دارم از میزان مورمورشدگی تمام جانم بهخاطر حس زیاد به انتها میرسم. انگار که عناصر تشکیلدهندهم از جسم و تنم جدا شدن و در جلوی چشمهام در حال فرارن. چشمهات، چشمهات، چشمهات، چشمهات، چشمهات رو قطرهقطره گریه میکنم. خستهام، گنجایشش رو ندارم، تا اجرا نمیتونم چیزی دیگه ازش ببینم، جسمم کوچکه. احساس میکنم هر لحظه امکان داره اون عناصرِ در حال فرار نیست بشن. آخ هری من. زیادیه، زیادیه، زیادیه، زیادیه. ای کاش «واقعا» میشد برات بمیرم. هری من. حتا نوشتن اسمش هم باعث میشه حس کنم یک موجی عظیم از تمام بودنم عبور میکنه. چطور توضیحش بدم!؟
جما توی مراسمه؛ خدایا دارم میمیرم. هری سرشو گذاشت روی شونهی جما. میمیرم، میمیرم، میمیرم، میمیرم، دارم میمیرم. «و میخوام تشکر کنم از نایل، لویی، لیام و زین که بدون اونها به اینجا نمیرسیدم.» واقعا؟ لویی رو تلفظ کرد؟ واقعا گفت لویی. لویی. لویی. هری رفت لوئیس رو بوسید. بیچارهم نکن بیشتر از این، نکن، نکن، نکن. هری و لوئیس همو بغل کردن و من بغض کردم که انگار هری و نایلن. شنایا اعلام کرد که عز ایت واز بهترین آهنگ سال شده. بهترین اکت، آرتیست سال، آلبوم سال، آهنگ سال، هری استایلز. هریز هوس اولین آلبومیه که در یک سال گرمی و بریتز رو با هم میبره بعد از آلبوم ۲۱ ادل در ۲۰۱۲. «در این دنیا کسی وجود نداره که بیشتر از استنلی توچی دوستش داشته باشم.» و تو چقدر در کنارش زیبا و باشکوهی!
واقعا خوشحالم. چون هریم دیشب واقعا خوشحال بود. اینقدر که میخوام گریه کنم. یادم میافته چقدر حالش خوب بود. وای عین دیوونهها میخوام هر کسی رو میبینم بهش بگم: «زندگیم روبهراهه. هری دیشب حالش خوب بود.» تمام زندگیم روبهراهه. عین دیوونهها هم نه، واقعا دیوونهام. زندگیم روبهراهه. نمیدونم آخرین بار کِی اینطور احساس میکردم که دیوارههای بودنم محکمه و ترَکی بر روش نیست. بعد از گِرمی بهش نیاز داشتم؛ به دیدن جریان شوق و خنده در چشمهاش، دستهاش، نفسهاش، هر لحظه از بودنش.
دوازده فوریه، بریت آواردزِ دوهزاروبیستوسه.
جما توی مراسمه؛ خدایا دارم میمیرم. هری سرشو گذاشت روی شونهی جما. میمیرم، میمیرم، میمیرم، میمیرم، دارم میمیرم. «و میخوام تشکر کنم از نایل، لویی، لیام و زین که بدون اونها به اینجا نمیرسیدم.» واقعا؟ لویی رو تلفظ کرد؟ واقعا گفت لویی. لویی. لویی. هری رفت لوئیس رو بوسید. بیچارهم نکن بیشتر از این، نکن، نکن، نکن. هری و لوئیس همو بغل کردن و من بغض کردم که انگار هری و نایلن. شنایا اعلام کرد که عز ایت واز بهترین آهنگ سال شده. بهترین اکت، آرتیست سال، آلبوم سال، آهنگ سال، هری استایلز. هریز هوس اولین آلبومیه که در یک سال گرمی و بریتز رو با هم میبره بعد از آلبوم ۲۱ ادل در ۲۰۱۲. «در این دنیا کسی وجود نداره که بیشتر از استنلی توچی دوستش داشته باشم.» و تو چقدر در کنارش زیبا و باشکوهی!
واقعا خوشحالم. چون هریم دیشب واقعا خوشحال بود. اینقدر که میخوام گریه کنم. یادم میافته چقدر حالش خوب بود. وای عین دیوونهها میخوام هر کسی رو میبینم بهش بگم: «زندگیم روبهراهه. هری دیشب حالش خوب بود.» تمام زندگیم روبهراهه. عین دیوونهها هم نه، واقعا دیوونهام. زندگیم روبهراهه. نمیدونم آخرین بار کِی اینطور احساس میکردم که دیوارههای بودنم محکمه و ترَکی بر روش نیست. بعد از گِرمی بهش نیاز داشتم؛ به دیدن جریان شوق و خنده در چشمهاش، دستهاش، نفسهاش، هر لحظه از بودنش.
دوازده فوریه، بریت آواردزِ دوهزاروبیستوسه.
نیاز به دونفربودن دارم. یکی از اونها «مطلقا» در حال جریاندادن هری در بودنش باشه و دیگری به باقی کارها بپردازه.
نیاز به داشتن دو جهان دارم. در یکی از اون جهانها «مطلقا» فقط من و هری وجود داشته باشیم و در دیگری هر چیز و کسی که میتونه هست باشه.
نیاز به داشتن دو جهان دارم. در یکی از اون جهانها «مطلقا» فقط من و هری وجود داشته باشیم و در دیگری هر چیز و کسی که میتونه هست باشه.
As It Was (slowed + reverb)
Harry Styles
خالی خالی خالی میشم. جوری که میخوام اون خالی رو بالا بیارم. چون میپیچه در ماهیچههام. نیاز به in this worldی که it's just us هست دارم هری؛ کامان، من فقط میخوام بهت شب به خیر بگم. تو تنهایی حالت خوب نیست. جاذبه تو رو به عقب میکشونه و من میخوام دستهام رو وصل کنم به وجودت و مانع از سقوطت بشم. جاذبه من رو به عقب میکشونه و من میخوام دستهات رو وصل کنم به وجودم و مانع از سقوطم بشم.
چرا جسمت بر روی زمینه؟
چرا جسمت بر روی زمینه؟
مرز باریک
THE SHOW, 9TH JUNE.
احساسِ سردردم شدیدتر شده بود. به نُه ژوئن فکر کردم. توی تاریکی نشسته بودم. بلند شدم. رفتم توی محیط باز. راه رفتم. سردم بود. به نُه ژوئن فکر کردم. به نایل فکر کردم. راه رفتم. دستهام با سرما پوشیده شده بودن. آهنگِ درحالپخش رو با صدای نایل تصور کردم. از درد سرم خندیدم و به آسمون نگاه کردم. دستهامو جمع کردم. لبخند زدم. آسمون صاف بود. ستارهها مشخص بودن. شبیه فلیکر بود. لرزیدم. دندونهام از طعم گسِ درد سرم به هم برخورد کردن. به نایل فکر کردم. ایستادم و مچاله شدم. شب قشنگه. فلیکر رو همیشه در شبهام دارم. عاشقم. نُه ژوئن. نایل. دِ شو. همهی این حالات در بیشتر از پنج دقیقه طول نکشید؛ اما فکر کنم برای همیشه بهخاطر بیارمش. بهخاطر نایل بود. از نو عاشق شب و سرما و ستارهها و تاریکی شدم. بهخاطر نایل بود.
هِوِن رو شنیدم و باید بگم ترانه فلیکره، موسیقی هارتبریک ودر. ترانه شبه، موسیقی روز. عاشقه. عاشقانه نیست؛ عاشقه. باز هم تکرارش میکنم که نمیدونم چند نفر در این دنیا پیدا میشن که آهنگ عاشق بسازن، نه عاشقانه؛ اما برای من نایل هورِن اولینشونه. امروز یک آهنگِ عاشق بیشتر دارم و آرومم که زنده هستم و بر روی زمینم. و این بهخاطر تو و صدا و جهان و انعکاس نفسهاته نایل.
«نوری شگفت در اطرافت در حال چرخشه. تو وجودت رو در سراسر اتاق شناور میکنی. لمس تو از ذراتی ساخته شده که بهشت هم قابل قیاس با اون ذرات نیست. تو از عناصری تازه شکل گرفتی.»
«فقط خدا میدونه که به کجا میتونه کشیده بشه. حتا اگر عشقمون خارج از کنترل ما شروع به رشدکردن کنه و من و تو از شور و آتشش نیست بشیم، بهشت یکسان نخواهد بود.»
«من در حال آشکارکردن هستم و تو در سراسر سطح اتاق میرقصی. فراتر از شیدایی، چقدر جنونوارانه به پرستشت مینشینم و این کاریه که انجامش میدم.
و من باور دارم؛ باور دارم که میتونم در بوسهی تو بمیرم.»
«نوری شگفت در اطرافت در حال چرخشه. تو وجودت رو در سراسر اتاق شناور میکنی. لمس تو از ذراتی ساخته شده که بهشت هم قابل قیاس با اون ذرات نیست. تو از عناصری تازه شکل گرفتی.»
«فقط خدا میدونه که به کجا میتونه کشیده بشه. حتا اگر عشقمون خارج از کنترل ما شروع به رشدکردن کنه و من و تو از شور و آتشش نیست بشیم، بهشت یکسان نخواهد بود.»
«من در حال آشکارکردن هستم و تو در سراسر سطح اتاق میرقصی. فراتر از شیدایی، چقدر جنونوارانه به پرستشت مینشینم و این کاریه که انجامش میدم.
و من باور دارم؛ باور دارم که میتونم در بوسهی تو بمیرم.»
تکتک جزئیات این اجرا. همهی صداها. از همین فاصله. ذرهبهذرهی این چیزی که وجود داره. صدای تو، در بین این اتمسفر و هوا و فضا، از همین فاصله. من اون روز در این اصوات و هر چیزی که هست حل شدم. وگرنه من چطور تونستم اون روز رو دووم بیارم؟ چطور میتونستم؟ اون روز من در تو حل شده بودم. تاروپودم در تاروپود صدات حل شده بود. وگرنه چطور میتونستم دووم بیارم؟