این عکس داره وجودم رو زیر و رو میکنه. این عکس داره باعث میشه خودم رو متوجه نشم هیچجوره.
و این عکسِ هری که واقعا ویرونش هستم رو برام تداعی میکنه حس و حال چهرهش:
و این عکسِ هری که واقعا ویرونش هستم رو برام تداعی میکنه حس و حال چهرهش:
چهطور یک عکس میتونه همچین تاثیری بر روت بذاره که حس کنی داره لایههای بودنتو زیر و رو میکنه، داره سلولهای ساکنت رو به حرکت در میاره؟
چطور چیزی میتونه از چشمهات به درونت نفوذ کنه و همهی حسهات رو بیدار کنه؟
چطور چیزی میتونه از چشمهات به درونت نفوذ کنه و همهی حسهات رو بیدار کنه؟
من اینقدر جما رو دوست دارم که چند روز یک بار پیجش رو نگاه میکنم، پادکستهاشو گوش میدم و تکتک استوریهاشو با حوصله چک میکنم. از زیباترین آدمهاییه که میشناسم. زنده و روشنه. پُر از شور و شوق و الهامه. واقعا زندهس، شدیدا.
استایلزها کلا موردعلاقهی من هستن و همون چیزهایی که من در آدمها به دنبالشون هستم رو در خودشون جا دادن: در جریان بودن، شور و شوق داشتن، زنده و واقعی بودن. و اینها الهامبخشترینِ وجود هر انسانیاَن و جما و ان و هری یک جوری اینها رو دارن و نشونش میدن که باعث میشن همیشه به عنوان انسان تحسینشون کنم. این خانواده زیادی زیبا و الهامبخش همدیگهان.
استایلزها کلا موردعلاقهی من هستن و همون چیزهایی که من در آدمها به دنبالشون هستم رو در خودشون جا دادن: در جریان بودن، شور و شوق داشتن، زنده و واقعی بودن. و اینها الهامبخشترینِ وجود هر انسانیاَن و جما و ان و هری یک جوری اینها رو دارن و نشونش میدن که باعث میشن همیشه به عنوان انسان تحسینشون کنم. این خانواده زیادی زیبا و الهامبخش همدیگهان.
خیلی کم پیش میاد این حرف رو بزنم، واااقعا کم، خیلی خیلی خیلی کم، اما «خوش به حال» تمام اون کسانی که از روزمرگی عادی هری خبردارن.
از رومزگی عادی هری، زندهبودنهای هری خبردارن.
از رومزگی عادی هری، زندهبودنهای هری خبردارن.
داره حرف میزنه اما چشمهاش... اینقدر زیاده نمیتونم نگاهش کنم... چشمهاش اونقدر زیادن که باعث میشن چشمهام رو ازشون بدزدم. چشمهاش، آخ جانم.
چشمهات! جان من!
چشمهات! جان من!
نمیخوام از اینکه چهقدر شیفتهی حرف زدن و چیدن کلماتش کنار هم و طرز و مدل بیانش هستم، حرف بزنم.
قلبِ من؛ سوالی رو که ازش پرسیده شد جواب داد و کلی توضیح داد و در نهایت راجع به حرفای خودش گفت: «این اصلا جواب بود؟ فقط کلمااات بود.»
قلبِ من؛ سوالی رو که ازش پرسیده شد جواب داد و کلی توضیح داد و در نهایت راجع به حرفای خودش گفت: «این اصلا جواب بود؟ فقط کلمااات بود.»