در حالی که نایل داشت میگفت what a time, what a time, what a time for you and I، یک لحظه اینطور شدم که «یک روز قراره وجود نداشته باشم و دیگه نتونم صدای نایل و زیباییهاشو احساس کنم.» و درسته قرار نیست بهخاطرش بتونم کاری انجام بدم اما حداقلش تا حدِ ممکن، تا زمانِ ممکن صدا و زیباییهای مربوط بهش و وجودش رو حس میکنم. در همین لحظه به خودم قول دادم.
من میام از نایل بنویسم اما وقتی بهش فکر میکنم به طرزی آروم میشم که با چشمهای بسته تبدیل به لبخند میشم و میخوام به فکر کردن بهش ادامه بدم و این حالت رو بیشتر حس کنم به جای اینکه توصیفش کنم و ازش بنویسم.
تبدیل به حس و لبخند و حال خوب من میشه، نه کلماتم نایل.
تبدیل به حس و لبخند و حال خوب من میشه، نه کلماتم نایل.
الان بیشتر دلتنگش شدم. نیاز دارم خودش واکنشی از خودش نشون بده تا اون حس اطمینانم برگرده. قربونش برم به لایوهاش که فکر میکنم، تماما فشرده میشم. جوری که از برنامههاش برامون میگفت و در جریان همه چیز ما رو قرار میداد.
در واقع حالش و مواظبِ خودش بودن تمام چیزیه که برام اهمیت داره. لیام قلبم.
در واقع حالش و مواظبِ خودش بودن تمام چیزیه که برام اهمیت داره. لیام قلبم.
نگاه اِما خیلی زیباست... زیر حجم زیباییشون تموم نشم و تا فرش قرمز باقی بمونم. هری رو که اصلا نگاه نمیکنم. خدای من، حرف زدنش.
Forwarded from مرز باریک
جدا از خودِ فیلم و داستان و کارگردانی، خودِ بازیگرها هم خاصن آخه. اِما کُرین رو ببینید چهقدر زیباییش آروم و یک جورهایی مهربون و آرامشدهندهس. نمیتونم دقیق توصیف کنم اما زیباییش زیباست، آرومه، زیباییش احساس داره و نگاه کردن بهش و تماشاش آرومت میکنه. دیوید داوسون رو که از همون لحظهی اول که دیدمش، انگار به ته وجودم نفوذ کرده باشه با حالت سرد و خلسه کنندهی چشمهاش. پوست یخ و خشک و در عین حال خیس صورتش. حالت باریک و کشیدهی لبهاش و کلا صورت زاویهدار بیحسِ سردش که احساس زیادی رو به جریان میاندازه. هری رو هم که هیچی نگم بهتره، اصلا نمیتوووونم :))) بازیگرها به تنهایی، خارج از بازیشون خودشون زیادی تأثیرگذار و نفوذپذیرن به نظرم. چه انتخابهایی!
هری خیلی حالش خوبه. گریهی حالِ خوبشم. چهقدر فضا زیباست و حسِ امنیت، فهمیده و درک شدن، ارتباط و وصل بودن از نوع درستش در بین عوامل و ارتباطِ عوامل این فیلم با هم موج میزنه. به معنای واقعی کلمه حس آرامش ازشون انعکاس پیدا میکنه. همه امنن و در کنار هم مطمئن از پذیرفته شدن.