𝑪𝒓𝒂𝒛𝒚 𝑴𝒊𝒏𝒅
90 subscribers
484 photos
504 videos
3 files
83 links
𖤐 𝒘𝒆𝒍𝒄𝒐𝒎𝒆 𝒕𝒐 𝒎𝒚 𝒎𝒊𝒏𝒅 𝄞

.
𝐈𝐟 𝐲𝐨𝐮 𝐡𝐚𝐯𝐞 𝐬𝐨𝐦𝐞𝐭𝐡𝐢𝐧𝐠 𝐭𝐨 𝐬𝐚𝐲:
http://t.me/HidenChat_Bot?start=440192329
.
𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍 𝑨𝒓𝒕: @Some_Art1
.
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
- بازی GUN؛ آوای گلوله در غروب غرب وحشی

گاهی یک بازی، فقط یک سرگرمی نیست؛ بلکه پنجره‌ای است به جهانی فراموش‌شده. GUN که در سال ۲۰۰۵ توسط Neversoft ساخته شد، درست چنین اثری بود؛ سفری به قلب غرب وحشی، جایی که غروب خورشید همیشه با صدای شیهه‌ی اسب و فریاد گلوله همراه می‌شود.

روایت؛ انتقام در سرزمین بی‌قانون

داستان GUN قصه‌ی Colton White است؛ مردی که در یک حادثه خونین همه‌چیزش را از دست می‌دهد و برای کشف حقیقت و گرفتن انتقام به دل بیابان می‌زند. اما این سفر، تنها یک تعقیب ساده‌ی دشمن نیست؛ این روایت، حماسه‌ای است از فساد، طمع، قتل و خون. شهری که عدالت در آن خفه شده، و تنها قانونِ پابرجا، صدای تفنگ است.

اینجا، قهرمان تو نه یک شوالیه است و نه یک ناجی؛ او انسانی است زخمی و عاصی، که میان خون و گرد و غبار به دنبال معنای زنده ماندن می‌گردد.

بازی GUN از نخستین بازی‌هایی بود که تلاش کرد تجربه‌ای جهان باز از غرب وحشی ارائه دهد. سوار بر اسب، می‌توانستی در دشت‌ها بتازی، از کوه‌ها بالا بروی، یا در غروب آفتاب درگیر تیراندازی‌های مرگبار شوی.
سیستم مبارزه ساده اما نفس‌گیر بود: دوئل‌های کلاسیک، پرتاب دینامیت، تیراندازی با سرعت بالا و حتی شکار حیوانات. این گیم‌پلی بی‌رحم و پرهیجان، باعث می‌شد بازیکن حس کند واقعاً در یک دنیای بی‌رحم و بی‌قانون زندگی می‌کند.

اما آنچه GUN را متمایز می‌کرد، خشونت عریانش بود؛ بی‌هیچ پرده‌پوشی. دشمنان تکه‌تکه می‌شدند، خون بر خاک می‌ریخت و غرب وحشی، همان‌طور که باید، بی‌رحم و عریان به تصویر کشیده می‌شد.

بازی GUN بیش از هرچیز یک حس نوستالژیک در دل گیمر‌ها کاشت: حس تماشای یک فیلم وسترن کلاسیک، با همان شلیک‌های مرگبار، چهره‌های غبارگرفته و قهرمانی تنها که در برابر جهانی پر از بی‌عدالتی می‌ایستد.
این بازی نه فقط بازآفرینی غرب وحشی، بلکه ادای دینی شاعرانه به سینمای وسترن بود؛ سینمایی که همیشه درباره‌ی مرگ، انتقام و مردانی بود که در دل غروب، بی‌نام و نشان در افق محو می‌شوند.

بازی GUN را می‌توان پیش‌درآمدی دانست برای بازی‌هایی چون Red Dead Redemption. اما در زمان خودش، اثری جسور و پیشرو بود؛ بازی‌ای که نشان داد غرب وحشی فقط یک صحنه برای قهرمان‌سازی نیست، بلکه جهانی است پر از خون، خاک و حقیقت‌های تلخ.
این بازی، همچون صدای شلیک در دل سکوت دشت، هنوز در یادها می‌ماند: ناگهانی، پرهیجان و ماندگار.

- نمره من: 9/10

T‌A‌G : #نوستالژی
I‌D‌ : @First_Mind
❤5👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این سکانس شاهکار باید بارها دید چون
کلاس بازیگریه.


I‌D‌ : @First_Mind
🔥4❤1👍1
𝑪𝒓𝒂𝒛𝒚 𝑴𝒊𝒏𝒅
Elclasico
فینال سوم الکلاسیکو نسبت به باقی اپیزود‌ها از لحاظ کیفی کم نقص بود اما نکته مثبت‌ این اپیزود شو جذابی بود که ارائه شد.
❤6👍1
شاهکار نایت اومد✅
❤7
تا اطلاع ثانوی مشغول این شاهکارم
❤6
𝑪𝒓𝒂𝒛𝒚 𝑴𝒊𝒏𝒅
بعد از ۱ دقیقه ۴۶ هزار نفر پلیر!
تقریبا نیم میلیون نفر پلیر آنلاین فقط در استیم!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازی Blasphemous 2؛ انجیل خون و رستگاری در رنج

بازی Blasphemous 2 چونان کتابی مقدس اما وارونه است؛ انجیلی که سطرهایش با خون نگاشته شده و هر واژه‌اش بوی مرگ می‌دهد. این اثر نه تنها یک بازی، که آئینی است برای تماشای ایمانِ درهم‌شکسته، و نیایشی است به درگاه رستگاری‌ای که جز از طریق رنج حاصل نمی‌شود.

داستان، بازگشت The Penitent One را روایت می‌کند؛ قهرمانی که رسالتش نه در پیروزی، که در پذیرفتن زخم‌ها و ادامه‌دادن مسیرِ گناه و کفاره است. این جهان، جهانی است که در آن معجزه‌ها وارونه‌اند، قدیسان در هیئت هیولا ظاهر می‌شوند، و حقیقت در پرده‌ای از خون و عذاب نهفته است. در این سرزمین، نور معنا ندارد مگر در تقابل با تاریکی مطلق، و امید تنها در هیئت رنج زاده می‌شود.
گیم‌پلی Blasphemous 2 نیز در همین منطق عمل می‌کند؛ چونان دعایی که با تیغ خوانده می‌شود. هر ضربه‌ی شمشیر ادامه‌ی مرثیه‌ای است که قهرمان سر می‌دهد. نبردها هم رقص‌اند و هم شکنجه؛ آکنده از خشونتی شاعرانه که هم زجر می‌دهد و هم زیبایی می‌آفریند. باس‌فایت‌ها چونان تمثال‌های شکسته‌ای‌اند که عظمت‌شان لرزه بر روح می‌افکند؛ وحشتی مقدس که در برابرش باید زانو زد.

اما شکوه واقعی بازی در واپسین لحظات رخ می‌دهد؛ جایی که Blasphemous 2 عنصر گم‌گشته‌ی خویش را بازمی‌آفریند. آنجا که موسیقی آیینی، ضرب‌آهنگ نبرد و سنگینی روایت در هم تنیده می‌شوند تا پرده‌ی نهایی را بسازند. در این لحظه، بازی چونان محرابی است که در آن، هم رنج تقدیس می‌شود و هم نابودی به رستگاری بدل می‌گردد. پایان نه نتیجه‌ی تلاش، که تجلی فلسفه‌ی بازی است: این حقیقت که رهایی تنها در دل تاریکی مطلق و پذیرش رنج معنا می‌یابد.

بازی Blasphemous 2 سرودی است در ستایش درد؛ سفری است از اعماق ظلمت تا درک این حقیقت تلخ که ایمان، همواره بهای خون می‌طلبد. این بازی نه فقط قصه‌ای برای گفتن، که اعترافی برای شنیدن است؛ اعترافی از گناه، کفاره، و سرانجام رستگاری‌ای که از دل مرگ شکوفا می‌شود.

- نمره من: 9.2/10

T‌A‌G : #Game
I‌D‌ : @First_Mind
❤5👍1👎1
باورم نمیشه برق‌ها قطع نکردن
🏆7
کلش رویال 1 گیگ شده؟؟؟؟
😁5
اگر زندگی سالمی دارید و دنبال کمی هیجان می‌گردید، هالونایت سیلک‌سانگ بازی کنید تا با ابتلا به سرطان به زندگیتون جذابیت ببخشید 👌
🥰9
Forwarded from Blue notebookie 🎩 (Ngin)
An early mornin
Blue notebookie 🎩
An early mornin
بگو ریچی بدون اینکه حرفی بزنی:
به قدری دوربین‌ها به سمت شهرام گودرزی گرفته شده، از یک شخصیت وطن پرست ایرانی‌تبار داره به یک شخصیت منفور چپ تبدیل می‌شه‌.

در واقع تا وقتی در دید مردم نبود هیچ قضاوت منفی وجود نداشت اما بعد از حجم زیادی از جلوی دوربین قرار گرفتن‌ها این اجازه به مردم داده تا هرکسی حرکت اون، حرف‌هاش، هدفش و... قضاوت کنند و ای کاش جلوی هر دوربینی صحبت ‌نمی‌کرد و صرفا اون هدفی که داشت بدون حاشیه عملی می‌کرد.
👍7
𝑪𝒓𝒂𝒛𝒚 𝑴𝒊𝒏𝒅
Hollow Knight: Silksong ✅
و تمام....

در یک متن کامل نظرم راجب این گیم می‌گم.