لویی توییت زد و پاک کرد در صدم ثانیه. نمیتونم به حال چشمهاش فکر نکنم :)) قربونشون برم. قربونت برم. قربونت برم. قربون حالت برم.
هری با دیدریمینگ اجرا رو شروع کرد. لیتل فریک رو خوند. آهنگای قبل و بعدش چی بودن؟ ماتیلدا، ستلایت :)) ترتیبِ ماتیلدا، لیتل فریک و ستلایت. زین؟ محو زیبایی غمناکشم و نگاهِ ولی هیچ چیز برای ترسیدن وجود نداره، حتا وقتی شب عوض شه، هیچ چیز من و تو رو عوض نمیکنهی صداشم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
- It will never change me and you
Night Changes (2022)
Zayn
هی جلوی خودمو گرفتم برای این ولی الان دیگه طاقت نیاوردم. مگه قراره بهش گوش کنم؟ نه قراره بمیرمش، گریهش کنم، نفسش بکشم. دوستت دارم زین؛ به اندازهی زیبایی بیانتهای مژهها و چشمهات، نفسهات، تار تار موهات، موج به موج صدات، شاعرانگی بودنت. خیلی دوستت دارم. خیلی دوستت دارم. خیلی دوستت دارم.
میتونم سنم رو بر مبنای تمام زمانهایی که با چشمهای بسته فاینلاین رو در فاینلاین مطلق گوش کردم حساب کنم. مثلا سنم بیشتر از ده بیلیون فاینلاینه. گرچه که با فاینلاین من هیچ زمانی ندارم. خارج از زمان و مکانم و چیزی نیستم جز فاینلاین. فقط فاینلاین. فاینلاین.
با همه چیز نقطههای پُررنگ و مرز دارم. زمانها، حالتها و اتفاقهایی که برای اون آدم به مرحلهی جدیدی میرسم و برای هری عمیقترینش زمانی بود که فاینلاین رو خارج از خودم نشنیدم و انگار درون من شروع به طلوع کرد. از اون زمان به بعد من alrightام. هر چیزی که بشه، من اطمینان دارم از alright بودنم، از وصل بودنم، از تونستنم، از عاشق بودنم.
مرز باریک
با همه چیز نقطههای پُررنگ و مرز دارم. زمانها، حالتها و اتفاقهایی که برای اون آدم به مرحلهی جدیدی میرسم و برای هری عمیقترینش زمانی بود که فاینلاین رو خارج از خودم نشنیدم و انگار درون من شروع به طلوع کرد. از اون زمان به بعد من alrightام. هر چیزی که بشه،…
با هری هزاران مرز دارم. همه رو با زمانش یادداشت کردم. مرزهایی که در درجهی رسیدن به وصل شدن باهاش به حالتهای جدیدی میرسم. تا زمانی که وجود دارم ادامه داره. قراره با هری به تمام غیرممکنها برسم. به قول فروغ به کهکشان، به بیکران، به جاودان.
مرز باریک
با هری هزاران مرز دارم. همه رو با زمانش یادداشت کردم. مرزهایی که در درجهی رسیدن به وصل شدن باهاش به حالتهای جدیدی میرسم. تا زمانی که وجود دارم ادامه داره. قراره با هری به تمام غیرممکنها برسم. به قول فروغ به کهکشان، به بیکران، به جاودان.
گرچه فکر میکنم رسیدم به کهکشان، به بیکران، به جاودان. به غیرممکنها. به بینهایتها، به نهایتها، به عدم، به عبث، به غیروجودداشتنها.
من فقط به یک حسی نیاز دارم که بهم اطمینان و باور بده که لیام مواظب خودشه. که لیام مواظب خودشه. که لیام مواظب خودشه. هیچ چیز دیگری نمیخوام. فقط اطمینان از مواظبِ خودش بودن.
واقعا برای I hope that I find you my dear گفتن نایل در Dear Patience میمیرم و زندگی میکنم. برای بیستوچهار ثانیهی آخرش ادامه میدم. بیستوچهار ثانیهی آخرش.
هر چهقدر بگم تکتک آهنگهای نایل رو عاشق عاشق عاشق عاشق عاشق عاشق عاشق عاشق عاشق عاشق عاشق عاشق عاشق عاشق عاشق عاشقم کمه. از عصر دارم متوالی نایل گوش میدم و هر بار اینطورم که خدایا، من واقعا این موجود و آهنگهاشو عاشقم. آهنگهای عاشقش رو عاشقم.