من کسیو مجبور به تحمل نمیکنم، از من بهتر بود سفت بچسب
به حدی از اگاهی رسیدم که صرفا با دیدن عکس طرف میتونم تشخیص بدم تا چه حد کصکشه
داستان و از اول تعریف کنید، نه از جایی که تحملم تموم شد و شبیه خودتون شدم.
خدایا خودت راهو به نیمه گمشدم نشون بده اون خنگه نمیتونه پیدا کنه
من از مردم متنفر نیستم فقط حس بهتری دارم وقتی ادم هایی که درکی از من ندارن دور و برم نباشن
خندیدن رفیقام و ذوقشون سه هیچ تراپي و میزنه.
اگه به کسی توهین کردم از قصد بوده منظور داشتم و صلاح میدونستم
یه روز به مرحله ای از پختگی میرسی که دیگه کمتر حرف میزنی و بیشتر فحش میدی
شاید نتونی گذشته رو درست کنی ولی نگران نباش همیشه میتونی برینی تو آیندت
یجوری رفتار میکنید که مجبور میشم با تمام علاقه ای که نسبت بهتون دارم نبودنتونو ترجیح بدم .
بچه که بودم فکر میکردم تنهایی یعنی وقتایی که کسی خونه نیست بزرگ که شدم فهمیدم تنهایی یه چیز دیگه ایه حتی وسط مهمونی هزار نفره ام میشه تنها بود.
خدایا تو که به من پول ندادی پس این روح بلند پرواز و این سلیقه گرون پسند چیه اخه دورت بگردم
احترامی که من بهتون میدادم اشتباه بود،حق با هموناییه که کیرتون میکنن.
مهم نیست چند ساعت خابیده باشم بیدار شدن همیشه سخته