مرز باریک
270 subscribers
819 photos
130 videos
116 links
— چارلز بوکاوسکی. والت‌ ویتمن. جونی‌ میچل. صداقت. زرد. میدوری‌ کوبایاشی. تریسی‌ امین. ری‌ چارلز. ژان‌ میشل‌ باسکیت. کارول‌ کینگ. گُل‌های مینا. هاروکی‌ موراکامی. خانواده‌. گلفروش.

https://t.me/BluChtBot?start=67a1a003bbdcaf8d84
Download Telegram
امروز روز لوییه. امروز لویی رو بیشتر از روزهای دیگه همراهِ خودم دارم و دوستش دارم تا فراتر از مرز آبی چشم‌هاش‌. تا نهایت اقیانوس چشم‌هاش.
لحظه‌م با لویی رو خیلی خوب یادمه. لحظه‌‌ای رو که بهش نگاه کردم، بهش گوش کردم و متوجه شدم مثل قبل نیست و همه چیز متفاوت شده. لحظه‌ی پیدا شدن در حس تعلق به کسی. لحظه‌ی پیدا شدن در حس تعلق به لویی.
نمی‌دونم چی بگم :))) فقط خیره‌ام بهش. هری هست و هری. یک ساعته.
Forwarded from مرز باریک
خلاصه‌ای از نقش‌های بازگیرها:
ما نیاز به ترکیبی از اقلیت‌های مختلف، جنسیت، گرایشات جنسی و انواع بدن‌ها داریم. ما می‌خوایم همراه بازیگرا و با استفاده از مسیر هنر احساس 'محدود نبودن به هیچ زمانی' رو به وجود بیاریم. پس اگه کسی شبیه به دوران ۶۰ هست، می‌خوایم داشته باشیمش. ما دنبال آدم‌های خونگرم، مهربون، پرشور، دوست‌‌داشتنی، دارای ذهنیت باز در مورد سکس، لطیف اما دقیق، سرخوش و بیخیال هستیم. به خصوص برای صحنه‌های عاشقانه، خیلی مهمه یک فضای درست در ست فیلمبرداری به وجود بیاریم. پس نیاز به آدم‌هایی داریم که با خودشون این ویژگی‌ها رو دارن. احساس راحتی می‌کنن و بقیه هم کنارشون راحتن.
کوچولو، بچه، کودک، هری.
Just thinking about you...
- همه چیز زیباتره. همه چیز با زیبایی تو بهتره. الان که اومدی، بیشتر دلم برات تنگ شده. همه چیز حس آشنایی تو رو گرفته.
چند شب پیش توی خوابم دیگه لیامو دیدم. هیچ چیز یادم نیست اما وقتی بیدار شدم فقط احساس دیدنش توی ذهنم بود. اگر می‌شد با دوست داشتن و فکر کردن به آدم‌ها ازشون محافظت کرد، من این روزها در بیشترین حالت محافظتم از لیام قرار داشتم. محافظت از چشم‌هاش. قلبِ بزرگش. لبخندهاش.
همه از این‌که لیتل فریک و دی‌دریمینگ توی ست‌لیست نیست حرف می‌زنن. اما ندیدم کسی به این‌که گریپ‌‌جوس هم نیست توجهی نشون بده. خودم قربونت می‌رم گریپ‌‌جوس، آخه there's just no getting through, without you.
بخشی از من گاهی فکر می‌کنه که مخاطب و الهام‌بخش خیلی از آهنگ‌های هری خود هری‌اَن.

لایتس‌اپ، شی، عز ایت واز (واضح‌تر)، لیتل فریک، ماتیلدا، ستلایت، بوی‌فرندز، ساین‌ او د تایمز، گلدن، فاین‌لاین. البته که، شاید.
رقص، سایه؛ دو کلمه‌ای که بیشتر از بقیه‌ی کلمات یادآورِ آهنگ‌های نایله برام.

سایه‌ی من برای اولین بار بدون تو در حال رقصیدنه.
وقتی چراغ‌ها روشن می‌شن و هیچ سایه‌ای در حال رقصیدن نیست.
دیروز فکر کردم سایه‌ی تو رو در حال دویدن در اطرافم دیدم.
مثل بارش بارون در روزی آفتابی، سایه‌ای پشتِ صورتت وجود داره.
در تاریکی می‌رقصه؛ هنری واقعی.
اگر تمام دنیا در حالِ تماشای ما باشن، من هنوز هم باهات برقصم.
تماشات کنم که می‌رقصی و بهت بگم متاسفم.
جوری که می‌رقصی رو دوست دارم.