من نگاه میکنم و نگاه میکنم و نمیتونم بگم و الان هزار بار نوشتم هری تیشرت واندی بلند کرد و با ذوق تکونش داد و به همه نشونش داد. هی مینویسم و پاک میکنم چون واقعا هری تیشرت واندی بلند کرد و با ذوق تکونش داد و به همه نشونش داد احساسم نیست. و من نمیتونم ظاهر هر کلمه رو کنار بزنم و نشونش بدم.
به شدتِ بینهایت گفتن هری در بینهایت دوستت دارم یک جهت. بینهایت. بینهایت. بینهایت. بینهایت. بینهایت. بینهایت دوستت دارم یک جهت. بینهایت. بینهایت.
به اندازهی تعداد شبهایی که طول میکشه ستاره رو شمارش کنی دوستت دارم. بینهایت.
به اندازهی تعداد شبهایی که طول میکشه ستاره رو شمارش کنی دوستت دارم. بینهایت.
سایهم روی دیوار بود. حرکت کردم. تکون خوردم. موهامو تکون دادم. دستمو حرکت دادم. نگاهش کردم. صدای نایل رو شنیدم.
همین الان. سایه. حرکت. نایل. تاریکی. صدا. من.
همین الان. سایه. حرکت. نایل. تاریکی. صدا. من.
اهمیتی نداره چه چیزهایی باعث شده الان در این نقطه باشم؛ مهم اینه الان در این نقطهاَم. نقطهای که اونها بخشِ جداییناپذیر و عمیق من و زندگی و هر چیزی که دارم هستن. اونها در من، در زندگی من، در جریانات من، حرکت میکنن و من با اونها بیدار میشم، ادامه میدم، پیش میرم، قدمهامو برمیدارم و چشمهامو روی هم میذارم. دوست داشتنشون رو احساس میکنم و به عنوان نزدیکترینهام بهشون اهمیت میدم و از نفس کشیدنشون خبردارم. توضیحش در عین ساده بودن، ساده هم نیست: باهاشون زندگی میکنم.
باهاشون زندگی میکنم.
باهاشون زندگی میکنم.
«در کوچه پس کوچهها، پلههای اضطراری و راهروها چهرهت رو میبینم. از هواپیماها تا قطار تندروها، آسمونهای تابستون تا بارونِ سیلآسا، تمام برنامههای آیندهای که هرگز بهشون نمیرسیم. از قلبی تپنده تا دوردستترین مکان. تو همین حالا هم خونهای. همین حالا هم خونهای.»
خونهای. تو همین حالا هم خونهای.
خونهای. تو همین حالا هم خونهای.
«موزیک تو به من کمک کرد از پس سرطان بربیام. من برنده شدم. ما روبهراه میشیم.» یکی از ساینهای لاو ان تور :)))
بالاخره as it was رکوردِ سریعترین آهنگ سولوی تاریخ اسپاتیفای که به یک میلیارد استریم میرسه رو مال خودش کرد. خوشحالم :)))
- I go round and round...
پذیرفته شده، صمیمی، راحت، آزاد و امن. اطمینان داری از آرامش و احساس تعلقت بهش؛ خونه. خونه. هفتادوهشت بار خونه از جنس تو لویی تاملینسن. پذیرفته شدن، صمیمیت، راحتی، آزادی و امنیت از جنس شجاعت و عشق وجودت. اطمینان از جنس آرامش آبی چشمهات و احساس تعلق از جنس قلبِ بیانتهات. تا خونههای بعدیت منتظرت میمونم. دوستت دارم آبیِ شجاعِ قلبم. ممنونم که وجود داری.
No hard feelings, honey
There'll be no bad blood
Losing your love has been hard enough
Life can be short, but life can be sweet
No hard feelings, honey
The next time we meet
It's not hard to remember
When it was tough to hear your name
Crying in the bathtub
To "Love Is A Losing Game"
But there's only so much sulking
That the heart can entertain
No hard feelings, honey
Next time you come my way
The threads that kept us together
Were already wearing thin
Would we ever have tied the knot
Well how long is a piece of string?
And for everything that ends
Something else must begin
No hard feelings, honey
And we both will take the win
There'll be no bad blood
Losing your love has been hard enough
Life can be short, but life can be sweet
No hard feelings, honey
The next time we meet
It's not hard to remember
When it was tough to hear your name
Crying in the bathtub
To "Love Is A Losing Game"
But there's only so much sulking
That the heart can entertain
No hard feelings, honey
Next time you come my way
The threads that kept us together
Were already wearing thin
Would we ever have tied the knot
Well how long is a piece of string?
And for everything that ends
Something else must begin
No hard feelings, honey
And we both will take the win