𝑪𝒓𝒂𝒛𝒚 𝑴𝒊𝒏𝒅
سریال See هم تمام شد... ༺ @Frist_Mind ༻
خوب تموم شد
این سیزن نویسنده ها اختصاص داده بودن به گفتن دیالوگ های مفهومی تا یه پایان خوب رغم بزنن
در کل خوب بود 8.5
این سیزن نویسنده ها اختصاص داده بودن به گفتن دیالوگ های مفهومی تا یه پایان خوب رغم بزنن
در کل خوب بود 8.5
👍10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بالاخره انتظار ها به پایان رسید و تریلر انیمیشن The Dragon Prince منتشر شد
تریلر به طرز وحشتناکی ضعیفه یعنی طوری نیست که دلم بخواد چند بار ببینمش به دلیل تدوین به شدت بدی که داره
محتوای داستانی تقریبا قابل حدس شد ولی نکات مثبتی هم میشه دید از جمله رشد شخصیتی کرکترا در طول این دوسال که گذشته
و داستان نیز ارتباط بیشتری با سرزمین زِیدیا برقرار خواهد کرد
تقریبا 3 ساله منتظر این انیمیشن ام و تنها 18 روز تا پخشش باقیمانده...
༺ @Frist_Mind ༻
تریلر به طرز وحشتناکی ضعیفه یعنی طوری نیست که دلم بخواد چند بار ببینمش به دلیل تدوین به شدت بدی که داره
محتوای داستانی تقریبا قابل حدس شد ولی نکات مثبتی هم میشه دید از جمله رشد شخصیتی کرکترا در طول این دوسال که گذشته
و داستان نیز ارتباط بیشتری با سرزمین زِیدیا برقرار خواهد کرد
تقریبا 3 ساله منتظر این انیمیشن ام و تنها 18 روز تا پخشش باقیمانده...
༺ @Frist_Mind ༻
👍11
خب سیزن اول House of The Dragon هم تمام شد
به نظرم این سیزن باید طولانی تر میشد یعنی چند اپیزود دیگه هم ادامه پیدا میکرد یا چند اپیزود قبلتر تمام میشد
چون سریال خیلی بی تب و تاب به اتمام رسید البته خب نظر منه ولی همچنان معتقدم باید این سیزن طولانی تر میبود.
༺ @Frist_Mind ༻
به نظرم این سیزن باید طولانی تر میشد یعنی چند اپیزود دیگه هم ادامه پیدا میکرد یا چند اپیزود قبلتر تمام میشد
چون سریال خیلی بی تب و تاب به اتمام رسید البته خب نظر منه ولی همچنان معتقدم باید این سیزن طولانی تر میبود.
༺ @Frist_Mind ༻
👍2🔥1
#ترفند_نویسندگی
نمیدونم چرا چنین هشتگی ایجاد کردم شاید هیچ وقت دنباله ای نداشته باشه ولی حس کردم نیاز هست یه نکته برای کسانی که نویسنده یا اهل نوشتن هستند بگم تا شاید بتونم کمکی بهشون بکنم
و لازم هست ذکر کنم هیچگاه نویسنده نبودم و تا وقتی که زمانش نرسه خودم نویسنده نمیدونم و این نکته ای هم که خدمتون میگم از بابت تجربه شخصی و ذهنیت خودم هست
خب بریم سراغ موضوع
چگونه یک دروغ را برای مخاطب باور پذیر یا به نوعی ذهن مخاطب را از شک و تردید دور کنیم:
در این موضوع بین واقعیت و دروغ یک فاصله ای هست به اسم شک و تردید
شما یک موضوع که واقعیت ندارد برای مخاطب شرح میدهید که باعث میشود مخاطب توضیحات شما را باور کند اما اگر شما در این بین باعث بشوید شکی در ذهن مخاطب ایجاد شود مبنی بر اینکه ممکن است موضوعی که شما بیان کردید غیر واقعی باشد یعنی شما ذهن مخاطب را وادار به شک میکنید که نسبت به حرفای شما مشکوک شود و موجب دو گانگی شود
برای فهم ساده این موضوع مثالی ساده میزنم
1_شما در داستان شخصیتی دریا نورد خلق کرده اید، دریا نوردی که از سفر هایش تعریف میکند و راجب سفر اش به جایی که هیچکس تاکنون نرفته و هر روزه راجب منطقه ناشناخته ای که سفر نموده برای مردم تعریف میکند و راجب طبیعت و مردم محلی آن منطقه سخن میگوید
خب متن بالا متنی است که مخاطب را وادار میکند صحبت های دریانورد را باور کند حال راجب دریانورد شکی ایجاد میکنیم که ممکن است او دروغگو باشد
2_به دلیل آنکه او در سفر اش تنها بود و هیچکس زمانی که آن منطقه را مییابد در کنارش نبود یا اینکه مردم معتقدند که او یک دیوانه است.
خب یک شک در ذهن مخاطب ایجاد شد و حال مطمئن نیست سفر دریانورد واقعیت دارد یا خیر.
حال در راستای مثال گمان کنید شما شکی در ذهن مخاطب ایجاد ننموده یعنی مورد 2 را در داستان خود لحاظ نکرده اید
شخصی با توجه به حرف های دریانورد به دریا میرود تا آن منطقه را بیابد سر نخ های زیادی مییابد که نشان میدهد او به آن منطقه نزدیک است جست و جوی او و یافتن سرنخ ها سالها به طول میانجامد بالاخره به جایی میرسد که گفته میشود همان منطقه ای است که به دنبالش است اما واقعیت ندارد جایی که یافته بود اصلا آنجایی نبود که دریانورد تعریف میکرد و این منطقه کاملا شناخته شده است و آن مکان ناشناخته نیست.
خب در متن بالا دیدید که برای خواننده القا میشود چنین مکانی وجود دارد و حتی با استفاده از ترفند هایی تلاش دارد ثابت کند واقعی است و ذهن شما را گمراه کند که واقعا چنین منطقه ای وجود خارجی دارد اما نویسنده در لحظه آخر شما را فریب میدهد و میگوید چنین چیزی واقعی نیست و شما فریب خورید.
در حین نوشتن متن دریانورد ناگاه داستان معروف چوپان دروغگو به ذهنم خطور کرد
مردم با تصور اینکه واقعا گرگ به گله حمله کرده به کمک چوپان میشتافتند اما دفعات بعدی در ذهنشان مطمئن نبوند که آیا سخنان چوپان واقعیست یا باز هم دروغ میگوید و بار آخر که اطمینان داشتند دروغ است اما واقعیت بود
حالا بیایید از دید دیگر به شما داستان دریانورد را بگویم یعنی مورد 2 را حذف نکنیم و شک را در مخاطب ایجاد کنیم
مخاطب گمان میکند سخنان دریانورد دروغ است اما اطمینان ندارد در طی مسیر هم شواهدی نشان میدهد چنین منطقه ای وجود ندارد اما نویسنده از ترفند خود استفاده میکند در جایی که کاملا اطمینان داریم دروغ است به حقیقت مبدل میشود.
End
༺ @Frist_Mind ༻
نمیدونم چرا چنین هشتگی ایجاد کردم شاید هیچ وقت دنباله ای نداشته باشه ولی حس کردم نیاز هست یه نکته برای کسانی که نویسنده یا اهل نوشتن هستند بگم تا شاید بتونم کمکی بهشون بکنم
و لازم هست ذکر کنم هیچگاه نویسنده نبودم و تا وقتی که زمانش نرسه خودم نویسنده نمیدونم و این نکته ای هم که خدمتون میگم از بابت تجربه شخصی و ذهنیت خودم هست
خب بریم سراغ موضوع
چگونه یک دروغ را برای مخاطب باور پذیر یا به نوعی ذهن مخاطب را از شک و تردید دور کنیم:
در این موضوع بین واقعیت و دروغ یک فاصله ای هست به اسم شک و تردید
شما یک موضوع که واقعیت ندارد برای مخاطب شرح میدهید که باعث میشود مخاطب توضیحات شما را باور کند اما اگر شما در این بین باعث بشوید شکی در ذهن مخاطب ایجاد شود مبنی بر اینکه ممکن است موضوعی که شما بیان کردید غیر واقعی باشد یعنی شما ذهن مخاطب را وادار به شک میکنید که نسبت به حرفای شما مشکوک شود و موجب دو گانگی شود
برای فهم ساده این موضوع مثالی ساده میزنم
1_شما در داستان شخصیتی دریا نورد خلق کرده اید، دریا نوردی که از سفر هایش تعریف میکند و راجب سفر اش به جایی که هیچکس تاکنون نرفته و هر روزه راجب منطقه ناشناخته ای که سفر نموده برای مردم تعریف میکند و راجب طبیعت و مردم محلی آن منطقه سخن میگوید
خب متن بالا متنی است که مخاطب را وادار میکند صحبت های دریانورد را باور کند حال راجب دریانورد شکی ایجاد میکنیم که ممکن است او دروغگو باشد
2_به دلیل آنکه او در سفر اش تنها بود و هیچکس زمانی که آن منطقه را مییابد در کنارش نبود یا اینکه مردم معتقدند که او یک دیوانه است.
خب یک شک در ذهن مخاطب ایجاد شد و حال مطمئن نیست سفر دریانورد واقعیت دارد یا خیر.
حال در راستای مثال گمان کنید شما شکی در ذهن مخاطب ایجاد ننموده یعنی مورد 2 را در داستان خود لحاظ نکرده اید
شخصی با توجه به حرف های دریانورد به دریا میرود تا آن منطقه را بیابد سر نخ های زیادی مییابد که نشان میدهد او به آن منطقه نزدیک است جست و جوی او و یافتن سرنخ ها سالها به طول میانجامد بالاخره به جایی میرسد که گفته میشود همان منطقه ای است که به دنبالش است اما واقعیت ندارد جایی که یافته بود اصلا آنجایی نبود که دریانورد تعریف میکرد و این منطقه کاملا شناخته شده است و آن مکان ناشناخته نیست.
خب در متن بالا دیدید که برای خواننده القا میشود چنین مکانی وجود دارد و حتی با استفاده از ترفند هایی تلاش دارد ثابت کند واقعی است و ذهن شما را گمراه کند که واقعا چنین منطقه ای وجود خارجی دارد اما نویسنده در لحظه آخر شما را فریب میدهد و میگوید چنین چیزی واقعی نیست و شما فریب خورید.
در حین نوشتن متن دریانورد ناگاه داستان معروف چوپان دروغگو به ذهنم خطور کرد
مردم با تصور اینکه واقعا گرگ به گله حمله کرده به کمک چوپان میشتافتند اما دفعات بعدی در ذهنشان مطمئن نبوند که آیا سخنان چوپان واقعیست یا باز هم دروغ میگوید و بار آخر که اطمینان داشتند دروغ است اما واقعیت بود
حالا بیایید از دید دیگر به شما داستان دریانورد را بگویم یعنی مورد 2 را حذف نکنیم و شک را در مخاطب ایجاد کنیم
مخاطب گمان میکند سخنان دریانورد دروغ است اما اطمینان ندارد در طی مسیر هم شواهدی نشان میدهد چنین منطقه ای وجود ندارد اما نویسنده از ترفند خود استفاده میکند در جایی که کاملا اطمینان داریم دروغ است به حقیقت مبدل میشود.
End
༺ @Frist_Mind ༻
𝑪𝒓𝒂𝒛𝒚 𝑴𝒊𝒏𝒅
#ترفند_نویسندگی نمیدونم چرا چنین هشتگی ایجاد کردم شاید هیچ وقت دنباله ای نداشته باشه ولی حس کردم نیاز هست یه نکته برای کسانی که نویسنده یا اهل نوشتن هستند بگم تا شاید بتونم کمکی بهشون بکنم و لازم هست ذکر کنم هیچگاه نویسنده نبودم و تا وقتی که زمانش نرسه…
یه مثال انیمه ای راجب متن بالا میزنم برای انیمه فن ها برای درک بهتر
در انیمه وان پیس همه ما معتقد هستیم چیزی به اسم وان پیس وجود دارد هرگاه شکی در ذهنمان ایجاد شده نویسنده به گونه ای شک را برطرف کرده یا با اعلام توسط شخصیت ها یا دیدن فلش بک ها.
حال تصور کنید همه ما مخاطبان مطمئنیم که وان پیس وجود دارد در آخرین لحظه متوجه شویم چیزی به اسم وان پیس وجود ندارد و همگی ما فریب نویسنده را خوردیم
༺ @Frist_Mind ༻
در انیمه وان پیس همه ما معتقد هستیم چیزی به اسم وان پیس وجود دارد هرگاه شکی در ذهنمان ایجاد شده نویسنده به گونه ای شک را برطرف کرده یا با اعلام توسط شخصیت ها یا دیدن فلش بک ها.
حال تصور کنید همه ما مخاطبان مطمئنیم که وان پیس وجود دارد در آخرین لحظه متوجه شویم چیزی به اسم وان پیس وجود ندارد و همگی ما فریب نویسنده را خوردیم
༺ @Frist_Mind ༻
𝑪𝒓𝒂𝒛𝒚 𝑴𝒊𝒏𝒅
سریال See هم تمام شد... ༺ @Frist_Mind ༻
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه سکانس خوب از سریال See ببینید
دیالوگ های جالب باباواس
اونها برای بردگی گرفتن، حرص طمع و فتح میجنگن
ما برای عشق، خانواده و آزادی میجنگیم
༺ @Frist_Mind ༻
دیالوگ های جالب باباواس
اونها برای بردگی گرفتن، حرص طمع و فتح میجنگن
ما برای عشق، خانواده و آزادی میجنگیم
༺ @Frist_Mind ༻