مرز باریک
270 subscribers
819 photos
130 videos
116 links
— چارلز بوکاوسکی. والت‌ ویتمن. جونی‌ میچل. صداقت. زرد. میدوری‌ کوبایاشی. تریسی‌ امین. ری‌ چارلز. ژان‌ میشل‌ باسکیت. کارول‌ کینگ. گُل‌های مینا. هاروکی‌ موراکامی. خانواده‌. گلفروش.

https://t.me/BluChtBot?start=67a1a003bbdcaf8d84
Download Telegram
برام این‌قدر زیباست که از این کلمات برای بیان زیبایی‌ش و کپشن استفاده نمی‌کنم.

حتا براش «زیبا» بی‌‌معناست. اون فقط «هریه»، هری. به قدر و اندازه و طرزیه وجود و هر چیزش که کلمات براش نادرست و ناکافی‌ان و اسمش تنها صفت درستشه. هری، هریه.
کاش می‌‌تونستم با نایل وقت بگذرونم.

احساس می‌کنم یک روزِ عادی رو باهاش سپری کردن پُر از روشنیه و حسی داره شبیه به بودن در بین آسمون و ابرها. در هوایی آفتابی؛ اما نه آفتابی زننده، آفتابی خوشایند و راحت. شبیه حس‌و‌حال black and whiteش یا cross your mind یا since we're alone.
التون جان گفته دوست داره با هری همکاری کنه :"))))
"I pity people who don’t know what it feels like to be this in love."
- عزیزِ دل و قلب و جون و وجود و همه‌چیزم
نمی‌تونم به لیام فکر نکنم.
Forwarded from مرز باریک
من فقط به یک حسی نیاز دارم که بهم اطمینان و باور بده که لیام مواظب خودشه. که لیام مواظب خودشه. که لیام مواظب خودشه. هیچ چیز دیگری نمی‌خوام. فقط اطمینان از مواظبِ خودش بودن.
در حالی که نایل داشت می‌گفت what a time, what a time, what a time for you and I، یک لحظه این‌طور شدم که «یک روز قراره وجود نداشته باشم و دیگه نتونم صدای نایل و زیبایی‌‌هاشو احساس کنم.» و درسته قرار نیست به‌خاطرش بتونم کاری انجام بدم اما حداقلش تا حدِ ممکن، تا زمانِ ممکن صدا و زیبایی‌های مربوط بهش و وجودش رو حس می‌کنم. در همین لحظه به خودم قول دادم.
من میام از نایل بنویسم اما وقتی بهش فکر می‌کنم به طرزی آروم می‌شم که با چشم‌های بسته تبدیل به لبخند می‌شم و می‌خوام به فکر کردن بهش ادامه بدم و این حالت رو بیشتر حس کنم به جای این‌که توصیفش کنم و ازش بنویسم.
تبدیل به حس و لبخند و حال خوب من می‌شه، نه کلماتم نایل‌.
لیام، امروز. گفته حالش خوبه و مواظب خودشه. حالش خوبه و مواظب خودشه. و من آرومم. نفسم‌هام کامله و لحظاتم کمبود چیزی رو حس نمی‌کنه.
الان بیشتر دلتنگش شدم‌. نیاز دارم خودش واکنشی از خودش نشون بده تا اون حس اطمینانم برگرده. قربونش برم به لایوهاش که فکر می‌کنم، تماما فشرده می‌شم. جوری که از برنامه‌‌هاش برامون می‌گفت و در جریان همه چیز ما رو قرار می‌داد.

در واقع حالش و مواظبِ خودش بودن تمام چیزیه که برام اهمیت داره. لیام قلبم.
نگاه اِما خیلی زیباست... زیر حجم زیبایی‌شون تموم نشم و تا فرش قرمز باقی بمونم. هری رو که اصلا نگاه نمی‌کنم. خدای من، حرف زدنش.