مرز باریک
270 subscribers
819 photos
130 videos
116 links
— چارلز بوکاوسکی. والت‌ ویتمن. جونی‌ میچل. صداقت. زرد. میدوری‌ کوبایاشی. تریسی‌ امین. ری‌ چارلز. ژان‌ میشل‌ باسکیت. کارول‌ کینگ. گُل‌های مینا. هاروکی‌ موراکامی. خانواده‌. گلفروش.

https://t.me/BluChtBot?start=67a1a003bbdcaf8d84
Download Telegram
لیام؛
آغوشِ امن قلب من.
هِوِن رو شنیدم و باید بگم ترانه فلیکره، موسیقی هارت‌بریک ودر. ترانه شبه، موسیقی روز. عاشقه. عاشقانه نیست؛ عاشقه. باز هم تکرارش می‌کنم که نمی‌دونم چند نفر در این دنیا پیدا می‌شن که آهنگ عاشق بسازن، نه عاشقانه؛ اما برای من نایل هورِن اولینشونه. امروز یک آهنگِ عاشق بیشتر دارم و آرومم که زنده‌ هستم و بر روی زمینم. و این به‌خاطر تو و صدا و جهان و انعکاس نفس‌هاته نایل.

«نوری شگفت در اطرافت در حال چرخشه. تو وجودت رو در سراسر اتاق شناور می‌کنی. لمس تو از ذراتی ساخته شده که بهشت هم قابل قیاس با اون ذرات نیست. تو از عناصری تازه شکل‌ گرفتی.»

«فقط خدا می‌دونه که به کجا می‌تونه کشیده بشه. حتا اگر عشقمون خارج از کنترل ما شروع به رشد‌کردن کنه و من و تو از شور و آتشش نیست بشیم، بهشت یکسان نخواهد بود.»

«من در حال آشکارکردن هستم و تو در سراسر سطح اتاق می‌رقصی. فراتر از شیدایی، چقدر جنون‌وارانه به پرستشت می‌نشینم و این کاریه که انجامش می‌دم.
و من باور دارم؛ باور دارم که می‌تونم در بوسه‌‌ی تو بمیرم.»
تک‌تک جزئیات این اجرا. همه‌ی صداها. از همین فاصله. ذره‌به‌ذره‌‌ی این چیزی که وجود داره. صدای تو، در بین این اتمسفر و هوا و فضا، از همین فاصله. من اون روز در این اصوات و هر چیزی که هست حل شدم‌. وگرنه من چطور تونستم اون‌ روز رو دووم بیارم؟ چطور می‌تونستم؟ اون روز من در تو حل شده بودم. تارو‌پودم در تار‌و‌پود صدات حل شده بود. وگرنه چطور می‌‌تونستم دووم بیارم؟
همین امروز هزاران دفعه در حینی که راه می‌‌رفتم، چیزی گوش می‌کردم یا هر کار دیگه‌ای، حس کردم به قدری حسم به هری زیاده که ازم بیرون می‌زنه و نیازه ابرازش کنم به این دنیا و زندگی. و بعد سعی کردم در این‌جا چیزی بنویسم اما دیدم چقدر تکراری و ناکافی و کلمه‌نشدنی! نمی‌شه.
Forwarded from مرز باریک
+ وای دلم می‌خواد به درخت‌ها، به آسمون، به ماه، به تمام سگ‌ها، گربه‌ها، تمام غریبه‌ها، به عالم و آدم، به هستی، به کل دنیا بگم هری هری هری هری هری هری وای دارم گریه می‌کنم هری هری
- حس می‌کنم درخت‌ها، آسمون، ماه، تمام سگ‌ها، گربه‌ها، تمام غرببه‌ها، عالم و آدم، هستی، کل دنیا می‌شنون که تو داری می‌گی: هری هری هری هری هری هری
«من آنچنان سخت به زندگی چنگ خواهم زد، که غرق‌شدنم حتمی‌ست.»

— لونتیک
«من به تو باز خواهم گشت چون انسان به خاک و انسان به دریا، که بپیچی به تن خسته‌ی من، چون خون به زمین، چون جنون به رگ، من به تو باز خواهم گشت و تاریکی به من.»

— لونتیک
مرز باریک
یک سال پیش چی شد که اینجا ساخته شد؟ هری اینجوری خندید.
تولدت مبارک لبخندِ نفوذپذیر سازنده‌‌ی مرز من. تولدت مبارک مرز کوچکِ خالص و حس‌زده‌‌ی من.