Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
زمان انتخاب.pdf
822.7 KB
هممیهنان گرامی، نسخه اینترنتی آخرین کتاب منتشرشدهام "زمان انتخاب" را به شما تقدیم میکنم. #رضا_پهلوی #ایران #زمان_انتخاب
تغییر قیمت کالاها در ایران و واکنش مردم:
.
۲۰هزار تومن 😊
.
۵۰هزار تومن 😠
.
۶۰هزار تومن 😡
.
۵۰هزار تومن 😊
.
۸۰هزار تومن 😠
.
۱۰۰هزار تومن😡
.
۸۰هزار تومن 😊
.
این داستان ادامه دارد...
.
۲۰هزار تومن 😊
.
۵۰هزار تومن 😠
.
۶۰هزار تومن 😡
.
۵۰هزار تومن 😊
.
۸۰هزار تومن 😠
.
۱۰۰هزار تومن😡
.
۸۰هزار تومن 😊
.
این داستان ادامه دارد...
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@firstlibrary
☑️ این ویدیو کلیپ زیبا رو در مورد "حسرت" از دست ندید...براستی که ما انسان ها کل عمرمون در حسرت سپری میشه!
👈 فوق العاده س ، تماشا کنید...
☑️ این ویدیو کلیپ زیبا رو در مورد "حسرت" از دست ندید...براستی که ما انسان ها کل عمرمون در حسرت سپری میشه!
👈 فوق العاده س ، تماشا کنید...
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
داوینچی - اسرار نهفته در نقاشی شام آخر
@firstlibrary
@firstlibrary
Forwarded from Deleted Account
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنان انگیزشی تونی رابینز
@firstlibrary
@firstlibrary
Forwarded from Deleted Account
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عظمت ترسناکترین سیاهچالههای عالم را ببینید!
@firstlibrary
@firstlibrary
Forwarded from Deleted Account
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
@firstlibrary
آزادی متهمان به قتل دانشمندان هستهای، معجزه یا بیگناهی؟
آزادی متهمان به قتل دانشمندان هستهای، معجزه یا بیگناهی؟
موضوع انشاء: دستورالعمل نابودی یک ممکلت
اول مردم را از یک هیولای نادیده در آسمان بترسانید و خود را نمایندهی هیولا جا بزنید تا بتوانید به اسم خدا و دین برای مردم تعیین تکلیف کنید و در راس امور قرار بگیرید. بعد به پنج دستور زير عمل كنيد:
1- دخترها و پسرها را از همان كودكستان از هم جدا میكنيم تا از همان زمان همگی آنها تبديل به انسانهای بیماری شوند و تا سطح كمی كمتر از ديوانگی به پيش روند. اینطوری همه عمر به سکس فکر میکنند؛ پسرها فكر میكنند دخترها چقدر جاذبه دارند و چقدر متفاوتند و چقدر فرشتهاند ولی غير قابل دستيابیاند و نمیتوانم با آنها حرف يا قدم بزنم؛ همين افكار را هم دخترها نسبت به پسرها پيدا خواهند كرد. اینطوری میتوانیم همیشه آنها را تشنه و سرگرمِ برآوردنِ بزرگترین نیاز جسمیشان کنیم و یک جامعهی بیمار درست کنیم.
2 - علوم انسانی را بی حيثيت میكنيم. كاری میكنيم تا رشتههای علوم انسانی را مسخره كنند و بی ارزش بشمارند.
دستور میدهيم به فارغ التحصيلان رشته های فلسفه، مديريت، جامعهشناسی، اقتصاد، روانشناسی، حقوق، قضاوت و... كار ندهند و بيشترشان سالها دنبال كار بگردند؛ در عوض رشتههای فنی مهندسی، پزشكی را خيلی پر رونق و پولساز میكنيم. بعد میگوييم علوم انسانی مربوط به انسانهای خنگ و لات است تا کسی طرف آنها نرود، به این ترتیب کسی توانايی حل مشكلات مديريتی و اجتماعی را نخواهد داشت و تمام كارهای مديريتی كشور به جای اينكه دست مديران بيفتد به مهندسان و پزشكان و.... سپرده میشود.
فيلسوفی هم وجود نخواهد داشت كه تئوریهای عقلانی را به جامعه عرضه كند. جامعهشناس قوی برای حل مشكلات جامعه به وجود نخواهد آمد. وكيل و حقوقدان باهوش و خبره نخواهند داشت و تا آخر در نتيجه كشور درست اداره نشده و همه ارگانها و سازمانهايش از هم می پاشد.
3 - موسيقی را از مدارس حذف می كنيم. وقتی موسيقی خوب از كشورشان حذف شود، جای آنرا افسردگی و دلمردگی خواهد گرفت. با از بین رفتن موسیقی ادبیات هم کمکم به فراموشی سپرده میشود و جای شاعر و ترانهسرا که زبان مردم است را با مداح چاقوکش پر میکنیم و چون مردم از کودکی فرق موسيقی خوب و بد را نمیدانند، میتوانیم بگوییم مداحی و عربدهکشی زیباست، و مردم راحت پای منبر مینشینند و بجای شادی توی سرشان میزنند.
از طرفی ممکلتی که موسیقی و ادبیات نداشته باشد در دنیا نمیتواند ادعای فرهنگ و تمدن کند و آبرویی داشته باشد و دچار سرشکستگی خواهد شد.
4 - اجازه نمی دهیم که تاریخ گذشته خود را بدانند. به این روش آنها کم کم بیهویت شده و نسبت به کشورشان هیچ عشق و علاقهای نخواهند داشت؛ واژه ملیت برایشان ناشناخته میشود. پس به راحتی میتوانیم تمام منابعشان را غارت کنیم بدون اینکه کسی نسبت به آنها حساس باشد.
5 - سرگرمیهای جوانها را سرکوب میکنیم و بجایش انواع مواد مخدر ارزان و فراوان در اختیارشان میگذاریم تا نیروی جوانی نسل جوان به هدر رود و خواستهای نداشته باشد و احساس پوچی و بیارزشی کند.
اين بود انشای من برای نابود كردن ممکلت...
و معلم زیر برگه نوشت: انشاء خیلی خوبی بود؛ البته اشاره نکردید که باید علیه شرق و غرب نفرتپراکنی کرد و مرزها را بست و اینترنت را فیلتر کرد، مبادا مردم از بقیهی دنیا چیزی یاد بگیرند و بفهمند چه کلاه گشادی سرشان گذاشتیم، پس نمرهی شما ۱۹.
@firstlibrary
اول مردم را از یک هیولای نادیده در آسمان بترسانید و خود را نمایندهی هیولا جا بزنید تا بتوانید به اسم خدا و دین برای مردم تعیین تکلیف کنید و در راس امور قرار بگیرید. بعد به پنج دستور زير عمل كنيد:
1- دخترها و پسرها را از همان كودكستان از هم جدا میكنيم تا از همان زمان همگی آنها تبديل به انسانهای بیماری شوند و تا سطح كمی كمتر از ديوانگی به پيش روند. اینطوری همه عمر به سکس فکر میکنند؛ پسرها فكر میكنند دخترها چقدر جاذبه دارند و چقدر متفاوتند و چقدر فرشتهاند ولی غير قابل دستيابیاند و نمیتوانم با آنها حرف يا قدم بزنم؛ همين افكار را هم دخترها نسبت به پسرها پيدا خواهند كرد. اینطوری میتوانیم همیشه آنها را تشنه و سرگرمِ برآوردنِ بزرگترین نیاز جسمیشان کنیم و یک جامعهی بیمار درست کنیم.
2 - علوم انسانی را بی حيثيت میكنيم. كاری میكنيم تا رشتههای علوم انسانی را مسخره كنند و بی ارزش بشمارند.
دستور میدهيم به فارغ التحصيلان رشته های فلسفه، مديريت، جامعهشناسی، اقتصاد، روانشناسی، حقوق، قضاوت و... كار ندهند و بيشترشان سالها دنبال كار بگردند؛ در عوض رشتههای فنی مهندسی، پزشكی را خيلی پر رونق و پولساز میكنيم. بعد میگوييم علوم انسانی مربوط به انسانهای خنگ و لات است تا کسی طرف آنها نرود، به این ترتیب کسی توانايی حل مشكلات مديريتی و اجتماعی را نخواهد داشت و تمام كارهای مديريتی كشور به جای اينكه دست مديران بيفتد به مهندسان و پزشكان و.... سپرده میشود.
فيلسوفی هم وجود نخواهد داشت كه تئوریهای عقلانی را به جامعه عرضه كند. جامعهشناس قوی برای حل مشكلات جامعه به وجود نخواهد آمد. وكيل و حقوقدان باهوش و خبره نخواهند داشت و تا آخر در نتيجه كشور درست اداره نشده و همه ارگانها و سازمانهايش از هم می پاشد.
3 - موسيقی را از مدارس حذف می كنيم. وقتی موسيقی خوب از كشورشان حذف شود، جای آنرا افسردگی و دلمردگی خواهد گرفت. با از بین رفتن موسیقی ادبیات هم کمکم به فراموشی سپرده میشود و جای شاعر و ترانهسرا که زبان مردم است را با مداح چاقوکش پر میکنیم و چون مردم از کودکی فرق موسيقی خوب و بد را نمیدانند، میتوانیم بگوییم مداحی و عربدهکشی زیباست، و مردم راحت پای منبر مینشینند و بجای شادی توی سرشان میزنند.
از طرفی ممکلتی که موسیقی و ادبیات نداشته باشد در دنیا نمیتواند ادعای فرهنگ و تمدن کند و آبرویی داشته باشد و دچار سرشکستگی خواهد شد.
4 - اجازه نمی دهیم که تاریخ گذشته خود را بدانند. به این روش آنها کم کم بیهویت شده و نسبت به کشورشان هیچ عشق و علاقهای نخواهند داشت؛ واژه ملیت برایشان ناشناخته میشود. پس به راحتی میتوانیم تمام منابعشان را غارت کنیم بدون اینکه کسی نسبت به آنها حساس باشد.
5 - سرگرمیهای جوانها را سرکوب میکنیم و بجایش انواع مواد مخدر ارزان و فراوان در اختیارشان میگذاریم تا نیروی جوانی نسل جوان به هدر رود و خواستهای نداشته باشد و احساس پوچی و بیارزشی کند.
اين بود انشای من برای نابود كردن ممکلت...
و معلم زیر برگه نوشت: انشاء خیلی خوبی بود؛ البته اشاره نکردید که باید علیه شرق و غرب نفرتپراکنی کرد و مرزها را بست و اینترنت را فیلتر کرد، مبادا مردم از بقیهی دنیا چیزی یاد بگیرند و بفهمند چه کلاه گشادی سرشان گذاشتیم، پس نمرهی شما ۱۹.
@firstlibrary
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باخاک یکسان کردن روباه بنفش (روحانی )توسط نماینده شجاع مجلس من باب ثبت روز جهانی کورش کبیر در تقویم
@firstlibrary
@firstlibrary
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عمر بی ثمر علم الهدی در یک قاب
@firstlibrary
@firstlibrary
videoplayback.mp4
59.7 MB
آغاز حکومت شیطان
@firstlibrary
@firstlibrary
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚨اذعان کارشناسان نظامی آمریکا به غیر ممکن بودن حمله نظامی به ایران
@Firstlibrary
@Firstlibrary
با پدران و مادران پنجاه، شصت ساله ی امروز مهربان باشیم .
در روزگاری نه چندان دور، پنجاه شصت سالگی سن آرام و قرار بود.
پنجاه شصت ساله ها جزو بزرگان فامیل و خانواده بودند و برای خودشان حرمت و احترام و برو و بیایی داشتند.
برای نوجوانان و جوانان فامیل الگو بودند .
اما امروز پنجاه شصت ساله های ایرانی وضع ديگرى دارند .
نه مانند پنجاه شصت ساله های جوامع سنتی و سالیان قبل احترام بزرگتری و ریش سفیدی دارند !
و نه همچون پنجاه شصت سالههای جوامع پیشرفته ثبات مالی و امنیت اجتماعی !
پنجاه شصت ساله امروز ایرانی هنوز دارد زبان خارجی یاد میگیرد تا بعد ببیند چه باید بکند! نگرانیهای یک آدم بیست ساله را دارد .
در روزگاری که فرزندانش ، خیلی برایش تره خُرد نمیکنند ،
او باید حواسش به همه آنها باشد.
و باید مشکلات همه را سر و سامان بدهد .
و مشکلات خودش را نیز به تنهایی بدوش بکشد .
پنجاه شصت ساله امروز باید
به فکر تامین مسکن و شغل فرزندانش باشد و برآورده کردن کوهی از توقعات ریز و درشت انها .
بدتر اینکه هیچکس حال و روزگار او را درک نمی کند و نمیفهمد
برای رسیدن به خیلی از خواسته هایش 50 - 60 سال دویده اما هنوز چشم به آینده دارد.
باید با تنهایی با همه این مشکلات کنار بیاید همه منتظر او و متوقع از او هستند.
پنجاه شصت ساله روزگار ما همچنان باید چهار نعل کار کند !
تازه اول کارست !
اگر بازنشسته شود تازه شروع کار در دو شیفت برایش آغاز میشود ،
نباید یک روز در خانه بماند ،
ماندن در خانه ، همان و اوقات تلخی های سرزنش کننده همان !
روزگارش ثبات اقتصادی ندارد .
و آیندهاش نيز هنووووووووز مبهم است !؟
اما دیگر بدنش طاقت این جور کار کردن ها را ندارد
گاهی فشارش بالا میرود و گاهی پایین می آید ،
گاهی تپش قلب میگیرد ،
وگاهی بی حوصله ،
گاهی نفس نفس میزند ،
گاهی تنگی نفس میگیرد،
خلاصه ...... ، حتی جرأت نمیکند بگوید بابا عمری از من گذشته است!
نیم قرن و.... اندی ...
پنجاه شصت سالههاى این روزگار همانهایی هستند که در بلاتکلیفترین دوران این سرزمین رشد کرده اند ،
نسل سوخته ای که تمامی آزمون و خطاها ، روی آنها صورت گرفته ،
بدیهیترین تفریحات دوران نوجوانی و جوانی برای آنها جرم محسوب میشد ،
هر چیز خوبی برایش بد بود!
همه چیز گناه سنگینی بود
حتی خندیدن !
دلهره و ترس و نگرانی جزئی از وجودشان شده و با آن هابزرگ شده اند.
به جای لذت دوران جوانی
تیر و ترکش نصیبشان شده
و به جای نجوای عاشقانه های یار،
نفیر موحش آژیر خطر و سوت کر کننده خمپاره و بمب
او همه راه ها را رفته است
همه سدها را شکسته است
اما هنوز پشت درهای بسته ایستاده !
چون باید به دیگران کمک کند ،
تا قفل های واقعی و مصنوعی را بازکند.
آنها در بچه گی مطیع بودند و پر کار،
در هر صفی که فکر کنید ایستاده اند ،
این پنجاه شصت ساله های امروز در بزرگسالی نیز مطیع هستند ،
و آماده به کار!
همیشه منتظر سرابی به نام آینده بهتر بوده اند ،
توهّمی که نیامد و شاید هیچوقت هم نیاید !؟
پنجاه شصت ساله عزیز
قوی باش ، قوی ، خیلی قوی.
تو در زمان و مکان غلطی به دنیا آمده ای ،
و این جرم کوچکی نیست...
@firstlibrary
در روزگاری نه چندان دور، پنجاه شصت سالگی سن آرام و قرار بود.
پنجاه شصت ساله ها جزو بزرگان فامیل و خانواده بودند و برای خودشان حرمت و احترام و برو و بیایی داشتند.
برای نوجوانان و جوانان فامیل الگو بودند .
اما امروز پنجاه شصت ساله های ایرانی وضع ديگرى دارند .
نه مانند پنجاه شصت ساله های جوامع سنتی و سالیان قبل احترام بزرگتری و ریش سفیدی دارند !
و نه همچون پنجاه شصت سالههای جوامع پیشرفته ثبات مالی و امنیت اجتماعی !
پنجاه شصت ساله امروز ایرانی هنوز دارد زبان خارجی یاد میگیرد تا بعد ببیند چه باید بکند! نگرانیهای یک آدم بیست ساله را دارد .
در روزگاری که فرزندانش ، خیلی برایش تره خُرد نمیکنند ،
او باید حواسش به همه آنها باشد.
و باید مشکلات همه را سر و سامان بدهد .
و مشکلات خودش را نیز به تنهایی بدوش بکشد .
پنجاه شصت ساله امروز باید
به فکر تامین مسکن و شغل فرزندانش باشد و برآورده کردن کوهی از توقعات ریز و درشت انها .
بدتر اینکه هیچکس حال و روزگار او را درک نمی کند و نمیفهمد
برای رسیدن به خیلی از خواسته هایش 50 - 60 سال دویده اما هنوز چشم به آینده دارد.
باید با تنهایی با همه این مشکلات کنار بیاید همه منتظر او و متوقع از او هستند.
پنجاه شصت ساله روزگار ما همچنان باید چهار نعل کار کند !
تازه اول کارست !
اگر بازنشسته شود تازه شروع کار در دو شیفت برایش آغاز میشود ،
نباید یک روز در خانه بماند ،
ماندن در خانه ، همان و اوقات تلخی های سرزنش کننده همان !
روزگارش ثبات اقتصادی ندارد .
و آیندهاش نيز هنووووووووز مبهم است !؟
اما دیگر بدنش طاقت این جور کار کردن ها را ندارد
گاهی فشارش بالا میرود و گاهی پایین می آید ،
گاهی تپش قلب میگیرد ،
وگاهی بی حوصله ،
گاهی نفس نفس میزند ،
گاهی تنگی نفس میگیرد،
خلاصه ...... ، حتی جرأت نمیکند بگوید بابا عمری از من گذشته است!
نیم قرن و.... اندی ...
پنجاه شصت سالههاى این روزگار همانهایی هستند که در بلاتکلیفترین دوران این سرزمین رشد کرده اند ،
نسل سوخته ای که تمامی آزمون و خطاها ، روی آنها صورت گرفته ،
بدیهیترین تفریحات دوران نوجوانی و جوانی برای آنها جرم محسوب میشد ،
هر چیز خوبی برایش بد بود!
همه چیز گناه سنگینی بود
حتی خندیدن !
دلهره و ترس و نگرانی جزئی از وجودشان شده و با آن هابزرگ شده اند.
به جای لذت دوران جوانی
تیر و ترکش نصیبشان شده
و به جای نجوای عاشقانه های یار،
نفیر موحش آژیر خطر و سوت کر کننده خمپاره و بمب
او همه راه ها را رفته است
همه سدها را شکسته است
اما هنوز پشت درهای بسته ایستاده !
چون باید به دیگران کمک کند ،
تا قفل های واقعی و مصنوعی را بازکند.
آنها در بچه گی مطیع بودند و پر کار،
در هر صفی که فکر کنید ایستاده اند ،
این پنجاه شصت ساله های امروز در بزرگسالی نیز مطیع هستند ،
و آماده به کار!
همیشه منتظر سرابی به نام آینده بهتر بوده اند ،
توهّمی که نیامد و شاید هیچوقت هم نیاید !؟
پنجاه شصت ساله عزیز
قوی باش ، قوی ، خیلی قوی.
تو در زمان و مکان غلطی به دنیا آمده ای ،
و این جرم کوچکی نیست...
@firstlibrary
Forwarded from مِهبانگ ، دکتر علی نیری Mehbang
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مقایسهی تصویری که تلسکوپ فضایی هابل از ۳۰۰۰ کهکشان گرفته است با عالم قابل مشاهدهی ما.
علی نیَری
@Mehbaang
علی نیَری
@Mehbaang
دیکتاتورها میمیرند و قدرتی که از مردم میگیرند به مردم باز خواهد گشت.
فیلم دیكتاتور بزرگ (۱۹۴۰)، نخستین فیلم كاملا ناطق چاپلین بود كه در اوضاع نابسامان جهانی در دهه چهل، اثری ضد نازی بود. این فیلم در مورد دیكتاتوری اروپایی و در واقع تاریخچه زندگی آدنوید هینكل، دیكتاتور كشور خیالی تامانیا است كه دست به قتل عام یهودی ها می زند و اروپا را درگیر جنگ می كند. برخی این فیلم را نپسندیدند و برخی جنبه سیاسی آن را جدی و برخی آن را به قدر كافی جدی نگرفتند. با این حال این فیلم چاپلین را همچنان به عنوان یك ستاره در اوج نگاه داشت. اما هرگز نمیتوان منکر نبوغ و عملکرد با شکوه چاپلین در تقلیدهای او از حرکات و الفاظ هیتلر شد در شرایطی که این فیلم در ۷۰ سال قبل تولید شده است.
نکته بعدی موسیقی زیبا و حماسی از هانس زیمر است که روی این سخنرانی تنظیم شده و سبب میشود شکوه خاصی به این سخنرانی ببخشد. آهنگی که همزمان اشک را به چشم و لبخند را بر لب به ارمغان می آورد هرزمان که به آن گوش میکنیم. البته این موسیقی به هیچ وجه مربوط به فیلم چاپلین نمیباشد. این موسیقی در سال ۲۰۱۰ به عنوان موسیقی متن فیلم اینسپشن معرفی شد ولی جالب اینجاست که کاملا با شرایط و حال و هوای سخنرانی چاپلین همساز است.
چاپلین در پایان دیكتاتور بزرگ بیانیه ای را می خواند كه به نوعی بیانیه خودش در ارتباط با نگاهش به دنیا و انسان هاست. چارلی چاپلین در حقیقت نماد وجدان بیدار انسانی قرن بیستم است كه همچون چارلز دیكنز بزرگ، فقر، بدبختی، بی عدالتی و ظلم را به چشم دیده و از آن می نالد. چاپلین درد كشیده، كه دیگر تاب تحمل بی عدالتی را ندارد، زبانی بهتر و گزنده تر از طنز پیدا نمی كند و با تیغ تیز آن به تمام ثروتمندان، دیكتاتوران و سایر كسانی كه دنیای صنعتی آنها را به خواب خرگوشی برده، زخم می زند. تا شاید برخیزند و به دنبال نسیمی از انسانیت بروند.
امیدوارم از تماشای این ویدئو لذت ببرید.
@firstlibrary
فیلم دیكتاتور بزرگ (۱۹۴۰)، نخستین فیلم كاملا ناطق چاپلین بود كه در اوضاع نابسامان جهانی در دهه چهل، اثری ضد نازی بود. این فیلم در مورد دیكتاتوری اروپایی و در واقع تاریخچه زندگی آدنوید هینكل، دیكتاتور كشور خیالی تامانیا است كه دست به قتل عام یهودی ها می زند و اروپا را درگیر جنگ می كند. برخی این فیلم را نپسندیدند و برخی جنبه سیاسی آن را جدی و برخی آن را به قدر كافی جدی نگرفتند. با این حال این فیلم چاپلین را همچنان به عنوان یك ستاره در اوج نگاه داشت. اما هرگز نمیتوان منکر نبوغ و عملکرد با شکوه چاپلین در تقلیدهای او از حرکات و الفاظ هیتلر شد در شرایطی که این فیلم در ۷۰ سال قبل تولید شده است.
نکته بعدی موسیقی زیبا و حماسی از هانس زیمر است که روی این سخنرانی تنظیم شده و سبب میشود شکوه خاصی به این سخنرانی ببخشد. آهنگی که همزمان اشک را به چشم و لبخند را بر لب به ارمغان می آورد هرزمان که به آن گوش میکنیم. البته این موسیقی به هیچ وجه مربوط به فیلم چاپلین نمیباشد. این موسیقی در سال ۲۰۱۰ به عنوان موسیقی متن فیلم اینسپشن معرفی شد ولی جالب اینجاست که کاملا با شرایط و حال و هوای سخنرانی چاپلین همساز است.
چاپلین در پایان دیكتاتور بزرگ بیانیه ای را می خواند كه به نوعی بیانیه خودش در ارتباط با نگاهش به دنیا و انسان هاست. چارلی چاپلین در حقیقت نماد وجدان بیدار انسانی قرن بیستم است كه همچون چارلز دیكنز بزرگ، فقر، بدبختی، بی عدالتی و ظلم را به چشم دیده و از آن می نالد. چاپلین درد كشیده، كه دیگر تاب تحمل بی عدالتی را ندارد، زبانی بهتر و گزنده تر از طنز پیدا نمی كند و با تیغ تیز آن به تمام ثروتمندان، دیكتاتوران و سایر كسانی كه دنیای صنعتی آنها را به خواب خرگوشی برده، زخم می زند. تا شاید برخیزند و به دنبال نسیمی از انسانیت بروند.
امیدوارم از تماشای این ویدئو لذت ببرید.
@firstlibrary
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیامی برای بشریت - سخنرانی چاپلین در دیکتاتور بزرگ
@firstlibrary
@firstlibrary
Audio
فایل صوتی جنجالی وزیر امور خارجه آقای ظریف
👆👆👆👆👆
👆👆👆👆👆