وقتی غریبه میشم با آدما هیچ راهی برای اشنایی دوباره وجود نخواهد داشت
دو تا مشکل تو زندگیم دارم که هیچ جوره حل نمیشن؛ یک سخت میخوابم. دو سخت بیدار میشم.
انقدر از استینم مار در اومده حس میکنم شعبده بازی ای چیزیم
مهربون نباشید این مادرجندهها بهتون میگن اسکل.
تو همیشه آدم بَده داستان میشی، وقتی داستانو یه حرومزاده تعریف میکنه.
هر آن چیزی که برای همه در دسترس باشد برای ما لذتی ندارد.
گیر کردم بین ساعتی که دیر میگذره روزایی که تخمی تلف میشه.
دلم برای اینایی که من تو زندگیشون نیستم میسوزه از چه نعمتی محرومن.
پیش ما میاد پول ندارم میتونی حساب کنی پیش بقیه میره من حساب میکنم.
اصلا در حدی نیستین که بخواین در مورد من یا چیز هایی که به من مربوطه نظر بدین نظر شما واسه من مثل ریال در برابر دلاره، همون قدر بی ارزش.
هرچی بیشتر بگن نمیتونی تو باید بیشتر انگیزه بگیری.
چه خر خودتی هایی که تو دلمون خاک خورد و نشد به صاحبش بگیم کم نیاد.
از بازی کردن با آدمایی که فکر میکنن بازیم میدن خوشم میاد.
حالا هرکیم ازت بدش میاد بهت حسودی نمیکنه شاید واقعا کسشری.
هروقت به من احتیاج پیدا کردید یادتون نره من آدم بدیام همونطور که به بقیه گفتید.