند ولی مثل ها اغلب دارای نصیحت و پند هستند چرا که حاوی نکات اخلاقی هستند.
🔸3- مثل ها ریشه، سرگذشت و داستان و قصه ی تاریخی در پیشینه ی خود دارند ولی کنایه ها ندارند.
🔸4- از کنایه ها مفهوم دور آن مور نظر است ولی در مثل ها اغلب مستقیم به معنی آن اشاره می شود.
🔸5- ممکن است در ساخت مثل، یکی از واژه های اصلی، کنایه باشد اما هیچ گاه کنایه به طور مستقیم مثل به شمار نمی آید.
🔸6- اغلب مثل ها موسیقی درونی و بیرونی، رسایی دارند اما کنایات فاقد آن هستند
@adabyat98
FATEMEH:
سلام و عرض ادب
بیت‌ "محرم‌این‌هوش جز بی هوش نیست مر زبان را مشتری جز گوش نیست " آیا پارادوکس دارد

رضایی:
درود
خیر

Alireza Eshaghkhani:
سلام برشما
فقط بی هوش محرم هوش است.
پارادوکس دارد.

رضایی:
درود استادم
با توچه به این که پارادوگس از لحاظ معنایی مطرح است بنده پارادوگسی نمی بینم.
محرم این هوش یعنی عشق انسان بی هوش، عاشق است. نباید به رو ساخت جمله توجه کرد .

S.s.moeini:
پارادوکس نداره.


استاد میرزایی:
دروداستاد
بنابرتناقض ظاهری میگن!!

بی هوش محرم هوش باشه تناقضه

رضایی:
بله استاد فهمیدم
روساخت ظاهری جمله مد نظر بوده.
ولی زیبایی معنایی پارادوگس را ندارد

Alireza Eshaghkhani:
پارادوکس گاهی در همان لفظ ظاهری است و نیاز به تجزیه و تحلیل معنایی ندارد.
مثل من عهد تو سخت سست می دانستم.
می دانیم که سخت در معنی بسیار است ولی در عین حال سخت سست پارادوکس دارد.

@Foonon
babaei:
سلام عزیزان لطفا تقطیع هجایی این بیت رو بگید
نالیدن بلبل ز نو آموزی عشق است / هرگز نشنیدیم ز پروانه صدایی

Elham:
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن

نا/ لی /د/ ن/ بل /بل/ ز/ نو /آ/ مو/ زی /ی عش/ قست

𝓼𝓱.𝓓𝓮𝔃𝓱𝓪𝓰𝓪𝓱:
مستفعل|مستفعل|مستفعل|فع

S.s.moeini:
نا لی د ن بل بل ز نُ ءا مو


@Foonon
درس ششم فنون یازدهم انسانی( مجاز).pdf
487.5 KB
#علوم_و_فنون_یازدهم
#درس_ششم
#مجاز
شرح درس ششم به همراه کارگاه خودارزیابی و جواب تحلیل پایان فصل
به کوشش : اقای دکتر امیدعلی شیخی کن کت از شهرستان نورآباددلفان استان لرستان
گروه دبیران ادبیات ایران🇮🇷
کانال علوم و فنون ایران
@Foonon
Milad:
سلام
۱)بچشم (دام) ز ذوق شکار خواب نرفت
میشه مجاز حیوان گرفت

۲) ز یکدیگر بگشا چشم اعتبار ، مخسب .
چشم اعتبار اقترانی ؟

فاطیما:
سلام
دام استعاره مصرحه است گویا
استعاره از عاشق

بله
اقترانی

Milad:
استعاره مصرحه ؟
اگر استعاره بگیریم باید تشبیه داشته باشیم ، تشبیه آن چی هست .

فاطیما:
به چشم، دام ز ذوق شکار خواب نرفت

شاید میگه عاشق از ذوق اینکه معشوق شکارش کنه و به دامش بیفته نخوابید

Milad:
به چشم دام ز ذوق شکار خواب نرفت
اگر تو یافته ای لذت شکار ،مخسب

Alireza Eshaghkhani:
ببخشید مصراع دوم را اشتباه نوشته اید:

به چشم دام ز ذوق شکار خواب نرفت
اگر تو یافته ای لذت شکار مخسب

دام همیشه بیدار است
اگر تو هم لذت شکار اوقات عرفانی و دریافت معنویات را یافته ای همیشه بیدار باش.

به فرموده مولانا:

صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق
نیست فردا گفتن از شرط طریق
تو مگر خود مرد صوفی نیستی
نقد را از نسیه خیزد نیستی

صائب باز بودن دام یا شبکه های تور را به باز بودن چشم دام تعبیر کرده است.

چشم دام اضافه استعاری است.

میرزایی:
باتوجه به کل غزل
نکوهش غفلت وناپایداری زندگی و حتمی بودن مرگ است:

دام و حیوان از ترس شکارشدن نخوابید
تو نیز اگر رسیدن مرگ را می دانی غافل نباش.

Alireza Eshaghkhani:
گویا منظور از دام، همان تور و دام است.
با اجازه تون نظری در بالاتر داده ام🖕

میرزایی:
یعنی تور ودام از ذوق شکار کردن نخوابید

بله
زیباست.

اما
بیشتر بیت ها
تمثیل هایی است و خطاب به انسان:

و تاکید برحتمی بودن مرگ
و
ذائقه الموت .

Alireza Eshaghkhani:
شکار شدن ترس دارد، نه ذوق و اشتیاق

مصراع دوم هم می گوید :
اگر تو لذت شکار کردن را دریافته ای، دیگر مخواب
یعنی شکار کننده لحظه ها و اوقات باش تا از دست نروند
دو بیت بعد از این هم همین مطلب را تقریبا می آورد:
به این امید که سررشته ای به دست افتد
شود چو سوزن اگر پیکرت نزار مخسب

میرزایی:
سپاس
با عرض پوزش

شکار کردن اوقات
موافق نیستم.

ذوق و لذت
چشیدن مرگ است.
که می گوید مخسب.

لذت مصرع دوم همین.

اگر از چشیدن مرگ و رسیدن مرگ آگاهی
پس غافل مباش.

چند بیت اول قرابت دارند.

مصراع یک مثالی است هشداردهنده.

تا مصراع دوم از آن نتیجه بگیرد.

Milad:
استاد اسحاق خانی
در این ابیات که تو گروه بارگذاری شد .
حصار جسم تو از چشم و گوش پر رخنه است
نصیحت دل آگاه گوش دار مخسب

نظرتون در مورد ترکیب نصیحت دل هم می‌فرمایید

Alireza Eshaghkhani:
مرگ چه ذوقی دارد؟!
اتفاقا ابیات بعد از بیت مورد بحث می گوید به امید گرفتن سررشته ای بیدار باش و ریاضت بکش و به یاد یار شب ها مخسب.
ببخشید به هیچ وجه نمی گوید درک مرگ ذوق دارد،پس منتظرش باش.

محتوای غزل درک وقت و غنیمت شمردن لحظه هاست.

می گوید دژ وجود تو از دیده ها و شنیده های فریبنده بیرونی و دنیوی آسیب دیده است.
به ندا و نصیحت دلت گوش فرا بده و هرگز دچار غفلت نشو.

شاعر عامل بدبختی آدمی را دل بستن به مشهودات فریبنده و افسونهای گوشنواز دنیا می داند.

نصیحت دل اضافه استعاری است.

میرزایی:
ذوق به معنی چشیدن مرگ و مردن
نه لذت مرگ.
همه مرگ را می چشند پس غافل مباش.

مخسب به معنی غفلت است.

خانم جمشیدی:
درود بر شما استاد میرزایی و استاد رضایی و هر کسی‌که نظرش با شما هم‌سو بود،
در معنی دست فلک در بیت دیروز، حق با شما بود و مجاز از قدرت بوده.
سپاس از دانش شما

فلک مانند انسانی قدرتمند است که گره می گشاید. دست جزء مجازی استعاره مکنیه است . مجاز از قدرت

Alireza Eshaghkhani:
این معنی که شما می فرمایید و از چشش مرگ می گویید آیا واقعا با این بیت مورد بحث ارتباط دارد:

به چشم دام ز ذوق شکار خواب نرفت
اگر تو یافته ای لذت شکار مخسب

یعنی می فرمایید مرگ را با کیف بچش؟!
ابیات بعد استاد عزیز چیز دیگری می گویند.
در چند بیت قبل هم مرگ را ناپسند می شمارد:
ز مرگ نسیه چه چون برگ بید می لرزی؟
ز مرگ نقد بیندیش، زینهار مخسب

ضمن تشکر از استادان، در آن بیت، دست علاوه بر قدرت، مجاز از انگشت است که گره را باز می کند.
وقتی می گویید فلانی با دست گره را باز کرد، مجاز از انگشتان اوست.
اگر شاعر به جای دست فلک می گفت:
انگشت های افلاک ما را گره گشاید
کز یکدگر گشایی زلف گره گشا را

آیا غلط بود؟!

میرزایی:
مجاز دانستنش غلط نیست.

ازین نظر که دست برای فلک در معنای غیرحقیقی است.

اما مشکل این است:
در مجاز هم مشکل پیش میاد:

یکی دشت با دیدگان پرزخون

(دیدگان پر زخون)

قرینه ء مردم است و ربطی به دشت نداره.
نمیشه دشت تشخیص دانست.

دست هم در دست فلک
قرینه انسان محذوف است به فلک ربط نداره.

خانم جمشیدی:
من هم نظر شما را داشتم امّا در این جمله، بهتر است این‌گونه بگیریم.

Alireza Eshaghkhani:

انگشت های افلاک ما را گره گشاید
کز یکدگر گشایی، زلف گره گشا را


بنده عرض کردم که منکر قدرت فلک نیستم ولی ارتباط اصطلاح گ
ره باز کردن با واژه انگشت ، در ذهن همگان نهادینه شده است.

خانم جمشیدی:
بله.
همین طور است.

Alireza Eshaghkhani:

وقتی استعاره مکنیه آورده می شود، شما نمی توانید منکر صورت تخیلی آن شوید. و نمی توانید کلی گویی کنید و بگوید قدرت فلک.
شما در حالت شخصیت بخشی به غیر انسان، آن صورت خیالی را پیش چشم خود و خواننده یا شنونده تجسم می بخشید که فلک دارد با دست خود، گره های مشکلات شما را باز می کند و این کار با انگشتان او دارد صورت می گیرد، نه با تمامی اندام دست از شانه تا نوک انگشت.

رضایی:
همچنان با شما موافقم
نکته ظریفی اشاره فرمودید
دست برای انسان است نه فلک که بخواهیم بگوییم مجاز دارد یا ندارد.
دیگر این که آرایه اسمش رویش است باید هنری باشد.
وقتی ما می گوییم
دهخدا قلم خوبی دارد ذهن به فراسو می رود و به مهارت نویسندگی می رسد
آیا در دست فلک ذهن به سوی انگشتان دست می رود؟

دیروز عرض کردم
دست توبه به سوی اسمان گرفت.
دست مجاز از کف دست ؟!
می شود ؟!

جهانشیری.علی.:
به نظر م که مجاز نباشه چون کل دست به سوی آسمان بلند می شود.


@Foonon
Mahsa asadi:
گفت آگه نیستی کز سر درافتادت کلاه
گفت در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست

ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی
تا راهرو نباشی کی راهبر شوی

دورشو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی
من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

سر پر ز شرم و بهایی مراست
اگر بی گناهم رهایی مراست

وزن این بیتا رو میخوام👩‍🦯😐😂

مقصودلو:
سلام
بیت اول فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

بیت دوم مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن

بیت سوم فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن که در رکن اول فاعلاتن جای فعلاتن آمده طبق اختیار وزنی

بیت چهارم هم که فعولن فعولن فعولن فعل


@Foonon
Milad:
سپاسگزارم.
سحر اثری ز طلعت او شبم نفسی ز عنبر او
وزنش خیلی دلنشین هست ، چهارتا مفاعلتن.
یک سوال دارم
در مصراع ،دو تا استعاره دیده میشود ؟

Alireza Eshaghkhani:
سلام برشما
سحر اثری ز طلعت او
تشبیه طلعت (چهره) به سحر

شبم نفسی ز عنبر او
تشبیه عنبر (گیسو) به شب

عنبر استعاره از گیسوی خوشبو

@Foonon
Z:
سلام همکاران گرامی
آرایه های موجود در این دو بیت رو میشه لطف کنید
دیده ی سیر است مرا جان دلیر است مرا/ زهره ی شیر است مرا ژهره ی تابنده شدم
گفت که دیوانه نه ای لایق این خانه نه ای/ رفتم و دیوانه شدم سلسله بند نده شدم

حميرا خانجاني:
تشبیه
جناس
تکرار
کنایه

@yas_A:
دیده سیر( استعاره مکنیه ) کنایه از قانع بودن
تشبیه زهره تابنده
تکرار دیوانه
تشبیه سلسله بنده
جناس زهره و زُهره سیر شیر
زهره شیر داشتن کنایه از جرات

واج ارایی ن
قابل نقد

حميرا خانجاني:
دیده سیر:. استعاره مکنیه است.

غرایبزد:
سلام بانو
دیده سیر داشتن کنایه نیست ؟

حميرا خانجاني:
موافقم
سیر و شیر که جناس

@yas_A:
درود استاد بانو
بله درست می فرمایید
پس کنایه صحیح تره 👌👌


اقای دلیری:
سلام به همکاران عزیز
زهره داشتن زهره مجازا به معنای جرات است‌
نظر همکاران چیست در این موارد کنایه هم می توانیم بگیریم یا مجاز نگیریم یا هم مجاز هم کنایه بگیریم.

حميرا خانجاني:
درود استاد دلیری

زهره مجاز از جرأت است به علاقه حال و محل ( بنا بر اعتقاد قدما)

پس زهره داشتن: در معنی جرأت داشتن فقط مجاز دارد.

استاد اسحاق خانی

سلام برشما
گاهی کنایه و مجاز توأمان هستند:
گرت ز دست برآید...
دست مجاز از امکان و توانایی
از دست برآمدن کنایه از میسر شدن

قلم نیست بر بی زبان

قلم مجاز از حساب و کتاب و باز خواست
قلم بر کسی نبودن کنایه از مواخذه و باز خواست نشدن

زهره به تنهایی مجاز در سطح کلمه بررسی می کنیم
زهره داشتن کنایه از جرأت داشتن در سطح کلام بررسی می کنیم

استاد میرزایی
سلام
زهره مجاز از جرات وشجاعت.


خود جرأت داشتن :
کنایه از شجاع بودن
نترسیدن، بی باکی

اما به دلیل کاربرد زیاد، کنایه ای پیش پا افتاده شده.

در بعضی کنایات واژه ای از آن مجاز،استعاره و...است.
و
گاهی فقط کنایه است.

دلیلی نداره فقط یکی درست باشه
@Foonon
Z Kh:
سلام و عرض ادب
اساتید محترم لطفا
ایا نوع واو در آب و هوا میان وند هست؟
و این که تشبیه منفی هم داریم با خیر؟

مهدی نظری:
سلام
_میانوند
_تشبیه منفی از گونه‌های برجسته تشبیهه
در کنکور تشبیه به شمار نمیاد

استاد میرزایی
درود
وقتی نفی شباهت می کند یعنی تشبیه نیست
کنکور۹۵سوال بود

البته
در تشبیه تفضیل متفاوت است و قصد برتری است
@Foonon
سبک شناسی خانم خانجانی.docx.pdf
1.3 MB
#سبک_شناسی
#نثر_سامانی_و_غزنوی
مدرس :خانم دکتر حمیرا خانجانی ، اصفهان
گروه دبیران ادبیات ایران 🇮🇷

کانال علوم وفنون ایران
@Foonon
Forwarded from کانال ادبیات جامع یازدهم و دوازدهم (فرحنازحسینی)
📣لیست تعدادی از کانال های موازی با گروه دبیران ادبیات ایران 👇👇👇👇

کانال کنکور ادبیات ایران(تست)🇮🇷
تست و نحوه ی مطالعه،برنامه ی فشرده ی مطالعاتی،مشاوره
ویژه ی #دانش _آموزان و #دبیران
👇👇👇👇
https://t.me/konkouradabiatiran

🌸🌸🌸🌸🌸🌸

کانال طرح درس ایران🇮🇷
دهم _ یازدهم دوازدهم(ویژه ی #دبیران) (فارسی_نگارش_علوم و فنون)
گزارش تخصصی ،روش تدریس
👇👇👇👇
https://t.me/tarhedarsiran

🍃🍃🍃🍃🍃

کانال آزمون سرای ایران 🇮🇷
نمونه سوالات:مستمر، پایانی، نهایی #دیماه_جدید ،،المپيادنگارش،فارسی،
علوم و فنون ادبی
ویژه ی #دانش_آموزان و #دبیران
👇👇👇👇
https://t.me/Azmoonsarayeiran


🌺🌺🌺🌺🌺🌺

کانال مباحث دستوری ایران 🇮🇷
نکات مهم و جمع بندی مطالب درسی و دستوری گروه دبیران ادبیات ایران
ویژه ی #دبیران

👇👇👇👇
https://t.me/dastooreiran

🌼🌼🌼🌼🌼🌼

کانال قرابت معنایی ایران 🇮🇷
هرآنچه که برای آموزش قرابت معنایی نیاز است بدانید .
ویژه ی #دانش آموزان و #دبیران

👇👇👇👇
https://t.me/gherabatemanaeiiran


💐💐💐💐💐💐💐

کانال ادبیات جامع دوازدهم 🇮🇷
تحلیل دروس فارسی،نگارش،علوم و فنون دوازدهم .ویژه ی #دانش آموزان و #دبیران👇👇👇👇

https://t.me/adabiyatjame12


🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
کانال ادبیات جامع یازدهم و دوازدهم 🇮🇷
جامع ترین و معتبرترین کانال تحلیل دروس،پاسخ به خودارزیابی ها وکارگاههای متن پژوهی ،نمونه سوال مستمر و #خرداد ،فیلمهای آموزشی و ... فارسی ،نگارش و علوم و فنون #یازدهم و #دوازدهم
ویژه ی #دانش_آموزان و #دبیران

https://t.me/joinchat/AAAAAD9zKSrQ5gxBIb20fg
🌸🌸🌸🌸🌸

کانال ادبیات جامع دهم🇮🇷
تحلیل دروس فارسی ،نگارش ، علوم و فنون دهم

https://t.me/adabiyatjame10

🌿🌿🌿🌿🌿

کانالهای خوب را به دوستان وهمکاران خود معرفی کنید . 🌹🙏
تدریس_درس_اوزان_ناهمسان_پایه_دوازدهم.wmv
43.9 MB
#علوم_وفنون_ادبی
#پایه_دوازدهم
#پایه_های_اوایی
#اوزان_ناهمسان
مدرس : خانم زیبا ناصرزاده از شهرستان بدره
گروه دبیران ادبیات ایران🇮🇷
کانال فیلم ادبیات ایران
@filmeadabiyatiran
سلام، وقت استادان محترم بخیر.
مصوت بلند " ی" در چه صورتی همیشه کوتاه تلفظ میشه؟ اگر امکان داره با ذکر مثال توضیح بدید.

سلام برشما
در کلماتی مثل بیا، نیاز، ریاست، روحانیت، روحانیون
یعنی در میان واژه که بعدش مصوت بلند باشد.

متشکرم.
خیلی لطف کردین.
پس جایی گفته شده مصوت بلند "ی" در میان واژگان ساده، یا کلمه با پسوند و پیشوند یا ضمیر پیوسته بیاید، همیشه کوتاه تلفظ میشه، منظورش چیه؟
خلد گر به پا خاری، آسان بر آید
چه سازم به خاری که در دل نشیند؟!
در خاری اول کوتاهه و در خاری دوم بلند؟

اینکه درمیان کلمات ساده .. بیاید جزء اختیارات نیست وهمیشگی است.
اما درمثال شما خاری آسان، جزء اختیارات است
ممکن است دربیتی نیاز نباشد کوتاه تلفظ شود

تشکر
در این بیت کوتاه شدن مصوت بلند، پیش از ی میانجی اتفاق افتاده و با کوتاه بودن مصوت بلند در واژه های بیا، نیاز و... فرق دارد:
خا ری* یا سان ب را ید
مصوت بلند ی در «ری» قبل از ی میانجی در «یا» واقع شده که به ضرورت وزن کوتاه می شود.

درود
کلماتی که به مصوت بلند و و ی ختم می‌شوند،
به مصوّت دیگری برسند، می‌توان آن‌را طبق اختیار زبانی، کوتاه تلفّظ کرد.

سلام
در هجاهای بلند ("ا" ، "او" ، "ای") : فقط دو هجای (او و ای ) گاهی به ضرورت وزن ، به هجای کوتاه تبدیل می شوند .
(هجای بلند "ا" هیچوقت نمی تواند کوتاه بشود).


شرایط تبدیل هجای بلند ("او" ، "ای" ) به هجای کوتاه :
1 - باید این هجای بلند(او و ای)، در پایان کلمه واقع شده باشد .

2 - بعد از این هجاهای بلند ، همزه آغاز کلمهء بعدی باشد ، یا "صامت میانجی" .


سلام بر استاد گرامی
شبتان به خیر و سلامتی
جسارتا در همان مورد دوم که فرمودید بعدش همزه باشد، در همان جا هم همزه حذف می شود و یای صامت میانجی بعد از مصوت بلند می آید، یعنی در هر دو مورد یای میانجی در خط عروضی ظاهر می شود:
آهو کشی آهویی بزرگ است:
ءا هو کُ شی یا هو یی بُ زر گست
شی یا
هو یی
در هردو مورد مصوت «ی، و» پیش از یای میانجی است.
خط عروضی ملاک است نه خط املایی که همزه در آن دیده می شود.

با اخلاص و احترام 🌺🙏

@Foonon
سلام اساتيد محترم
دوتاسوال دارم
١دیدم و آن چشم دل‌سیه که تو داری. دل سيه ايهام داره؟

٢-
دلم چون شد اسیر درد بی درمان بی دردی/ به درد خود دوای درد بی درمان من میکن:چه آرايه هايي داره؟

سلام برشما
دل سیه ایهام:
١_ چشمی که درونش سیاه است
٢_چشمی که بی رحم و کینه توز است

درد بی دردی متناقض نما

بی دردی کنایه از بی احساسی

به درد دوای من کن متناقض نما

درد تو چون دوای من است تشبیه

درد دوا تضاد
واج آرایی د
واژه آرایی (تکرار) درد


@Foonon
Forwarded from فرشاد
20101206111952_نثر_مسجع_فارسی_را.pdf
718.8 KB
مقالۀ عالمانۀ استاد دکتر وحیدیانِ کامیار:
«نثر مسجّع فارسی را بشناسیم»
همكاران لطفا راهنمايي بفرماييد سجع فقط پايان جمله مياد يا ميتونيم واژه هاي كنار هم واول هرجمله (رو سجع به شمار بياريم؟

درود
ویژه معلّمین: سجع، هویّتی مستقل دارد و می‌تواند در ابتدا و میانه‌و انتهای جمله بیاید.


تعریف کتاب، سجع انتهای جمله است.

تشكر بابت وقتي كه گذاشتين،آيا ميتونه كنار هم بياد؟

ویژه خودتان:
بله سجع مزدوج داریم.


@Foonon
حیدری:
سلام و عرض ادب حضور بزرگواران
۱- ابیات زیر را لطف می کنید توضیح دهید.🙏

۲-آیا در بیت دوم لف و نشر وجود دارد؟

مغز سر من نیست تنک مایه سودا
در دیده ی من جوش بهار است خزان را

هرکه یغما نگرد زلف و خط او گوید
در بر دیو سلیمان زره داود است

خانم جمشیدی:
برداشت خود را از سوال یک، نوشتم.
و امّا این‌که بین زلف از جهت سیاهی با دیو سلیمان، لف وونشر بر قرار کنیم؟
یا بین خط و زره داوود، ارتباطی هست؟
اساتید دیگر نظر دهند، می‌شنویم.

بیژن زند:
در این بیت تشبیه ملفوف هست:
زلف به دیو سلیمان و خط به زره داوود.

خانم جمشیدی:
سپاس
به این سوال نظری افکندید.
خب
منظور از خط چیست؟ با توجّه به تناسبی که با زلف دارد، خط مویی که در چهره رُسته یا خط نوشته؟
و ارتباطش با زره؟
در نهایت، لف و نشر؟

بیژن زند:
در تشبیه ملفوف،لف و نشر هم وجود دارد.

خانم جمشیدی:
سپاس
نکته مهمّی بود.
فقط وجه شبه زره و خط را متوجّه نشدم.
امیدوارم آقا یا خانم حیدری پاسخشان را ببینند.

بیژن زند:
خط با شکل ظاهری زره شباهت دارد موهای نو رسته و مجعدی که درهم رفته مانند حلقه های زره است و زلف سیاه و در هم پیچیده چون دیو سلیمان که در اینجا سیاهی ودرهم پیچیدگی مورد نظراست.

معنی بیت بیدل
با پاردادوکس مصراع اول:
سودا مغز مرا کم ظرفیت نکرده است در دیده من خزان به واسطه داشتن رنگهای مختلف جوش بهار دارد.

خانم جمشیدی:
اهان
سودا به معنی خیالات از اخلاط چهارگانه

بیژن زند:
بله
سودا یا پریشان خاطری،مغز را تنک مایه می کند.

حیدری:
درمصرع دوم هم پارادوکس وجود دارد ؟

بیژن زند:
بله!

@Foonon
E-Tavosi:

در این بیت منظور از مهر ، محبته یا خورشید :
شبان تیره از مهرش نبینم درمه و پروین
که شرط دوستی نبود نظر در این و ان کردن

خواجوی کرمانی

@yas_A:
ظاهرا ایهام تناسب داره

بیژن زند:
در معنی محبت است و ایهام تناسب با مه و پروین دارد.

Alireza Eshaghkhani:

مهر استعاره مصرحه از چهره است
به سبب وجود خورشید رویش و هم به خاطر عشق به او، شب به ماه و پروین نگاه نمی کنم.

مهر ایهام دارد نه ایهام تناسب

پسرِ شاعر:
سلام به نظر بنده هم ایهام دارد هم ایهام تناسبت.

با توجه به توصیف شب، که ماه و ستاره نمایان می شود شاعر میگوید که با وجود خورشیدِ رخ تو من به ماه و ستاره پروین نیازی ندارم؛ زیرا این شرط عشق و دوستی نیست‌.
و یا در معنی عشق و محبت نیز میتوان گرفت ولی معنی اول دل انگیزه به جهت تصویرسازی زیبایی که شاعر در بیت کرده است.
(خورشید در چشم انسانها نورانی تر از هر اشیایی است که با وجودش ماه و ستاره( اغیار) نادیده گرفته می شود.)

بیژن زند:

معنی استعاری در ایهام مورد نظر نیست.
اگر مهر را استعاره بدانیم-که چنین نیست-ایهامی وجود ندارد زیرا معانی ایهامی در واژه حقیقی اند نه مجازی.
در شبهای تاریک به واسطه مهر و محبتی که به او دارم به ماه و پروین نگاه نمی کنم...

پسرِ شاعر:

اگر شاعر معشوق خود را با ماه و پروین مقایسه میکند بخاطر اینه که معشوقش رو مثل خورشید میداند و او را برتر از ماه و پروین میداند. وگرنه چه دلیلی میتونه داشته باشه که بخاطر محبت به معشوقش به ماه و ستاره نگاه نکنه!. با وجود خورشید، ماه و ستاره وجودشان محسوس نیست. هم ایهام دارد هم ایهام تناسب.

Alireza Eshaghkhani:

چطور معانی استعاری ایهام نیستند؟
با مهرش شبم روشن است
چرا نتوان دو معنی را پذیرفت؟
ایهام یعنی دو یا سه معنی داشتن واژه ای در آن واحد در یک جمله.
حال یکی از معانی اش مجازی باشد چه اشکالی دارد؟
در بیت همکارمان، مهر ایهام دارد چون دو معنی قابل استحصال است.

بیژن زند:
اگر "مهر"را استعاره از یار بدانیم،"شبان تیره"حشو می شود.

ایهام بررسی معانی واقعی یک واژه است.معنی استعاری در ایهام مورد نظر نیست.

پسرِ شاعر:
مهر ایهام دارد. و اگر درمعنی خورشید بگیریم با ماه و پروین ایهام تناسب ایجاد میکند.
و اگر معنی محبت در نظر بگیریم با دوستی ایهام تناسب ایجاد میکند‌.

حميرا خانجاني:
مهر به معنی محبت است و با پروین و مه ایهام تناسب دارد.

بیژن زند:
اگر مهر در این بیت در معنی خورشید باشد"شبان تیره"در بیت مخل معنا می شود.

پسرِ شاعر:
از تصویر سازی زیبای این بیت نباید گذشت!
شاعر از عمد معشوقش را با خورشید مقایسه کرده که درمقابل خورشید ستاره و ماه وجودشان محسوس نیست و بخاطر همین میگوید نیازی به ماه و پروین ندارم.
همانطور که عرض کردم به نظر بنده هم ایهام دارد هم ایهام تناسب و دور از انصاف است که در این بیت زیبا مهر را فقط به معنی محبت بدانیم.

بانو عباسی:
هر دو با هم میشه استاد؟

پسرِ شاعر:

بله به نظرم مهر هم ایهام دارد هم ایهام تناسب. اگر معنی خورشید بگیریم با دوستی ایهام تناسب دارد و اگر درمعنی محبت بدانیم با ماه و پروین ایهام تناسب دارد‌.

بانو عباسی:

پس فقط ایهام می شود.

Alireza Eshaghkhani:

ولی این نظر درست نیست.
مهر در بیت فوق هر دو معنی را دارد.

حميرا خانجاني:
جناب نمی شود یک واژه در آنِ واحد هم ایهام داشته باشد و هم ایهام تناسب

بیژن زند:
"شبان تیره"وجود خورشید را نفی می کند.اگر این ترکیب در کلام نبود،مهر در معنی خورشید استعاره می ساخت.

پسرِ شاعر:
خیر چه کسی گفته؟
اگر مراعات النظیر در بیت داشته باشیم و کلمه مورد نظر ما ایهام داشته باشه میتونه در کنار کلمات دیگر ایهام تناسب هم داشته باشه. چنانچه در این بیت عرض کردم.

بیژن زند:
ضمنا معنی مجازی ایهام نمی سازد.

بانو عباسی:
اینکه قانون ایهام تناسبه و منافات نداره.
اما اینکه یک کلمه در آن واحد هم ایهام باشد و هم ایهام تناسب!

پسرِ شاعر:
همخانه همنشین و هم صحبت‌.
خانه میتونه آشیانه و مقصد باشه

میرزایی:

مهر: استعاره

با ماه وپروین ایهام تناسب به خورشید
دارد.

شبان تیره از زیبایی چهره چو آفتابش به ماه وپروین توجه نمی کنم.

معنی دوم:!!!
شبان تیره از عشق او به ماه وپروین توجه نمی کنم .

معنی دوم ایهامش ضعیف است

ماه وپروین رقیب عشق نیستن
رقیب زیبایی هستند

@Foonon
بیژن زند:

اگر چهره یار چون خورشید باشد "شبان تیره"در بیت چه توجیهی دارد؟

میرزایی:

اتفاقا در هم تندگی آرایه ها زیبا ست

در جناس ،ایهام ،استعاره و مجازهر کدام از معانی با واژه های دیگر آرایه دارند
و قدرت خیال آرایه بیشتر است.

در کنکور هم چند بار سوال بوده

Alireza Eshaghkhani:

منافاتی در کار نیست
شب تیره که او به سراغم می آید چنان مجذوب چهره تابانش می شوم که دیگر به مه و پروین توجهی ندارم.
معنی دیگر هم که عرض کردم به واسطه مهری که به او دارم به ماه و پروین نمی نگرد.

معنی اول را ادبی تر و خیال آمیزتر هم می بینم.

بانو عباسی:
درود استاد زند گرامی.
با اغراق توجیه پذیر نیست؟

بیژن زند:
کنکور معیار نیست.
در ایهام معانی حقیقی واژها مورد نظر است:
ایهام کلمه ای است حداقل با دومعنی که....

حميرا خانجاني:
درود استاد میرزایی

شعر فراقیه است. در فراق معشوق می سراید.

گفته: شبهای تاریک به خاطر عشقی که به محبوب دارم، به ماه و ستاره ها نگاه نمی کنم ، شرط عاشقی نظر کردن در دیگران نیست.
معشوق حضور ندارد که با وجود چهرۀ او ...

میرزایی:
درود وارادت
به همین دلیل در معنی حقیقی نیست
خورشید شب تیره چهره معشوق است
چنان که کسی به ماه و پروین توجه نمی کند
البته
اغراق شاعرانه است

بیژن زند:
مفهو بیت این است
عشق،عاشق را از دیدن دیگر زیبا رویان باز می دارد.
مصراع دوم تاکید مصراع اول است.
درراینجا"مهر در معنی خورشید نیست زیرا با وجود خورشید،شب تیره،ماه و پروین وجود ندارد حال آنکه این واژه ها در زنجیره کلام حاضرند و ناظربه نبودن خورشید.

بانو عباسی:
اینکه ایهام در لغت فقط در معنی قاموسی باشد یا شاعرساخته محل اختلاف است.
در بعضی از ابیات به گونه ای شاعر هنرمندانه استفاده می کند که نمی توان معنای استعاری یا مجازی رو در ایهام رد کرد.

بیژن زند:
وقتی معنی،حقیقی نباشد؛ایهام نیز وجود ندارد.

بانو عباسی:
استاد آیا برای ذهن ما تشبیه روی معشوق به خورشید تداعی نمی شود؟

حميرا خانجاني:
اصلا در این بیت مهر همان محبت و عشق است . استعاره از چهره نیست. زیبایی بیت در این است که در نبود یار و فقط از عشق وی به آسمان نگاه نکند. به خاطر حضور معشوق به ماه و پروین نگاه نکردن که هنر نیست.

بیژن زند:
حتما!

بانو عباسی:
پس همین یعنی ایهام

بیژن زند:
دقیقا
با وجود خورشید ماه و پروینی وجود ندارند!

اگر اینگونه باشد که هست"تبادر"وجود دارد.

میرزایی:
درود خانم دکتر
خیلی تفاوتی نداره.
معشوق همیشه در خیال وبرابر دیده ء عاشق است

حميرا خانجاني:
نمی شود بانو
دقت داشته باشیم غزل وصالیه نیست.
تمام ادبیاتش در فراق سروده شده است.
این بیت هم در فراق است.

تنها به عشق محبوب به ماه و خورشید نگاه نمی کند.

تفاوت دارد استاد

بیژن زند:
تبادر از زیرمجموعه های ایهام تناسب است.

بانو عباسی:
ولی اینجا قرینه ای بر رد معنی استعاری وجود ندارد

بیژن زند:
شب تیره و وجود ماه و پروین قرینه برای رد خورشید است.

میرزایی:
خانم دکتر

نیکوترین دروغ ترین است

توخود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
که در برابرچشمی و غایب از نظری



Alireza Eshaghkhani:

وقتی خسرو به فرهاد می گوید:
بگفتا هر شبش بینی چو مهتاب؟
مگر خسرو نمی داند که شیرین حضور فیزیکی در نزد فرهاد ندارد؟
حتما ضرورتی ندارد که خورشید روی معشوق صددرصد حضوری فیزیکی داشته باشد.
بارها خوانده ایم که شاعر به معشوق دور افتاده می گوید :
تویی که در کلبه تنهایی من می درخشی.
حتی بدون حضور فیزیکی.
با سپاس
@Foonon
بانو عباسی:
نظر شما محترمه استاد.ولی به نظرم اینها رو دقیقا می توان برای تقویت معنی خورشید هم در نظر گرفت

میرزایی:
استاد
در استعاره معنی به عاریت گرفته شده

دکتر کزازی همین فرمایش و دارند معنی قاموسی لازمه ،
اما در نمونه های استعاره وایهام رعایت نکردند

دکترشمیسا هم آورده اند و زیبا دانسته اند

Alireza Eshaghkhani:
درود بر شما
ایهام تناسب ضربدری👌👏

بانو عباسی:
تفاوت ایهام و ایهام تناسب در اینه که در ایهام دو معنی و در ایهام تناسب یک معنی وجود داره.
اینکه تناسب به عنوان یک آرایه داشته باشیم و ایهام داشته باشیم دلیلی بر این است که دو معنی داریم و در هر دو معنی تناسبی هم برقرار شده .
حالا اگر یک معنی مطلقا در ارتباط با کلمات متناسب رد می شد اونوقت ایهام تناسب داشتیم.

نه استاد بزرگوار جسارتا اینجا دو آرایه جدا رو چون یک آرایه دانستین که محل اشکال است.

پسرِ شاعر:
شاگردیم.
بنده دو آرایه را یک آرایه ندانستم بزرگوار
اما گاهی با توجه به کلمات بیت، کلمه ای که ایهام دارد میتواند با کلمات دیگر بیت مراعات هم داشته باشد. به نظر من هیچ اشکالی ندارد.
چنانچه مثلا اگر در بیتی دو واژه شیرین و فرهاد بیاد و شیرین در دومعنی بکار رود و هردومعنی مدنظر باشد؛ آیا نمی تواند در یک معنی با فرهاد ایهام تناسب داشته باشد؟( اسم معشدق فرهاد)

بنده الان حضور ذهن ندارم اما ابیاتی را به عنوان نمونه در گروه ارسال میکنم بعدا در این رابطه.

بانو عباسی:
بله کاملا..
ببینید وقتی کلمه ای ایهام داره در آن واحد می تواند در عبارتی کلمات متناسب با یک معنی و یا هر دو معنی اون هم باشد .
یعنی هم ایهام داریم و هم تناسب‌

اما اگر یک کلمه ای ایهام گونه باشه و در یک معنی با کلمه ای دیگر تناسب داشته باشه ولی به اون معنی نباشه اون وقت میشه ایهام تناسب.
مخلص کلام اینکه : در ایهام تناسب در نهایت فقط یک معنی درست است ودر کنارش می توانیم آرایه تناسب هم داشته باشیم اما در ایهام هر دو معنی رو داریم و اگر کلمه ای هم متناسب با هر کدام از معنی ها در بیت داشته باشیم شرطش اینه که ناقض یکی از معانی نباشد.

Asef fekri:
درود.
موافقم.
واژه همزمان نمی‌تواند هم ایهام داشته باشد و هم ایهام تناسب.
اگه واژه‌ای رو ایهام تناسب بدانیم، یعنی یکی از معانی را نپذیرفته دیگه.

در مورد این بیت نظرم بر " ایهام" است.
هر دو معنی خورشید و عشق پذیرفتنی‌ست.

میرزایی:
👌👌👌
درست و دقیق.


کنکور 99 و98 دو سه نمونه ازاین نوع ایهام ها سوال بوده.

بانو عباسی:
زنده باشید.
ما هم از شما بسیار می آموزیم.
اشکال در معنی نهایی که قراره در نظر بگیریم و تفاوت در تعریف ایهام و ایهام تناسبه که فکر کنم چنین ذهنیتی برای شما به وجود آورده.

@Foonon