Forwarded from 𝖡𝗅𝖺ı𝗋
🍸پست بالا + کپشنش فوروارد کنید پست مشخص کنید متقابل ازتون فوروارد کنیم +50 ویو بگیرید.
این پیامو حتما فوروارد کنید
+5ویو | تا وقتی ازتون فوروارد کردم پاک نکنید.
Forwarded from - خدایِ گیسو -
فور کنید؛فولدر بزارم...✨🍁
حمایتی رو حتما جوین باشید
Forwarded from Valeria`s home🌿 (والریا)
Forwarded from 𝐃𝐚𝐢𝐥𝐲 𝐃𝐨𝐬 (Sajad)
🤍🦕
این پیامو فور کن چنلت “ اینجا و اینجا جوین باش تا بزاریمت توی فولدر جذب بگیری مروارید-🩵
شات جوین بودنتو + تگت بده گپ نازم🎀
فور کردی ریکت به پست ها یادت نره😉
ریپلای نکن، نمیذارم
اینجا حتماً جوین باش خوشگله🧚
Forwarded from پَناهگاهِنَقاشِخیابانِبِیکِر. (𝘳𝘰𝘯𝘪𝘦)
🎞 : اگه توی چنلتون دربارهی فیلموسریال، کتاب، پلیلیست، روزمرگی، هنر، نوشته یا علایقتون میذارید، این پیامو فوروارد کنین تا توی فولدر بذارمتون و همدیگه رو پیدا کنیم.💘
Limit: تا زمانی که خط بخوره.
Forwarded from 𝙑𝙀𝘿𝙖𝙞𝙡𝙮 (venom)
Forwarded from мели (мели)
تکسو فور کن چنلت بچه⏰🙎🏻♀
اینجا و اسپانسر جوین باش❕
اینجا و اسپانسر جوین باش❕
تا فولدر بزنم100+ممبر به چنلت اضاف کنم
شات از اسپانسر همراه با تگ چنلت بده باتم👇🏻
( @fldermelibot )
Forwarded from 𝖣𝖾𝖺𝖽 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝖾𝗌 🏴☠️ پـست
فور کنید
عدد رندتون رو بزارید فور شه.
Forwarded from 𝖣𝖾𝖺𝖽 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝖾𝗌 🏴☠️ پـست
این پیام + این پست فور کنید .
دوتا پست مدنظرتون رو ریپ بزنید اینجا چند ساعت بمونه.
Forwarded from 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐢𝐬𝐚𝐧𝐨𝐮𝐫 (Хелия)
این پیامو فور بزنید فولدر بزنم
اینجا جوین باش
اینجا جوین باش
Forwarded from اندوه تابستانه
بدرفتاری های زيادی ديده بود؛ زخمهايش التيام نمی يافتند و گويا عمداً تلاش میكرد با اين رفتار اسرارآميز حتی بر آنها نمک بپاشد و ناسورترشان كند، با اين بیاعتمادی به همهی ما؛ تو گويی با اين خودگزينی در درد و رنج، اگر بتوانم اين طور توصيفش كنم، به درد و رنجهای خودش میباليد و از آنها لذت ميبرد. اين نمک بر زخم خود پاشيدن و از آن لذت بردن برايم فهميدنی نبود و نمیتوانستم ازش سر در بياورم: اين البته، دلخوشیِ خيلِ بسياری از رنجكشيدگان و خوارشدگان است، آنها كه سرنوشت در حقشان ستم كرده و از احساس اين بیعدالتی در زجرند.
-رنج كشيدگان و خوارشدگان، داستايفسکی
-رنج كشيدگان و خوارشدگان، داستايفسکی
❤1
Forwarded from اندوه تابستانه
لذت رنج
در برخی کیسها، فردی که مبتلا به یک اختلال روانی است، خود تمایلی به خوب شدن نشان نمیدهد و به نوعی از آن بیماریای که درگیرش کرده، لذت میبرد و به درد ناشی از آن، اعتیاد پیدا میکند. (این درمورد همهی بیماران صدق نمیکند)
مثل مادری که داغ فرزند دیده و تمایل ندارد که از دورهی سوگ خارج شود، چرا که آن درد، آخرین چیزی است که او را به فرزندی که از دستش داده، متصل میکند. شاید به این دلیل که احساس میکند، با خلاص شدن از آن رنج، خاطرهی حضور فرزندش نیز همراه با آن درد، به فراموشی سپرده میشود. گویی که این درد، میراثی است که معشوقِ از دسترفته، برای عاشق به جا گذاشته است.
بعضی آدمها، با زخمهای خود ارضا میشوند. مثلا برخی از افراد مبتلا به افسردگی، هیچ میلی برای بیرون آمدن از آن، ندارند. (بیشتر مبتلاها اما توانش را ندارند)
گاهی از افسردگی رنج می برند و زندگیهای از دسترفتهی خود را میبينند، اما همچنان ماندن در آن نقطه را ترجیح میدهند. چرا که گاهی آن رنج، دریچهی جدیدی را در زندگی آنها باز کرده که به واسطهی آن روزنه، فرد توانسته به درونش دسترسی داشته باشد. و پس از مدتی چنان به تحمل آن غم و دپرشن عمیق خو گرفتهاست، که جدا شدن از آن، مانند آن است که بخشی از هویت خود را کنار بگذارد.
و در مواردی، غم توامان با یک احساس رهایی از اضطراب ناشی از عذاب وجدان و تقصیر است. چرا که، برخی آدمها وقتی به زندگیشان نگاه میکنند، خویشتن را در تمام صحنههایی که رقم خورده، یک قربانی میبینند که هیچ میل و ارادهای از خود نداشته و فقط آلت دست دیگران بوده و بازتاب تصمیمات آنها را تحمل کردهاست. این دسته از آدمها، شاید در وهلهی اول از این که همیشه در زندگی خود یک قربانی با یک نقش از پیش تعیینشده بودهاند، احساس ناراحتی و نارضایتی بکنند. اما گاهی در خلوت خود، وقتی که دارند زندگی از دست رفتهشان را مرور میکنند، لابهلای اشکهایی که برای مظلومیت خود میریزند، ناگهان یک احساس خوب غریبانهای وجودشان را فرامیگیرد و به روی اشکهایشان بوسه میزند. آن احساس زمانی پدید میآید که آن درد، توانسته باشد که آنها را از شر به عهده گرفتن مسئولیت تباهیهایی که به وجود آمدهاند، خلاص کند.
از این روست که گاهی درمانگر مسیر خیلی سختی را در پیش دارد تا بتواند، او را قانع کند که از آن چاه عمیق فاصله گیرد، و یا از فشار دادن زخمهایش دست بردارد.
و این جریان فقط منحصر به درد و بیماریهای روانی نیست. گاهی در رنجهای جسمی هم، لذتی وجود دارد که میل آدم را به سمت تحملِ آن میکشاند و شخص را در درون خودش غوطه ور میکند.
اعتراف به آن، با صدای بلند دشوار است اما انسان گاهی از عذاب دادن خودش لذت میبرد و به درد کشیدن وابسته میشود. چون در ازای رنجی که میکشد، میتواند چیزهایی را دریافت کند که در حالت عادی قادر به داشتن آنها نیست.
گاهی درد برای بیمار یک مکانیزم دفاعی برای پاک کردن خویش، از شر گناهانی است که در خیال یا واقعیت مرتکب شدهاست. و گاهی هم وسیلهای است برای جلب کردن توجه و برانگیختن احساس همدردی و ترحم اطرافیان. و یا درمواردی حتی شیوهای میشود که یک انسان خودش را به وسیلهی آن، کشف و احساس میکند و به زندگیش معنا میدهد.
در برخی کیسها، فردی که مبتلا به یک اختلال روانی است، خود تمایلی به خوب شدن نشان نمیدهد و به نوعی از آن بیماریای که درگیرش کرده، لذت میبرد و به درد ناشی از آن، اعتیاد پیدا میکند. (این درمورد همهی بیماران صدق نمیکند)
مثل مادری که داغ فرزند دیده و تمایل ندارد که از دورهی سوگ خارج شود، چرا که آن درد، آخرین چیزی است که او را به فرزندی که از دستش داده، متصل میکند. شاید به این دلیل که احساس میکند، با خلاص شدن از آن رنج، خاطرهی حضور فرزندش نیز همراه با آن درد، به فراموشی سپرده میشود. گویی که این درد، میراثی است که معشوقِ از دسترفته، برای عاشق به جا گذاشته است.
بعضی آدمها، با زخمهای خود ارضا میشوند. مثلا برخی از افراد مبتلا به افسردگی، هیچ میلی برای بیرون آمدن از آن، ندارند. (بیشتر مبتلاها اما توانش را ندارند)
گاهی از افسردگی رنج می برند و زندگیهای از دسترفتهی خود را میبينند، اما همچنان ماندن در آن نقطه را ترجیح میدهند. چرا که گاهی آن رنج، دریچهی جدیدی را در زندگی آنها باز کرده که به واسطهی آن روزنه، فرد توانسته به درونش دسترسی داشته باشد. و پس از مدتی چنان به تحمل آن غم و دپرشن عمیق خو گرفتهاست، که جدا شدن از آن، مانند آن است که بخشی از هویت خود را کنار بگذارد.
و در مواردی، غم توامان با یک احساس رهایی از اضطراب ناشی از عذاب وجدان و تقصیر است. چرا که، برخی آدمها وقتی به زندگیشان نگاه میکنند، خویشتن را در تمام صحنههایی که رقم خورده، یک قربانی میبینند که هیچ میل و ارادهای از خود نداشته و فقط آلت دست دیگران بوده و بازتاب تصمیمات آنها را تحمل کردهاست. این دسته از آدمها، شاید در وهلهی اول از این که همیشه در زندگی خود یک قربانی با یک نقش از پیش تعیینشده بودهاند، احساس ناراحتی و نارضایتی بکنند. اما گاهی در خلوت خود، وقتی که دارند زندگی از دست رفتهشان را مرور میکنند، لابهلای اشکهایی که برای مظلومیت خود میریزند، ناگهان یک احساس خوب غریبانهای وجودشان را فرامیگیرد و به روی اشکهایشان بوسه میزند. آن احساس زمانی پدید میآید که آن درد، توانسته باشد که آنها را از شر به عهده گرفتن مسئولیت تباهیهایی که به وجود آمدهاند، خلاص کند.
از این روست که گاهی درمانگر مسیر خیلی سختی را در پیش دارد تا بتواند، او را قانع کند که از آن چاه عمیق فاصله گیرد، و یا از فشار دادن زخمهایش دست بردارد.
و این جریان فقط منحصر به درد و بیماریهای روانی نیست. گاهی در رنجهای جسمی هم، لذتی وجود دارد که میل آدم را به سمت تحملِ آن میکشاند و شخص را در درون خودش غوطه ور میکند.
اعتراف به آن، با صدای بلند دشوار است اما انسان گاهی از عذاب دادن خودش لذت میبرد و به درد کشیدن وابسته میشود. چون در ازای رنجی که میکشد، میتواند چیزهایی را دریافت کند که در حالت عادی قادر به داشتن آنها نیست.
گاهی درد برای بیمار یک مکانیزم دفاعی برای پاک کردن خویش، از شر گناهانی است که در خیال یا واقعیت مرتکب شدهاست. و گاهی هم وسیلهای است برای جلب کردن توجه و برانگیختن احساس همدردی و ترحم اطرافیان. و یا درمواردی حتی شیوهای میشود که یک انسان خودش را به وسیلهی آن، کشف و احساس میکند و به زندگیش معنا میدهد.
❤1
Forwarded from دلباخته ی کتاب و قهوه🧣 (-faty🐈)
چالشِ جایزه دار(گیفت و استارز)
این پیامو فور کن چنلت| اینجا و اینجا جوین باش بهت +۷۰ جذب بدم🙂↔️
شات جوینی توی هر دو چنل+لینک چنلت رو بفرست بات واسم:
@Delbakhtebot
اینجا رو داشته باش و چک کن که از تایم فولدری جا نمونی،جوین شدن اینجا اجباری نیست.
این پیامو فور کن چنلت| اینجا و اینجا جوین باش بهت +۷۰ جذب بدم🙂↔️
شات جوینی توی هر دو چنل+لینک چنلت رو بفرست بات واسم:
@Delbakhtebot
اینجا رو داشته باش و چک کن که از تایم فولدری جا نمونی،جوین شدن اینجا اجباری نیست.
بین شرکت کنندگان این چالش به ینفر گیفت،نفر اول ۲ استارز و بین بقیه هم به ۵ چنل استارز هدیه میدم حتما شرکت کنید🥹🫶تبلیغات @tabfaty | گروه حمایتی